تبلیغات
فاطمیون

علت غیبت امام زمان خود ما هستیم

یکشنبه 26 تیر 1390 11:07 ب.ظ

علت غیبت امام زمان خود ما هستیم
اگر چه غیبت سلب نعمت ظهور و دیدار امام است كه در اثر بى توجهى ‏ها و غفلت‏هاى بشریت بوده است، امّا از بعد دیگر یك كمال است چرا كه باعث احساس نیاز مردم مى ‏شود كه نامش انتظار است كه فایده‏هاى زیادى بر آن مترتب است. مطلب پیش رو جُستاری در سخنان گهربار عالم ربانی مرحوم حضرت آیت الله بهجت با محوریت حضرت صاحب الزمان (عج) می باشد که در آستانه نیمه شعبان تقدیم خوانندگان گرامی می شود:

علت غیبت امام زمان(ع) خود ما هستیم

سبب غیبت امام زمان(ع) خود ما هستیم، زیرا دستمان به او نمی‌رسد، وگرنه اگر در میان ما بیاید و ظاهر و حاضر شود چه كسی او را می‌كشد؟! آیا جنّیان آن حضرت را می‌كشند، یا قاتل او انسان است؟! ما از پیش در طول تاریخ ائمه(ع) امتحان خود را پس داده‌ایم كه آیا از امام تحفّظ و اطاعت می‌كنیم یا اینكه او را به قتل می‌رسانیم؟! انحطاط و پستی انسان به حدّی است كه قوم حضرت صالح(ع) ناقة صالح را با اینكه وسیلة ارتزاق و نعمت آنها بود، پی كردند، چنان‌كه قرآن كریم دربارة آن می‌فرماید: «لها شربٌ و لكم شرب یوم معلوم، یعنی، یك روز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن، آن ناقه، یك روز آب چاه را می‌خورد و در عوض به آنها شیر می‌داد! بنابراین، همان‌گونه كه ممكن است عقلاً خزینه و انبار نعمت خود را نابود كنند، همچنان كه ناقة صالح را كشتند، امكان دارد كه ما انسان‌های عاقل(!) نیز امام زمان(ع) را كه تمام خیرات از او است و از ناقة صالح بالاتر و پرفیض‌تر است برای اغراض شخصیة خود به قتل برسانیم!

لزوم احتیاط در فتنه‌های آخرالزّمان

سؤال: از حضرت رسول(ص) دربارة آخرالزّمان و فتنه‌های آن نقل شد كه فرموده‌اند: تشخیص تكلیف در آن زمان مشكل است. پس چه باید كرد؟

جواب: اگر به دست آوردن تكلیف مشكل باشد، احتیاط كردن كه مشكل نیست، باید توقّف كرد و احتیاط نمود. ریختن خون مردم، هتك اَعراض [آبروهای] آنها و از بین بردن اموال و دین آنها شوخی نیست، برای ما اتمام حجّت شده است.

گویا به كلی از «عین الله الناظرة» غافل هستیم!

اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بندگانی هستند كه علم و صوابشان مطرد (فراگیر) است، یعنی با داشتن مقام عصمت نه خطا می‌كنند و نه خطیئه و امام زمان(ع) «عین الله النّاظرة و اُذنه السّامعة و لسانه النّاطق، و یده الباسطة؛ چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشادة خداوند است و از اقوال، افعال، افكار و نیّات ما اطلاع دارد؛ مع ذلك گویا ما، ائمه(ع) و به خصوص امام زمان(ع) را حاضر و ناظر نمی‌دانیم، بلكه گویا مانند عامّه، اصلاً زنده نمی‌دانیم و به كلّی از آن حضرت غافل هستیم!

اشراف امام(ع) بر اعمال بندگان

گویا بنا بر این است كه در عمل، خدا، نادیده گرفته شود، با اینكه در روایت «كافی» دارد كه: «در هر شهری عمودی از نور است كه امام(ع) اعمال بندگان را در آن می‌بیند یا ملَكی برای او خبر می‌آورد». همچنین «روح القدس» مؤیّد او با او است، غیر از آن روحی كه هر سال یك بار در شب قدر بر او نازل می‌شود. بنابراین، اگر مثلاً پرده‌ای هم دور عمل خود بكشیم، فایده ندارد و دید امام(ع) نافذتر است و در برابر چشمان واقع بین او مانع و حائل ایجاد نمی‌كند. همچنین در رؤیت امام(ع) مقابله و محاذات (هم‌سویی) شرط نیست، بلكه هر جا كه نشسته، بر أرضین سفلیٰ و سماوات سبع و ما فیهنّ و ما بینهنّ اشراف دارد. خداوند متعال می‌فرماید:

«و آتیناه الحكم صبیّاً؛ در حال كودكی، حكم را به او عطا كردیم» و نیز می‌فرماید: «قال إنّی عبدالله آتانی الكتاب و جعلنی نبیّاً؛ گفت: من بندة خدایم، خداوند به من كتاب عطا كرده و مرا پیامبر قرار داده است. اگر مسئلة امام شناسی بالا رود، خداشناسی هم بالا می‌رود؛ زیرا چه آیتی بالاتر از امام(ع)؟ امام آیینه‌ای است كه حقیقت تمام عالم را نشان می‌دهد.

حدیث ثقلین و اثبات غیبت امام زمان(ع)

«حدیث ثقلین» از ادلّة اثبات غیبت امام زمان(ع) است، زیرا در آن حدیث می‌فرماید: «إنّهما لن یفترقا، قرآن و عترت از هم جدا نمی‌شوند»، یعنی، چه حاضر باشند یا غایب، اگر كسی این حدیث را تحقیق و معنای آن را تحصیل كند، مسئلة غیبت خیلی برای او واضح خواهد بود؛ زیرا در غیر این صورت، «لزم الإنفكاك بین القرآن و العترة؛ لازمة آن جدایی بین قرآن و عترت خواهد بود».

کوتاه گفته های آیت الله بهجت در باره امام زمان (عج)

چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.

*
ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.

*
دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.

*
در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!

*
با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!

*
هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می‌دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی – هر چند ضعیف – خدمتش می‌فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!

*
علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.

*
انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!

*
چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!

*
خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.

*
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.

*
افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!

*
امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.

*
قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست!

*
اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!

*
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.

*
آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!

*
ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!

*
تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.

*
چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!

*
هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

*
خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!

*
آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!

*
اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!

*
با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها – اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی – می توان به آن واسطۀ فیض؛ حضرت حجّت (علیه السلام)، رجوع کرد.

*
حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!

*
راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان… بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.



 

عصبانیت شیخ وهابی از امام جمعه تهران

دیروز نیز "عبداللطیف محمود" شیخ وهابی بحرینی در خطبه های نماز جمعه یکی از مساجد این کشور نسبت به اظهارات آیت الله جنتی شدیدا اعتراض کرد و گفت: "مگر بحرین کشوری کافر است که باید توسط مسلمانان فتح شود؟"
  چندی پیش حضرت آیت الله جنتی، امام جمعه موقت تهران در خطبه های نماز جمعه با اشاره به سرکوبها و جنابات رژیم های آل خلیفه و آل سعود در بحرین از کشتار و زندانی کردن مردم در این کشور انتقاد کرد و گفت:‌ در نهایت نیروهای آمریکایی در لباس نیروهای عربستانی باید از این کشور اخراج شوند و این کشور به دست اسلام و مسلمین فتح و اسلامیت بر آن حاکم شود.

این اظهارات صریح دبیر شورای نگهبان کافی بود تا مقامات رژیم آل خلیفه و حامیانشان به جوش آیند و نسبت به این سخنان حضرت ایت الله جنتی واکنش نشان دهند.

در همان ایام وزارت امور خارجه بحرین با فراخواندن کاردار سفارت ایران در منامه، با تحویل یک نامه به اظهارات امام جمعه موقت تهران درباره این کشور اعتراض کرد و سخنان امام جمعه موقت تهران را استفاده از عبارات خصمانه علیه پادشاهی بحرین توصیف کرد. 

دیروز نیز "عبداللطیف محمود" شیخ وهابی بحرینی در خطبه های نماز جمعه یکی از مساجد این کشور نسبت به اظهارات آیت الله جنتی شدیدا اعتراض کرد و گفت: "مگر بحرین کشوری کافر است که باید توسط مسلمانان فتح شود؟"

به گزارش روزنامه الوسط بحرین، عبداللطیف محمود در واکنش به سخنان آیت الله جنتی گفت:  "مسلمانان طوایف مختلف در این کشور مناسک خود را به جای می آورند، و طبق مذاهب خود امور دینی را انجام می دهند."

ادعاهای این شیخ وهابی بحرینی در حالی مطرح می شود که کشته شدن ده ها شهروند در جریان تظاهرات مسالمت آمیز مردمی، ادامه سرکوب مردم به بهانه های مختلف طایفه ای و فرقه ای، اخراج افراد از کار تنها به اتهام شرکت آنها در اعتراضها، بازداشت و محاکمه شهروندان در دادگاه های نظامی، و شکنجه بازداشت شدگان در زندانهای آل خلیفه، اعتراض بیشتر سازمان های مدافع حقوق بشر و محافل بین المللی را برانگیخته است.

ادامه حضور نظامیان بیگانه که مردم بحرین آنان را به چشم اشغالگر می بینند، و استفاده از این نیروها در سرکوب تظاهرات و فعالیتهای مسالمت آمیز، از دیگر دلایل شدت یافتن فشارهای بین المللی علیه رژیم آل خلیفه است؛ این رژیم سرانجام مجبور شد از هفته گذشته گفت و گوهایی نمایشی را به هدف کاستن این فشارها آغاز کند.


عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز با انتقاد از مصباحی مقدم، غفوری‌فرد و وزیرامورخارجه به دلیل مصافحه با یكی از سران داخلی فتنه، گفت: كسانی كه با خاتمی خوش‌وبش كردند دغدغه ‌انقلاب، ندارند.

 

حجت‌الاسلام جعفر شجونی عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، با بیان اینكه خاتمی جز سران داخلی فتنه است و باید در دادگاه محاكمه شود، گفت: متاسفانه در مراسم ختم آقای صدوقی، خاتمی با گستاخی شركت كرده و برخی افراد از جمله مصباحی مقدم، غفوری فرد و وزیر خارجه دولت با او خوش‌بش كردند كه این كار پشت كردن به اصولگرایی و مردم محسوب می‌شود.

* خاتمی پاسخگوی دیدارش با "سوروس " صهیونیست باشد

وی با بیان اینكه خاتمی در فتنه 88 نقش محوری را ایفا می‌كرد، افزود: آقای خاتمی باید در دادگاه محاكمه شود و نسبت به دیداهای محرمانه خود با جرج سوروس صهیونیست به مردم پاسخ بدهند اما متاسفانه برخی‌ها كه دغدغه انقلاب و اسلام را ندارد از خاتمی استقبال می‌كنند و در مراسم ختم با او خوش‌وبش می‌كنند.

نماینده اولین دوره مجلس شورای اسلامی گفت: اصولگرایان باید در مراسم ختم آیت‌الله صدوقی به خاتمی بی‌محلی می‌كردند چرا كه خوش‌‌وبش و مصافحه با خاتمی اهانت به مردم است.

عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز گفت كه وظیفه می‌داند در جلسه شورای مركزی جامعه روحانیت به مصباحی مقدم عضو دیگر این جامعه نسبت به خوش‌وبش با خاتمی تذكر بدهد.

 

مذاكره با آمریكا از خطوط قرمز ایران است

رئیس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ‌گفت: مذاكره و هرگونه ارتباط‌گیری با آمریكا هنوز یكی از خطوط قرمز ایران است.

 

  علاالدین بروجردی‌ در دومین روز از ششمین همایش ایثارگران بیمه ایران در محل سالن اجتماعات بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی اظهار داشت: ایران به دنبال مذاكره و ارتباط‌ با دولت آمریكا نیست.
رئیس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، به مذاكرات آمریكا با ایران در ارتباط با آینده كشور عراق در چند سال گذشته تصریح كرد: پشت پرده این مذاكرات سه‌جانبه كاملا اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران را ثابت كرد.
نماینده مردم بروجرد و اشترینان در مجلس شورای اسلامی ولایت فقیه را محور تمام پیروزی‌های كشور در طول سال‌های اخیر دانست و عنوان داشت: در صورت حذف ولایت فقیه از انقلاب دیگر چیزی به نام انقلاب اسلامی باقی نمی‌ماند.
بروجردی افزود: مهم‌ترین عامل موفقیت‌های پی در پی جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های مختلف نیز وجود مثمر ثمر ولایت فقیه است.
رئیس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با بیان اینكه هم‌اكنون روح حاكم بر تحولات عظیم منطقه از انقلاب اسلامی ایران نشات گرفته است، اعلام كرد: در حال حاضر نظام جمهوری اسلامی ایران با تمام قوا مقابل استكبار جهانی ایستاده است.
وی وجود قدرت‌های بزرگ جهانی را در مقابل قدرت لایضال الهی هیچ شمرد و گفت: تنها با كمی باور داشتن به این قضیه به بسیاری از این امور واقف می‌شویم.
نماینده مردم بروجرد و اشترینان در مجلس شورای اسلامی ورود كشور به عرصه‌های سیاسی را هم بر همین مبنا عنوان ‌و خاطر‌نشان كرد: با همین سیاست، بسیاری از مشكلات پیش رو در زمینه‌های مختلف و موانع برطرف شده است.
بروجردی به برخی از توطئه‌های استكبار جهانی علیه آرمان‌های والای انقلاب اسلامی ایران اشاره كرد و ابراز داشت: كودتای نا‌فرجام نوژه یكی از این توطئه‌های خصمانه كشور است.
رئیس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تاكید كرد: همچنین مصاف نابرابر هسته‌ای با كشورهای استكباری از دیگر این توطئه‌ها به حساب می‌آید.
وی با اشاره به استقامت ملت ایران در برابر این توطئه‌ها در طول چند سال گذشته بیان داشت: نظام‌های استكباری حتی در این ارتباط از فكر حمله نظامی علیه ایران نیز دریغ نكردند.
بروجردی صدور قطعنامه‌های متعدد را از دیگر دشمنی‌های این كشورها علیه نظام جمهوری اسلامی ایران دانست و گفت: با وجود مشكلات بسیار زیاد، ایران از سد آنها به سلامت در حال عبور است.



 

مبارزه با تروریسم از ادعا تا عمل

تروریست هایی که در دهه ۱۳۶۰ هزاران نفر را بی رحمانه به خاک و خون کشیدند و از جمله در یک حادثه ۷۲ نفر از نخبگان علمی و سیاسی و مسئولان بلندپایه کشور، و در حادثه ای دیگر، رئیس جمهور و نخست وزیر کشورمان را به شهادت رساندند، اکنون در حمایت دولت ها و دولتمردان اروپایی و زیر حمایت آنان زندگی می کنند

بررسی تحولات و وقایع دنیای پیرامونی به ویژه رخدادهای جامعه جهانی، انسان را با واژه هایی بسیار زیبا و جذاب آشنا می سازد. اصطلاحاتی که در نگاه اول، شور و شعف آدمی را از این همه احساس انسان دوستانه و درک نسبت به موضوعات انسانی متحول می سازد و احساس شرایط ایده آل را برای انسان تداعی می کند.

استعمال واژه هایی همچون مبارزه با تروریست، رعایت حقوق بشر، برخورد با خشونت و نژادپرستی، احترام به عقاید ملت ها، آزادی بیان، حق انتخاب و... صدها کلمه و واژه دیگری از این قبیل اصطلاحات که حس بشردوستانه و دور از خشونت حاکمان کنونی جامعه جهانی را نشان می دهد؛ به گونه ای که اعتقاد به این الفاظ با ژست های انسان دوستانه، انتظار جامعه ای جهانی با احترام به آراء و خواسته ملت ها و بدون هیچ جنگ و خونریزی همراه با صلح و آرامش جهانی را به تصویر می کشاند.

اما با تأملی در کارکرد واقعی این اصلاحات و نگاه عمیق به وقایع و رخدادهای جهانی و دقت در مسائل پیرامونی به ویژه رفتارهای مدعیان مبارزه با تروریسم، نه تنها خبری از مبارزه با تروریست و خشونت تحمیلی جهانی، وجود ندارد بلکه موج زیاده خواهی مدعیان این اصطلاحات دروغ پردازی گویندگان این الفاظ را بیش از پیش رسوا می کند. واقعیتی که اقدامات تروریستی اخیر در منطقه، ردپایی از جریان تروریسم سازمان یافته از سوی غرب به ویژه آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی را نشان می دهد.

موضوعی که رهبر فرزانه انقلاب در پیام خویش به همایش بین المللی مبارزه جهانی با تروریسم، با اشاره به سابقه قدرت های سلطه گر در اقدامات تروریستی و حمایت از رژیم تروریستی صهیونیست و سیاهه بلند بالای آنها در پشتیبانی مالی و تبلیغاتی از تروریست های سازمان یافته و در عین حال ادعای مبارزه با تروریسم، این واقعیت و دوگانگی در گفتار و رفتار غرب را نکوهش کردند.

واقعیت تلخی که به علت زیاده خواهی خودکامه گان و حاکمان استکباری دنیا، صلح و آرامش و آزادی را از مردم ملت های مختلف دنیا گرفته است و قتل عام خونین مردم مسلمان منطقه را به دنبال داشته است.

رهبر فرزانه انقلاب در این باره می فرمایند: «حافظه تاریخی ملت های منطقه ما هرگز فراموش نخواهد کرد که دولت های استعمارگر چگونه برای غصب فلسطین و فراری دادن ملت مظلوم آن از خانه و کاشانه خود، گروه های تروریستی جراری مانند آژانس بین المللی صهیونیزم و بیش از ده گروه مشابه دیگر را سازماندهی کردند و فاجعه دیریاسین و نظائر آن را پدید آوردند.»

درحقیقت غرب به ویژه دولت آمریکا با ادعای مبارزه با تروریست نه تنها آزادی و آرامش کشورهایی دیگر مانند عراق، افغانستان و پاکستان را برهم زده؛ بلکه شکل گیری تهدیدات تروریستی و ناامنی اجتماعی در منطقه را نیز دوچندان نموده است. از این رو در واکاوی تحولات اخیر منطقه نیز با این دوگانگی در رفتار و گفتار دنیای غرب روبرو می شویم. همچنین آمریکا ادعای حمایت از برقراری نظام های برخواسته اراده مردمی را دارد درحالی که خواسته مردم بحرین تشکیل حکومتی بر خواسته از اراده مردم بحرین می باشد که نه تنها با مخالفت آمریکا همراه می گردد بلکه سکوت و حمایت این کشور برای لشکرکشی عربستان به بحرین بوی تنفر و تعفن این دروغگویی ها را برملا می سازد و این رفتار گروه های تروریستی و جنگ افروز سعودی را دوچندان می نماید و با نمایش حقوق بشر در قتل عام مردم بحرین و ایجاد حمام خون توسط دژخیمان سعودی، واژه «تروریست سازمانی و دولتی» را معنا می سازد.

از این رو رهبر فرزانه انقلاب با بصیرت الهی و بینش عمیق خود بر این موضوع تأکید کرده و در این باره می فرمایند: «آمریکا و انگلیس و برخی دولت های غربی دیگر، با پرونده سیاه و محکوم کننده خود در رفتارهای تروریستی، داعیه مبارزه با تروریسم را نیز به ادعاهای گزاف خود افزوده اند. تروریست هایی که در دهه ۱۳۶۰ هزاران نفر را بی رحمانه به خاک و خون کشیدند و از جمله در یک حادثه ۷۲ نفر از نخبگان علمی و سیاسی و مسئولان بلندپایه کشور، و در حادثه ای دیگر، رئیس جمهور و نخست وزیر کشورمان را به شهادت رساندند، اکنون در حمایت دولت ها و دولتمردان اروپایی و زیر حمایت آنان زندگی می کنند.»

در واقع این تعبیر معظم له حاکی از همان جریان دروغ پردازانه غرب و تضاد رفتاری و گفتاری آنان است؛ که با استعمال واژه های زیبا، فریب جامعه جهانی را دنبال نموده و زشتی و پلیدی رفتار خود را با دروغی بزرگ آراسته و زیبا جلوه می نمایانند.

این جاست که واقعیتی تلخ، کام حقیقت جویان عالم را دربر می گیرد. واقعیتی که در طول سی و چند سال اخیر در قبال انقلاب اسلامی ایران، با همه دشمنی ها از سوی دولت ایالات متحده آمریکا و کشورهای غربی جریان تروریست را بر نخبگان و ملت مظلوم ایران تحمیل و خسارات جانی، مالی و معنوی بسیاری را ایجاد کرده است.

لابی های تروریستی از طریق رسانه های وابسته دولتی خویش و همچنین ابزارها و هجمه های روانی موج اراده و خواسته ملت ها را نفی کرده و با مشتی دروغ و جلوه نمایی به کلماتی همچون دفاع از آزادی، رعایت حقوق بشر و مبارزه با تروریست افکار عمومی را منحرف نموده و اهداف ننگین خود را دنبال کرده است.

اینک سؤال اینجاست که آیا با همه این کج رفتاری ها و دروغ پردازی در گفتار، رفتار و عمل از سوی سران غربی بویژه آمریکا چگونه می توان مدعی مبارزه با جریان تروریست بود و مهمتر اینکه سازمان ملل که تحت عنوان دفاع از حقوق ملت های دنیا بنا گردیده چگونه در دست این گونه افراد بوده و بازیچه دولت هایی منفور و دروغگو شده است. حاکمانی که فریاد مبارزه با تروریست و آزادی خواهی دروغینشان بعنوان ندای دموکراسی در دنیا رنجش خاطر ملت های آزاده را به دنبال داشته است.

لذا آنچه بیش از پیش با توجه به قتل وعام دیکتاتورهای غربی در منطقه با سکوت و حمایت غرب قابل تأمل و تأسف است، این مسئله می باشد که عده ای در داخل با همه رفتارهای دوگانه غرب در قبال مسائل جهانی و تعریف های دوگانه از تروریست، آزادی و حقوق بشر، بر طبل پاره غرب در دفاع از حقوق بشر کوبیده و در بازی دو سر باخت غرب بعنوان مهره سوخته خوش رقصی می نمایند.

از این رو موضوعاتی که در جمع افراد به اصطلاح روشن فکر شنیده می شود انسان را به تعجب وامی دارد که اگر برای این افراد درک حقایق با همه ادعای روشن بینی و دگراندیشی سخت است آیا دیدن وقایع نیز آنان را با مشکل مواجه می سازد؛ چراکه دیدن وقایع کار چندان سختی نیست و با استفاده از حواس پنجگانه قابل فهم می باشد! لیکن چرا نسبت به واقعیت لمس شده دشمنی آمریکا با ایران و حقیقت درک شده این خصومت دچار تزلزل و خواب آلودگی سیاسی و فکری و دربرخورد دوگانه غرب در قبال جریان تروریست دچار کج فهمی هستند؟

در بررسی و اشاره به برخی از این موارد که نشان از رفتارهای تروریستی و ضد حقوق بشر غرب بویژه ایالات متحده آمریکا در تکمیل پروژه خود در قبال جمهوری اسلامی ایران قابل ارزیابی است به محورهای زیر می توان اشاره نمود. جنایاتی که در نگاه طنزآمیز به وقایع بعنوان گوشه ای از فعالیت های صلح دوستانه آمریکا (درنگاه روشنفکران وابسته) وجدان های بیدار انسانی را به تأمل وامی دارد.

- طرح تجزیه ایران و ایجاد غائله های جدایی طلبی در مناطق قومیتی، مثل کردستان، سیستان و بلوچستان و خوزستان و حمایت از گروهک های ضدانقلاب و جریان های تروریستی.

- طراحی کودتاهایی مانند کودتای نقاب در ابتدای پیروزی انقلاب

- مداخله نظامی مستقیم درحادثه طبس

- حمایت و تجهیز نظامی و اطلاعاتی از رژیم بعثی عراق در تحمیل جنگ هشت ساله در به خاک و خون کشیدن ملت ایران

- راه اندازی جریان تروریسم داخلی مانند گروهک فرقان، منافقین و... با هدف حذف فیزیکی رهبران انقلاب

- سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران در آسمان خلیج فارس

- حمایت از گروهک تروریستی طالبان و اقدامات تروریستی این جریان

-حمایت از گروهک تروریستی جندالشیطان در فعالیت های تروریستی و کشتارهای پی درپی در کشور

- راه اندازی تحریم سی و سه ساله علیه ایران بمنظور تضعیف و براندازی انقلاب اسلامی

- حمایت از سران فتنه و آشوبگران خیابانی و فعالیت های اغتشاشگران

- به شهادت رساندن دانشمندان و نخبگان علمی ایرانی در چندسال اخیر و صدها عنوان دیگر که هدف گیری غرب را در اجرای اقدامات تروریستی آنان در قبال ملت ایران بیش از پیش نشان می دهد.

در واقع این سرفصل ها، گذری کوتاه از عمق فجایع تروریستی و خیانت سردمداران آمریکا در قبال مردم ایران بوده که دارای وسعتی به گستردگی سی و سه سال از تاریخ انقلاب می باشد. درهمین راستا رهبر فرزانه انقلاب نیز دراین باره می فرمایند که : «نمی شود قبول کرد که جبهه دشمنان اسلام و انقلاب که بشدت از ناحیه بیداری اسلامی تهدید می شوند، برنامه ریزی بلندمدت نداشته باشند؛ این را هیچ کس نمی تواند باور کند، مگر خیلی ساده لوح باشیم، غافل باشیم که این را باور کنیم.» لذا درک واقعیت دشمنی آمریکا با ایران و رفتارهای تروریستی و ایران ستیزانه غرب موضوعی روشن و مبرهن است، چرا که رسیدن به حقیقت و یا به عبارتی دیگر تحصیل بصیرت، موضوعی سخت و مبهم نیست، بلکه واقعیتی گویا و ملموس می باشد که نگاه پیرامونی به مسائل، لمس دقیق مطلب را مشخص می سازد. در واقع به تعبیر مقام معظم رهبری: «مطالبه ی بصیرت، مطالبه ی یک امر دشوار و ناممکن نیست. بصیرت پیداکردن، کار سختی نیست. بصیرت پیداکردن همین اندازه لازم است که انسان اسیر دام های گوناگون، از دوستی ها، دشمنی ها، هوای نفس ها و پیشداوری های گوناگون نشود. انسان همین قدر نگاه کند و تدبر کند، می تواند واقعیت را پیدا کند. مطالبه ی بصیرت، مطالبه ی همین تدبر است؛ مطالبه ی همین نگاه کردن است؛ مطالبه ی چیز بیشتری نیست و به این ترتیب می شود فهمید که بصیرت پیداکردن، کار همه است؛ همه می توانند بصیرت پیدا کنند.» بنابراین فهم و درک دشمنی غرب و همچنین تضاد در گفتار و رفتارهای سران غرب حاکی از دوگانگی فکری و عملی در ادعاهای دروغین آنان بوده و قابل ارزیابی است.

به تعبیر مقام معظم رهبری در پیام خود به همایش بین المللی مبارزه جهانی با تروریسم: «یکی از کارهای اساسی نشست کنونی شما می تواند تعریف روشن و دقیق از تروریسم باشد.»

در واقع به تعبیر معظم له، تعریف روشن و دقیق از تروریست در جهان راه ادعاهای دروغین غرب و رفتارهای دوگانه آنان را مسدود خواهد نمود چرا که همچنان غرب از مسیر حمایت از تروریست و گزافه گویی و دروغ پردازی خود کوتاه نیامده و با انعکاس متفاوت و معکوس از روند تحولات منطقه هیچ صحبتی از کشتار مردم توسط دست نشانده های دیکتاتور خود به میان نمی آورد.

در واقع در طول تحولات و خیزش های اخیر منطقه که رسانه هایی که تا دیروز با دروغ پردازی از نقض حقوق بشر در ایران سیاه نمایی رسانه ای را در دستور کار خود داشتند؛ با سکوتی ننگین در انعکاس خونریزی و قتل عام آمریکا و دست نشانده های آمریکایی در کشورهای منطقه دروغگویی و بی هویتی خود را بیش از پیش آشکار نمودند. از این رو با توجه به واقعیت های مشهود از دوگانگی رفتار غرب در منطقه آنچه بیش از هر مسئله ای قابل اشاره می باشد این بوده که تحولات منطقه با همه کش و قوس های سیاسی و اجتماعی خود، نه تنها شکست جریانات مدعی مبارزه با تروریسم و حقوق بشر را به دنبال داشته بلکه انزجار ملت های مختلف دنیا را نیز به دنبال داشته است به گونه ای که طعم این ناکامی و شکست در کام حاکمان و ملت های غربی نیز چکانده شده و دامنه تحولات منطقه را با توجه به پیش بینی های رهبر معظم انقلاب در قلب اروپا می توان ملاحظه نمود.

برهمین اساس آنچه از همه تضادهای رفتاری و گفتارهای دوگانه غرب برای ملت های جهان بویژه مردم منطقه ایجاد شده است این واقعیت می باشد که مردم منطقه و حتی مردم کشورهای اروپایی از این مدل رژیم ها و حکومت ها به ستوه آمده و فریاد و خواسته همه آحاد مختلف جدای از تمایلات و گرایشات سیاسی «گفتن نه» به سیاست های خصمانه آمریکایی می باشد و این زمزمه نشان خستگی قلوب مردم جهان بویژه مسلمین از حکمرانان خودکامه غربگرا در منطقه و سطح جهان بوده که با توجه به آیات و روایات اسلامی حاکی از موج بیداری مردم در روزگار غیبت و درک نیاز به منجی برای رسیدن به فلاح و صلاح و برقراری کامل عدالت الهی و اسلامی می باشد.



 

ایران درگیر یک جنگ نرم تمام عیاراست

مدیرمسئول روزنامه کیهان تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران امروز درگیر جنگ نرم تمام عیار است و دشمن تلاش دارد ولایت فقیه را مورد حمله قرار دهد.
  حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در پنجمین نشست سراسری بسیج جامعه پزشکی استان های کشور با بیان اینکه با همت امام خمینی(ره) و حضور ایثارگرانه مردم "اسلام ناب" توانست بر کرسی حاکمیت کشورمان بنشیند، اظهار داشت: اسلام ناب به ذات خود ظلم ستیز است و هرگز اسلام ناب به پرخوری مرفهان بی‌درد و ثروت اندوزی مرفهان در کنار فقر محرومان تن نمی‌دهد.
 
وی تاکید کرد:‌ اسلام یک باور است و مرزهای انقلاب با مرز جغرافیایی منطبق نیست و معتقدم درگیری غرب با اسلام ناب ماهوی است و تا هنگامی که بر اصول ایستادگی کنیم آنها با ما دشمنی دارند.
 
مدیر مسئول روزنامه کیهان تصریح کرد: دشمن کانون های اصلی قدرت در کشورمان را هدف گیری ک رده است و تمام قدرت خود را به این نقطه برده است.
 
شریعتمداری با بیان اینکه در دوران اصلاحات همه تلاش این بود که قرائت‌های مختلفی از اسلام وجود داشته باشد، اظهار داشت: جدایی دین از سیاست بر دو نوع استوار است. نوع اول به این معنی است که سیاست گذاران از خاستگاه دینی و سیاسی قانون گذاری نکند و بر مبنای دین تصمیم گیری نکنند.
 
وی ادامه داد: نوع دیگر این است که نقطه تبدیل آموزه‌های دینی از عرصه تئوری به کاربردی دستکاری شود و در آن خلاء ایجاد شود که این کانون مهم ولایت فقیه است.
 
مدیر مسئول روزنامه کیهان گفت: فوکویاما در فتنه 88 طرحی به نام مهندسی معکوس داشت و معتقد بود که آغاز ماجرا از ولی فقیه است اما شاهد بود که ریچارد هاس بعد از حماسه 9 دی اعلام کرد ک مهندسی معکوس نتیجه عکس خود داشته است.
 
شریعتمداری بیان داشت: امروز درگیر جنگ نرم تمام عیار هستیم و دشمن سعی دارد ولایت فقیه را مورد حمله قرار دهد که در این عرصه با چند نوع حمله مواجه هستیم.
 
وی انگاره سازی را یکی از عرصه‌های حمله دشمنان دانست و اظهار داشت: انگاره تصویر غیرواقعی از واقعیت است و مخاطبین انگاره را واقعیت می پندارند و با آن مخالفت می‌کنند.
 
وی جریان سازی را از دیگر حربه‌های دشمنان در جنگ نرم دانست و اظهار داشت: این جریان‌ها بر روی نقاط حساس کشورمان ساخته می شود و در همین راستا شاهد بودیم در دوران اصلاحات برخی تلاش داشتند لایحه دوقلو بدهند و اختیارات ولی فقیه را کم کنند و در دوران اخیر نیز سی دی ظهور نزدیک است از مصداق همین جریان سازی ها بود که من در همان دوران طی یادداشتی در روزنامه کیهان این موضوع را انتخاباتی عنوان کردم.
 
مدیر مسئول روزنامه کیهان با بیان اینکه امروز نظام اسلامی در اوج قدرت خود در تمامی دوران قرار دارد اظهار داشت: تحولات اخیر نشان دهنده اوج قدرت نظام اسلامی است چرا که این انقلاب‌ها به سه ویژگی اسلامی بودن، ضد آمریکایی و صهیونیستی بودن و مردمی بودن استوار است که تمامی آن از شاخصه‌های انقلاب اسلامی است.
 
وی تاکید کرد: در شرایط کنونی بیشتری تلاش دشمن برای مقابله با جمهوری اسلامی شکل گرفته است اما معتقدم خطر بیرونی و حمله بسیار اندک است و دشمن تلاش دارد از نیروهای داخلی استفاده کند و در همین راستا باید مراقب میانجی‌ها بود.
 
شریعتمداری به نیروهای میانجی اشاره کرد و تاکید کرد:‌ میانجی در میان مردم به عنوان کسی که قبلاً‌ در نظام جمهوری اسلامی مسئولیت داشته مورد قبول است اما به برای افرادی که به هر علتی از راه اصلی انقلاب فاصله گرفته‌اند مورد قبول مردم نیست و لذا باید مراقب میانجی‌ها بود.
 

 


مدیر شبکه اندیشه با اذعان به بی اعتمادی مردم ایران نسبت به شبکه های اپوزیسیون تأکید کرد که برنامه های تلویزیونی این شبکه ها اغلب یک انرژی بیهوده مصرف شده است.
مدیر شبکه اندیشه 5 جولای (14 تیر)، با بیان اینکه مسافر تازه ای از ایران داشته ام که دوهفته پیش از ایران بازگشته است، از قول وی گفت: «مردم در ایران معتقدند که ما خارج نشین ها اصلا وضعیت و حال وهوای زندگی در ایران را نمی توانیم بفهمیم به همین جهت برنامه های تلویزیونی [شبکه های اپوزیسیون] اغلب "یک انرژی بیهوده مصرف شده است"، مگر اینکه در جهت اطلاع رسانی منصفانه تلاش بکنند و یک عده آدم های باصلاحیت، تحلیل - سیاسی اجتماعی ارائه بدهند؛ در غیر این صورت این پول ها، پول های هدررفته ای است. مگر برای کسانی که می دانند چه می کنند و مغازه های دونبش و سه نبش را زده اند و به طور غیر سالم تغذیه می شوند».
یادآور می شود چندی پیش (13 اردیبهشت 1390) یکی از بینندگان که از تحلیل های ضعیف این شبکه عصبانی شده بود با انتقاد از مدیر اندیشه مبنی بر اینکه چرا وقت برنامه هایتان را با خط های تلفنی پر می کنید از وی خواست که در برنامه ها از متخصص استفاده کنند، مدیر شبکه اندیشه که از اظهارات این بیننده عصبانی به نظر می رسید با بیان اینکه «آیا شما هزینه کارشناس خارجی را تأمین می کنید؟» خیال همه را از اینکه این شبکه از نداشتن «آدم های باصلاحیت» رنج می برد راحت کرد.
البته مدیر اندیشه توضیح ندادند اگر حاضر نمی شود مغازه اش را مانند دیگر شبکه های اپوزیسیون دونبش و سه نبش کرده و نمی تواند در برنامه های خود از کارشناس دعوت کند پس چرا پرده مغازه اش را نمی کشد و به دنبال شغل دیگری نمی رود؟!
جالب اینجاست که مدیر اندیشه در ادامه صحبت های خود گفت: «این مسافر تازه از راه رسیده بر سلامت شبکه اندیشه تأکید کرده و می گفت این شبکه در بین قشر خاصی از بینندگان در سراسر ایران جای خاصی را برای خودش پیدا کرده است[!].


مشروطه چیان،مشروعه ستیز در راهند!

دوشنبه 6 تیر 1390 10:51 ب.ظ

مشروطه چیان،مشروعه ستیز در راهند!

حضور خاتمی در عرصه سیاسی برای چیست؟

 

khatami-1

با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی و اهمیت حضور جریانهای سیاسی در خانه ملت به لحاظ عمق تاثیر گذاری بر مناسبات سیاسی،فرهنگی،اقتصادی جامعه ،تمامی فعالان سیاسی با حساسیت خاصی موضوع را مورد بررسی قرار می دهند.گرو ه های موافق،مخالف ،به ظاهر همراه نظام،اپوزسیون های داخلی و خارجی برای نفوذ در این مرکز حساس و مهم برنامه ریزی های خاصی را انجام میدهند تا کرسی های بیشتری را نصیب جریان هم سوی خود نمایند.
در این یادداشت برانیم تا موضع گیری های اخیر برخی از همرامان جریان فتنه را که امروز خود را جز مجموعه نظام میدانند و برای خود حقی برای حضور در انتخابات قائلند مورد مداقه و بررسی قرار دهیم و این تغییر موضع را با توجه به شرایط کنونی کشور و وجود جریان انحرافی و مسائل حواشی آن که گویا فرصتی برای ایشان ایجاد نموده تا از لانه های خود بیرون بیایند و با نطق های هرز گاهی خود میدان را برای عرض اندام سیاسی اماده نمایند،بپردازیم.
رئیس بنیاد باران که سعی نموده با حفظ ظاهر و عدم همسویی اشکار با مواضع ضد انقلاب و جریان فتنه مسیر بازگشت سیاسی خود را به عرصه نظام هموار نماید یکی از عناصر فعال در این موضوع می باشد.
ارسال پیام تسلیت به مناسبت وفات هدی صابر، و انعکاس آن در سطح برخی سایتها و روزنامه های اطلاعات و اعتماد را میتوان در راستای عادی سازی حضور وی در عرصه رسانه ایی و بالتبع آن در سطح سیاسی کشور تحلیل نمود.
برخی از هم پیمانان سیاسی خاتمی مانند موسوی لاری نیز با بیان اظهارات مشابه از مواضع اخیر خاتمی حمایت کرده و آن را مثبت ارزیابی نموده وبه عنوان راهکاری مورد توجه قرار داده اند.که این نشان از یک عزم گروهی برای حضور در عرصه انتخابتی را به نمایش میگذارد.
هنوز یادمان نرفته است دورانی که اقای خاتمی با سرمشق قرار دادن الگو های غربی در راستای لیبرالیزه کردن انقلاب گام بر می داشتند و با شعار توسعه سیاسی چه بلاهایی که برسر کشورمان نیاوردند.حضور مجدد شما در عرصه سیاسی برای چیست؟آیا باز هم برنامه ایی خاص برای شما تدارک دیده اند؟قرار است کدام توسعه و حرف جدیدی از گلوی شما خارج شود؟باز این حضور شما شرط وشروطی دارد؟
بازگشت شما به عرصه سیاسی کشور با عنایت به صحبتهای سیاسیون مطرح کشور،منوط است به اعلان برائت و توبه از گذشته سیاسی خود و همپیمانان فکری خود ،که در خارج از کشور بر علیه نظام صحبت میکنند و مینویسند،که خیلی از اینها ساخته و پرداخته زمان اصلاحات شمایند.
اما یک نکته اساسی وجود دارد که بازگشت کسانی که با گفتمان دینی نظام زاویه دارند و به دنبال بیان برداشتهای خود و دیدگاههای متاثر از اندیشمندان غربی هستند و برای نظام شرط و شروط میگذارند با توجه به تجربه تاریخی ملت ایران محال است.زمان مشروطه چیان مشروعه ستیز به سر آمده و ملت هوشیار ما در راه سربلندی ایران اسلامی با بصیرت کامل آماده نبرد با هر تهدید دشمنان می باشد و زمان آن رسیده که شما با اعلام پشیمانی از مواضع قبلی خود به آغوش ملت برگردید.



 

تجمعی كه سبزها را شرمنده كرد/عكس
  سایت رادیو فردا در خبر 4 تیر (25 ژوئن) خود مدعی شد: «روز شنبه در بیش از 25 شهر جهان در حمایت از زندانیان سیاسی اعتصاب کننده، تجمع‌هایی برگزار شد. کمپین اعتراض سبز با انتشار بیانیه‌ای در صفحه فیس بوک خود از سراسر ایرانیان در خارج از این کشور خواسته بود در تجمع‌های حمایتی شرکت کنند».
در ادامه این گزارش آمده است: «از همین روی در شهر پراگ، پایتخت جمهوری چک هم در حمایت از زندانیان اعتصاب کننده، مراسمی برگزار شد».

رادیو فردا افزود: «بنفشه رمضانی، از برگزار کنندگان این مراسم در شهر پراگ [جایی که استودیوی رادیو فردا در آن قرار دارد] به رادیو فردا می‌گوید: تجمعی که امروز در پراگ شکل گرفت، اعتراضی سبز بود برای حمایت از زندانیان سیاسی که از چند روز پیش اعتصاب غذا کرده‌اند و ما خواستیم بگوییم که صدای آن‌ها هستیم و از آن‌ها خواهش کنیم که به اعتصاب خود پایان دهند».
گفتنی است، همزمان با اقدام سیاسی شورای حقوق بشر سازمان ملل در تعیین گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران، شماری از مجرمین فتنه 88 در اقدامی هماهنگ با دشمان بیرونی ملت ایران دست به اعتصاب غذا زدند تا بلکه با ضمیمه کردن تظاهرات های ساختگی در خارج از کشور به این حرکت ، توجه افکار عمومی جهان را تا حدودی از جنایات همپیمانان آمریکا در قبال انقلابیون منطقه منحرف سازند. اما نکته جالب توجه این است که استقبال ایرانیان خارج از کشور از این حرکت به حدی کمرنگ بوده که سایت رادیو فردا در خبر خود از انتشار حتی یک عکس از جمعیت حاضر در این تظاهرات خودداری می کند.

گفتنی است، پیشتر، برخی از تظاهرات های ده، پانزده نفره اپوزیسیون در خارج از کشور و انتشار تصاویر آن موجب دست انداخته شدن این رسانه ها حتی توسط مخاطبان خودشان شده بود.

 

 

آیا اینترنت "افیون جنبش سبز" شده؟

در حالی که الکس راس مشاور ارشد هیلاری کلینتون، اینترنت را "چگوارای قرن بیستم" و عامل اعتراض و سرنگونی حکومت ها می داند؛ بخش فارسی بی بی سی، اعتراضات جنبش سبز در فضای سایبر را مصداق "بی عملی سیاسی" خوانده و آن را بی فایده ارزیابی می کند.


بی بی سی چند روزی است که مخاطبان خود را در برابر این پرسش قرار می دهد که: آیا اینترنت باعث 'بی‌عملی سیاسی' شده است؟

بی بی سی فارسی با اذعان به این امر که اینترنت این روزها باعث شده که بار مخالفت با نظام جمهوری اسلامی به فضای اینترنت منتقل شود و در عالم واقع اتفاقی نیفتد در برنامه نوبت شما ابراز داشت:

"افراد معترض به انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش در ایران و منتقدان حکومت این کشور، تاکنون از روش های مختلفی، از تظاهرات خیابانی گرفته تا کمپین های اینترنتی، وبلاگ نویسی، تهیه و انتشار فایل های ویدیویی با موبایل، برای اعتراض استفاده کرده اند. اما گروهی از منتقدان تأکید می کنند که این کار بیشتر موجب "بی عملی" معترضان شده؛ به طوری که آنها را صرفاً به یک کاربر معترض در مقابل کامپیوترها بدل کرده و فواید آن بسیار کمتر از زیانش در پیشبرد اهداف معترضان بوده است."

بخش فارسی بی بی سی، که به شیوه موذیانه ای مخالفان را به "عمل سیاسی" دعوت کرده و قصد آوردن مردم به کف خیابانها، آنهم در آستانه انتخابات مجلس را دارد، این پرسش را مطرح کرد که:

نظر شما در این باره چیست؟ آیا شما با این نظر موافقید که بهره گیری از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی، معترضان را به کاربران "بی عمل" اینترنتی تبدیل کرده است؟

اما عمده مخاطبان این برنامه بی بی سی گفته اند که اگرچه اینترنت نقش عمده ای در انسجام موج سبز و گسترش و انعکاس جهانی اعتراضات داشته، اما اعتراضات اینترنتی برای دستیابی به اهداف جنبش سبز کافی نیست!

بی بی سی راست می گوید یا الکس راس؟

در حالی که بی بی سی با نگرانی از "اینترنت" به عنوان عامل "بی‌عملی سیاسی جنبش سبز" یاد می کند؛الکس راس ،مشاورارشد هیلاری کلینتون، چندی پیش در مصاحبه با صدای آمریکا ضمن مصادره خیزش ضد آمریکایی چه گوارا، از اینترنت به عنوان "چه گوارای قرن بیستم" یاد کرد و گفت که اینترنت و بخصوص شبکه های اجتماعی امروزه از بالاترین ظرفیت برای سرنگونی رژیم ها برخوردارند.

الکس راس این عبارات را یکبار دیگر در مصاحبه با بی بی سی تکرار کرده است.

براین اساس آمریکا حتی سازمانی به نام دارپا(سازمان تحقیقات پیشرفته پنتاگون) راه اندازی کرده است که یکی از اقدامات این سازمان ایجاد یک سیاهی لشکر مجازی است و به وسیله آن آمریکا با القای حس رای اکثریت به کاربران واقعی اینترنت برمبنای منافع خود؛ آنها را تحت تاثیر قرار داده و موجب ناآرامی و اعتراض و نهایتا تغییر رژیم در کشورهای مختلف می شود.

به نظر می رسد اعتراضات اینترنتی، آن هم به مدد ابزارهای بزرگنمایی دارپا، که باعث می شود 1000 نفر معترض 100000 نفر نشان داده شود و هر نفر قادر به کنترل و بکارگیری دستکم 500 کاربر غیرواقعی و ساختگی در شبکه های اجتماعی باشد؛ این توهم را برای حامیان جنبش سبز و حتی خود آمریکا به وجود آورده که شبکه های اجتماعی توانایی فروپاشی نظام های غیرآمریکایی را دارند.

آیا فضای اینترنت، صرفا به یک "جهان موازی جنبش سبز" برای انجام اعتراضاتش و یا یک سرگرمی فرسایشی و توهم زا برای این جنبش تبدیل شده است؟



 

آخرین پیام شهید بهشتی چه بود؟

جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای سید علی خامنه ای دامت افاضاته سوء قصد نافرجام دشمنان اسلام و انقلاب و میهن اسلامی به آن برادر بزرگوار بار دیگر نشان داد که این دشمنان قسم خورده اسلام و ملت در راه مقاصد شوم خود از هیچ جنایتی خودداری نمی کنند.


شهید بهشتی بلافاصله بعد از شنیدن انفجار مسجد جامع ابوذر و مجروح شدن مقام معظم رهبری پیامی برای ایشان فرستاد. این شهید بزرگوار فردای همان روز در انفجار دفتر حزب جمهوری به همراه یارانش شهادت رسید.

بسمه تعالی

جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای سید علی خامنه ای دامت افاضاته سوء قصد نافرجام دشمنان اسلام و انقلاب و میهن اسلامی به آن برادر بزرگوار بار دیگر نشان داد که این دشمنان قسم خورده اسلام و ملت در راه مقاصد شوم خود از هیچ جنایتی خودداری نمی کنند. این تلاشهای ددمنشانه خشم ملت بپاخاسته را نسبت به این خود فروختگان روز به روز بر افروخته تر و آنها را در جامعه منزوی تر خواهد ساخت. از خدای متعال خواستارم که نعمت سلامت را هر چه زودتر به آن برادر عزیز و مجاهد بازگرداند و به جهاد خود در سنگر اسلام همچنان ادامه دهند.

والسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد حسینی بهشتی

6/4/60


 

خاطرات جالب محافظ آقا از حادثه 6تیر 60


به مرکز گفتم: «حافظ 7 مجروح شده». تا این را گفتم آن کسی که پشت دستگاه نشسته بود زد زیر گریه.



 آنچه خواهید خواند گفت و گویی است با محسن جوادیان، محافظ مقام معظم رهبری در رویداد ششم تیر سال 1360  که خاطرات آن حادثه را بازگو کرده است.

*سوال: آیا منافقین پس از به بن بست رسیدن در ساختار سیاسی نظام به ترور روی آوردند یا پیش از آن نیز سودای ترور چهره های طیف خط امام از جمله مقام معظم رهبری را در سر داشتند؟

*جواب: به نظر من اینها قبل از آن تاریخ به ترور به عنوان یک راه حل فکر کرده بودند و از همین بابت هم بسیاری از عوامل و وابستگان به خود را به دستگاههای مهم نظام نفوذداده بودند. در مورد آقا هم اینها قبل از اینکه به صورت رسمی از سوی نظام طرد شوند، به شکل مخفی و مرموز، به فکر ترورایشان بودند. مثلا به دفعات پیش می آمد که در مسیر تردد ایشان به سوی نمازجمعه بمب می گذاشتند اما هر بار با لطف الهی و به شکلی غیرمنتظره توطئه آنها بی اثر می شد. خاطرم هست یک روز جمعه که ایشان را برای نماز به دانشگاه آوردیم پس از اینکه ایشان در جایگاه مستقر شدند و خطبه ها را شروع کردند یکی از فرماندهان وقت سپاه- آقای جبروتی- سراسیمه خودش را به من رساند و گفت: در راه که می آمدید به مشکلی برنخوردید؟ مسأله ای پیش نیامد؟ گفتم: نه گفت: در مسیرتان بمب گذاری شده بود، شما از کدام مسیر آمدید؟ من گفتم: از فلان مسیر. ایشان نفس راحتی کشید و گفت: پس مسیر عوض کرده اید و از مسیر همیشگی نیامده اید. به جبهه هم که می رفتیم بعضاً می دیدیم که به شکل سوال برانگیزی محل حضور و تردد ایشان لو می رود، می فهمیدیم که کارستون پنجم دشمن است. می دانید که آقا نماینده امام در شورای عالی دفاع بودند و با اجازه ایشان تقریباً از یکشنبه هر هفته تا پایان هفته در خطوط مختلف جبهه حضور داشتند و بر روند امور جنگ نظارت می کردند. ما جمعه ها ایشان را به تهران می آوردیم و ایشان سریع لباس عوض می کردند و نمازجمعه را می خواندند. به یاد دارم که در یکی از بازدیدهای ایشان از گردان های سپاه در سوسنگرد، جلسه 3 ساعته ای با رزمندگان این گردان داشتند که به نمازظهر ختم شد و ایشان در همان محدوده به نماز ایستادند. در همان لحظات ناگهان ما دیدیم دشمن محدوده حضور ایشان را زیر آتش گرفت. معلوم شد که حضور ایشان در منطقه توسط ستون پنجم لو رفته است. از یک طرف ما می دیدیم که خط آتش هر لحظه دارد به ایشان نزدیک می شود و از طرف دیگر هم به لحاظ رفتارشناسی که از آقاسراغ داشتیم می دانستیم که به هیچ وجه نمی شود به ایشان گفت که شما نماز اول وقت را عقب بیندازید. به هر حال با اضطراب زیاد صبر کردیم تا ایشان سلام نماز را بدهند و ایشان را سریع سوار ماشین کنیم و از منطقه دور شویم. البته ما هر قدر به ماههای اول سال 60 نزدیک می شدیم سطح تهدیدها علی الخصوص تهدیدهای تلفنی بیشتر می شد اما آقا اعتبار چندانی برای این تهدیدها قائل نبودند. به خاطر دارم که در همان ایام، یک روز که ما ایشان را به مجلس برده بودیم، وقت ظهر و ناهار من زودتر از غذاخوری بیرون آمدم به یکباره دیدم که ایشان در پارکینگ مجلس ایستاده اند عرض کردم؛ آقا امروز زودتر از ساعت مقرر بیرون آمدید. فرمودند: می خواهم بروم منزل. گفتم: پس بایستید تا من بچه ها را خبر کنم. فرمودند: نه. من دیدم اگر بخواهم بروم سایرین را خبر کنم، ایشان خودشان به تنهائی خواهند رفت. بنابراین آن روز به تنهائی آقا را سوار ماشین کردم و به منزل بردم، این در اوج ترورها بود. خاطره دیگری که از آن ایام دارم این است که ایشان چند روز قبل از ترورخودشان قرار بود که در مجلس شب هفت شهید چمران در مدرسه عالی شهید مطهری سخنرانی کنند. ایشان از جبهه برگشتند و به حمام رفتند- آقا در آن تاریخ و تامدتها بعد به حمام عمومی محل می رفتند- بنای ایشان هم این نبود که در رفتن به جایی صبر کنند تاهمه اعضاء تیم حفاظت جمع شوند تا ایشان با آنها بروند. آن روز مرحوم نظران زودتر از موعد جمع شدن بچه ها با یک وانت آمد و آقا جلوی همان وانت نشستند و ما هم به همراه همان عده ای که آمده بودند پشت وانت سوار شدیم و به طرف مدرسه شهید مطهری به راه افتادیم. آن روز مسجد به شدت شلوغ بود آقا سخنرانی کردند و پس از سخنرانی جمعیت در مسجد دور ایشان را گرفتند. البته اکثریت افرادی که دور ایشان جمع می شدند از علاقمندان و مشتاقان بودند اما به هر حال عناصر مغرض و با سوء نیت هم در میان آنها بودند. من آنروز همانطور که با دقت و تلاش مراقب ایشان بودم دیدم یک نفر برای نزدیک شدن به آقا با مشت به من می زند. من توجهی نکردم و سرانجام آقا را از میان جمعیت بیرون آوردیم و به منزل بردیم. در منزل من به ناگاه متوجه شدم که شلوارم از پایین پا با تیغ پاره شده و پای چپم دچار خونریزی شده است. آقا آمدند و نگاه کردند، فرمودند: چه شده؟به شوخی گفتم: آقا یکی از کسانی که اطراف شما جمع شده بودند به ما ابراز لطف کرده است! در مجموع ایشان سعی داشتند تا پاسدارها خیلی اذیت نشوند و بر همین اساس حتی گاهی اوقات بدون اطلاع محافظین، تنها از خانه خارج می شدند.


*سوال: طبیعتاً سوال بعدی ما سوال از چند و چون واقعه ترور رهبرمعظم انقلاب در ششم تیر ماه 60 است.

*جواب: آقا در سال 58 و 59 هرهفته شنبه ها بین نماز ظهر وعصردرمسجد حاج ابوالفتح در میدان قیام تهران برای جوانان برنامه سخنرانی و پاسخ به سوالات داشتند. البته گاهی اوقات هم این برنامه دردانشگاه بود. ایشان علیرغم اشتغالات و گرفتاری های گوناگون همیشه مقید بودند تا با جوانان جلسه داشته باشند. همین چیزی که هنوزهم درسیره ومنش ایشان وجود دارد. برخی ازآقایان آمدند و پیشنهاد دادند که این جلسه را سیار کنید تا تعداد بیشتری از جوانان بتوانند استفاده کنند. آقا به این لحاظ که مکان جلسه برایشان مهم نبود پذیرفتند. قرارشد که اولین جلسه درمسجد ابوذر برگزار شود که 2 هفته برگزاری آن به تأخیر افتاد. علت تأخیرهفته اول این بود که به آقا خبر برگزاری جلسه را درست نداده بودند. جلسه دوم هم که خورد به جلسه بررسی کفایت سیاسی بنی صدر درمجلس و روز 6 تیرماه جلسه سومی بود که قراربود ایشان درآن شرکت کنند. البته همین تبلیغ محل جلسه و عدم برگزاری آن درطول 2 هفته فرصتی دراختیارمنافقین قرارداد تا بتوانند به خوبی برای روز6 تیرماه برنامه ریزی کنند

*  سوال:از روحیات آقا در روز ترور و برنامه هائی که در آن روز قبل از روی دادن ترور داشتند برای ما بگوئید؟

*جواب: ما آنروز صبح به اتفاق آقا خدمت امام رسیدیم. طبق برنامه ای که ایشان داشتند اول یا آخرهرهفته برای ارائه گزارشات جنگ خدمت امام می رسیدند. به هر حال ما آنروز ایشان را به جماران بردیم، آقا تشریف بردند داخل و ما پشت در نشسته بودیم. جلسه که تمام شد آقا با یک روحیه بازو شادی بیرون آمدند. خیلی سرحال بودند. من به ایشان عرض کردم آقا اجازه هست به دستبوس امام برویم؟ ایشان فرمودند: بروید. خیلی خوشحال شدیم و با اکیپ بچه ها خدمت امام رفتیم و پس ازدستبوسی سریع برگشتیم. پس ازملاقات به طرف مسجد ابوذرحرکت کردیم. آن روز خلبان شهید بابایی هم همراه ما بود. ایشان درمسیر گزارشات پروازی خودش را به آقا می داد. ایشان گزارش می داد و آقا هم با دقت گوش می کردند چون همانطور که عرض کردم ایشان نماینده امام درشورای عالی دفاع بودند و گزارشات و وقایع جنگ را با دقت جمع آوری و جمع بندی می کردند و خدمت امام ارائه می کردند. حول و حوش نیم ساعت یا 3 ربع مانده به ظهر بود که به مسجد ابوذر رسیدیم. این مسجد چندان وسیع نیست اما شبستان آن از حیاطش بزرگتر است. وقتی وارد مسجد شدیم بچه ها محیط را یک مقدار کنترل کردند. البته آن زمان سیستم حفاظت از شخصیت ها به شکل امروزی چندان تکامل پیدا نکرده بود. نه ما آموزش زیادی دیده بودیم و نه تجهیزاتی دراختیار داشتیم. لذا امکان عمل به تمامی ریزه کاری های حفاظتی از قبیل چک کردن محل، قبل ازحضورآقا وجود نداشت. به هرحال هم آقا تجدید وضو کردند و هم بچه ها. نماز ظهر به امامت ایشان خوانده شد و ساعت دوازده و نیم سخنرانی را آغاز کردند. من سمت راست تریبون و یکی دیگر از بچه ها سمت چپ تریبون نشستیم. پس از سخنرانی پاسخ به پرسشها شروع شد و سؤال اول هم این بود که آیا راست است که فلان وزیر داماد شماست؟ آقا درآن تاریخ اصلا دختر نداشتند لذا با خنده فرمودند: «من اصلا دختر ندارم» که جمعیت هم خندیدند. سؤال دوم این بود که چرا بر حسب فقه اسلامی زن نمی تواند قاضی شود؟ آقا در حال پاسخ دادن به این پرسش بودند که به ناگاه انفجار اتفاق افتاد.

سوال: انفجار چطورو به چه شکلی اتفاق افتاد؟

*جواب: آقا در حال پاسخ دادن به سؤال دوم بودند که یک دقیقه قبل از انفجار، شخصی یک ضبط «آیوا» که حالت استوانه ای داشت و طوسی رنگ هم بود را آورد و روی تریبون گذاشت و کلید آن را فشارداد. بعد از رفتن این فرد کلید ضبط صوت مثل حالتی که نوار تمام می شود بالا زد و به حالت اول برگشت که برای ما تعجب برانگیز شد که چگونه به این زودی نواراین ضبط تمام شد. از طرفی به مجرد گذاشته شدن ضبط بر روی تریبون، بلندگو با صدایی بلند و تقریبا غیرقابل تحمل سوت کشید، که آقا یک لحظه خودشان را به سمت چپشان به عقب کشیدند و با اعتراض گفتند: «اگر این درست نمی شود خاموشش کنید...» واقعا سوت کشیدن این بلندگو از الطاف الهی بود. چرا که بلندگو دقیقا در برابر سینه ایشان گذاشته شده بود و این اتفاق موجب شد تا ایشان مقداری به سمت چپ، به عقب بروند و همین باعث شد که جراحات حاصل از این انفجار بیشتر متوجه سمت راست بدن ایشان بشود.یک نفر رفت تا آمپلی فایر را تنظیم کند من یک نگاهم به این فرد بود و نگاه دیگرم به ضبط که چرا کلید آن پرید؟ که یکباره انفجاراتفاق افتاد. در واقع تمام این رویدادهایی که برای شما نقل کردم در یک لحظه و بسیار سریع روی داد.

*سوال: کیفیت جاسازی موادمنفجره در ضبط و عمل کردن این مواد به چه صورت بود؟

*:جواب: توی ضبط یک مکعب مستطیل چدنی گذاشته بودند و مواد را در درون آن جاسازی کرده بودند. جالب اینجا بود که این نوع بمب به صورت فشنگی عمل می کرد نه انفجاری و فقط فرد موردنظر را مورد هدف قرار می داد. صدای مهیبی هم نداشت و اطراف هدف موردنظر هم آسیب نمی دید. خوب است بدانید که پس از این انفجار حتی تریبونی که آقا پشت آن صحبت می کردند هم آسیب ندیده بود و من خودم وقتی صدای انفجار شنیده شد و خواستم خودم را سریع به آقا برسانم آن را برداشتم و به گوشه ای پرتاب کردم.

*سوال: چگونه آقا را به بیمارستان رساندید و وضعیت ایشان در فاصله مسجد تا بیمارستان چگونه بود؟

*جواب: ما وقتی صدای انفجار را شنیدیم، اول تصور کردیم صدای تیر است. ما 2 نفری که در طرفین تریبون نشسته بودیم رفتیم جلوی تریبون به این تصورکه آقا پشت سرما ایستاده است. من اسلحه ام را مسلح کردم و نگاه می کردم به اطراف بلکه ضارب را ببینم. تا آن لحظه تصور می کردم آقا سالم و پشت سر ماست، ولی یک لحظه که به عقب برگشتم دیدم ایشان بین محراب مسجد و تریبون بر روی بازوی چپ افتاده اند. دیگر معطل نکردم. چون اول حادثه خونریزی خیلی شدید نبود و از طرفی وزن ایشان هم کم بود به تنهائی ایشان را در بغل گرفتم و با سرعت از داخل شبستان به سمت بیرون مسجد حرکت کردم. آن لحظات بود که من به یکباره دیدم که یک حفره از جراحت، زیرگلوی ایشان بوجود آمده که هر لحظه دارد خونریزی آن شدید می شود. زیر بغل ایشان هم به وسیله ترکش های انفجار سوراخ سوراخ شده بود. علاوه بر اینها برخی از شریانها وعروق قطع شده بود و استخوان های قفسه سینه، ترقوه و بازو شکسته شده بود. لحظه تلخی که یادآوری آن همواره مرا منقلب می کند این بود که همانطور که داشتم به طرف ماشین می رفتم یک لحظه دیدم که آقا بهوش آمد و پس از چند لحظه بدن ایشان سست شد و سرشان به روی شانه من افتاد. من یک لحظه به ذهنم آمد که ایشان شهید شد (بغض و تأثر جوادیان) . واقعاً سست شدم و نزدیک بود که ایشان از دستم بیفتند ولی بچه ها آمدند و آقا را از دست من گرفتند. سریع ایشان را گذاشتیم داخل ماشین و ماشین هم واقعاً قوی و محکم بود و در میانه راه با وجود تمام حوادثی که برای ما پیش آمد ما را معطل نگذاشت سریع آقا را در صندلی عقب ماشین خواباندیم و سرایشان را روی پای یکی از بچه ها- آقای حاجی باشی- قراردادیم و حرکت کردیم. آن روزماشین با سرعت غیرقابل توصیفی می رفت راننده ما هم آقای جباری بود و واقعاً هم رانندگی آنروز ایشان عادی نبود و خدائی بود. چون بعد از آن روز هرچه می خواست مانند روزحادثه رانندگی کند نمی توانست.

*سوال: ایشان در ماشین به هوش نیامدند؟

*جواب: چرا منتها ما متوجه نشده بودیم و تصورمان این بود که ایشان شهید شده اند. در واقع داشتیم آخرین تلاشمان را می کردیم. اما آقا بعدها به من گفتند: در لحظاتی که شما مرا عقب ماشین گذاشته بودید و ماشین داشت می رفت یک لحظه به هوش آمدم و از شدت سرعت تصور می کردم که اتوموبیل درحال پرواز است. به هرحال همینطورکه می رفتیم یک لحظه متوجه شدم که یک درمانگاه را رد کردیم. یکدفعه به یکی از بچه ها گفتم: حسین، درمانگاه! هنوز ماشین کاملاً توقف نکرده بود که ما در را باز کردیم و پریدیم پائین و آقا را روی دست گرفتیم و بردیم داخل درمانگاه. آنروز آنقدر از ایشان خون رفته بود و لباسهای ما خونی شده بود که حدود 10، 12 متر بیشتر نمی توانستیم ایشان را جا به جا کنیم. چرا که لیزبودن خون مانع ازاین می شد که بتوانیم بدن ایشان را ثابت نگه داریم. وقتی رفتیم داخل اورژانس، اکیپ پزشکی آنجا وقتی ما را غرق خون دیدند، از این ترسیدند که ما یک گروه تروریستی باشیم. البته با توجه به شرایط آن روزها حق هم داشتند. آقا راهم به چهره نشناختند، لذا گفتند که ما هیچ کاری نمی توانیم برای شما بکنیم. ما یک مقدار داد و بیداد کردیم اما دیدیم فایده ای ندارد لذا وقت را تلف نکردیم و آقا را برداشتیم و آوردیم بیرون. وقتی بیرون آمدیم دیدیم که جلوی در پرازجمعیت است و ما توانستیم به سختی آقارا مجدداً سوارماشین کنیم. از آن درمانگاه یک خانم پرستار داوطلبانه و با کپسول هوا با ما آمد و انصافاً هم آنروز خیلی به ما کمک کرد. من بعد از گذشت سالها این خانم را مجدداً پیدا کردم و به دیدن آقا بردم. به هر حال ما از این خانم پرستار سوال کردیم که کجا باید برویم؟ ایشان گفت: نزدیکترین بیمارستان به اینجا، بیمارستان «بهارلو» است و ما هم به طرف بیمارستان حرکت کردیم. درهمین حین که ما به طرف بیمارستان می رفتیم من با مرکز پیام تماس گرفتم وگفتم «پنج پنجاه» وقتی این رمز گفته می شد معنایش این بود که اتفاق مهمی افتاده و دیگران در بی سیم صحبت نکنند. در آن موقع کد آقا در شبکه «حافظ7» بود. به مرکز گفتم: «حافظ 7 مجروح شده». تا این را گفتم آن کسی که پشت دستگاه نشسته بود زد زیر گریه. بعد به ذهنم آمد که الان تعدادی ازدکترهای متدین وعلاقمند به آقا مثل دکتر معتمد، دکتر فیاض بخش، دکترمنافی و دکتر زرگر در مجلس هستند لذا ازمرکز خواستم که فوراً با مجلس تماس بگیرد و آنها را خبر کند تا به بیمارستان بهارلو بیایند. واقعاً کار خدا بود که درآن لحظه این فکر به ذهن ما رسید چون به محض اینکه به بیمارستان بهارلو رسیدیم این دکترها هم رسیده بودند. ما از در پشتی به بیمارستان وارد شدیم وآقا را سریع بردیم توی طبقه همکف. اتاق عمل طبقه سوم بود. وقتی خواستیم آقا را وارد آسانسور کنیم، آسانسورچی قبول نمی کرد. یکی از بچه ها با قدرت او را بیرون کشید آسانسور دراختیار ما قرار گرفت. درهر صورت آقا را سریع بردیم داخل اتاق عمل و درانتظار دکترها نشستیم. یکی دوتا دکترآمدند و فشار خون ایشان را گرفتند و گفتند فشار ایشان «5» است وعلائم دیگر هم نشان می دهد که ایشان تقریباً تمام کرده اند! ما تقریباً داشیم به طور کامل ناامید می شدیم که به یکباره آقای دکتر ایرج فاضل که پزشک امام هم بود آمد و نبض آقا را گرفت. وقتی دید که هنوز ضربان هست دیگر معطل نکرد و سریع لباس ایشان را پاره کرد و رگهای شریان قطع شده را گرفت و از همان لحظه عمل را شروع کرد. با این کار ایشان بیمارستان تکانی خورد و اتاق عمل افتاد به دست پزشکان و ما هم بیرون آمدیم. در همین اثنا که من بیرون اتاق عمل نشسته بودم به ناگاه یادم آمد که ما تمامی سلاح و تجهیزات خودمان را در ماشین مقابل درگذاشته ایم و به امان خدا رها کرده ایم. ازطرف دیگر می دیدم که خود این بیمارستان هم به هیچ وجه امنیت ندارد و ممکن است عوامل نفوذی که در وزارتخانه ها و مراکز مهم نظام نفوذ دارند به راحتی به اینجا هم رسوخ کنند و کاری را که انجام داده اند تکمیل کنند. درآن لحظه بسیاری از مسئولین خودشان را به بیمارستان رسانده بودند. رفتم و از میان آنها آقای رفیق دوست را صدا کردم و نگرانی خودم را به ایشان گفتم. ایشان هم انصافاً آن روز برای تأمین امنیت بیمارستان و دقت درعبور و مرور افراد به آنجا خیلی زحمت کشید.
ادامه دارد...


 

امام جماعت‌هایی که وضو نداشتند

ملت و اصولگریان در انتخابات دهم، فردی را انتخاب کردند که در آن ایام با وضو و دارای شرایط بود، از همین رو به او اقتدا کردند امّا اینکه بعدها هم بتوانیم به ایشان اقتدا کنیم، بسته به نوع عملکردش و شرایط روزش دارد

یکی از سایتهای حامی سران فتنه که عملکردی مفتضاحانه و منافقانه در ایام فتنه از خود به نمایش گذاشت و حتی بعد از حماسه بزرگ مردم در 9 دی که تشخیص حق از باطل برای کم بصیرترین اشخاص کاری سهل و آسان بود، مسئولین و حامیان مالی پشت پرده این سایت خبری همچنان در شک و تردید به سر می بردند، طبق سناریوی بازماندگان جریان فتنه در داخل و خارج از مردم و نخبگان سیاسی خواست تا بپذیرند رای دادن به احمدی نژاد کاری غلط و اشتباه بوده است!

به گزارش سرویس سیاسی بی باک، عضو شورای سردبیری این سایت حامی فتنه 88 که این روزها ادعای اصولگرایی دو آتیشه بودن هم دارد، در یادداشتی نوشت: " این روزها پاسخ دادن به این پرسش که «آیا رای دادن به احمدی نژاد اشتباه بود» برای بخشی از اصولگرایان به کابوس تبدیل شده است. دلیلش هم بسیار ساده است. آنها گمان می کنند اگر بپذیرند رای دادن به احمدی نژاد کار غلطی بوده، طبق برهان خلف، معنایش این است که اگر به رقبای احمدی نژاد رای می دادند کار درستی کرده بودند، در حالی که ابدا چنین نیست."

وی همچنین نوشت: " در دنیای سیاست،  اشتباه کردن امری عادی و اجتناب ناپذیر است. مگر 11 میلیون نفر از مردم ایران به بنی صدر رای ندادند؟ آیا انتخاب شان درست بود؟ همین مردم در سال 1376 و 1380 به سیدمحمد خاتمی رای دادند. آیا ما اصولگرایان این رای را صائب می دانستیم؟(توجه شود که صائب دانستن با محترم دانستن تفاوت دارد)."

وی در ادامه افزود: "اگر بپذیریم انتخاب آقای احمدی نژاد، یک اشتباه سیاسی بود، نه آسمان به زمین می آید و نه زمین به آسمان می رود. تنها اتفاقی که می افتد این است که اصولگرایان، شجاعت خود را در پذیرش اشتباه نشان می دهند. شجاعت هم که صفتی مذموم نیست. هست؟! "

نویسنده این یادداشت همچون نویسندگان کنتراتی سایت هاشمی رفسنجانی، بی هیچ اشاره ای به نوع عملکرد رسانه هایشان در ایام فتنه و میزان ولایتمداریشان در برهه ای که حضرت امام خامنه ای بارها خواص بی بصیرت را مورد خطاب قرار داد، سعی کرد رای قاطع ملت به رئیس جمهوری خدوم و پرتلاش و البته غیرمعصوم را اشتباه و غلط قلمداد کند.

حق و انصاف این است که اگر این دوستان رسانه ای بپذیرید حمایتهایشان از سران فتنه و اغتشاشگران در آن مقطع کاری بسیار مذموم و مخالف خواست ملت و امنیت ملی بوده است کار بسی شجاعانه انجام داده اند.

و اگر این دوستان امروزه در یک چرخش 180 درجه ای رنگ عوض نکنند و خود را تابع قانون و شرع و مخالف جریانات انحرافی نشان ندهند و  همرنگ با باطن و هویتشان قلم بزنند، علاوه بر اقدامی شجاعانه و صادقانه ، به شعور ملت نیز اهانت ننموده اند.

امّا اگر همچون گذشته دنبال ماهیگری از هر آب گل آلودی باشند، آنهم برای اغراض شوم سیاسی که دیگر برای مردم حنایش رنگ و بوئی ندارد، هیچ تفاوتی با ماهیت دوران فتنه تان نکرده اند و همچنان در همان مسیر دشمنان نظام و انقلاب در حال حرکتند.

منش اصولگرای برآنست که ملاک را حال فعلی افراد قرار داده و  همواره با ترازوی حق و عدالت، افراد و جریانات را بسنجد و در این راه با هیچ شخص و حزبی و جریانی عقد اخوت نبسته است امّا کسانیکه در ایام فتنه سعی در مظلوم جلوه دادن فتنه گران و اغتشاشگران داشته اند، امروزه چگونه دم از شجاعت و بی باکی آنهم با لباس اصولگرایی می زنند؟!

چرا اعتراف نمی کنید که در ایام فتنه، حامیانتان نقش خواص بی بصیرت را مطابق خواست دشمنان و فتنه گران به تمام و کمال ایفا کرده اند؟! و امروز با چه رویی از اصولگریان می خواهید به انتخاب صحیحشان پشت بکنند و از روی هوای نفس و دروغ بگویند" اشتباه کردیم!" این خواست امروز شما با رفتار دیروزتان در حمایت از فتنه گران چه تفاوتی کرده است؟

راستی اگر اصولگریان اشتباه کرده اند پس چرا اربان و حامیان شما از حاضر شدن در اجتماعات مردمی و در بین نیروهای انقلاب خوف و ترس دارند؟! به هر حال به نظر می آید که فعلا بسیار زود است تا این دوستان برای بهره بری سیاسی در اسفندماه  دست به کار شوند.

در پایان جا دارد تا تعبیر یک استاد حوزه را در اینباره یادآور شویم.

یکی از اساتید حوزه در پاسخ به اینگونه لجن پراکنی های مغرضانه سیاسی حامیان فتنه می گفت: ملت و اصولگریان در انتخابات دهم، فردی را انتخاب کردند که در آن ایام با وضو و دارای شرایط بود، از همین رو به او اقتدا کردند امّا اینکه بعدها هم بتوانیم به ایشان اقتدا کنیم، بسته به نوع عملکردش و شرایط روزش دارد امّا عده ای ( امثال دست اندرکاران این سایت خبری و روزنامه هم نامشان ) به کسی اقتدا کرده بودند که از همان ابتدا نه تنها وضو و شرایط لازم را نداشت بلکه بوی گندش از فاصله ها به مشام می رسید لذا ما نمی توانیم به کسی که بعدها احتمال دارد شرایط امام جماعت شدن از بین برود، پشت بکنیم و به کسی اقتدا بکنیم که از همان اول شرایط امام جماعت بودن را نداشته است.



« پروتک های 24 گانه صهیون برای محققین »

سه شنبه 31 خرداد 1390 08:00 ب.ظ

« پروتک های 24 گانه صهیون برای محققین »







چنیدن سال پیش صهیون ها دور هم جمع شدند و اساس نامه ای را تالیف کردند که طی آن قرار است بر دنیا مسلط شوند . اگر اشتباه نشود این پروتکل ها در روزنامه ها آن زمان منتشر شد و بعد از این که صهیون ها به خود آمدند دریافتند که انتشار این پروتکل ها به ضررشان است . بنابر این سعی در جمع آوری آن کردند اما به هر شکل این پروتکل ها در جهان پخش شد و در دهه 1370 در روزنامه های کشور منتشر شد .

این پروتکل ها منبع خوبی برای محققین نظام سلطه و فراماسونری است تا قدرت تحلیلشان بالا تر رود:


پروتكل شماره 1

* مى خواهیم فارغ از هرگونه لفاظى و عبارت پردازى و تنها از طریق مقایسه و استنتاج، حقایق محیط اطرافمان را مورد بررسى و مداقه قرار دهیم.
* مى خواهیم سیستمى را كه ما در آن زندگى مى كنیم از دونقطه نظر یعنى از نظر یهودیها) صهیونیستها( و از نظر غیریهودیها)غیرصهیونیستها( مورد ارزیابى قرار دهیم.
* شمار انسانهایى كه داراى غرایز بد و شیطانى هستند، برشمار كسانى كه داراى غرایز خوب هستند ، پیشى مى گیرد. لذا، براى آنكه بتوان بر انسانها حكومت كرد، باید به اعمال زور و خشونت و ترور توسل جست. هر انسانى مى خواهد دیكتاتور بشود، زور بگوید و اگر بتواند، رفاه و خوشبختى مردم را فداى خواسته ها و آمال خود گرداند.

* اما چه عواملى این جانور درنده را كه اسمش انسان گذاشته اند، از خشونت باز مى دارد؟

* از زمانى كه حیات اجتماعى آدمیان آغازگشت، فشارها، رفتارهاى ظالمانه و حیوان صفتانه اى از سوى فرمانروایان باعث شد كه توده هاى مردم تحت سلطه درآیند و مطیع فرمانروایان خود شوند. آنگاه باا وضع قوانینى كه در واقع همان چهره تغییریافته زور و تهدید هستند، آدمیان به زیر سلطه درآمدند و من در اینجا.، مى خواهم بگویم كه طبق قانون طبیعت حق یعنى اعمال زور و فشار.
* آزادى سیاسى تنها یك نظریه است نه یك واقعیت . لذا آدمى باید بداند كه چگونه از واژه آزادى سیاسى براى فریب توده ها استفاده كند و سپس آن را براى درهم شكستن قدرت حزب حاكم بكارگیرد .
البته اگر حزب حاكم قبلا خود از چنین شیوه اى براى دستیابى به قدرت استفاده كرده باشد، بهتر مى توان همین شیوه را در مورد او بكار برد. به كمك واژه به اصطلاح آزادى مى توان همین شیوه را در مورد او بكار برد. به كمك واژه به اصطلاح آزادى مى توان پایه هاى حزب حاكم را سست و لرزان ساخت و بى اعتباریش را به توده مردم نشان داد. از آنجا كه توده ناآگاه نمى تواند حتى یك روز هم بدون راهنما و رهبر هدفهایش را خود راهبرى نماید، لذا به آسانى رهبرى حزب جدید را مى پذیرد و بدین سان رژیم قدیم جاى خود را به رژیم جدید مى دهد.

* هنگامى كه ما به قدرت رسیدیم، یعنى قدرت را از چنگ فرمانروایانى كه با استفاده از واژه آزادى بر مردم حكومت مى كنند، خارج ساختیم، طلا جاى قدرت را خواهد گرفت. بنیاد نهادن حكومت براساس آزادى غیرممكن است. زیرا كسى نمى تواند آزادى را در متعارف و متعادل ترین نوع آن بكارگیرد . اگر صرف اً براى مدت كوتاهى مردم را در اداره امور خویش آزاد بگذاریم تا هر كس فرمانرواى خویش بشود ، دیرى نخواهد پایید كه انسجام امور از هم گسیخته مى شود و مردم دست به كشتار همدیگر مى زنند و از دولت چیزى جز تلى خاكستر به جاى نخواهد ماند.

* خواه دولتها در اثر ضعف داخلى متلاشى شوند و خواه در اثر چیرگى دشمنان خارجى از بین بروند ، سرانجام زیر نفوذ ما قرار خواهند گرفت. زیرا سرمایه، كه به مثابه ریسمان محكمى است ، در دست ماست . دولتهایى كه به این ریسمان محكم چنگ نمى زنند، سقوطشان حتمى خواهد بود.

* آنهایى كه آزادمنشانه مى اندیشند، ممكن است به سیاستى كه ما در بالا خطوط اصلى آن را ترسیم كردیم، ایراد بگیرند و آن را غیراخلاقى تلقى كنند. ولى در پاسخ ایراد آنها، ما این سؤال را مطرح مى كنیم: اگر هر دولتى دو نوع دشمن داشته باشد و براى از بین بردن دشمن خارجى به او اجازه داده شود كه براى نابودى دشمن از هر روشى استفاده كند، یعنى مثلا دشمن را غافلگیر كرده و شبانه به اردوگاه او بزند و او را در هم بكوبد آنگاه این عمل را روش غیراخلاقى مى نامید؟ به همین قیاس نابودى دولتهاى حاضر به دست ما كه مخرب رفاه عمومى هستند، عملى غیراخلاقى تلقى مى شود؟

* آیا آدم معقولى پیدا مى شود كه فكر كند مى توان از طریق بحث و استدلال با مردم عامى كه قدرت استدلالشان سطحى است، كنار آمد؟ كنار آمدن با توده مردم فقط با دست گذاشتن روى عواطف و اعتقادات آنها مقدور و ممكن است. اگر بخواهیم با این دسته از مردم كه فهم سیاسى ندارند، از طریق استدلال و بحث كنار بیاییم، جز آنكه تخم هرج و مرج را بپاشیم كار دیگرى نمى توانیم بكنیم.
* میان سیاست و اخلاق هیچگونه وجه اشتراكى نیست. فرمانروایى كه متكى به اخلاق باشد، نمى تواند سیاستمدارى كار كشته و ماهر از آب درآید و نتیجتاً پایه هاى قدرت سیاسى او متزلزل خواهد گشت. آنهایى كه مى خواهند گام در وادى سیاست بگذارند، باید هم نیرنگ باز باشند و هم بتوانند دیگران را متقاعد كنند .صفاتى چون درستكارى و راستگویى خطرى بزرگ براى سیاست بشمار مى روند. زیرا چنین صفاتى شدیدتر از هر دشمنى، فرمانروا از اریكه حكمرانى به زیر مى كشند . البته فرمانروایان جوامع غیرصهیونیست باید چنین صفاتى را دارا باشند تا هر چه زودتر از پاى درآیندو تسلیم م ا شوند . ولى در نظام سیاسى جوامع صهیونیستى، قیودات اخلاقى نباید وجود داشته باشد.

حق یعنى زور

* به اعتقاد ما حق یعنى اعمال زور. واژه حق واژه اى ذهنى است كه به هیچ وجه جنبه عینیت به خود نمى گیرد. در نظام سیاسى ما حق این چنین تعبیر مى شود: هر آنچه را كه مى خواهم به من بده زیرا من از تو قوى ترم. نیازى نیست كه ثابت كنم حق از آن كیست.

حق از كجا شروع مى شود و به كجا ختم مى شود؟

* در هر دولتى كه قدرت به طور نامطلوبى سازمان یافته باشد، قوانین و مقررات، اعتبارشان را از دست داده، دستخوش طوفان حوادث مى شوند و سرانجام لیبرالیسم پدید مى آید. طبق قانون حكومت اقویا ، باید تمام مقررات و قوانین را متلاشى سازیم و براى آنهایى كه داوطلبانه از لیبرالیسم دست كشیده اند و تسلیم ما شده اند، منجى شویم.
* در شرایط كنونى كه تمام قدرت هاى جهان داراى پایه هاى لرزانى هستند، قدرت سیاسى ما داراى پایه هاى استوارى است. زیراوجود آن محسوس نیست. زمانى قدرت ما تجلى خواهد كرد كه هیچگونه خطرى آن راتهدید نكند.
* قدرتهاى سیاسى جهان به سبب اعمال لیبرالیسم دچار مشكلات شدیدى هستند. وظیفه ما این است كه فارغ از اینگونه مشكلات، به فكر پى ریزى حكومت آینده خود باشیم. ما باید در طرحهاى خودبیشتر به ضروریات فكر كنیم تا به اخلاقیات و بیشتر به هدفها توجه داشته باشیم تا به وسیله ها.
* اكنون طرحى در پیش روى داریم كه خطوط اصلى سیاست آینده مان را مى خواهیم از متن آن استخراج كنیم. این طرح به ذكر عواملى كه حاصل چند قرن اندیشه و كار آدمى را به هدر داده اند ، مى پردازد. لذا ما نمى توانیم نقش این عوامل را نادیده بگیریم.
* براى آنكه سیاستمان عملكرد رضایت بخشى داشته باشد، نخست باید توده مردم را بشناسیم و به سستى اندیشه، عدم درك و عدم توجه آنها به رفاه خویش پى ببریم. باید بدانیم كه قدرت توده مردم قدرتى نامعقول است. كسى كه از احوال توده مردم اطلاعى ندارد، نمى تواند آنهارا اداره كند. و نیز كسى كه دانش سیاسى نداشته باشد، حتى اگر خیلى هم تیز هوش باشد نمى تواند توده ناآگاه را رهبرى كند و سرانجام جامعه را به پرتگاه سقوط سوق مى دهد.
* تنها كسانى كه از همان اوان خردسالى براى رهبرى تربیت مى شوند، مى توانند به مفهوم كلماتى كه از الفباى سیاست تشكیل شده اند، پى ببرند.
* اگر افرادى را كه از دانش سیاسى بهره ندارند، بر سر كار آوریم، دیرى نمى پاید كه در اثر اختلاف میان احزاب، قدرت را از دست داده سقوط مى كنند. آیا مى توان اداره امور یك جامعه را به افرادى كه صرف اً به پروتكل های رهبران یهود برای تسخیر جهان منافع خود توجه دارند و هنگام رسیدگى به امور، به منافع خویش فكر مى كنند محول كرد؟ آیا اینگونه افراد مى توانند از خود در برابر دشمن دفاع كنند؟ اگر تصور كنیم كه در میان توده مردم كسانى یافت مى شوند كه توانایى اداره امور جامعه را دارند، در آن صورت هماهنگى امور سیاسى را بر هم زده ایم و اجراى برنامه ه ا را دشوار ساخته ایم.

ما ستمگریم

* تنها به یارى یك فرمانرواى مستبد و سختگیر مى توانیم طرحهایى را كه در پیش داریم به مرحله اجرا درآوریم و میان دستگاههاى مختلف دولت كه به مثابه یك ماشین عمل مى كند ، نوعى هماهنگى برقرار كنیم. لذا مى توان چنین نتیجه گرفت كه مناسب ترین نوع حكومت براى یك كشور، حكومتى است كه در آن قدرت به یك نفر فویض بشود. بدون وجود یك حكومت مطلقه مستبد، تمدن نمى تواند به حیات خود ادامه دهد. و این تمدن تنها به وسیله رهبران و نخبه ها بارور مى شود نه به وسیله توده هاى ناآگاه . توده مردم وحشى است و توحش خود را در هر موقعیتى نشان مى دهد. هنگامى كه توده ه ا آزادى به دست آوردند آزادى به صورت هرج و مرج كه خود اوج توحش است جلوه گر مى شود

اعتیاد به الكل و افراط در نوشیدن نوشابه هاى سكرآور، مشكلى است كه پس از اعطاى آزادى در میان یریهودیها رواج پیدا مى كند. بر ما یهودیه ا لازم است كه در چنین مسیرى گام برنداریم . مردم غیریهودى از همان آغاز جوانى به وسیله عوامل ما بى بندوبار و بدون اخلاق بار مى آیند. عوامل م ا عبارتند از معلمان سرخانه، خدمتكاران، منشى ها و زنانى كه در خانه هاى ثروتمندان بچه دارى مى كنند. به كمك زنان یهودى مردان غیریهودى را در عشرتكده ها و محلهاى عیاشى به فساد اخلاقى مى كشانیم و آنه ا را از جاده عفت و پاكدامنى منحرف مى سازیم. من این جامعه را كه به دست زنها به فساد كشانده مى شود، جامعه زنان نام مى نهم زیرا در فساد و تجمل پرستى دنباله رو دیگرانند.

* دولت ما به جاى آنكه ترس از جنگ را در مردم ایجاد كند، از طریق اعدامهاى ظاهراً قانونى مخالفان را از سر راه برمى دارد و با ایجاد چنین ترسى خود به خود مردم را وادار به تسلیم مى كند. زیر ا بى رحمى و سنگدلى در مجازات موجب ثبوت و استحكام دولت است. به نام انجام وظیفه و با اعمال مجازات هاى شدید و بى رحمانه مى توانیم دولتها را هم وادار كنیم كه بدون قید و شرط تسلیم ما شوند.

* منطق ما زورگویى و متقاعد كردن است. در مسایل سیاسى، تنها زور است كه پیروز مى شود ب ه ویژه اگر رهبران سیاسى بتوانند آن را مخفیانه اعمال كنند. اگر فرمانروایى نمى خواهد تسلیم دیگران شود، باید با خشونت و نیرنگ به متقاعد كردن دیگران كه از اساسى ترین اصول حكومت هستند، متوسل شود. تا زمانى كه غیریهود مانع رسیدن ما به هدفهایمان باشند باید فساد، خیانت و رشوه خوارى را رواج دهیم. اگر چپاول كردن اموال مردم منجربه تسلیم شدن آنها در برابر حكومت بشود، نباید در انجام این كار تردیدى به خود راه دهیم.


ما به آزادى خاتمه مى دهیم

* اگر به تاریخ گذشت نگاهى بیفكنیم، درمى یابیم كه ما نخستین قومى بودیم كه نداى آزادى، برابرى و برادرى را سردادیم. این كلمات بعدها به وسیله مردم غیریهودى، احمقانه و طوطى وار تكرار شدند و ناآگاهانه خود را گرفتار ساختند و آزادى را كه در برابر فشارهاى توده ناآگاه چون سد محكمى بود ، از بین بردند .خردمندان غیریهودى نمى توانند خود را از مطلق گرایى و ذهنیت و عالم تجرد بیرون آورند و واقعیات را مورد قبول قرار دهند. آنها هیچگاه متوجه تضاد موجود میان آنچه مى گویند و آنچه عمل مى كنند ، نمى شوند. آنها متوجه نمى شوند كه افراد داراى استعدادها، قابلیتها و شخصیتهاى متفاوتى هستند. آنها باور نمى دارند كه توده مردم كور و ناآگاه است. آنان باور نمى دارند، كسى كه از میان توده مردم برخیزد نمى تواند رهبر بشود. آنها نمى پذیرند كه استعداد رهبرى در میان یك تبار از پدر به فرزند منتقل مى شود . آنان با نادیده گرفتن چنین حقایقى برخلاف موازین طبیعت گام برداشتند و ما مى بینیم كه مسأله ارثى بودن رهبرى، به دست فراموشى سپرده شده و همین امر هم باعث شده است كه ما روز به روز به موفقیت نزدیكتر شویم.

* اشاعه كلماتى چون آزادى، برابرى و برادرى در چهارگوشه دنیا به ما نسبت داده مى شود . ما باید از واملمان كه ناآگاهانه پرچم مان را با شور و شوق فراوان برافراشته اند، سپاسگزار باشیم. مى دانیم كه كلمات مذكور در طول تاریخ همچون آفتى رفاه، صلح، آرامش، همكارى و اساس حكومت غیر یهودیان را نابود كرده اند. البته بعداً یادآور خواهیم شد كه عوامل دست نشانده، ما چگونه به پیروزى نهائى ما كمك خواهند كرد یا این امكان را مى دهند كه ورق برنده به دست ما بیفتد. معناى این كلام آنست كه در آینده خواهیم توانست هر نوع امتیازى را از جمله (اریستوكراسى)اشرافیت و سرمایه دارى( جوامع غیر یهود ی) را چون سد ى دربرابر پیروزیمان قرار دارد، نابود كنیم و بر خرابه هاى اریستوكراسى غیریهود، اریستوكراسى خود را كه مبتنى بر ثروت و رهبرى افراد تحصیل كرده است، بنا نهیم. باز یادآور مى شویم كه دانش و ثروت دو شرط اساسى ، براى تشكیل این اریستوكراسى هستند. ثروت را در اختیار داریم و دانش رهبرى را حكماى پیشین برایمان فراهم آورده اند.

* اگر در رابطه هایمان، دست روى حساس ترین عصب ذهن آدمیان بگذاریم ، خیلى زود به پیروزى خواهیم رسید و این اعصاب حساس ذهن آدمى، عبارتند از زراندوزى، مال پرستى و تنوع طلبى در ارضاء نیازهاى مادى هر یك از این خواسته ها به تنهائى مى تواند آدمى را تسلیم ما بكند.

* مجرد و ذهنى بودن مسأله آزادى، به ما كمك مى كند كه به توده هاى مردم در سراسر دنی ا بفهمانیم كه دولتهایشان فقط ناظر خرج ثروت هاى مردم هستند و مى توان دولتها را مانند دستكشهاى كهنه زود به زود عوض كرد.

* از آنجا كه تغییر دادن رهبریهاى ممالك جهان مقدور و میسر مى باشد و از آنجا كه مى توانیم نقش بسیار مهمى در اینگونه تغییر و تحولات داشته باشیم، لذا برایمان آسان خواهد بود كه اختیار انتصاب و انتخاب رهبران جهان را به دست گیریم.


پروتكل شماره 2

** تا آنجا كه مقدورمان باشد، باید از بروز جنگى كه بسود ناحیه اى خاص منجر شود، جلوگیرى كنیم. آنگاه جنگ را به صحنه اقتصاد مى كشانیم تا طرفین متخاصم به خوبى تسلط همه جانبه م ا را دریافته و تسلیم عوامل بین المللى ما شوند. حقوقى بنام حقوق بین الملل وضع خواهیم كرد كه جایگزین حقوق ملى كشورها شده و ناظر بر روابط بین ملل باشد، همانگونه كه قوانین حقوقى یك كشور، بر روابط افراد آن كشور نظارت دارد.


** اطاعت بى چون و چرا از مهمترین شرایطى است كه ما براى انتخاب مدیران در نظر مى گیریم و هیچ ضرورتى ندارد كه آنها در زمینه مدیریت تحصیلات و اطلاعاتى داشته باشند. اینگونه مدیران همچون مهره شطرنج در دست مشاوران و متخصصانى خواهند بود كه ما از كودكى آنها را براى اداره امور جهان تربیت خواهیم كرد. همانطورى كه نیك مى دانید اینگونه مشاوران را طورى تربیت مى كنیم كه براى احراز مقام هائى كه به آنها محول مى شود، واجد شرایط باشند. بعلاوه آنها را در زمینه امور سیاسى ، تاریخ و تحلیل وقایع، آموزش مى دهیم. مى دانیم كه غیریهودیها طورى تربیت شده اند كه نمى توانند وقایع تاریخى و مشاهدات خود را بدون پیشداورى تحلیل كرده و از این تحلیها نتیجه عملى بگیرند و یافته ها را راهنماى عمل خویش قرار دهند. بنابراین، ضرورتى ندارد كه ما به آنها اهمیت بدهیم. بگذار كه سرگرم شوند و عمرى را در آرزو و امید بسر ببرند و به خاطرات گذشته خویش دل خوش نمایند. بگذار خود را با اصولى كه م ا به نام علم( تئورى) به آنها دیكته كرده ایم سرگرم كنند. با توجه به این هدف ما به یارى مطبوعات(رسانه هاى گروهى) اعتماد غیر یهودیها را به صحت این تئورى ها جلب مى كنیم. روشنفكران غیریهودى علوم را به طور مجزا از هم مورد تحقیق قرار مى دهند و بى آنكه خود متوجه باشند ، اطلاعات فراوان و نتایج گرانبهائى را فراهم مى آورند ولى آنها را در متن عمل پیاده نمى كنند. اما عوامل م ا اطلاعات به دست آمده از اینگونه تحقیقات را با هم تلفیق و تركیب كرده تا به یك كل دست یابند و فكر خود را در جهت خواستهاى ما پرورش دهند.

تعلیم و تربیت ویرانگر

** فكر نكنید آنچه كه در بالا گفته شد تنها یك حرف است. دقت كنید كه ما چگونه موفق شدیم داروینیسم، ماركسیسم و نیچه ایسم را بال و پر بدهیم. یهودیان باید به سادگى به اهیمت نقش ویرانگر نظریه هاى بالا، روى ذهن و اندیشه غیریهود پى ببرند.

** براى آنكه در مسائل سیاسى دچار لغزش و اشتباه نشویم باید به طرز تفكر ، تمایلات و خصوصیات ملل مختلف توجه دقیق داشته باشیم. به عبارت دیگر سیستم ما به مثابه ماشین بزرگى است كه اجزاء آن به مقیاس وسیعى متناسب با خلق و خوى، آداب و رفتار مردمى كه در جهت هدفهایمان گام برمى دارند ، كار مى كند. لذا براى آنكه با شكست مواجه نشویم، باید از تجربیات گذشتگان استفاده كنیم.

** مى دانیم كه ممالك جهان از مطبوعات بعنوان وسیله هائى براى هدایت فكر مردم در جهت دلخواهشان استفاده مى كنند. لذا براى آنكه بتوانیم از مطبوعات در جهت خواسته هاى خود استفاده كنیم ، باید در بین مردم نارضائى ایجاد نمائیم و سپس از طریق مطبوعات نارضائى ها را منعكس سازیم.مى دانیم كه آزادى بیان تنها از طریق آزادى عمل تضمین مى شود، اما مردم غیریهودى نمى دانند چگونه از مطبوعات استفاده كنند. خوشبختانه این وسیله به دست ما افتاده است و ما مى توانیم از طریق مطبوعات اعمال نفوذ كنیم. جاى بسى خوشبختى است كه ما علاوه بر مطبوعات، طلا را هم در اختیار داریم. ولى باید یادآور شد كه ما این دو عامل را با از خودگذشتگى فراوان و از میان اقیانوسى از خون و اشك به دست آورده ایم و براى دست یابى به آنها قربانیان فراوانى داده ایم، البته هر قربانى اى كه ما مى دهیم ، از نظر خداوند با هزار قربانى غیریهودى برابر است.

پروتكل شماره 3

*** مى خواهم اعلام كنم كه تا رسیدن به هدفهایمان فاصله چندانى نداریم اگر چند قدمى را كه در پیش داریم طى كنیم، سر و دم مارى كه سمبل قوم ماست به هم وصل خواهد شد و حلقه اى كامل بوجود مى آید. معناى كامل شدن حلقه آنست كه تمام كشورهاى اروپائى درون این حلقه محصور خواهند شد و تحت نفوذمان قرار خواهند گرفت.

*** موازین قانونى كشورهاى جهان بزودى درهم خواهند شكست. زیرا ما از همان آغاز تأسیس آنها را با نوعى عدم تعادل ایجاد كرده ایم و به سبب همین عدم تعادل شروع به نوسان مى كنند و سرانجام محوری را كه به دورش مى چرخند فرسوده مى سازند. غیریهودیان مى پندارند كه معیارهاى قانونیشان از تعادل و ثبوتى همیشگى برخوردار است، اما نمى دانند كه روزى با عدم تعادل موازین قانونى خود مواجه مى شوند. در اینگونه جوامع، رهبر، چون، محورى است كه بوسیله در باریان احاطه شده و درباریان آنقدر بر او مى شورند تا رانجام او را از پاى درآورند. به عبارت دیگر، رهبر از مردمى كه مایه قدرتش هستند ، فاصله مى گیرد و نمى تواند با آنهائى كه به دنبال كسب قدرت هستند، مقابله كند و نتیجتاً مغلوب مى شود. البته این ما هستیم كه میان رهبر و توده مردم شكاف عمیقى ایجاد كرده ایم و قدرت را از هر دو سلب نموده و هر دو را چون كور و عصا از هم جدا ساخته ایم.

*** براى آنكه قدرت طلبان جهان، پس از دست یابى به قدرت نتوانند از آن به نحو مطلوبى استفاده كنند، ما از پیش تدابیر ویژه اى اندیشیده ایم . نخست آنكه تمایلات قدرت طلبان را از آزادى خواهى ، معطوف و متوجه استقلال طلبى مى كنیم. دوم آنكه احزاب گوناگون بوجود مى آوریم و آنه ا را رودرروى هم قرار میدهیم. سوم آنكه از بوجود آمدن قدرتهاى بزرگ جلوگیرى مى كنیم و وضعى پیش مى آوریم كه دست یابى به قدرت براى هر كسى هدف بشود. سرانجام دولتها را به صورت صحنه مبارزات گلادیاتورى درمى آوریم تا ستیزه و جدال بر سر مسائل مبهم و پیچیده همچنان ادامه یابد و بى نظمى و گسیختگى همه جهان را فرا گیرد

*** سخنان بیهوده، پوچ، پوشالى و بى پایان به صورت نطق، مباحثه و گفتگو وقت دیوانیان و مجلس نشینان و هیأت مدیره ها را ضایع كرده است. روزنامه نگاران خیلى بى پروا به پروپاى مقامات اجرائى دولتها پیچیده اند. مؤسسات و سازمانها، تیزى دشنه سوء استفاده از قدرت را روى گردن خویش احساس مى كنند.به زودى همه چیز در اثر یورش دیوانه وار توده ها منفجر و به آسمان پرتاب خواهد شد.

فقر اسلحه ماست

*** زنجیرى كه انسانها را به دام و تله فقر مى بندد، به مراتب محكمتر از زنجیر بردگى است . به بیان دیگر، از زیر یوغ بردگى مى توان بخوبى آزاد شد ولى رهائى از زیر یوغ بینوائى و فقر بسیار دشوار است. ما در قانون اساسى خود، حق رفاه مادى توده ها را به صورتى خیالى اما نه به گونه اى واقعى گنجانیده ایم و هرگز هم به این حق جامه عمل نمى پوشانیم. اگر قرار شود كه هر فرد حق گفتن هر حرفى را داشته باشد، اگر قرار شود كه هر روزنامه نویسى حق نوشتن هر مطلبى را اعم از خوب و بد پیدا كند، اگر هر كارگر زحمتكش و پرولترى، كه دست تقدیر او را به كار وابسته كرده است، از لحاظ اقتصادى خود كفا باشد و نیز اگر بداند كه قانون اساسى منافعش را تضمین نمى كند، فردا براى انتخاب نمایندگان بپاى صندوق رأى نمى رود و به نمایندگان كه در واقع عوامل دست نشانده ما هستند، رأى نمى دهد. براى آنكه چنین وضعى پیش نیاید ، بسیارى از اصولى كه رفاه اقتصادى او را تضمین مى كنند از متن قانون حذف مى كنیم و در عوض فقط به اوحق اعتصاب اعطاء مى كنیم تا از این طریق وابستگى اش به رفقاى هم مسلكش و نیز شرایطى كه كارفرمایش بر او تحمیل مى كند، بیشتر شود.

ما از كمونیسم پشتیبانى مى كنیم

*** نابودى اریستوكراسى بنابه راهنمائى م ا و بوسیله عوامل مان صورت گرفت . ولى با نابودى اریستوكراسى داستان پایان نیافت و این بار پول پرستان به شیوه دیگر دام خود را بر سر راه مردم پهن كردند و همانطور كه امروز مى بینیم پول پرستان یوغ استثمار خود را برگردن كارگران نهاده اند و آنها را شدیداً به اسارت گرفته اند.


*** ما بر روى صحنه نقش حامى كارگر را بازى مى كنیم و بدینسان زیر شعار همكارى، برابرى و تحت شعار اشتراك مساعى جهانى شعار و نیز مطابق اصول فراماسونرى خویش ، كارگران را به صف نیروهاى جنگجوى خویش یعنى سوسیالیزم، انارشیسم و كمونیزم مى كشانیم. اریستوكراسى از حمایت قانون برخوردار بود و از كار و دسترنج زحمتكشان ارتزاق مى كرد . به همین لحاظ بخاطر حفظ منافعش، همواره به تغذیه و سلامت كارگران توجه خاص داشت و مى خواست كه كارگر ، سالم و نیرومند باشد تا بهتر و بیشتر از او بهره كشى كند. اما موضع ما درست مخالف این نظریه است. ما به مرگ و میر و كشتار غیر یهودیان فكر مى كنیم. به عبارت دیگر، قدرت ما، در گروكاهش مستمر مواد غذائى وضعف جسمى كارگر مى باشد. زیرا از این طریق مى توانیم كارگر را به اسارت خود درآوریم تا او را در اختیار داشته باشیم و نتواند علیه خواستهاى ما اقدام بكند. تسلطى كه از طریق ایجاد گرسنگى بر كارگران به دست مى آید، به مراتب مطمئن تر از تسلطى است كه اریستوكراسى به مدد قانون و شاه كسب كرده بود.

*** در میان توده مردم حسد، نفرت و زیاده خواهى ایجاد مى كنیم تا از خشم مردم استفاده كرده و همه موانعى را كه بر سر راهمان قرار دارند با دستهاى آنها ریشه كن سازیم

*** هنگامى كه زمان موعود فرا رسید و منجى عالم بشریت بر اریكه سلطنت جلوس كرد و تاج شاهى بر سر نهاد، با دستهاى توده مردم همه موانعى را كه بر سر راه حكومت جهانگیرش قرار دارند، برمى داریم.
*** غیریهودیان عادت به فكر كردن را از دست داده اند مگر آنكه متخصصان ما به آنها آگاهى بدهند بنابراین آنها قدرت تشخیص و درك برنامه هائى كه ما براى رسیدن به حكومت جهانى در پیش داریم، ندارند.لذا برماست كه در مدارس دولتى، اطلاعات و دانشهاى پایه اى چون تشریح خصوصیات روحى ( روانشناسى )و حیات اجتماعى (جامعه شناسى) به آنان بیاموزیم و به مدد اینگونه اطلاعات به آنها بقبولانیم كه افراد از لحاظ قابلیت ها و استعدادها یكسان نیستند و از لحاظ سلیقه ها و هدفهاى زندگى با هم اختلاف دارند .

پذیرفتن اصل اختلافات فردى، تقسیم كار را به تناسب استعدادها ایجاب مى كند و وقتى كه انسانها بر حسب اصل تقسیم كار طبقه بندى شدند، خود به خود جامعه طبقاتى بوجود مى آید و بدینسان افراد مى پذیرند كه همه طبقات در برابر قانون یكسان نیستند. پس از اینكه چنین اطلاعاتى به خورد آنها دادیم با رغبت تسلیم ما مى شوند و هر نوع شغلى را كه به آنها دهیم قبول مى كنند. از سوى دیگر، چنین نظام تربیتى اى انسانها را وامى دارد كه هر نوع نوشته اى را و یا هر سخنى را كوركورانه و بدون چون و چرا بپذیرند. همچنین به سبب درك ضعیفشان از امور، مى توان نفرت آنها را در هر شرایطى و هر موقع كه لازم باشد برانگیخت.

یهودیان سالم خواهند ماند

*** وجود بحران اقتصادى نفرت غیریهودیان را افزایش مى دهد و صنعت را دچار ركود مى سازد. در این نگام ما مى توانیم به مدد عملیات مخفیانه و نیز بیارى طلا كه قبلاً آنرا به دست آورده ایم ، آتش بحراناقتصادى را شعله ورتر سازیم و كارگران را در سراسر اروپا به خیابانها بریزیم . توده مردم به سبب ناآگاهى هایشان و نیز به سبب وجود بذر حسدى كه ما در همان آغاز كودكى در ذهنشان كاشته ایم ، آماده مى گردند كه خود كارفرمایانرا بریزند و اموال آنها را به غارت ببرند ما در این میان سالم خواهیم ماند و اموالمان به یغما نخواهد رفت زیرا از زمان شروع حادثه بخوبى آگاهیم و مى توانیم به موقع براى حفظ خویش تدابیرى بیندیشیم.

*** نشان دادیم كه چگونه باگذشت زمان، غیریهودیان تسلیم حكومت م ا خواهند شد زیر ا بخوبى مى دانیم كه چه موقع باید آزادى و آزادى خواهى را از تمام مؤسسات ریشه كن سازیم.

*** هنگامى كه توده هاى مردم مى بینند كه تمام امتیازها زیر عنوان آزادى به آنها اعطاء مى شود، تصور مى كنند كه مى توانند رهبرى جهان را به دست گیرند. ولى به زودى خود را به راهنمائى ما نیازمند مى بینند و دو دستى قدرت را در اختیار ما مى گذارند و رهبرى تام الاختیار امور را به دست ما مى سپارند. اگر انقلاب فرانسه را به یاد آوریم، در مى یابیم كه عنوان و لقب كبیر را ما به آن دادیم، مقدمات آنرا ما فراهم كردیم و خلاصه آنكه طراحى آنرا ما به عهده گرفتیم.

*** از دیرباز تاكنون ما بشر را از قیدو بندهاى فراوانى رهائى بخشیده ایم و در آینده نیز او را راهنما خواهیم شد تا سرانجام در برابر پادشاهى كه خون قوم بنى اسرائیل در رگهایش جریان دارد، سرتعظیم فرود آورده و به حكومتى كه ما براى جهان تدارك مى بینیم، تسلیم شود.

*** در حال حاضر ما یك نیروى بین المللى شكست ناپذیریم كه از یك طرف مورد حمله قرار مى گیریم و از طرف دیگر حمایت مى شویم. از ویژگیها و رذالتهاى مردم غیریهود، آنست كه از زورگو اطاعت مى كنند و نسبت به مردم ضعیف فوق العاده بدون ترحم هستند. از سوئى تحمل تضادها و برخورد عقاید را ندارند و از سوى دیگر، حاضر مى شوند كه زیر فشار و خشونت رژیمهاى مستبد جان بدهند ولب به شكوه نگشایند. وجود چنین خصلتهائى در مردم غیریهودى، مستقل بودنمان را مشخص مى كند. مردم غیریهودى از همه دیكتاتورهاى زمانه ستم فراوان كشیده اند ولى در عوض فقط بیست تن از این دیكتاتورها را سربریده اند.

*** به راستى مردم عامى پدیده هاى فوق الذكر را چگونه تعبیر مى كنند و نظر آنها در باره وقوع چنین پدیده هائى كه ظاهراً ارتباط چندانى با هم ندارند چیست؟ تعبیر اینگونه پدیده اینست كه دیكتاتوره ا از طریق عواملشان زیرگوش توده مردم، برابرى، و تأمین رفاه همگان را زمزمه مى كنند ولى به مردم نمى گویند، كه وحدت تنها در سایه حكمروایى یهود ممكن و میسر است. و در نتیجه امر به مردم مشتبه شده، درستكار محكوم و خیانتكار تبرئه مى شود و این وضع همچنان ادامه مى یابد تا آنجا كه خدا بخواهد. به راستى ما باید شكرگزار و راضى از اوضاع باشیم زیرا مردم هر گونه نظمى را به بى نظمى مبدل مى كنند كه نتیجه این اوضاع به سود ما است.

*** كلمه آزادى، جوامع انسانى را به جنگ علیه هرگونه زور و قدرتى برمى انگیزد. حتى علیه خداوند و قوانین طبیعت. لذا زمانى كه ما به سلطنت رسیدیم، باید واژه آزادى را از قاموس و فرهنگ زندگى حذف كنیم. زیرا این واژه توده هاى مردم را به جانورانى خونخوار مبدل مى كند. این جانوران خونخوار وقتى كه شكم هایشان از خون و خونابه سیر و سیراب شد، به خوابى عمیق فرومى روند و از همه چیز بى خبر مى شوند.در این حالت به خوبى مى توان آنها را به زیر زنجیر كشید زیر ا اگر خون نیاشامند ، نخواهند خوابید و كشمكش همچنان ادامه مى یابد.

پروتكل شماره 4

*-* هر جمهورى و حكومتى چند مرحله پشت سرمى گذارد. در مرحله نخست حكومت شكل ثابتى ندارد و بوسیله توده مردم از سوئى به سوى دیگر كشانده مى شود. در مرحله دوم حكومت شكل عوام فریبى بخوبى مى گیرد. پس از آن آنارشیسم به وجود مى آید و سرانجام انارشیسم به حكومت استبدادى منجر مى گردد. البته میان حكومت مطلقه اى كه به صورت قانونى در مى آید ، خود را در برابر مردم مسئول و متعهد مى داند و نیز خط مشى آن كاملاً آشكار است و حكومت مستبدانه اى كه ناشى از هرج و مرج است تفاوت فراوان وجود دارد. حكومت استبدادى و مطلقه اى كه زاده هرج و مرج است ، علیرغم آشكار بودن مظاهر استبدادیش، مى كوشد تا چهره واقعى خود را مخفى بدارد. این نوع حكومت به وسیله دستهاى پنهان و سازمانهاى مخفى اداره مى شود. كارگردانان اینگونه رژیم به همان اندازه كه بى پروا هستند، به همان نسبت هم پرده پوش مى باشند. تغییر دادن آنها به مان اندازه كه ممكن است در سقوط رژیم مؤثر باشد ، به همان نسبت هم به عوامل مخفى كمك مى كنند تا حكومت را از خطر سقوط حفظ كنند.

*-* چه كسى مى تواند با یك قدرت نامحسوس درافتد و آنرا واژگون سازد؟ این ما هستی م كه چنین قدرت نامحسوسى داریم. اگر چه فراماسونرهاى غیریهودى، كوركورانه در خدمت ما هستند، و براى مقاصد ما كار مى كنند، اما برنامه هاى ما همچنان براى آنها و دیگران ناشناخته و اسرارآمیز باقى خواهد ماند. ما اعتقاد به خدا را متزلزل مى كنیم

*-* اگر آزادى بر خداپرستى مبتنى باشد، با برآورى، انسان دوستى و برابرى پیوندى داشته ، براى جامعه بى زیان باشد، به رفاه عمومى لطمه اى وارد نسازد و در اقتصاد هم جائى براى خود پیدا كند، بر ما لازم است كه هم احترام به آزادى و هم اعتقاد به خدا را در میان مردم غیریهودى از بین ببریم. و نیازهاى مادى را جایگزین اینگونه اعتقادات سازیم. اما اگر اعتقاد به خدا موجب شود كه ما بر مردم حكومت كنیم ، در اینصورت باید به تبلیغ دین بپردازیم و با راهنمائى مردان روحانى، مردم را به تسلیم واداریم.

*-* براى آنكه بتوانیم قدرت اندیشیدن را از مردم غیر صهیونیست سلب كنیم، باید فكر آنه ا را متوجه صنعت و تجارت كنیم. سرگرم شدن آنها به داد و ستد و اندیشیدن به منفعت، باعث مى شود كه دشمن مشتركشان را فراموش كنند. از سوى دیگر، به صنعت جنبه احتكارى مى دهیم. بدین معنى كه به بهاى صنعنتى شدن بسیارى از زمینها نادیده گرفته مى شوند كه سرانجام به دست ما مى افتند و ما آنه ا را احتكار مى كنیم.

*-* افزایش روز افزون رقابت بمنظور پیش افتادن در زندگى از سوئى، ونابسامانیهاى اقتصادى از سوى دیگر، مردم را سرخورده و افسرده مى كند، نفرت آنها نسبت به مقامهاى عالى رتبه ادارى، مذهبى و سیاسى اوج مى گیرد، طلا به عنوان وسیله اى براى ارضاء نیازهاى مادى مردم مورد توجه واقع مى شود، ظرفیت مردم به مرز انفجار مى رسد و براى قیام آماده مى شوند. قیام مردم براى كسب ثروت است نه اشاعه خوبیه ا. زیرا این قیام از نفرت منبعث مى شود. به بیان دیگر، نفرت طبقه محروم از طبقه ممتاز جامعه موجب قیام مى گردد. قشرهاى پائین جوامع غیریهودى در پى رهنمودهاى ما علیه طبقه ممتاز به پامى خیزند و سرانجام با حریفانمان یعنى علماى غیر یهودى بر سر قدرت به نبرد مى پردازند.


 

 

« نماد های ماسونی در ایران »

« نماد های ماسونی در ایران »
قسمت اول




در این مطلب سعی شده مطالبی ارائه شود که بیشترین تاثیر را در بیداری ذهن خواننده داشته باشد از این رو  فقط کافیست دوستان با اندکی تامل در مطالب و تصاویر موجود هر گونه که دوست دارند قضاوت کنند...



پس از ماجرای حذف نام خلیج فارس از پشت جلد کتاب فارسی اول ابتدایی و امکان حذف نام پادشاهان از کتابهای تاریخ که وزارت آموزش و پرورش تاکنون نتوانسته پاسخ مناسب و درخوری را درباره آنها ارائه دهد. مورد ابهام برانگیز دیگری در رابطه با علائم و نمادهای شیطان پرستی در کتاب فارسی اول راهنمایی دیده می شود. صفحه 67 این کتاب حاوی تصویری است از یک چشم که بی شباهت به "چشم لوسیفر" نماد شیطان پرست‌ها نیست. این چشم همچنین علامت روشنفکران نیز هست و حتی در دلار ایالات متحده آمریکا نیز به عنوان نظم نوین جهانی دیده می شود.
این تصویر در کنار شعری از شاعر حکیم ابوالقاسم فردوسی ترسیم شده که ارتباط چندانی به آن ندارد. این چشم اگرچه برخلاف چشم لوسیفر یا همان نماد شیطان پرستها در مثلث قرار نگرفته اما اگر به ادامه تصویر دقت کنید متوجه می شوید که امتداد این مثلث تا انتهای تصویر که شامل انسان، خورشید، کتاب و گیاه و چند مایه حیاتی دیگر بوده، کشیده شده است که معنی همان تحت کنترل و احاطه قرار گرفتن تمام موجودات را دارد؛ همان چیزی که شیطان پرستها درباره لوسیفر عنوان می کنند.




خودتون درباره این آثار قضاوت کنید. (نابلوهای هنری در متروی تهران)

مرگ رستم  
ایستگاه مرتبط: علی آباد


دست عشق 
ایستگاه مرتبط: حرم مطهر (بهشت زهرا)



میدان مطهری سمنان که شباهت به هیچ چیز غیر از چشم بزرگ (چشم جهانبین) سه گانه ی ارباب حلقه ها داره



نماد «چشم جهان بین» در نرده ایستگاه های اتوبوس در خیابان ولی عصر (عج)



شهرداری و مترو در امر تکریم دجال در رقابت شدیدی هستن



نقش "ستاره داوود" در فرودگاه مهرآباد!
به دایره های قرمز توجه کنید



 ساختمانی که در شهر مشهد تقاطع بلوار جانباز و بلوار سجاد در حال احداث است



همایش ملی شهدای بصیرت

یکشنبه 29 خرداد 1390 10:56 ب.ظ

همایش ملی شهدای بصیرت

 

این‎جا شیعه‎بودن حرام است

 

این‎جا شیعه‎بودن حرام است

«پاراچنار»، غزه‎ای در همین نزدیكی

 در گوشه‎ای از این دنیا و در منطقه‎ای به نام پاراچنار ممكن است هرلحظه جلوی درِ خانه‎تان یك مین سبز شود و پای‎تان روی آن برود. خارج‎شدن از شهر و سفر به شهری دیگر، هزینه‎ای بَس گزاف به قیمت جان دارد؛ آن‎هم از نوع ازدست‎دادن سر و مُثله شدن. حفظ جان با خودتان است. در پاراچنار گویی جمهوری اسلامی كوچكی شكل گرفته است. مردم این منطقه خود را فرزندان انقلاب اسلامی می‎دانند و هروقت نام رهبری می‎آید، چنان منقلب می‎شوند که قابل وصف نیست. اما گویا در پاراچنار دست همه دشمنان شیعیان در یك كاسه است تا مقاومت شیعیان را بشكنند؛ از آمریكا و اسرائیل گرفته تا عربستان و سرویس‎های اطلاعاتی بسیاری از كشورهای دیگر.

پاراچنار كجاست؟ «پاراچنار» نام منطقه‎ای است در پاکستان که در محاصره طالبان است و اگر چاره‎ای برای آن اندیشیده نشود، سرنوشتی همچون غزه در انتظار آن‎جاست. در پاراچنار حكم مرگ شیعه را امضا كرده‎اند؛ غافل از آن‎كه شیعه پیوندی ناگسستنی با خون دارد. مردم ایران شاید ندانند در نقطه‎ای از جهان، مردمی با سربند «یاحسین» به جهاد می‎روند و دیوارهای مساجد را با عکس‎های امام (رحمت‎الله‎علیه)، شهید بهشتی، شهید همت، شهید آوینی، شهید مطهری و... تزیین می‎کنند. و مردم ایران شاید ندانند این منطقه در پاکستان به «ایران کوچک» معروف است.

پاراچناری‎ها چگونه با انقلاب آشنا شدند؟ شهید سیدعارف حسین الحسینی از شاگردان امام خمینی (رحمت‎الله‎علیه) بعد از انقلاب اسلامی رهبری شیعیان پاكستان را بر عهده داشت. او در نجف با امام خمینی ‎(رحمت‎الله‎علیه) آشنا شد. شهیدحسینی به‎خاطر حضور سرسختانه‎اش در مبارزات علیه رژیم بعث حاکم بر عراق، از این کشور اخراج شد و به قم آمد. اما او در ایران هم دست از مبارزه نكشید و مشارکتش در مبارزات علیه رژیم پهلوی، موجب اخراجش از ایران شد. سیدعارف حسین الحسینی در سال ۱۳۶۳ با حكم امام (رحمت‎الله‎علیه) به‎عنوان نماینده ایشان در پاکستان منصوب شد و در جایگاه رهبری شیعیان پاکستان قرار گرفت. منشأ انقلابی‎شدن مردم منطقه پاراچنار، اقدامات شهید حسینی است. او سرانجام در ۱۴ مرداد ۱۳۶۷، در شهر پیشاور هدف گلوله قرار گرفت و شهید شد. پیكرش در روستای «پیوار»، از توابع پاراچنار به خاك سپرده شد كه اكنون مهم‎ترین زیارتگاه شیعیان پاکستان است.

آغاز ماجرا پاراچنار از سال ۲۰۰۷ در محاصره طالبان و هم‎پیمانان بومی آن قرار گرفته است. اوایل اهل‎سنت هیچ مشکلی با طالبان نداشتند، اما بعد از مدتی آن‎ها هم از كارهای طالبان به ستوه آمدند.

پس از آن‎که طالبان از جنوب به شمال -‎یعنی پاراچنار ‎- منتقل شد، شیعیان تحت فشار قرار گرفتند. طی چندین درگیری، صدها تن از شخصیت‎های

سهیل كریمی با بیان این‎كه پاراچناری‎ها رهبر ما را رهبر خودشان می‎دانند و در همه کوچه‎ها و بازار‎های‎شان عکس امام (رحمت‎الله‎علیه) و رهبری (مدظله‎العالی) نصب شده، اظهار داشت: بزرگ‎ترین افتخار برای پاکستانی‎ها این است که ویزا بگیرند و بروند عربستان کار کنند. اما برای پاراچناری‎ها عار است که چنین کاری کنند. بزرگ‎ترین افتخار برای پاراچناری‎ها این است که بیایند ایران و کار کنند و پول حلال دربیاورند

برتر شیعیان توسط طالبان به شهادت رسیدند. اما از آن‎جایی‎ که شیعیان زیر بار سلطه نرفتند، طالبان دسیسه‎هایی را توسط برخی از طرفدارانش به راه انداخت. در آخرین اقدام طالبان، به‎دنبال اهانت وهابیون به مقدسات شیعیان كه در قالب یك راهپیمایی علیه امام حسین (علیه‎السلام) و در تأیید یزید به تاریخ ۱۲ ربیع‎الأول (آوریل ۲۰۰۷) صورت گرفت، شیعیان به نماینده سیاسی دولت مراجعه کرده و خواستار توقف این اقدامات شدند و ضرب‎الأجلی پنج‎روزه را برای پیگیری دولت مشخص كردند. پنج روز بعد كه مصادف هفدهم ربیع‎الأول و روز ولادت حضرت رسول (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) بود، شیعیان با ملاحظه عدم پیگیری دولت درباره اهانت‎های طالبان، دست به تجمع مقابل یكی از مساجد دشمنان زدند و سلفی‎ها كه منتظر چنین فرصتی بودند، از مناره‎های مسجد شروع تیراندازی كردند و همچنین شهر را هم خمپاره‎باران كردند. شیعیان هم با مشاهده چنین وضعیتی، به یك‎باره «یاعلی» گفته و آن‎ها را از شهر بیرون كردند.

سهیل کریمی كه سال گذشته برای ساخت مستندی به پاراچنار رفته و سه هفته را در پاراچنار سپری كرده بود، محل جنایت طالبان در حمله مذكور را دیده و می‎گوید: اگر این مناره‎ها را ببینید، متوجه می‎شوید که هیچ دلیلی برای ارتفاع بسیار زیاد آن‎ها و نیز وجود دریچه‎های آن‎ها نیست. این مناره‎ها صرفا برای كار نظامی این‎گونه طراحی شده و حكم یك برج دیده‎بانی را دارد.

حتما ادامه مطلب را بخوانید



:. ادامه مطلب .:

 
 

ناتو سیاست‌های سایبری خود را متحول می‌كند

 

ناتو در پی ایجاد اصلاحات و تغییر سیاست های خود در حوزه سایبری و پدافند سایبری است.

سایت "هاست اكسپلود " در گزارشی به قلم "خورخه بنیتز " نوشت، جلسه ای با حضور وزرای دفاع ناتو در تاریخ 8 و 9 ماه ژوئن در بروكسل برگزار شد. از تصمیمات اتخاذ شده در این جلسه می‌توان به نسخه اصلاح شده سیاست ناتو در موضوع پدافند سایبری اشاره كرد.

* دستاوردهای این جلسه: گزارشی خلاصه و مطرح شدن 2 سوال

در گزارش اولیه این جلسه، اطلاعات كمی در ارتباط با این نسخه اصلاح شده سیاست گذاری ارائه داد و اینكه چگونه این سیاست می‌تواند راهكاری هماهنگ در حوزه پدافند سایبری را برای كشورهای هم پیمان ایجاد كند؛ راهكاری كه با تمركز برروی روش‌های صریح، مشخص و نوین، و برای پیشگیری از تهدیدهای سایبری ترویج شود. اكنون این حقیقت فاش شده است كه 2 سوال اساسی توسط وزرای شركت كننده در جلسه مطرح شد كه این سیاست را به چالش كشید: ناتو می‌خواهد از چه چیزی دفاع كند و برنامه این سازمان برای اینكار چیست؟

* معاون دبیركل ناتو درخصوص چالش‌های امنیتی توضیح می‌دهد

ایده پدافند سایبری ناتو كه در مارچ 2011 به تصویب اعضا رسید مبنای گفتگو و سرآغاز توسعه سیاسی است. معاون دبیركل "بخش چالش‌های امنیتی، "جیمی شیا "خلاصه‌ای از دست آوردهای اخیر ناتو ارائه می‌دهد: "سیاست نوین به ناتو كمك خواهد نمود تا سریع تر و بهتر از شبكه‌های كامپیوتری خود محافظت نموده و همیاری بهتری در تمام سه حیطه حیاتی امنیت سایبری با هم پیمانان و شركای خود داشته باشد. 3 حیطه مذكور شامل جلوگیری از حملات سایبری، مبارزه و كاهش اثر آنها، مساعدت به كشورهای آسیب دیده به منظور بازسازی و ترمیم سریع سیستم‌های اطلاعاتی شان است. سیاستی كه دستاوردی عظیم برای ناتوست. "
دبیر كل ناتو نیز اظهار داشت: "اگر بگوییم حملات سایبری شكل جدیدی از مبارزات ممتد و نرم هستند اغراق نكرده ایم. "

نماد فراماسونری در ایستگاه‌های تازه تاسیس اتوبوس شهر تهران

خبرگزاری فارس: تعدادی نماد فراماسونری در ایستگاه‌های تازه تاسیس اتوبوس شهر تهران نصب شده است.

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، شهرداری تهران مدتی است تصمیم به تعویض تعدادی از ایستگاه‌های اتوبوس گرفته است. در مسیر خط 4 و 7 بی.آر.تی تعدادی نماد فراماسونری در این ایستگاه‌های تازه تاسیس نصب شده است.

چندی پیش نیز همین نماد در برخی از تابلوهای متروی چهارراه‌ولی‌عصر نصب شده بود که محسن هاشمی مدیر عامل شرکت متروی تهران و حومه در این‌باره گفته بود: نمادهای فراماسونری را از ایستگاه‌های مترو جمع‌آوری می‌کنیم؛ البته این نمادها جمع‌آوری شد.

به گزارش فارس، یک جریان مشکوک فرهنگی در سال‌های اخیر در تکاپوی گسترش پدیده شیطان پرستی برآمده است اما جریان دیگری که وابستگی آن به غرب مشهود است، به نام "فراماسونری " وجود دارد؛ فراماسونری یا "فراموشخانه " که دارای کانون‌های گسترده‌ای در جهان است اما دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست ولی بر ارکان دولت‌های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و بسیار هم آزادانه عمل می‌کند.

این کانون‌ها ریشه‌ای کهن در اروپای غربی دارد؛ به افرادی که عضو آن باشند "ماسون " و ساختمانی که مرکز فعالیت آنهاست "لژ " می‌گویند. کلمه ماسون به معنای بنّا و فراماسون به معنای بنّای آزاد است.

نحوه ایجاد فراماسونری مشخص نیست و در مورد آن اختلاف نظرهایی وجود دارد ولی قدیمی‌ترین اسناد موجود مرتبط با آنها به سال 1390 میلادی برمی‌گردد و مدارکی موجود است که نشان می‌دهد در اواخر قرن شانزده میلادی لژهای فراماسونری در اسکاتلند وجود داشته‌است.

فراماسونری معمولا به عنوان یک سازمان مخفی شناخته می‌شود ولی فراماسون‌ها معمولا این تعریف را به چالش می‌کشند و سازمان خود را بیشتر یک سازمان خصوصی می‌نامند که تنها بعضی جنبه‌های آن مخفی است.

در کنار دانستن کلیاتی از این مکتب، دانستن برخی از اهداف این مکتب نیز مهم به شمار می‌آید؛ نابودی تمام مظاهر توحید و یکتاپرستی در جهان، به دست گرفتن حکومت و قدرت در تمام کشورها‌ی جهان از طریق شبکه گسترده ماسونی در تمام ممالک دنیا و تخریب مسجد الاقصی و کشف معبد سلیمان و بازسازی آن در ابتدای قرن 21 از جمله اهدافی است که فراماسونری‌ها برای خود تعریف کرده‌اند.

*فراماسونری در ایران
---------------------------

نخستین فراماسونری در ایران به دوران ناصر الدین شاه قاجار برمیگردد ولی در دوره محمدرضا پهلوی به دلیل گسترش روابط سیاسی ایران با غرب به ویژه انگلستان لژهای فراماسونری فراوانی در ایران تأسیس شد و نفوذ فراماسون‌ها در سیاست ایران به شدت گسترش پیدا کرد، هرچند هیچ یک از افراد سرشناس خانواده پهلوی دست کم به طور رسمی عضو هیچ لژ فراماسونری نبودند ولی بسیاری از رجال سیاسی، نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلسین و فعالان سیاسی از فراماسون‌های سرشناس بودند.

فراموشخانه در ایران توسط گروه‌های چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مأمور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد.

*نمادهای فراماسونری‌ها
--------------------------------

"ستاره ی شش گوش " علامت و نماد بحث برانگیز فراماسون‌ها است؛ این علامت در افکار عمومی به عنوان نماد "یهودی ها " شناخته شده است و به آن " ستاره ی داوود " یا " مهر سلیمان " هم می‌گویند ولی در حقیقت این نماد هم جزء نمادهای الحادی بوده که بر اساس تفکرات الحادی مصر باستان ساخته شده است و نماد تعادل طبیعت بین زن و مرد، طبع سرد و گرم، الهه‌های ماه و خورشید و غیره است البته علامت مذکور در مکتب های الحادی دیگر، مانند هندوییسم و دیگر مکتب های شرقی نیز با مفاهیم مشابهی به کار می‌رود.

نکته عجیبی که وجود دارد این است که شیطان پرستان نیز علامت مذکور را قویترین علامت خود می‌دانند و از آن در مراسم شیطانی خود استفاده می‌کنند.

یکی از نمادهایی که در فراماسونری کاربرد فراوان دارد، علامت و نماد "چشم جهان بین " است که به صورت یک هرم و چشم در رأس آن است؛ این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است و روی دلار آمریکا هم وجود دارد.

شکل استفاده در معماری کاربرد زیادی دارد و به شکل هرم با رأس جدا و یا هرم با رأس نورانی نشان داده می‌شود.


عقاید تآمل برانگیز ماسونها

 بسمه الله الرحمن الرحیم

عقاید فراماسونری
 
گروه های مختلف ماسونی بعضاً فلسفه ی عقیدتی متفاوتی دارند؛ اما  با  این حال در لا به لای عقایدشان، می توان مشترکات فراوانی نیز  یافت.  نکته ی  مهمی که وجود دارد این است که فلسفه ی وجودی  بسیاری  از  عقاید  ماسونی  به  طور  کامل شناخته نشده است، اما این به معنای عدم وجود این اعتقادات  نیست.  برای  مثال  شواهد  فراوانی  وجود  دارد  که  نشان  می دهد  اکثر  گروه های ماسونی،  شیطان  را تقدیس می کنند. از جمله: اذعان خود آن ها به تقدیس لوسیفر (یکی از نام های شیطان)  و یا استفاده از علایم بی شماری که اکثر آن ها توسط گروه های شیطان پرست نیز استفاده  می شوند؛  با  این  اوصاف  ما  می توانیم  بفهمیم  که ماسون ها شیطان پرست نیز هستند. اما هنوز نمی دانیم که چه عاملی آنان را  به این تفکر سوق داده است. (البته این نکته تقریباً اثبات شده است  که  ماسون ها  و شیطان پرستان به موجودی به  نام  ابلیس  یا  شیطان  اعتقاد  ندارند،  بلکه آن ها بزرگداشت شیطان را به عنوان نمادی برای مخالفت با ادیان انجام می دهند. در  هر صورت، علت لجاجت بیش از حد آن ها با دین و اصرار  افراطی  آن ها  بر  بزرگداشت شیطان به عنوان نماد ضد دینی، کاملاً روشن نشده  است.)  نکته ی  دیگر  این  که بسیاری از گروه های ماسونی شیطان پرست،  الهه های  ملل  باستان  را  نیز  ارج می نهند. از جمله:
Isis و   Osirisو... که این مطلب کاملاً اثبات شده  است.  اما  ما نمی دانیم که چرا آنان خداوند یکتا را کنار گذاشته و  هم  شیطان  و  هم  الهه های متعدد را بزرگ می دارند؟!
 
با این حال بخشی از عقاید ماسون ها که کاملاً اثبات شده اند، عبارتند از:

* ادعای روشنی بخش (Giver of light) بودن شیطان (Lucifer)
    * بزرگداشت شیطان و نمادهای شیطانی (
Satanism
)
    * اعتقاد به اینکه زن و مرد اولیه، که مقام نیمه خدایی دارند، خالق نسل کره ی زمین هستند نه خداوند یکتا.
    * بزرگداشت الهه های ملل باستان، مانند ایزس، لات و ... و  احترام  به  عقاید جاهلی ملل باستان (
Paganism
).
    * اعتقاد قوی به آداب و رسوم مصر باستان که این مطلب کفرآمیز  و  شرک آمیز بودن عقاید آنها را توأماً نشان می دهد.
    * اعتقاد فراوان به اومانیسم.
    * اعتقاد فراوان به ماتریالیسم (ماده گرایی)  و  عدم  اعتقاد  به  روح  و  مسایل فرامادی.
    * اعتقاد راسخ به سلیمان (
Solomon
) نه به  عنوان نبی بلکه به عنوان پادشاه، جادوگر و ماسون اعظم. نکته ی جالب این که  اکثر یهودیان نیز چنین اعتقادی دارند. آیه ی 102 سوره ی بقره نیز اشاره به  همین  مطلب دارد.

« خداوند نیز در آیه ی 102 سوره ی بقره درباره ی بنی اسراییل می فرماید:

وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیْمَانَ وَمَا کَفَرَ  سُلَیْمَانُ  وَلَـکِنَّ  الشَّیْاطِینَ کَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ....... و پیروی کردند از سخنانی که شیاطین در قلمرو سلیمان می خواندند وهرگز سلیمان به خدا  کافر  نگشت  ولیکن  شیاطین  کافر شدند و سحر به مردم می آموختند ......»

کتاب تفسیر نمونه درباره ی آیه ی 102 سوره ی بقره می نویسد:
 
از احـادیـث چـنـیـن بـر مـى آید که در زمان سلیمان پیامبر، گروهى  در  کشور  او  به عمل سحر و جـادوگـرى پرداختند, سلیمان دستور داد تمام  نوشته ها  و  اوراق  آنها را جمع آورى کرده، در محل مخصوصى نگهدارى کنند.
پـس از وفات سلیمان، گروهى آنها را بیرون آورده و شروع به اشاعه  و  تعلیم  سحر کردند؛ بعضى از این  موقعیت  استفاده  کرده  و  گفتند:  سلیمان  اصلاً  پیامبر  نبود، گروهى از بنى اسرائیل هم از آنها تبعیت کردند و  سخت  به  جادوگرى  دل  بستند، تا آنجا که دست از تورات نیز برداشتند.
هـنـگـامى که پیامبراسلام (ص ) ظهور کرد و ضمن آیات قرآن اعلام نمود سلیمان  از پیامبران خدا بوده  است،  بعضى  از  احبار  و  علماى  یهود  گفتند:  از  محمد تعجب نمى کنید که مى گوید سلیمان پیامبر است؟
این گفتار یهود، علاوه بر این که تهمت و افتراى بزرگى  نسبت  به  این  پیامبر  الهى محسوب مى شد، لازمه اش تکفیر سلیمان (ع ) بود.
به هر حال این آیه فصل دیگرى از زشتکاریهاى  یهود  را  معرفى  مى کند  که  پیامبر بزرگ خدا، سلیمان را به سحر و جادوگرى متهم ساختند، مى گوید:  « آنها  از  آنچه شیاطین  در  عصر  سلیمان  بر  مردم  مـى خواندند،  پیروى  کردند : واتبعوا ما  تتلوا الشیاطین  على  ملک  سلیـمان ».  سپس   قرآن   به   دنبال   این   سخن   اضافه مى کند: « سلیمان هرگز کافر نشد : و ماکفر سلیـمان ». او هـرگـز بـه سحر توسل نجست ، و از جادوگرى براى پیشبرد اهداف خود استفاده نکرد، « ولى شیاطین کافر شدند،  و  به مردم  تعلیم  سحر  دادند  :  ولکن  الشیاطین  کفروا  یعلمون   الناس  السحر ».

     * علاقه ی افراطی به علوم طبیعی. تعداد زیادی از برندگان جوایز نوبل و دانشمندان علوم طبیعی، ماسون بوده اند. مانند: الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین، و ادوارد جنر کاشف  واکسن  آبله. در  این  میان  به  نظر می رسد که علاقه و توجه  افراطی ماسون ها  به  علم، برای پر کردن خلاء ناشی از کنار گذاشتن معنویت انجام می گیرد. البته لازم به ذکر است که در  دین  اسلام هم تأکید زیادی  بر  فراگیری  علم  و  دانش شده  است،  اما  از  مسلمانان خواسته شده  تا  به   صورت  معتدل (نه افراط، نه تفریط)  به  علم بپردازند و از آن به عنوان ابزاری برای رسیدن به خدا استفاده  نمایند. بنابراین در اسلام، علم هدف نیست بلکه یک وسیله است، اما  در  فراماسونری  علم خود یک هدف است.
    * اعتقاد به قدرت برتر در ماسون صاحب درجه 33. گروه های ماسونی 33 مرتبه و 33 درجه دارند. شخصی که به درجه ی 33 می رسد ، قدرت  زیادی  داشته و ماسون اعظم نامیده می شود. این شخص بالاترین مقام لژ را در اختیار دارد.
    * اعتقاد به ساخت معبد سلیمان به عنوان  پایتخت  عقیدتی  در  بیت المقدس (
Jerusalem) قبل از ظهور ضد مسیح (Antichrist) یا فرعون جدید (New Pharaoh
) که منجی شیطانی ماسونهاست.
    * اعتقاد به ظهور ضد مسیح (
Artichrist  = دجال) یا فرعون جدید (New Pharaoh) در ابتدای  (دهه ی اول)   قرن 21  و  شروع  حکومت جهانی شیطانی  توسط  او. (البته  ممکن  است که  Antichrist  مورد  نظر   خود ماسون ها، لزوماً شخص خاصی نباشد؛ بلکه  ممکن  است  Antichrist
  مورد نظر ماسون ها، خود تشکیلات فراماسونری باشد.)

 در هر حال جا دارد که در این قسمت به این نکته اشاره کنیم  که  گروه هایی  مانند فراماسونر ها و شیطان پرستان، از شیطان پرستی به عنوان یک نماد برای مبارزه  با ادیان استفاده می کنند . اعضای این گروه ها در واقع هیچ اعتقاد  قلبی  به  مسایل فرازمینی مانند خدا، فرشتگان،   شیطان  و ...  ندارند  و معتقدند که تنها ماده  وجود  خارجی دارد. (اعتقاد به ماتریالیسم)  اعضای این گروه ها برای نشان دادن دشمنی  خود  با مذاهب، از نماد  (
Baphomet) که مربوط  به  شیطان پرستان باستان  است، استفاده نموده و  از  آن  برای  نشان دادن  بی اعتقادی  خود  به  عالم  آخرت  بهره می جویند. البته لازم به ذکر است که فراماسون ها و شیطان پرستان، خودشان  نیز به این مسأله اعتراف کرده اند.

 


هدی صابر مرد بود نه زن!

یکشنبه 22 خرداد 1390 11:38 ب.ظ

هدی صابر مرد بود نه زن!

 بالاخره ساعت شنی عمر مرحوم صابر، فعال ملی مذهبی هم به آخر رسید و او هم مثل تمام آدم های دیگری که این روزها با عزت یا بی عزت دارند راهی دیار باقی می شوند، از دار دنیا رفت.

القصه... و از قضا درگذشت مرحوم صابر، از شانس بد ایشان همزمان شده است با اجرای پروژه شوم مصادره اموات جبهه ضد انقلاب که این روزها ضمن معذب کردن روح رفتگان و ایجاد زحمت برای حضرت عزرائیل؛ هر کس و نا کسی که از دار دنیا می رود را به طرفة العینی به نام خود مصادره کرده و در این راه بی انتها از هیچ خباثتی هم فروگذار نیستند.

و البته از شانس خوب کسانیکه همیشه در این پروژه شوم، مورد لعن و نفرین اصحاب ضد انقلاب هستند، این بار مرحوم صابر در شرایطی کاملاً آزمایشگاهی و به دور از هرگونه تنش و پنجه بوکس و زخم و زیلی و البته با عزت!!! مسافر دیار باقی شدند و لذا باید منتظر بود و دید تا ضد انقلاب این بار دیگر چه حیله ای را برای مرگ هدی صابر جفت و جور خواهند کرد.

در همین رابطه شنیده شده که گویا حضرات رایزنی هایی را نیز در این زمینه انجام داده و فعلا پروژه اعتصاب غذای مرحوم صابر را به میانه فرستاده اند تا چه پیش آید و این در حالیستکه که یک نفر هم گویا نبوده که به این عاقلان! دیوانه خانه بگوید که عزیز من اصلاً آمدیم و مرحوم صابر اعتصاب غذا کرده بود. ایشان در کدام بیمارستان بی چشم و رویی بستری بوده اند که پزشکان و پرستاران هم همصدا با ایشان بوده و لقمه های لذیذ غذا را از این پیرمرد بیمار دریغ کرده اند...؟!

و خلاصه اینکه جبهه ضد انقلاب فعلا در بهت و حیرت از با عزت! رفتن یکی یکی انصار و دوستانش به سر می برد و باید منتظر بود و دید تا صبح فردا و در ادامه پروژه مصادره اموات؛ چه بهانه جدیدی را برای مرگ طبیعی هر یک از این آدم ها جفت و جور می کنند.

ضمنا برای اینکه اشتباه شهید ژاله مجددا برای برخی سبزها و رسانه های ضدانقلاب پیش نیاید لازم است تذکر دهیم که "هدی صابر" مرد بوده است نه "زن".

 

اعتراف اپوزیسیون:فرقه سبز به قدرتهای خارجی دخیل بسته/خاتمی بزرگترین مخرب فرقه سبز است/حرکت فتنه گران

یکی از سایت های اپوزیسیون با اشاره به تلاش های فتنه گران طی روزهای اخیر تاکید کرد که تکاپوهای شورای هماهنگی راه سبز امیدهمچنان بر پاشنه قدیمی یعنی آکسیون های نمایشی وتبلیغاتی ونهایتا سترون وپراکنده ساز می چرخد.

 

سایت «ایرام گلوبال» در مقاله ای شرایط فرقه سبز را در شرایط کنونی «صفی پراکنده»،«بی ثبات» و «ناهماهنگ» خواند و با اذعان بر عدم کفایت شورای هماهنگی راه سبز امید نوشت، صدور دستورالعمل ازبالای سر،وبدون درنظرگرفتن توازن قوای واقعی درعمل، اتخاذ جزوه تاکتیک های تکراری این شورا می باشد.
نویسنده این مقاله در ادامه با اشاره به موضع گیری افرادی همچون خاتمی طی روزها و ماه های گذشته آنان را بزرگترین عاملان مخرب بر فرقه سبز عنوان کرده و نوشته است: مواضع کسانی چون محمد خاتمی ومهاجرانی ومزروعی وکدیوروامثال آنها نشان می دهدکه نگرانی آنها ازجنبش بیش ازنگرانی اشان ازحاکمیت است وبهمین دلیل با وقاحت وصراحت بی مانندی باشنیدن بوی کباب-تشدید شکاف های درونی حاکمیت- صراحتا خواهان گفتگووسازش با حاکمیت هستند. وباین ترتیب آن ها عملا بیشترین تأثیرمخرب را برصفوف جنبشی که درطی دوسال گذشته داشته ودارند.
این سایت همچنین تصریح کرد که فرقه سبز به بیرون ازخود جنبش، نخبگان ورهبران وقدرت های خارجی، دخیل بسته و بدین طریق این فرقه را پراکنده و منجمد کرده اند.

 

روح‌الامینی:فتنه‌گران خودخواه شهد حضور گسترده مردم در انتخابات 88 را به كام آنها تلخ كردند

 

دبیركل حزب توسعه و عدالت ایران اسلامی گفت: حوادث فتنه 88 و تلاش‌های نابخردانه و خودخواهانه فتنه‌گران، طرح‌های پنهان و آشكار دشمنان خارجی و تبلیغات و تلاش‌های گسترده آنها شهد حضور گسترده و پرشمار مردم را به كام آنها تلخ كرد.

 
عبد‌الحسین روح‌الامینی دبیر‌كل حزب توسعه و عدالت ایران اسلامی در گفت‌وگو با فارس با بیان اینكه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، انتخابات یكی از مهمترین جلوه‌های شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بوده است، اظهارداشت: به طور متوسط هر سال در كشور یك انتخابات وجود داشته كه در مقاطع گوناگون حیات سیاسی كشور پس از پیروزی انقلاب در سرنوشت كشور نقش مهمی داشته است. 
 
وی بر همین اساس خالق اصلی حماسه‌ها را در همه ادوار عموم مردم كشور ‌دانست كه با شركت و حضور خود در انتخابات صرف نظر از اینكه به چه كسانی رأی می‌دهند، استقلال كشور را تضمین كرده‌اند. 
 
دبیر‌كل حزب توسعه و عدالت ایران اسلامی انتخابات 22 خرداد 1388 و حضور 40 میلیونی مردم را یكی از نقاط اوج كشور دانست و یادآورشد: ملت ایران فارغ از تفاوت، اختلاف سلیقه‌ و نگرش‌ها در انتخابات شركت كرده و نسبت به دموكراسی‌های مطرح جهان بالاترین درصد حضور را داشتند. 
 
وی اضافه‌كرد: گرچه حوادث فتنه 88 و تلاش‌های نابخردانه و خودخواهانه فتنه‌گران، طرح‌های پنهان و آشكار دشمنان خارجی و تبلیغات و تلاش‌های گسترده آنها شهد حضور گسترده و پرشمار مردم را به كام آنها تلخ كرد اما آحاد ملت در رویدادهای دوسال گذشته نشان دادند كه عهد اخوت با هیچ جریانی نبسته‌اند. 
 
روح‌الامینی با تأكید بر اینكه ملت ایران تداوم انقلاب و راه پرفروغ امام(ره) و رهبری، تحقق آرزوها و آمال شهیدان انقلاب، عزت و آبادانی كشور را مد نظر دارند، گفت: مردم جسارت‌ها، بی‌حرمتی‌ها، خودخواهی‌ها و غفلت‌های دشمن شادكن و كینه‌های قبیله‌ای داخلی و خارجی را برنمی‌تابند. 
 
وی در خاتمه خاطر‌نشان‌كرد: همچون همیشه تاریخ پس از انقلاب، درس بزرگ و فراموش‌نشدنی حوادث دو سال گذشته، همراهی مردم و مقام معظم رهبری در جهت پیشرفت و تعالی كشور و حركت به سوی تحقق اهداف عالیه انقلاب است.
 

مخالفان حکومت ایران به دنبال مهاجرت و عیاشی هستند

کاربر سایت دولتی صدای آمریکا: «معترضان ما رپ و هیپی و تکنو هستند که هنوز هیچ کاری نکرده با ماهواره و.. مصاحبه، فرداش مهاجرت و عیاشی و.. اگر قرار باشد صنف بقال ها و پالان دوزان با این روش ها کاری کند بدتر می شود، بهتر نمی شود.»

 

کاربران سایت صدای آمریکا، نسبت به گزارش خبری شبکه تلویزیونی "پی بی اس" آمریکا از زن جوان ایرانی با نام مستعار سمیرا که با استفاده از موزیک رپ مدعی است خاطرات اش از تظاهرات اعتراضی دو سال پیش در فتنه سبز را منعکس می کند، نظرهای جالبی داشتند.

یکی از این کاربران نوشت: «خانوم سمیرا ، معترضان ما رپ و هیپی و تکنو هستند که هنوز هیچ کاری نکرده با ماهواره و.. مصاحبه، فرداش مهاجرت و عیاشی و.. اگر قرار باشد صنف بقال ها و پالان دوزان با این روش ها کاری کند بدتر می شود، بهتر نمی شود .لطفا کنار بایست بگذار همه برای یک رهبر سیاسی عالم و بالغ و با تجربه وارد عمل شوند.»
یکی از کاربران این سایت در مورد قسمتی از شعر این به اصطلاح خواننده که گفته بود "فردا مال ماست، با طلوعی سبز" نوشت: « فردا مال هیچکس نیست بجز سرمایه داری بین المللی که تمام تحرکات مردمی را که بدنبال زندگی انسانی و غیر حیوانی هستند را دارد با اقسام وسایل کنترل میکند. تمام ارزشهای حقیقی را با ارزیابی مادی در معرض افکار عمومی قرار میدهد. کاری میکند که یک فرد از همان دوره بچگی اسیر محصولات تولیدی مسخره سرمایه داری باشد که در آینده فکرش به دنبال حقیقت حیات بشر نرود.»
کاربر دیگری نوشت: «بله شاهین ..هم معترض بود و با شعر سیاسی چیز میز وارد این خیمه شب بازی شد با بی بی سی مصاحبه کرد و .. آخرین کارهای اعتراضیش را هم دیدیم و شنیدیم .. مشکل ما محدودیت روسری و ماهواره و اینترنت نیست ... یعنی اگر سمیرا خانوم محدودیت پوشش نداشت آزاد و سیر و تامین بود؟ معنی آزادی را هم فهمیدیم با این شعر که گفتی لطفا زبان فارسی را خراب نفرمایید.»

 

اصولگرایان تمام تخم‌مرغ‌هایشان را در سبد انتخابات نریزند

 

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: متاسفانه در حال حاضر اصولگرایان تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد انتخابات قرار داده‌اند و دلیل اختلاف آنها هم همین موضوع است و تا زمانی كه این طور باشد وحدت در معرض خطر است.

 

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‎وگوی خود با خبرنگاران فارس به برخی مسایل روز كشور ازجمله جهاد اقتصادی و جریان انحرافی اشاره كرد كه متن این مصاحبه در ادامه از تظر مخاطبان می‌گذرد.

* طرح مكتب‌ایرانی انحرافی است و با انگیزه تثبیت قدرت بیان شده است

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به طرح موضوع مكتب ایرانی از سوی گروه انحرافی در كشور اشاره كرد و گفت: در طی 100 سال اخیر همیشه مباحث ایران‌گرایی به عنوان یك سوژه برای رسیدن به قدرت یا تثبیت قدرت مورد سوء استفاده قرار گرفته است.

وی افزود: قالب افرادی كه بحث ایرانی‌گری را در صد سال اخیر كشور مطرح كردند به دنبال این بودند كه دولت خودشان را تحكیم كنند یا اینكه با طرح این شعارها احساسات مردم را تحریك و در نهایت به قدرت برسند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به برگزاری جشن‌های 2500 ساله از سوی رژیم شاهنشاهی اشاره كرد و گفت: این جشن‌ها برای تحكیم قدرت شاه بود نه برای ابراز افتخارات ایرانی‌ها، این چه افتخاری بود كه شاه ایران به عنوان نماینده كورش به ژاندارم آمریكایی‌ها تبدیل شده بود؟ كدام یك از پادشاهان بزرگ ایران آلت دست امپراطوری روم بودند؟ اگر كوروش در زمان جشن‌های 2500 ساله زنده بود از این اقدام خجالت می‌كشید.

رضایی با بیان اینكه عدم صداقت و نفاق در رابطه با بحث ایرانی‌گری در رفتار شاه وجود داشت، تصریح كرد: ایرانی‌‌گری همیشه شعاری بوده كه برای رسیدن به قدرت و حفظ قدرت مطرح شده است و این عده رفتاری متفاوت با گفتار از خود نشان داده‌اند. طرح مكتب‌ایرانی انحرافی است و با انگیزه تثبیت قدرت بیان شده است.

* امام خمینی فرمودند ملی‌گرای واقعی آن بسیجی است كه خرمشهر را آزاد كرد

وی شاه مخلوع ایران را در رفتار، نوكر آمریكا دانست و افزود: شاه مخلوع بر خلاف رفتارش ادعا می‌كرد كه جشن‌های 2500 ساله برای بزرگداشت افتخارات ایران برگزار می‌شود بر این اساس باید گفت كه ایرانی‌گرایی همیشه مورد سوء استفاده قرار گرفته است.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشت: امام خمینی (ره) فرمودند ملی‌گرای واقعی آن بسیجی است كه خرمشهر را آزاد كرد، مكتب واقعی ایران همان اسلام است و اگر ایران از اسلام جدا شود قطعا شكست می‌خورد و فرو می‌پاشد و حتی نمی‌تواند از تمامیت ارضی و سرزمین‌های خود دفاع كند.هنر ایرانی این بود كه اسلام را با قلب خود پذیرفتند و آن را گسترش دادند؛ اسلام در هند و چین توسط ایرانی‌ها گسترش یافته است.

فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاكید كرد كه ما در طول جنگ، سرزمین‌هایمان را با رمز یا زهرا (س) و یا حسین (ع) آزاد كردیم و اگر امروز ایران باقی مانده است به دلیل وجود اسلام در این كشور است.

وی ادامه داد: در سال اول جنگ بنی‌صدر می‌گفت من می‌خواهم به سبك اشكانیان بجنگم و زمین بدهم و زمان را بدست آورم ولی زمین‌ها را داد و از زمان بدست آمده نتوانست بهره برداری كند.

رضایی با بیان اینكه هرگاه ایران از اسلام جدا شد ما شكست خورده‌ایم، گفت: مبنای تفكر امام خمینی(ره) این است كه نباید ایران را از اسلام جدا كرد چرا كه جدا كردن ایران از اسلام باعث آسیب‌های جدی به كشور می‌شود و برخی از كسانی كه نغمه جدایی ایران از اسلام را سر داده اند، افرادی قدرت طلب‌اند كه قصد دارند با تحریك احساسات مردم به قدرت برسند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینكه طی 2 سال اخیر نمونه‌هایی از پرداختن به ایرانیت صرف در كشور مشاهده شد، اظهار داشت: اگر واقعا این عده ادعا دارند كه طرفدار ایران هستند بهتر است حق ایران را در خلیج فارس و دریای خزر احیاء كنند.

* مدعیان مكتب ایرانی اعتراضی به لشكر‌كشی عربستان به خلیج فارس نكردند

وی ادامه داد: بهتر است مدعیان ایرانی گری عملا به ایرانی بودن خود عمل كنند، نه اینكه با شعار احساسات مردم را تحریك كنند و در داخل نظام درگیری درست كنند و بعد هم روحانیت و رهبری را در مقابله با ایرانی‌گری قرار دهند و جبهه‌ای را به نفع خود تشكیل دهند؛ رهبری و روحانیت هیچگاه علیه ایرانیت ملت ایران نبوده‌اند.

رضایی افزود: كسانی كه از مكتب ایرانی صحبت كردند كوچكترین اعتراضی به لشكر‌كشی عربستان به خلیج فارس نكردند.

رضایی اظهار داشت: برخی می‌گفتند كه اگر دین در مقابله با آزادی قرار گیرد دین شكست خواهد خورد در حالی كه آزادی در متن اسلام بوده و هست و اساسا این نوع تفكیك‌سازی و ادبیات غلط است. همین خط مشی را امروزه در تفكیك ایرانیت و اسلامیت می بینیم. آنهم در شرایطی كه جهان اسلام در حال قیام هستند.

وی با بیان اینكه درست كردن ماجرای غیر واقعی و تقسیم‌بندی كردن افراد درون این ماجرا درست نیست، ادامه داد: مسئله ایرانیت در كشور حل شده است و ما در جریان انقلاب مسئله ایرانیت، ملیت، اسلامیت و مسائل دیگر را با هم تركیب كردیم؛ هویت ما اسلامی - ایرانی است و ما با چنین هویت جدیدی مسائل بزرگی را در كشور حل كردیم.

* هویت شناخته شده‌ای داریم

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاكید بر این موضوع كه ما هویت شناخته شده‌ای داریم، گفت: نمی‌دانم چرا برخی می‌خواهند هویت شناخته شده ما را به هم بزنند، معلوم نیست كه برخی افراد از هویت انقلابی ما چه آسیبی دیده‌اند كه می‌خواهند آن را جابه جا كنند و به همین دلیل است كه یك بار از ناحیه آزادی‌خواهی و بار دیگر از ناحیه ایرانی‌گری به جنگ با هویت انقلاب می‌آیند؛ برخی مواقع هم از زاویه تحجر و خرافات به مبارزه با هویت انقلابی ما می‌آیند در حالی كه هویت اسلامی- ایرانی یكی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب بود كه در دفاع مقدس تثبیت شد.

رضایی در ادامه به موضوع جهاد اقتصادی اشاره كرد و اظهار داشت: هدف از طرح جهاد اقتصادی این است كه ایدئولوژی‌های غیرانقلابی در اقتصاد كنار گذاشته شود چرا كه اقتصاد لیبرالی یا تكنوكراتی یا سوسیالیستی در كشور ما جواب نمی‌دهد بلكه باید از اقتصاد جهادی بهره گرفت؛ یعنی اینكه افراد باید هویت انقلابی خود را در اقتصاد وارد كنند، چرا كه وقتی افراد هویت انقلابی‌شان را در سیاست و دفاع از كشور وارد كردند، مؤثر واقع شد. چرا نباید هویت اسلامی- ایرانی ما وارد اقتصاد شود؟

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: افرادی كه بحث‌های انحرافی را مطرح می‌كنند، با ایدئولوژی انقلاب تقابل ایدئولوژیك دارند و نمی‌خواهند اجازه دهند ایدئولوژی انقلاب از عرصه سیاست فراتر رود و وارد اقتصاد، صنعت و عرصه‌های دیگر شود، این افراد می‌خواهند پس از آنكه از گسترش ایدئولوژی و هویت انقلابی به عرصه‌های دیگر جلوگیری كردند سیاست را نیز هویت زدایی كنند.

* اصولگرایان رهبر انقلاب را در جبهه انقلاب تنها نگذارند

فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با فارس ضمن انتقاد از اصولگرایان كشور اظهار داشت: اصولگرایان از رهبر انقلاب در جبهه سیاست و حكومت حمایت می‌كنند ولی در جبهه انقلاب تلاش لازم را ندارند.

وی با بیان اینكه ادبیات انقلابی رهبری در جامعه باید تبیین و تشریح شود، گفت: منحصر كردن رهبری به ادبیات سیاسی و حكومتی ظلم بزرگی به انقلاب است. لذا باید گفت كه اصولگرایان كم كم به یك جناح و حزب در حال تبدیل شدن هستند در حالی كه اصولگرایی فراتر از یك جناح است.

رضایی تصریح كرد: اصولگرای واقعی باید امتداد انقلابی امام و رهبری در جامعه باشد، ‌یعنی اندیشه‌ها، رفتار و گفتمان امام و رهبری را در جامعه انتشار دهد؛ اصولگرایان رهبر انقلاب را در جبهه انقلاب تنها نگذارند.

* اصولگرایان تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد انتخابات قرار داده‌اند؛ با این وضع، وحدت در معرض خطر است

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: متاسفانه در حال حاضر اصولگرایان تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد انتخابات قرار داده‌اند و دلیل اختلاف آنها هم همین موضوع است و تا زمانی كه این طور باشد وحدت در معرض خطر است.

وی اختلافات به وجود آمده در جبهه اصولگرایی در ایام انتخابات را طبیعی دانست و اظهار داشت: دلیل اختلافات برای این است كه اصولگرایان گفتمان انقلابی امام و رهبری را رها می‌كنند كه یك نمونه آن شیوع بد اخلاقی، تهمت و غیبت در جبهه اصول‌گرایی است كه با آن مبارزه جدی صورت نگرفته است.

* مسئولین دولت در رابطه با سفر به عربستان و دعوت از ملك‌عبداا‌لله رسما تبری بجویند

رضایی در ادامه گفت‌وگوی مشروح خود با خبرنگاران فارس با طرح این سوال كه دعوت از ملك‌عبدالله اردنی در شرایط بیداری اسلامی و یا سفر به عربستان چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ گفت: ‌حتی اگر این اقدامات شایعه باشد باز هم مسئولین كشور باید از آن تبری بجویند و عكس العمل سریع از خود نشان دهند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تاكید كرد: ورود عربستان به بحرین و لشكركشی در خلیج فارس انقلاب ما و نیز امنیت ملی منطقه و ما را تهدید كرده است، عربستان هر چه سریع تر باید نیروهای خود را از بحرین خارج كند و به اشغالگری خود پایان دهد و دولت هم نباید به این مساله كم توجهی كند. همچنین این موضوع باید از طریق مجامع اسلامی و بین المللی پیگیری شود كه در این رابطه تشكیل جبهه واحدی از ایران، تركیه و عراق در شرایط كنونی مفید است.

* تحرك جدی از سوی دولت در زمینه جهاد اقتصادی صورت بگیرد

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ضمن انتقاد از عملكرد دولت در زمینه جهاداقتصادی اظهار داشت: به اعتقاد بنده باید تحرك جدی از سوی دولت در زمینه جهاد اقتصادی صورت بگیرد ،چرا كه اولین تحرك دولت در جهاد اقتصادی باید در زمینه اشتغال و تولید باشد.

رضایی گفت: دولت باید سهم یارانه‌ها از تولید را در اردیبهشت ماه پرداخت می‌كرد و اگر این مبلغ در خردادماه پرداخت نشود بسیاری از بنگاه‌های تولیدی ورشكست می‌شوند و بیكاری افزایش پیدا می‌كند و این مسئله در سال جهاد اقصادی زیبنده كشور نیست.

وی همچنین خاطرنشان كرد كه رهبر انقلاب نامگذاری سال جاری به عنوان سال جهاد اقتصادی را به عنوان سرآغاز یك انقلاب عملی در اقتصاد انجام دادند، چرا كه انقلاب سیاسی و تئوریك 5 سال است كه در كشور شروع شده است، اما جهاد اقتصادی سرآغاز عملیاتی كردن انقلاب در صحنه است، بر این اساس دولت باید به جهاد اقتصادی به عنوان واقعه‌ای مهم بنگرد و از آن به عنوان یك فرصت مهم استفاده كند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشت: تحركی كه در زمینه جهاد اقتصادی در مجلس و قوه قضائیه شروع شده و همچنین همایش اخیری كه در مجمع تشخیص برگزار شد، به نظر من می‌تواند گام‌های خوبی برای عملیاتی كردن جهاد اقتصادی باشد.

رضایی در عین حال گفت كه اگر همه نهادها دست به دست هم بدهند در پایان سال می‌توانیم كارنامه خوبی در زمینه جهاد اقصادی داشته باشیم.


افراد مختلف اپوزیسیون به پخش مستند 'الماسی برای فریب'علیرضا نوری زاده از یک سو مدعی شد که تمام حرف های مدحی دروغ بوده و از سوی دیگر گفت که فرد شرکت کننده در مصاحبه مدحی نبوده است[!].

alt

alt

 علیرضا نوری زاده درواکنش به انتشار مصاحبه تلویزیون جمهوری اسلامی با محمدرضا مدحی که مهره نفوذی ایران در اپوزیسیون خارج از کشور محسوب میگردد به رادیو زمانه گفت: «من این فیلم را دیدم و خیلی هم برایم جالب بود. چون در عمرم این‌همه حرف‌های نادرست و دروغ نشنیده بودم. یعنی واقعاً از نظر من یک چیز غیر قابل تصوری بود.»
این کارشناس شبکه دولتی صدای آمریکا در عین ناباوری از اینکه مدحی نیروی وزارت اطلاعات ایران بوده افزود: «من در فیلمی که نشان داده شد احساس می‌کردم آقای مدحی خودش نبود. برای این که من آقای مدحی را از نزدیک دیده‌ام. حتی شاهد مشکلات و مصائب بیماری ایشان بودم؛ مصائبی که ایشان به علت شیمیایی شدن متحمل شده است. آن لحظه‌ای که ایشان دچار رعشه می‌شد و می‌بایست آمپول کورتون به خودش می‌زد. یا روزی 90 قرص می‌خورد و این چیزهای پنهانی نیست. در برنامه‌های من به دفعات ایشان راجع به این موضوع صحبت کرد که ناچارم روزی 90 قرص بخورم و من می‌دیدم که ایشان در برابر من چه تعداد قرص را یکجا می‌بلعید.»
نوری زاده که بارها و بارها از وی در برنامه هایش به عنوان سردار یاد کرده و از او به عنوان منبع اطلاعاتی خود نام می برد، گفت: «قبلاً به ما هشدارهایی از داخل داده شده بود. یکی دو نوبت مطالبی عنوان کرده بود که نادرست بود یا به معنای دیگر قطره پرمنگناتی بود که در یک دریا ریخته بودند. ایشان از یک نکته که احتمالاً می‌توانست درست باشد، استفاده می‌کرد و آن را به صورت مبالغه‌‌آمیز در ابعاد وسیع پخش می‌کرد.»
وی در رابطه با خط قرمزهای مدحی یادآور شد: «چیزی که من دقت کردم، این بود که خط قرمزهایی داشت و از آن‌ها عبور نمی‌کرد که بعد در جریان جنبش سبز ایشان یک موضع بسیار منفی نسبت به آقایان موسوی و کروبی گرفت که من با او برخورد کردم و از همانجا دیگر صحبت‌های ما قطع شد.»
نوری زاد علیرغم فیلم موجود از کنفرانس پاریس و حضور مدحی در آن فیلم مدعی می شود: «این کنفرانسی که نشان می‌دهند، کنفرانسی بود که آقای «هنری‌له‌وی» در پاریس برگزار کرد و من به اتفاق آقایان مخملباف، حسن شرفی، حاج عبداله مهتدی، حسین بر و دوستان دیگر به دعوت آقای«له وی» در آن کنفرانس شرکت کردیم. در آن کنفرانس ما راجع به آزادی و جنبش سبز و مبارزات ملت ایران صحبت کردیم. بسیار کنفرانس خوبی بود و اصلاً آقای مدحی‌ نامی در آنجا وجود نداشت که این قدر وزارت اطلاعات روی این کنفرانس مانور داده.»
وی که بارها و بارها در مصاحبه هایش با مدحی در برنامه های خود از وی به عنوان سردار و فردی آگاه از داخل ایران یاد میکرد گفت: «هیچ وقت نتوانست از نظر دانش اطلاعاتی‌اش من را جذب کند. ولی طبعاً آدم بدی نبود.»
نوری زاده با بیان مطلبی مخالف ادعای خود مبنی بر مطرح نبودن مدحی در اپوزیسیون خارج افزود: «روزی که من به دعوت خانم فرنگیس حبیبی به پاریس آمده بودم و در آنجا سخنرانی داشتم، به من اطلاع دادند که آقای مدحی مصاحبه مطبوعاتی دارد. وقتی رفتم، ایشان در میان دو محافظ آمد بیرون، با من سلام و علیکی کرد و به سرعت هم رفت. فقط پرسیدم موضوع چیست؟ آنجا به من گفته شد ایشان به موج سبزپیوسته‌اند و مسئول امور سپاه پاسداران شدند یا یک چنین چیزی. از آن به بعد من دیگر با آقای مدحی تماسی نداشتم. چون ظاهراً به خاطر کار حزبی که آنجا می‌کرد، نباید دیگر با ما در تماس می‌بود.»
وی در پایان با تاکید بر ناباوری خود از اینکه مدحی را داخل ایران ببیند آورد: « با این همه من هنوز اطمینان ندارم که ایشان با پای خودش رفته باشد، یا مأمور رژیم باشد که بخواهد در اپوزیسیون خرابکاری کند.»



 

اشک تمساح شیرین عبادی برای نسرین ستوده
امثال عبادی می دانند که کسی دراروپاوآمریکا به آنها اجازه نخواهد داد که علیه دخالت ها ونقض آشکار حقوق بشر آمریکا واسرائیل و غیره فعالیت کنند و فعالیت امثال او http://www.bultannews.com/files/fa/news/1390/3/21/51746_201.jpegکه القاب نوبل صلح را با خود همراه دارد محدود به این است که از امثال ستوده دفاع کنند و به جای این که یک جریان بزرگ علیه ظلم و بی عدالتی و . . .
از شهریور 1389 که نسرین ستوده  به خاطر فعالیت های غیر قانونی در بازداشت به سر می برد ، جریان فتنه و ضد انقلاب داخل و خارج تلاش کرده اند تا به بهانه های مختلف، جریان خبری علیه نظام  وملت ایران ایجاد کنند . از جمله شیرین عبادی که سوابق او علیه نظام کاملا روشن است فعالیت های  مختلفی به بهانه نسرین ستوده در این مدت داشته است و با نامه پراکنی و تحصن و ... تلاش کرده که از نسرین ستوده به عنوان یک هدف سیاسی در تبلیغ علیه نظام استفاده کند.

نسرین ستوده، به عنوان وکیل دادگستری  به جای دفاع از حقوق  مردم و دادخواهی آنان، به شدت سرگرم فعالیت های ضد انقلابی و جریان فتنه  دردو سال اخیر بوده، و بارها خوراک تبلیغاتی علیه نظام در داخل و خارج نظام ایجاد کرده است. وی به جای این که به فکر ایجاد آرامش و امنیت در جامعه باشد به خاطر فعالیت های ضد انقلابی خود در داخل کشور و ارتباط با رسانه ها ومحافل خارج کشور، به تبلیغ علیه نظام و جنجال آفرینی مشغول بوده  و از طریق پرونده عناصر ضد انقلاب و عوامل جریان فتنه، دائم به دنبال جریان سازی خبری علیه نظام بوده است.

http://www.bultannews.com/files/fa/news/1390/3/21/51749_340.jpg


نسرین ستوده چه از طریق پرونده فعالیت های جریان فتنه، چه از طریق به اصطلاح مسائل حقوق زن و فعالیت های خلاف کانون مدافعان حقوق بشر که افرادی مانند شیرین عبادی دنبال می کرده اند و چه از طریق دهن کجی به حجاب اسلامی و... بارها تلاش کرده که علیه نظام تبلیغ کند و خوراک رسانه های خارجی و عوامل ضد انقلاب داخلی وخارجی را فراهم کند.

ستوده بعد از بازداشت به علت فعالیت های گسترده خود در دو سال اخیر، در زندان نیز سه بار به صورت مصنوعی اعتصاب غذا کرده است به طوری که عوامل جریان فتنه و مخالفان نظام مانند شیرین عبادی بارها این موضوع را به جریانی برای اعتراض به نظام تبدیل کرده اند و طوری وانمود کردند که نسرین ستوده به خاطر اعتصاب غذا در حال مرگ است و به شکلی مضحک اعلام می کردند که نسرین جان! اعتصاب غذا را پایان داده و خودت را نکش! ما و عوامل فتنه به تو نیاز داریم!

ظاهرا نسرین ستوده به خاطر طیف وسیعی از فعالیت های غیر قانونی خود در داخل کشور، در دادگاه محکوم شده و  روز یکشنبه (۱۹ دی) به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر به ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.

شیرین عبادی که ابزار جدیدی برای اقدام علیه ایران به دست آورده است مدتی است که سرگرم  جریان سازی حول پرونده نسرین ستوده است و به هر شکل  ممکن ، چه تحصن در مقابل نهادهای سازمان ملل و چه با نامه ومصاحبه و... تلاش می کند که از هم پیمان خود حمایت کند.شیرین عبادی به خاطر فعالیت هایی که برعلیه نظام جمهوری اسلامی داشته و مورد پسند دولت های غربی و مخالفان نظام جمهوری اسلامی بوده جایزه نوبل صلح را در یافت کرده، به جای این که از حقوق مردم ایران و کشورهای اسلامی و مردم فلسطین، یمن، مصر، افغانستان وعراق و... درمقابل دخالت های آمریکا وکشورهای غربی حمایت کند با اقامت در آمریکا و آتلانتا و گردش در سایر کشورهای اروپایی،  به دنبال اهداف سیاسی خاص و مورد پسند مخالفان ملت ایران ونظام جمهوری اسلامی است و پرسش اساسی این است که برای یک وکیل بین المللی و صاحب نوبل صلح،  آیا مسائل  متعدد و نقض آشکار حقوق بشر در کشورهای فقیر و مسلمان واجب تر است یا تحصن کردن و نگرانی از اعتصاب غذای دروغین نسرین ستوده در ایران؟

عبادی فراموش کرده که ملت ایران بسیاری از منافقان وافراد ضد انقلاب را از صحنه سیاسی کشور حذف کرده اند و امثال عبادی و ستوده که مدعی حقوق بشر هستند و برعلیه تعالیم اسلامی و مورد قبول ملت ایران تبلیغ می کنند را نمی بخشند.براین اساس، فعالیت امثال عبادی که کاری درخارج کشور از دستشان بر نمی آید وکسی برای حرف آنها تره خرد نمیکند، به این موضوع محدود شده که از عوامل و هواداران جریان فتنه و ضد انقلاب حمایت کنند.

امثال عبادی می دانند که کسی دراروپاوآمریکا به آنها اجازه نخواهد داد که علیه دخالت ها ونقض آشکار حقوق بشر آمریکا واسرائیل و... فعالیت کنند و فعالیت امثال او که القاب نوبل صلح را با خود همراه دارد محدود به این است که از امثال ستوده دفاع کنند و به جای این که یک جریان بزرگ علیه ظلم و بی عدالتی و گرسنگی میلیون ها بشر، مسائل محیط زیستی، حقوق زن وکودک در غرب و... به راه اندازند، چاره ای ندارند جز این که علیه ملت خود و نظام ایران تبلیغ کنند و دائم به دنبال تحقیر و ایجاد خوراک خبری برای رسانه های غربی باشند و میلیون ها نقض حقوق بشر در جهان را کنار بگذارندوبا کمک رسانه های غربی، از پرونده ساده ای مانند نسرین ستوده یک جریان خبری بسازند و بارها به آن اشاره کنند.

برای عبادی که جایزه نوبل صلح دارد، باید مسائل مهمتر و ریشه ای دنیای امروز مهم باشد اما عقده امثال عبادی باعث شده که دنیا را رها کنند وتنها به فکر دوستان خود باشند و یک جریان سیاسی خاص  را محور کارهای خود قرار دهند و تمام مسائل حقوق بشری و حقوق زن،  زندانیان و... را به گونه ای دنبال می کنند که بهانه ای باشد برای جریان سازی خبری  برعلیه ایران ونظام جمهوری اسلامی.برای افرای مانند خانم ناوی پیلای کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نیز احتمالا این سوال بزرگ مطرح است که چرا عبادی به جای پرداختن به مسائل مهم حقوق بشر امروز جهان، خود را سرگرم یک نفر مانند نسرین ستوده  کرده است.

http://www.bultannews.com/files/fa/news/1390/3/21/51749_340.jpg

http://www.bultannews.com/files/fa/news/1390/3/21/51748_284.jpg

شاید خانم پیلای از اقدامات عبادی تعجب کرده وهمین باعث شده که به عبادی بگوید شما تحصن را تعطیل کنید من خودم پیگیری می کنم!شیرین عبادی، در اواخر دی ماه 1389 با نوشتن نامه ای به ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواهان پیگیری پرونده نسرین ستوده وکیل عناصر جریان فتنه شد. زمانی که عبادی و عده ای از همفکران او با عنوان فعالان حقوق زنان در برابر مقر سازمان ملل در ژنو به خاطر نسرین ستوده تحصن کردند، از طرف خانم پیلای، نامه ای به عبادی داده شد که در آن خواهان پایان تحصن شدو قول دادکه این مسئله را شخصا پی گیری کند.و جالب این است که چرا عبادی که خود را اولین زن مسلمان دارای نوبل صلح می داند،در موارد مهمتر برای مردم مسلمان جهان چنین فعالیت هایی را ساماندهی نمی کند؟

عبادی در نامه به ناوی پیلای نوشت: "در روزهائی که نمایندگان شما با آقای محمد جواد لاریجانی درباره وضعیت حقوق بشر ایران مذاکره می کردند، یکی از سرشناسترین مدافعین حقوق بشر ایران در سلول انفرادی و محروم از کلیه حقوق قانونی خود بود.نتیجه مذاکرات با مقامات دولت ایران بر سر اجرای حقوق بشر، منجر به صدور حکم سنگینی برای خانم ستوده شد."

عبادی پاسخ دهد که این خانم سرشناس مدافع حقوق بشر چرا در دوسال گذشته و بعد از انتخابات فعال شده ا و چرا قبل از آن همراه با دار ودسته شما در زمینه حقوق بشر در سراسر جهان جریان سازی خبری نمی کردند. آیا این فعالیت های به اصطلاح حقوق بشر، بهانه ای برای مخالفت های سیاسی با جمهوری اسلامی نیست؟ آیا درست است که فضای حقوق بشر جهان را به کانون مبارزات سیاسی تبدیل کنید؟ آیا سایر فعالان حقوق بشر در جهان نیز مانند شما رفتار می کنند؟ و هر روز فضای رسانه ها را به شلوغ کاری و فعالیت های سیاسی برعلیه یک نظام تبدیل می کنند و آبروی خود و ملت مسلمان ایران را در معرض تحلیل دیگران قرار می دهند؟

آیا موضوع تخلف و تبلیغ علیه نظام یک شهروند، باید توسط امثال عبادی به تحصن و جنجال و ... تبدیل شود؟

به گفته عبادی، پس از صدور حکم محکومیت نسرین ستوده، خانم پیلای طبق وظایف قانونی خود باید پرونده خانم ستوده را پی گیری کند و از دولت ایران خواهان پاسخگوئی باشد.

شیرین عبادی در نامه خود به خانم پیلای، مدعی شده که نسرین ستوده  در اعتراض به وضعیت زندان و دادگاه سه بار اعتصاب غذا کرده که "تا حد مرگ" پیشرفته است و ماموران امنیتی و قضائی ایران هم "با خشم پرونده جدیدی برای وی تشکیل می دهند که اتهام آن عدم رعایت حجاب رسمی" در سخنرانی در در ایتالیا است.

این برنده جایزه صلح نوبل در پایان نامه خود  دادرسی نسرین ستوده  را با همکاریهای بین المللی خواستار شده و این موضوع نیز نشان می دهد که عبادی به دنبال آن است که یک موضوع داخلی در ایران را به یک موضوع بین المللی تبدیل کند و مداخله کشورهای غربی را موجب شود.

امثال عبادی تلاش می کنند که محکومیت نسرین ستوده را به  واکنش های زیادی از جمله سازمان عفو بین الملل و... تبدیل کنند. همین موضوع باعث شده که دولت آمریکا هم با ناعادلانه و سنگین توصیف کردن مجازات حبس و ممنوعیت فعالیت حرفه ای برای او، خواهان آزادی فوری وی شود.

وزارت امور خارجه آمریکا  (۲۰ دی) با صدور بیانیه ای اعلام کرد: "ایالات متحده حکم صادره علیه فعال حقوق بشر و وکیل برجسته، نسرین ستوده، را قویا محکوم می کند و خواهان آزادی فوری اوست."

شیرین عبادی در نامه سرگشاده خود به نسرین ستوده نوشته است:

«به تو نیازمندیم، اعتصاب غذای خود را بشکن، زیرا بی پناهان هنوز به پناهی مطمئن و کوهی استوار چون تو نیاز دارند!

در حالی که عبادی و ستوده و دوستان آنها که از هر وسیله ای در داخل و خارج کشور استفاده می کنند تامقاصدخود را به نتیجه برسانند خوب می دانند که بسیاری از مردم ایران ازاقشار کم درآمد گرفته تا فعالان اجتماعی و اقتصادی نیاز دارند که به پرونده های معمولی آنها رسیدگی شود و این وکلا اگر واقعا به حقوق مردم می اندیشیدند باید وقت  وکارخود را صرف این مردم در داخل کشور می کردند  نه این که با طرح پرونده عوامل جریان فتنه که مردم آنها را ترد کرده اندبه دنبال تبلیغ علیه نظام باشند یا در خارج کشور، به دنبال برنامه هایی باشند که با سروصدا و جریان سازی، اهداف سیاسی خود را دنبال کنند.



 
 

نوری زاده : این مدحی آن مدحی نبود!
با نزدیک شدن به سالروز حماسه انتخابات پر شکوه فتنه 22 خرداد سال 88 رخ داد، رادیو فردا نظرات خوانندگان درمورد موجودیت فتنه سبز را جویا شد.http://www.jamnews.ir/Images/News/Smal_Pic/20-3-1390/IMAGE634434057002812500.jpg

همزمان با نزدیک شدن به سالروز فتنه سبز در ایران که در 22 خردادماه 1388 رخ داد و البته چند صباحی نیز بیشتر دوام نیاورد و موجب آشکار شدن ماهیت غربی و رسوایی رهبران آن شد، سایت رادیو فردا وابسته به دولت آمریکا از خوانندگان خود خواست تا نظر خود را درباره این فتنه بنویسند.
رادیو فردا درباره عمده نظرات ارائه شده ازسوی اپوزیسیون در خصوص فعال بودن فتنه سبز نوشت: «اکنون بعضی می‌گویند که جنبش سبز ایران مرده است و پایان‌یافته، بعضی آن را زنده و پویاتر از گذشته می‌دانند، و بعضی بر این عقیده‌اند که سرکوب خشونت‌بار از سوی حکومت تنها به زیرزمینی شدن جنبش سبز انجامیده است و ایران در عین سکوت بشکه باروتی است در انتظار یک جرقه.»
این رادیو در ادامه افزود: «شما در این باره چه فکر می‌کنید؟ نظر شما درباره جنبش سبز چیست؟ رادیوفردا در انتظار خاطرات شما از سال پرغوغای 88 و نظرات و امیدهای شما برای سال‌های آینده است.»



 
 

از كمیته جلوگیری از حفظ نظام تا بهترین بودن سردار مدحی

از كمیته جلوگیری از حفظ نظام تا بهترین بودن سردار مدحی

 

اپوزسیون و گروه ضد انقلاب در پروژه الماس فریب نشان داد كه دشمنان ایران از چه حماقت‌های بزرگی رنج می‌برند. مدحی در یكی از مصاحبه‌هایش به صورتی هوشمندانه خطاب به نوری‌زاده (از عوامل ضد انقلاب) می‌گوید: ما كمیته "تقویت و جلوگیری از حفظ نظام! " داریم و نوری‌زاده هم او را تأیید می‌كند.

alt
نهضت سبزنبوی به نقل از فارس، طی روزهای اخیر، ضد انقلاب و اپوزسیون خارج نشین، غافلگیر از شكست در پروژه امنیتی ـ اطلاعاتی الماس فریب و ماجرای دولت در تبعید مشغول اوهام گویی و ایراد حرف‌های مضحك شده‌اند.

دروغ‌های اوهام‌گونه‌ای مثل اینكه ما از قبل می‌دانستیم مدحی نفوذی است و یا ما ساده دل بودیم كه حرف‌هایش را قبول كردیم و ...

این در حالی است كه نگاهی به گفت‌وگوها و مصاحبه‌هایی كه قبل از پخش مستند الماس فریب در سیمای جمهوری اسلامی ایران توسط افرادی مثل نوریزاده با این عنصر نفوذی وزارت اطلاعات انجام شده و یا تعریف و تمجیدهایی كه این قبیل افراد از "تیمسار " یا همان "سردار مدحی " داشته‌اند، نشانگر دروغ بودن تمام این ادعاها و در عین حال توانمندی عمیق وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در پیشبرد اهداف امنیتی كشور و بی اعتبار كردن اعضای اپوزسیون ایران در نزد یكدیگر است.

به طور مثال، علیرضا نوریزاده در یكی از برنامه‌های خود با عنوان "پنجره‌ای رو به خانه پدری " در مورد مدحی اینچنین می‌گوید:

"_او با اقتدار صحبت ‌می‌كند... حرف‌هایش بسیار تأثیرگذار است... این برای من خیلی تأثیرگذار بود. انسانی كه توی جبهه سلامتی‌اش را از دست داده و تمام تنش پر از درد است و شیمیایی است. و پر از درد و خاطره است (این حرف‌ها را می‌زند...!) "

و پس از برقراری ارتباط تلفنی با مدحی اینگونه با او صحبت می‌كند:

"_ بهت سلام می‌كنم سردار... می‌دونم كه با كار سنگینی كه الآن داری می‌كنی خسته‌ای. ولی آدم وقتی عاشق باشه كار می‌كنه... "

نوری‌زاده به عنوان بخشی از ویترین ضد انقلاب و اپوزسیون در نحوه تعامل با الماس فریب! وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، همچنین در مقابل صحبت‌ها و عبارت‌های كنایه‌دار مدحی كه هر مخاطب معمولی نیز می‌تواند به غلط یا مطایبه آمیز بودن آنها پی ببرد، هیچ عكس‌العملی كه حاكی از فهم و شعور وی نسبت به این عبارات غلط باشد، از خود نشان نمی‌دهد و حتی در جاهایی آنها را تأیید هم می‌كند.

مدحی در یكی از صحبت‌های خود با نوری‌زاده كه فیلم آن بر روی سایت یوتیوب نیز قرار دارد، می‌گوید: "ما در ایران كمیته تقویت و جلوگیری از حفظ نظام داریم " و نوری‌زاده كه خود را یك روزنامه نگار بین‌المللی و كاركشته در سیاست می‌داند به هیچ وجه متوجه خطای فاحش این جمله مدحی نمی‌شود و از وی نمی‌پرسد كه كمیته جلوگیری از حفظ نظام دیگر چیست...؟!

نوری‌زاده در صحبت‌های خود پس از بخش مستند الماس فریب و بر ملا شدن عملیات هوشمندانه وزارت اطلاعات در عمق جبهه ضد انقلاب پس از اخذ نتیجه، به فرافكنی روی آورده و حتی مدعی‌ است كه از قبل متوجه نقشه‌های طرح‌ الماس فریب بوده است.

او كه در گفت‌وگوهای خود با مدحی قبل از این ماجرا، همواره از وی به عنوان "سردار " و یا "سردار عزیز " نام می‌برد؛ در یكی از مصاحبه‌‌های تلفنی با مدحی هنگامی كه او در مورد بیت رهبری و پاكدستی آن در مسائل اقتصادی سخن می‌گوید نوری‌زاده بر خلاف سیاق همیشگی خود، نه تنها هیچ عكس‌العملی نشان نمی‌دهد بلكه همچنان مشتاقانه به شنیدن حرف‌های مدحی ادامه داده و در ادامه با بیان اینكه "اگر آدم با سردار! بنشیند و حرف بزند، تا صبح ادامه می‌دهد "، می‌گوید: "ما در این صحبت‌ها سردار را ول نمی‌كردیم. "

نوری‌زاده كه پس از پخش الماس فریب مدعی است كه ساده دل بوده؛ رفتارهایی تا قبل از بر ملا شدن این پرونده دارد كه بهتر است آنها را كودن بودن نوریزاده و امثال او بدانیم تا ساده دلی آنها.

مثلاً مدحی در صحبت‌های خود با نور‌ی‌زاده از دو شخص پیرامون مسائل فساد اقتصادی نام می‌برد كه نام فامیل اولی فامیل یك بازیگر مشهور است و دومی نام فامیل یك فوتبالیست شهیر ایرانی و البته نوری‌زاده به هیچ وجه متوجه این شوخی‌ها نمی‌شود.

در بحث كودن بودن مصاحبه‌گران شیفته سردار مدحی همین بس كه وقتی او می‌گوید "در ایران 11 میلیون نفر به موسوی رای داده‌اند "، كسی به او اعتراض نمی‌كند كه رقم صحیح 13 میلیون است نه 11 میلیون. البته نوری‌زاده كه در ماجرای شرور ریگی هم كوس رسوایی خود را بیش از پیش به عالم نواخت، گاف‌های خنده‌دار و متناقض دیگری هم در ارتباط با پروژه‌ الماس فریب و شخص سردار مدحی دارد.

او در یكی دیگر از گفت‌وگوهای متعددش با مدحی خطاب به او می‌گوید:

"من به شما درود می‌فرستم و در ادامه این مدحی است كه در صحبت‌هایش، زیركانه جمله‌ای را می‌گوید كه نه نوری‌زاده و نه سایر مغزهای كرم خورده اپوزیسیون خارج نشین متوجه آن نمی‌شوند. "

مدحی می‌گوید: "رهبران جنبش سبز تا آخر با مردم نخواهند ماند. " او تاكید می‌كند: "جنبش سبز معنی ندارد " و نیز پیرامون رابطه خود با ایران به كنایه می‌گوید: "هم صداها ركورد شد هم صحبت‌ من هم صحبت‌ آنها " و جالب است كه نوری‌زاده و سایر عوامل پر مدعای سلطنت‌طلب، به همین سادگی در ید با اقتدار سربازان گمنام امام زمان(عج) اسیر می‌شوند و خود نمی‌فهمند.

تمام این موارد در حالی مطرح شد كه ضد انقلاب پس از غافلگیری در پروژه الماس فریب چهره‌ای به مراتب مضحك‌تر از قبل از افشاگری مدحی به خود می‌گیرد.

حالا دیگر آنها كه سردار و تیمسار را قبل از بردن نام از مدحی به هیچ عنوان از یاد نمی‌بردند از او به عنوان مدحی خالی نام می‌برند.

خنده‌دارتر آنكه علیرضا نوری‌زاده كه در ماجرای الماس فریب، هم آبروی نداشته اپوزیسیون را پیش از پیش برد و هم آبروی سرویس اطلاعاتی انگلستان را، در برنامه‌ای مدعی می‌شود كه صحبت‌های مدحی در مستند الماس فریب اساساً در ایران نبود و مبلمانی كه در فیلم وجود دارد نشانگر آن است كه مصاحبه در بانكوك پایتخت تایلند ضبط شده است!!!

او همچنین ماجرای نیمه‌كاره ماندن سفر مدحی به اسرائیل و حضور ناگهانی او را در ایران غیر ممكن اعلام می‌كند و این در حالی است كه انگار ماجرای دستگیری شرور تروریست ریگی را در آسمان ایران و توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) از یاد برده است.

در این میان اما كودن‌های ضد انقلاب دیگری هم بودند كه با حضور در پروژه الماس فریب و شكست در آن برگی دیگر از احمق‌ بودن دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران را رقم زدند.

گروه مبارزان راه آزادی، خود نویس، روزنامه گاردین و ... نیز دیگرانی بودند كه طی این مدت در تور امنیتی ـ اطلاعاتی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران اسیر شده اما خود بی‌خبر از ماجرا، به تعریف و تمجید‌های آنچنانی General madhi !!! مشغول بودند.

در ماجرای پرونده الماس فریب، فضاحت ضد انقلاب و عناصر خود فروخته سرویس‌های امنیتی انگلیس و آمریكا البته بسیار دامنه‌دارتر نیز هست.

در روزهایی كه هنوز مدحی یا همان سردار مدحی عناصر سلطنت‌طلب، در جبهه ضد انقلاب حضور داشت، نوری‌زاده به عنوان مهره فعلی ضد انقلاب در رسانه‌های اپوزیسیون در پاسخ به عده‌ای كه بحث خطرناك بودن مدحی را با توجه به سوابقش مطرح می‌كنند؛ در یكی از برنامه‌هایش می‌گوید كه در انتخاب افراد بسیار دقت دارد و حتی برای تحقیق از مدحی آدم فرستاده و از او مطمئن است!

وی با بیان اینكه "هر كس به حرف من گوش كند در دام نمی‌افتد " تصریح می‌كند كه اطلاعات مدحی موثق است.

او می‌افزاید: "من می‌دانم با زدن بعضی حرف‌های دیگر تهمت‌ها علیه من و مدحی آغاز می‌شود. " و این در حالیستكه باید گفت امثال نوریزاده هم‌اكنون باید برای پاك كردن این فضاحت به خودتهمتی روی بیاورند.

او در همین برنامه تلویزیونی تاكید می‌كند كه تمام اطلاعات خود را با مدحی چك می‌كند صنفی آنكه می‌دانسته مدحی یك مقام بلند پایه است و تا وقتی از ایران خارج نشده و حركتش را شروع نكرده نیازی به معرفی او نبود.

علیرضا نوری‌زاده تصریح می‌كند كه "مدحی از بهترین‌ها است. "

مدحی در پروژه‌ امنیتی ـ‌ اطلاعاتی الماس فریب حتی بر جا گذاشتن رد پای ذكر شده نیز بسنده نمی‌كند و نشانه‌های دیگری را نیز بر جا می گذارد تا پس از بر ملا شدن حد حماقت اپوزیسیون ضد انقلاب و حتی سرویس‌های امنیتی انگلس و آمریكا كسی را یاری كتمان این كودنی نباشد.

او برای دولت در تبعید اساسنامه و مرامنامه‌ای تنظیم كرده است كه نكات بسیار جالبی در آن وجود دارد. برای مثال در یكی از بندهای این اساسنامه آمده است:

"چنانچه برنامه‌های دولت نتواند آرای نصف + 1 را كسب نماید، مجلس و دولت منحل!!! و انتخابات بعدی ظرف مدت یك ماه برگزار می‌شود. "

 

پروژه تازه جریان انحرافی خنثی شد
پروژه تازه جریان انحرافی خنثی شد
بهارستانی ها از پروژه جدید جریان انحرافی برای تأثیرگذاری در انتخابات پیش رو از طریق تغییر چینش در وزارت كشور و شایعه استیضاح نجار پرده برداشته و تاكید كردند: ایجاد شایعات برای تخریب وجهه وزیر کشور بین نمایندگان با هدف کشاندن وی به مجلس برای استیضاح، دسیسه ای از سوی جریان انحرافی است.

دسیسه های برکناری وزیر کشور با هوشیاری نمایندگان خنثی می‌شود

در همین ارتباط عضو کمیسیون امنیت ملی با اشاره به وجود شایعات فراوان در خصوص استیضاح وزیر كشور از طرف جریان نوظهور انحرافی برای تأثیرگذاری در انتخابات پیش رو و در دست گرفتن وزارت كشور،اظهار داشت: با توجه به عملکرد موفق وزیر کشور و جایگاه مناسب وی در مجلس دسیسه ها برای برکناری وی با هوشیاری نمایندگان خنثی خواهد شد.

سیدعلی آقازاده نماینده رشت در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با تأکید بر عملکرد موفق وزیر کشور و جایگاه مناسب وی در مجلس اظهار داشت: ایجاد شایعات برای تخریب وجهه وزیر کشور در بین نمایندگان با هدف کشاندن وی به مجلس برای استیضاح دسیسه ای از سوی جریان انحرافی است.

وی عملکرد وزیر کشور را موفق دانست و اذعان داشت: توطئه جدید جریان انحرافی برای تأثیرگذاری در انتخابات آتی مجلس بی ثمر خواهد بود و لذا جریان نوظهور انحرافی با ایجاد شایعات توان زیر سوال بردن وجهه وزیر کشور را ندارد و انتخابات آتی مجلس موفق و در کمال سلامت برگزار خواهد شد.

بهره برداری جریان انحرافی از وزارت کشور ناکام خواهد ماند

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در ادامه با اعلام خبر پروژه جدید جریان انحرافی برای بهره برداری از وزارت کشور، گفت: بهره برداری جریان انحرافی از وزارت کشور در زمان انتخابات ناکام خواهد ماند.

عبدالرضا ترابی نماینده مردم گرمسار نیز در این باره افزود: وزارت کشور یکی از مهمترین وزارتخانه های کشور است که همیشه در زمان های نزدیک به انتخابات مورد تهاجم گروهک های انحرافی قرار می گیرد لذا این بار نیز با تدابیر عاقلانه نمایندگان مجلس طرح استیضاح مطرح نخواهد شد و جریان انحرافی نمی تواند از استیضاح وزیر کشور به نفع خود بهره برداری کند.

وی با بیان اینکه تعامل وزیر کشور با نمایندگان مجلس شورای اسلامی تا امروز بسیار خوب بوده است گفت: اگر نماینده ای در حوزه انتخاباتی خود با مشکل مواجه باشد از طریق طرح سوال از وزیر آن را طرح خواهد نمود.

ترابی خاطرنشان نمود: وزارت کشور به عنوان یک نهاد اجرایی در زمان انتخابات نقش مهمی را ایفا می کند و از آنجایی که نمایندگان از این حساسیت آگاه هستند تحت هیچ شرایطی طرح استیضاح وزیر کشور را در زمان انتخابات مطرح نخواهند کرد.

جریان انحرافی به دنبال به چالش کشیدن وزیر کشور

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: عملکرد وزیر کشور همواره مورد حمایت مجلس بوده و انتخابات مجلس نهم با سلامت كامل برگزار خواهد شد.

محمد کریم عابدی نماینده مردم طبس بشرویه سرایان و فردوس در خانه ملت در حمایت از وزیر کشور گفت: وزیر کشور در طول دوران وزارت خود کارنامه مثبتی داشته و در بعد امنیتی و مقابله با جنگ نرم دشمن عملکرد قابل قبولی داشته است و مورد حمایت نمایندگان مجلس است.

وی در ادامه اظهار داشت: مجلس با رأی قاطع حمایت خود را از وزیر کشور اعلام کرده و همچنان وزیر کشور از حمایت بی دریق مجلس برخوردار بوده و انتخابان مجلس نهم نیز به کوشش وی برگزار خواهد شد.

عابدی با بیان اینكه افرادی در جمهوری اسلامی هستند که عملکرد نظام را مغایر با منافع خود می دانند افزود: جریان انحرافی با به چالش کشاندن وزارت کشور قصد دخالت در امور انتخابات را دارد لذا نمایندگان با آگاهی و اشرافیت کامل بر اوضاع این دسیسه ها را خنثی خواهند ساخت.

وزیر کشور تحت هیچ شرایطی در زمان انتخابات استیضاح نخواهد شد

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی نیز در همین ارتباط  گفت: تحت هیچ شرایطی وزیر کشور در زمان انتخابان استیضاح نمی شود چراکه در این صورت زمینه مناسب برای سوء استفاده جریان انحرافی فراهم خواهد شد.

علی اکبر اولیا نماینده مردم یزد و صدوق در واکنش به برخی اخبار منتشر شده مبنی بر استیضاح وزیر کشور در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: از آنجایی که وزارت کشور نقش مهمی را به عنوان یک نهاد نظارتی در زمان انتخابات ایفا می کند و در صورت کج روی می تواند یک ارگان مهمی برای سوء استفاده جریان های انحرافی داخلی و خارجی باشد لذا تحت هیچ شرایطی در زمان انتخابات وزیر کشور از سوی نمایندگان استیضاح نخواهد شد.

وی تصریح کرد: وزیر کشور در مجلس شورای اسلامی به دلیل تعاملات گسترده از پایگاه ویژه ای برخوردار است و در این شرایط طرح استیضاح وی مطرح نخواهد بود.


اگر هوا خنک شد در ایران رستاخیز می کنیم

جمعه 20 خرداد 1390 02:58 ب.ظ

 

 



سرلشکر روحانی مدیر گروه نظامی سیاسی عقاب ایران در برنامه زنده در شبکه اندیشه گفت: اگر دمای هوا برای نیمه دوم شهریور تا نیمه اول مهر پایین باشد و هوا خنک http://jamnews.ir/Images/News/Smal_Pic/19-3-1390/IMAGE634432523250000000.jpgشود روز رستاخیز را در این ایام اعلام و به ایران خواهد آمد.

  در برنامه زنده ای از شبکه اندیشه که با حضور مدیر شبکه آقای فروزنده برگزار شد میهمان برنامه سرلشکر روحانی بودند وی در صحبتهای خودش بیان داشتند که آمدن او و گروه نظامی سیاسی عقاب ایران به مناسبت روز رستاخیز بستگی به شرایط آب و هوا دارد و باید در هوای خنک و بین پانزده شهریور تا پانزده مهر باشد.
نکته ای که از صحبتهای سرلشکر فهمیده می شود این است که در این ایامی که برای آمدن به ایران تعیین کرده اند بایستی پس از پاییز باشد. بنابراین برای تحقق وعده وی بایستی پس از پاییز امثال سرلشکر روحانی را بررسی کرد و جوجه ها را شمرد. بنا براین آمدن گروه عقاب و سرلشکر روحانی به ایران برای همیشه منتفی است.

ولی اگر گروه عقاب ایران مایل باشندمی توانند به یکی از کشورهای اروپایی یا کشورهایی که در سیبیری هستند و دمای هوا ی این کشورها بیشتر اوقات خنک و زیر پانزده درجه است سفر کنند ایشان از هم اکنون می توانند آماده پرواز شوند و برای همیشه به این کشورها سفر کنند.

 

دردناک ترین واقعیت، بومی بودن انقلاب اسلامی ایران است

 




کارشناس شبکه ضدانقلابی اندیشه ضمن اذعان به اینکه انقلاب اسلامی ریشه در بینش و فرهنگ ایران دارد، بومی بودن آن را از دردناک ترین واقعیات دانسته و به ادعای http://jamnews.ir/Images/News/Smal_Pic/19-3-1390/IMAGE634432514868281250.jpgکسانی که انقلاب ایران را یک توطئه انگلیسی خوانده بودند واکنش نشان داد و آن را تفسیری غیرواقع بینانه دانست.

 کارشناس شبکه ضدانقلابی اندیشه به اظهارات مدیر این شبکه که در قالب سؤالی مدعی شد «با توجه به اینکه انگلیس در حوزه های علمیه قم حضور فعال داشته است آیا این کشور الهام بخش [امام] خمینی بوده است؟»، واکنش نشان داده و دور بودن از واقعیت را نتیجه این تحلیل های دور از واقع عنوان کرد.
وی در جواب این ادعا اذعان کرد: «وقتی از راه تحقیق و واقع بینی نمی توانیم یک تفسیر و بینشی نسبت به واقعیت داشته باشیم به آن نسبت خارجی می دهیم.»
وی افزود: «سؤال این است که آقای خمینی چه نفعی برای انگلیس داشته است که این کشور بخواهد به [امام] خمینی کمک کند. اگر انگلستان در تحولات ایران دخالت داشت می بایست یک دست آوردی برای آن ها داشته باشد. دستاورد دولت انگلستان از انقلاب ایران چه بوده است؟ هیچ. جز اینکه رابطه ای نداشته اند.»
کارشناس این شبکه لس آنجلسی «بومی بودن انقلاب اسلامی را از دردناک ترین واقعیات انقلاب ایران دانسته» و گفت: «اگر بخواهیم عبرت بگیریم باید به بومی بودن این تحول توجه کنیم و در واقع برای پیدا کردن دلایل آن به چیزی که اتفاق افتاده است توجه کنیم نه اینکه عوامل و دلایل انقلاب ایران را در خارج از بینش و فرهنگ ایران دنبالش بگردیم.»
وی در بخش دیگر از صحبت هایش [امام] خمینی را پایه گذار سیاست نه شرقی و نه غربی دانسته که در جمهوری اسلامی نهادینه شده است و اذعان کرد: «بسیار بعید است که این سیستم تغییر اساسی در روابط خارجی خودش انجام دهد البته اگر بخواهد این کار را بکند ماهیت رژیم تغییر خواهد کرد.»
وی در پایان با اذعان به اینکه کشورهای خارجی نمی توانند حکومت ایران را تغییر دهند گفت: «فروپاشی جمهوری اسلامی تنها از درون صورت خواهد گرفت.»

 


سی ان ان: آمریکا اکنون با حکومتی مستحکم در ایران روبرو است

 


شبکه سی ان ان با اذعان بر اینکه آمریکا نتوانست از اختلافات اخیر مسئولان در ایران بهره ای ببرد، گزارش داد: «به خاطر هم فکری مسئولان جمهوری اسلامی،
http://jamnews.ir/Images/News/Smal_Pic/19-3-1390/IMAGE634432502817812500.jpgآمریکا اکنون با حکومتی مستحکم در ایران روبرو است و این برای آمریکا خوب نیست».

  شبکه سی ان ان، «یکی از کارمندان اسبق سیا که تحلیلگر مسائل سیاسی هم هست بر این باور است که ارتباط های محکمی در حکومت ایران وجود دارد و آمریکا نتوانسته از اختلافات اخیر بین مسئولان جمهوری اسلامی بهره ای ببرد».
در ادامه این گزارش آمده است: «به خاطر هم فکری مسئولان جمهوری اسلامی، آمریکا اکنون با حکومتی مستحکم در ایران روبرو است و این برای آمریکا خوب نیست».
سی ان ان افزود: «اختلافات اخیر بین مسئولان ایران واقعیتی بود که اتفاق افتاد اما اکنون روابط آنها بهبود یافته و ایران قدرتمندتر هم شده است».

 

جریان انحرافی گوساله سامری زمان است

داوود احمدی‌نژاد در مراسم یادواره شهدای منطقه سروینه باغ ساری با اشاره به حضور مقتدرانه رزمندگان اسلام در عرصه‌‌های مختلف جنگ اظهار داشت: شهدا بزرگ‌ترین حماسه جهان را خلق كردند و از همه هستی خود در راه رضای خدا گذشتند.
دبیركل پدافند غیرعامل كشور خاطرنشان كرد: صدام از همه نوع ادوات جنگی روز دنیا برخوردار بود كه رزمندگان ایران اسلامی با تكیه بر نیروی الهی نام و نشان آنها را به زباله‌دان تاریخ فرستادند.
وی با اعلام اینكه امروز ایستادگی 32 ساله ملت ایران در برابر كفر به یك الگوی مناسبی در جهان تبدیل شد، افزود: ملت‌های جهان با وجود میل سردمداران خود، ایران اسلامی را به‌عنوان الگوی خود برای مبارزات در برابر كفر پذیرفتند.
احمدی‌نژاد با اعلام اینكه استكبار برای حفظ منافع خود به شهروندان خود رحم نكرد، افزود: كشتار 6هزار شهروند آمریكایی در برج دوقلو یكی از نمونه‌های بارز نسل‌كشی استكبار برای رسیدن به اهداف نادرست خود است.
وی با بیان اینكه انقلاب اسلامی ایران تحولی در دنیا ایجاد كرد، تاكید كرد: همه موفقیت ایران اسلامی زمانی بدست آمد كه ولایت فقیه در كشور ما حاكم شد.
دبیركل پدافند غیرعامل با مقایسه ایران قبل از ولایت فقیه و بعد از آن بیان داشت: از زمانی كه عطر ولایت فقیه در كشور ما طنین‌انداز شد هیچ لطمه‌ای به كشور ما در برابر حوادث گوناگون وارد نشد.
وی با اشاره به حضور كشورهای متعدد خارجی در زمان قبل از انقلاب افزود: نظام ولایی ما را به جایی رساند كه تمام ملت‌های دنیا برای مبارزه با استكبار از انقلاب اسلامی ما الگوبرداری می‌كنند.
احمدی‌نژاد با اشاره به جریان فتنه 88 افزود: فتنه 88 پیاده نظام دشمن بود و سه هدف پایمالی خون شهدا، ایجاد اختلاف داخلی و سرگرم كردن مسئولان برای عدم نفوذ انقلاب به سایر كشورها و تخریب وجهه ایران اسلامی در دنیا را در برنامه كاری خود داشت.
وی با اعلام اینكه فتنه‌گران اهداف شیطان را در كشور ما دنبال می كردند، افزود: همانطور كه انسان‌های با ایمان باید در برابر شیطان و افكار شیطانی مواظب خود باشند باید در برابر فتنه‌گران همان روش مبارزه با شیطان را در پیش بگیریم.
وی تاكید كرد: مرد دنیا با وجود میل باطنی سردمداران خود به دنبال آرمان‌های ملت ایران هستند و پیروی ملت‌های جهان از ایران به خاطر این است كه ولایت فقیه همه مردم ایران را به سمت اهداف متعالی هدایت می‌كند.
وی با بیان اینكه بصیرت مهم‌ترین نیاز امروز مردم ایران است، افزود: دشمن بزرگواری و بزرگ منشی مردم ایران را مورد هدف قرار داد تا به وسیله عوامل داخلی درحالی كه اهداف اساسی انقلاب اسلامی در حال ثمر دادن است آن را پژمرده كند.
وی با اعلام اینكه هدف جریان انحرافی و فتنه یكی است، تاكید كرد: جریان انحرافی گوساله سامری زمان است كه در حال برنامه‌ریزی برای انحراف مردم از خط ولایت فقیه است.
احمدی‌نژاد ادامه داد: هدف جریان انحراف جاری كردن مكتبی غیر از اسلام در كشور است و این جریان باید بداند كه بزرگی ملت ایران در سایه اسلام است.
دبیركل پدافند غیر عامل كشور تنها راه مبارزه با جریان انحرافی و فتنه را كاهش منیت درونی مسئولان و مردم عنوان كرد و بیان داشت: باید برای حفظ آرمان‌های ولایت فقیه از خودمان بگذریم و باور داشته باشیم كه عزت ایران اسلامی تنها در سایه ولایت فقیه اتفاق می‌افتد.
احمدی‌نژاد در پایان افزود: همه شهدا از جان خود در برابر فرمان ولایت فقیه گذشتند و ما به عنوان وارثان خون شهداء باید در این محور حركت كنیم.

 

علل سقوط زودهنگام فتنه سبز از زبان حامی آن


یک اپوزیسیون مقیم آمریکا در مصاحبه ای با مجله فرانت لاین به تشریح علل ناکامی فتنه 88 پرداخت.

  عباس میلانی، اپوزیسیون مقیم آمریکا که سابقا از طرفداران سرسخت فتنه سبز بوده در مصاحبه ای با مجله فرانت لاین گفت: «جنبش سبز از عدم ایجاد و تقویت مناسب یک نگرش استراتژیک رنج برده است و این جنبش بر شیوه ها یی استوار است که ناکارآمدی آن اثبات شده است».
میلانی در ادامه تحلیل خود از سقوط زودرس فتنه تصریح کرد: «عدم موفقیت استراتژیک این جنبش با فقدان رهبری هرمی و استفاده از شبکه ای از رهبران همراه شده است».
وی افزود: «جنبش سبز و جنبش بزرگ تر دموکراسی خواهی، از همان ابتدا هیچ رهبری کارآمدی نداشته است. موسوی و کروبی هر دو رهبران اسمی بودند و در خدمت شکل دادن به خواسته های نوپای جنبش سبز بودند».
میلانی در پاسخ به سوالی پیرامون واکنش ها به سخنان اخیر محمد خاتمی و پیشنهاد عفو ملی از سوی وی نیز گفت: «سخنان خاتمی با بی تفاوتی سردی از سوی هر دو طرف همراه شد».

 

دلداری شبکه اندیشه به سوگواران فتنه سبز


کارشناس شبکه اندیشه با اعتراف ضمنی به اینکه دیگر جنبش سبزی وجود ندارد، برای دلگرمی محافل ضدانقلاب مدعی شد که فضای اعتراضی همان جنبش سبز است.

  مجری شبکه اندیشه در رابطه با ارزیابی جنبش سبز، از کارشناس برنامه خواست توضیح دهد که «آیا این جنبش کارش تمام شده است و در دومین سالگرد تأسیس آن ما از یک جنبشی که جنبه تاریخی پیدا کرده است یاد می کنیم و یا اینکه می توان انتظار داشت هنوز این جنبش توانی برای ادامه مبارزه داشته باشد؟»
کارشناس این برنامه، مرگ فتنه سبز را به «تحول در محتوا و شکل و نحوه عمل جنبش سبز» تعبیر کرده و برای دلگرمی مدیر این شبکه ضدانقلابی در جواب وی تلاش کرد وانمود کند که اگر جنبش سبزی نیست ولی فضای اعتراضی همان جنبش کذایی است. وی گفت: «اما گویا فضای اعتراضی که همان فضای جنبش سبز بوده است نه به طور صددرصد اما هنوز ادامه دارد.»
گفتنی است، گمانه زنی های محافل ضدانقلاب درجهت امید دادن به جنبش سبز در حالی صورت می گیرد که اعترافات رسانه های غربی و ضدانقلاب و شواهد موجود درایران حکایت از مرگ فتنه دارد. مجری این شبکه نیز در ابتدای برنامه اذعان کرد که جنبش سبز دوران کمای خودش را طی می کند.

 

سوء استفاده اصلاح طلبان از جریان انحرافی

کارشناس شبکه ضدانقلابی اندیشه ضمن اعتراف به اینکه اصلاح طلبان در ایران جایگاهی ندارند گفت که این طیف با سوء استفاده از جریاناتی که در دولت احمدی نژاد اتفاق می افتد می خواهد برای خود کلاهی بدوزند.

 کارشناس شبکه اندیشه که تلاش می کرد به اختلافات داخلی در ایران دامن بزند، ضمن اشاره به افرادی که در اطراف رئیس جمهور که به جریان انحرافی شهرت دارند، جمع شده اند گفت: «به نظر می رسد زمامداران جمهوری اسلامی آماده می شوند که دارو دسته ی آقای احمدی نژاد را جارو بکنند و به دور بریزند.»
وی در ادامه به طیف اصلاح طلب اشاره کرده که در ایران جایگاهی ندارند و افزود: «در این میان اصلاح طلبان حکومتی در ایران در پی آن هستند که اگر ممکن است از نمدی که باقی می ماند کلاهی برای خودشان بدوزند.»

 

تخریب اطلاعات، فاز جدید فرقه انحرافی

شب گذشته یكی از ماموران جان بر كف وزارت اطلاعات كه در قالب عامل نفوذی دستگاه اطلاعاتی كشور در درون حلقه اول نیروهای برانداز حكومت ایران نفوذ كرده بود به تشریح چگونگی نفوذ خود و دستگاه اطلاعاتی ایران در بین نیروهای برانداز جمهوری اسلامی ایران پرداخت و با تفصیل و جزئیات و با ارائه مداركی از قدرت نفوذ دستگاه اطلاعات كشور در مدیریت مسائل امنیتی در خارج از مرزهای كشور پرده برداشت.

رسانه ای شدن این دستاورد بزرگ اطلاعاتی در حالی صورت گرفت كه روز گذشته برخی از رسانه ها و اتفاقا رسانه هایی كه مستقیما رسانه دولت محسوب می شود، با انتشار خبری با عنوان اعترافات یك عنصر وابسته به «سی آی ای» كوشیدند «محمدرضا مدحی» را عنصری فریب خورده معرفی كنند كه در خدمت سازمان های اطلاعاتی آمریكا بوده و به دلیل پشیمانی در حال اعتراف است، در حالی كه اتفاقا بر عكس، «محمدرضا مدحی» كاملا آگاهانه و به قصد انجام عملیات اطلاعاتی به عنوان نیرویی اطلاعاتی وارد سازمان های مخالف جمهوری اسلامی ایران شده بود.

بنابر گزارش تابناک، خبرگزاری «ایرنا» در حالی این خبر را این گونه منتشر كرد كه تصور می شد انتشار این خبر با این عنوان از روی اشتباه صورت گرفته باشد و خبرگزاری دولت در اسرع وقت به تصحیح خبر اقدام خواهد كرد، اما با این وجود پس از پخش اظهارات مدحی نه تنها ایرنا خبر پیشین خود را اصلاح نكرد، بلكه امروز پنج شنبه روزنامه ایران نیز همین خبر را با عنوان و محتوایی غلط مجددا منتشر كرد.

در واقع آنچه كه در انتشار این خبر اهمیت داشت، قدرت نفوذ دستگاه اطلاعاتی و امنیتی ایران در درون نیروهای برانداز و آگاهی از برنامه های آنان به منظور مقابله با این برنامه ها بود، وگرنه تردیدی نیست كه از همان ابتدا نیروهای برانداز در صدد طرح سناریو و اجرای عملیاتی برای ساقط كردن نظام جمهوری اسلامی هستند و پرداختن به آن موضوع جدیدی نیست.

این در حالی است که خبری كه روزنامه ایران و خبرگزاری ایرنا منتشر كرده است این موضوع را به ذهن مخاطبان متبادر می كند كه گویی این رسانه های متعلق به دولت می خواهند موفقیت وزارت اطلاعات ایران در درون حلقه های اول نیروهای برانداز را غیر واقعی جلوه داده و این موفقیت و قدرت را در حد اعترافات یك عنصر فریب خورده تخفیف دهند.

به نظر می رسد اكنون كه نیروهای برانداز و هواداران غربی آنان، هنوز از شوك چگونگی نفوذ دستگاه های اطلاعاتی امنیتی كشور درنیامده اند، انتشار چنین خبرهایی آن هم توسط رسانه متعلق به دولت بر اساس هر تحلیلی یا هر پیشینه ای ـ مثلا ضدیت با حجةالاسلام مصلحی ـ عقلائی و خردمندانه نیست و تنها منفعتی كه از انتشار چنین خبرهایی مستفاد می شود، آب به آسیاب دشمن ریختن است ـ كه خوش بینانه فرض بر این است كه سهوی بوده ـ لذا اگر تعمدی در این كار صورت گرفته باشد دیگر جای هیچ گونه بخششی ندارد و اولین قدم در جهت جبران آن اصلاح خبر و انتشار آن به صورت صحیح است.

در پایان، دوستانه به افرادی چون آقای جوان فکر ـ مدیر ایرنا و ایران ـ یادآور می شویم که اندکی تأمل کنید تا مبادا همان مسیری را بروید که در طول این ۳۳ سال برخی رفتند و همگان دیدند عاقبت آنها را، چه، نادیده انگاشتن زحمات شبانه روزی فرزندان این آب و خاک و حرکت در خلاف جهت مصالح و منافع ملی قطعا عاقبت خوشی نخواهد داشت و شما را یارای پاسخگویی به خون شهدا نیست.


بی حجابی دختران‌دانشجو درملأعام+عکس

پنجشنبه 19 خرداد 1390 11:48 ق.ظ

 

به گزارش مشرق، از سوی گروه گرافیك دانشگاه آزاد قم روز گذشته ۱۷ خرداد نمایشگاه عكسی برگزار شد كه در این نمایشگاه از عکس‌های دانشجویان بی‌حجاب استفاده شده و در معرض دید دانشجویان پسر نیز قرار گرفت.


دانشجویان دختر رشته گرافیك دانشگاه آزاد قم برای حضور در این نمایشگاه گرافیک، عكس‌های خود را به صورت بی‌حجاب و با پوشش زننده كه برخی از آنها در خوابگاه‌های دانشجویی گرفته شده را در این نمایشگاه در معرض دید قرار دادند و حتی این دانشجویان دختر با حضور در این نمایشگاه در خصوص خواص هنری عکس‌های بی‌حجاب خود به حاضران توضیحاتی می‌دادند. براساس این گزارش، مسئولان امور دانشجویی و حراست دانشگاه آزاد قم در خصوص برپایی این نمایشگاه تحركی انجام ندادند كه این امر موجب نارضایتی و اعتراض دانشجویان این واحد دانشگاهی شد.

این در حالی است كه مسئولان دانشگاه آزاد واحد قم در نوع پوشش دانشجویان دختر و پسر این دانشگاه حساس هستند اما درباره برگزرای این نمایشگاه كه دختران دانشجو به راحتی تصاویر بی‌حجاب و بعضاً با پوشش‌های زننده خود را منتشر كردند اقدامی انجام ندادند.



 

جزئیات نحوه نفوذ دستگاه امنیتی ایران در اپوزیسیون خارج‌نشین و انهدام دولت در تبعید

یك مقام مسئول در وزارت اطلاعات جزئیاتی از نفوذ دستگاه امنیتی كشورمان در كانون اپوزیسیون خارج كشور و فرایند شكست پروژه آمریكایی - صهیونیستی «دولت در تبعید» را تشریح كرد. 

این مقام مسئول در حوزه امنیت داخلی وزارت اطلاعات اظهار داشت:‌ پس از آنكه دشمنان در جریان فتنه 88 كه با توجه به بدیع بودن متغیرهایش متفاوت‌ترین فتنه در طول عمر جمهوری اسلامی بود موفق به پیشبرد پروژه براندازی نرم جین ‌شارپ نشد اقدامات سخت‌افزارانه در دستور كار قرار دادند.

وی ادامه داد:‌ طراحان ناكام پروژه جنگ نرم از جمله جوزف نای به این فكر افتادند كه با توجه به جایگاه اقوام و مذهب در ایران متوسل به اقدامات سخت و عملیات‌های خرابكارانه در كشورمان شود.  

این مقام مسئول در وزارت اطلاعات گفت: بنیاد آمریكایی دفاع از دموكراسی (PDD) در یكی از جلسات خود كه 3 ساعت طول كشید تشكیل«دولت در تبعید» را تصویب كرد كه مأموریت اجرای این پروژه به دنیس راس معاون امور خاورمیانه اوباما سپرده شد.

وی افزود: تحقق دولت درتبعید نیازمند چهره‌ای برخوردار از سوابق اجتماعی و مذهبی بود و برهمین اساس سرویس اطلاعاتی آمریكا شناسایی و جذب عناصر مناسب برای رهبری دولت مذكور را در دستور كار قرار داد.

به گفته این مقام امنیتی در آن ایام محمدرضا مدحی كه دارای وجه سابقه طولانی خدمت در نهادهای انقلابی بود و در بانكوك به تجارت جواهرات و سنگ‌های قیمتی اشتغال داشت، مورد توجه سفارت آمریكا در تایلند قرار گرفت.

«این فرد خیلی زود از طریق سرویس اطلاعاتی آمریكا برای پیوستن به جریان ضد انقلاب خارج از كشور جذب شد و در سفری به عربستان با مقامات آمریكایی از جمله هیلاری كلینتون وزیر امور خارجه این كشور دیدار كرد.»

مقام مسئول در حوزه امنیت داخلی وزارت اطلاعات گفت: مدحی با پذیرش همكاری با آمریكا و اپوزیسیون خارج نشین و طرح ادعای سازماندهی هزاران نفر از نیروهای داخلی جنبشی را تحت عنوان «جمع یاران» تشكیل داد.

وی افزود: او پس از سفر به واشنگتن با هواپیمای اختصاصی و استقرار در ویلایی در حومه این شهر با جو بایدن دیدار كرد كه در این ملاقات، معاون رئیس جمهور آمریكا حمایت كامل كشورش از نامبرده را اعلام كرد.

این مقام امنیتی ادامه داد: در پی موافقت مدحی با همكاری در پروژه دولت در تبعید دنیس راس كه مأموریت تشكیل این دولت را داشت پروژه خود را با توجه به ویژگی‌های شخصیتی و سوابق همكار جدیدش تكمیل شده دید.

به گفته او، مدحی پس از مدتی به فرانسه رفت و در آنجا با امیرحسین جهانشاهی سرمایه‌دار ایرانی دارای تابعیت فرانسوی - اسرائیلی كه پدرش از چهره‌های نزدیك به رژیم پهلوی به ویژه اشرف بود و خود او نیز مسئولیت سازمانی موسوم به (موج سبز) را برعهده داشت و 9 سال برای اقدامات براندازانه در سرزمین‌های اشغالی دوره دیده بود و همچنین مهرداد خوانساری از عناصر سلطنت‌طلب وابسته به دفتر به اصطلاح مطالعاتی سازمان جاسوسی MI6 انگلیس كه پدر وی نیز از دیپلمات‌های رژیم شاه بود، ملاقات كرد.

«در این دیدار خصوصی كه در هتل آتلانتیك پاریس (محل كار جهانشاهی) انجام شد و در همان مكان نیز آغاز همكاری این 3 نفر در یك كنفرانس مطبوعاتی اعلام شد پروژه تشكیل شورای رهبری دولت در تبعید رسماً كلید خورد.»

مقام مسئول در وزارت اطلاعات با یادآوری برگزاری كنفرانسی در جزیره گوادالوپ در ژانویه 1979 (دیماه 1357) با حضور رؤسای 4 قدرت مهم بلوك غرب برای بازگرداندن شاه مخلوع به كشور، گفت كه این‌ بار اپوزیسیون در نیمه دوم سال گذشته كنفرانسی تحت عنوان گوادالوپ 2 برای همفكری در زمینه براندازی جمهوری اسلامی برگزار كرد.

وی افزود: در این نشست كه سران تمام جریانات و گروههای ضدانقلاب از منافقین تا سلطنت‌طلبان و از تجزیه‌طلبان تا جریان فتنه و حتی فرق منحرف اخلاقی و اجتماعی حضور داشتند دولت در تعبید رسماً اعلام موجودیت كرد.

به گفته این مقام امنیتی، عبدالله مهتدی رهبر گروهك منحله كومله، حسن شرفی رهبر گروهك منحله دموكرات، علیرضا نوری‌زاده سلطنت‌طلب عضو MI6، رضا حسین‌بُر از رهبران یكی از گروههای تجزیه‌طلب، محسن مخملباف رابط اپوزیسیون خارج كشور با سران فتنه، جهانشاهی از عناصر سازمان موساد و همچنین مسئول میز ایران در سازمان جاسوسی فرانسه به نمایندگی از نیكلا ساركوزی رئیس جمهور این كشور حضور داشتند.

«در این جلسه راههای براندازی جمهوری اسلامی از جمله تداوم حیات جریان فتنه از طریق اقدامات آشوبگرانه و اغتشاش و حتی ترور چهره‌های منتسب به جریان مذكور در داخل كشور و همچنین نفوذ در ساختارهای قدرت جمهوری اسلامی از طریق جذب نیرو از مراكز مهم مورد بررسی قرار گرفت و 7 میلیارد دلار آمریكا نیز برای آغاز این تحركات اختصاص یافت.»

مقام مسئول در حوزه امنیت داخلی وزارت اطلاعات گفت: پس از انتخاب مدحی به رهبری دولت در تبعید و جهانشاهی به جانشینی وی و ایجاد شورای 30 نفره برای فعالیت‌های اجرایی در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی و رسانه‌ای در حقیقت پروژه مذكور وارد فاز جدیدی شد.

وی افزود: یكی از اقدامات صورت گرفته در این مرحله جذب دیپلمات‌های ایرانی در خارج كشور بود كه برای آن كمپینی هم تشكیل شد اما با افشای هویت احمد ملكی دیپلمات ایرانی در ایتالیا كه خواهرزاده مهدی كروبی بود این پروژه با شكست مواجه شد.

به گفته این مقام امنیتی هنگامی كه قرار شد شورای رهبری دولت در تبعید برای مدیرت و هدایت عملیات‌های خرابكارانه در ایران و براندازی جمهوری اسلامی از طریق كودتاه ظرف یك سال در پادگان سیكلن تلاآویو مستقر شوند، عملیات نجات مدحی توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) انجام شد و او به كشور بازگشت.

وی در پایان تأكید كرد كه امروز بحمدالله با در پیش‌ گرفتن رویكرد تهاجمی وزارت اطلاعات و تعریف امنیت نظام اسلامی در خارج از مرزها و اقدامات مؤثر و هوشمندانه در این عرصه جمهوری اسلامی در بالاترین سطح ثبات و امنیت قرار دارد.

شب گذشته مستند «الماسی برای فریب» از شبكه اول سیما پخش شد كه روایتی از نفوذ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی در كانون اپوزیسیون خارج‌نشین و اشراف بر تحركات ضد انقلاب و نمایشی از اقتدار سربازارن گمنام امام زمان (عج) در به سخره گرفتن سرویس‌های جاسوسی غرب بود.

دشمنان نظام اسلامی در طی 32 سال گذشته همواره با استمداد از اپوزیسیون و به كار گرفتن اقدامات نرم و سخت‌افزارانه تلاش كردند توطئه‌های خود را برای براندازی جمهوری اسلامی پیش برند اما پاتك وزارت اطلاعات به توطئه بزرگ دولت در تبعید كه همه سرویس‌های جاسوسی دشمن و ضدانقلاب در لوای آن بودند با اقدامی استراتژیك به تأخیر افتاد و فرسایشی شدن آن موجب كاهش نتایج این طرح آمریكایی - صهیونیستی شد و سپس با نجات الماسی كه برای فریب اندیشیده شده بود، نقشه‌ای كه آنها الماس خود می‌خواندند با الماسی دیگر منهدم شد.



 
 

مستند‌نفوذ وزارت‌اطلاعات در اپوزیسیون خارج‌نشین
مستند‌نفوذ وزارت‌اطلاعات در اپوزیسیون خارج‌نشین

مستند نفوذ محمدرضا مدحی از نیروهای مرتبط با دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی ایران در اپوزیسیون خارج نشین امشب از رسانه ملی پخش می‌شود.

 در پی تصویب طرح تشكیل دولت در تبعید از سوی بنیاد آمریكایی دموكراسی كه بر اساس آن قرار بود مجموعه‌ای از نیروهای با سابقه اجتماعی و مذهبی با ایجاد شورایی اقدام به عملیات خرابكاری و در نهایت براندازی جمهوری اسلامی كنند، محمدرضا مدحی از ایرانیان مقیم خارج كشور برای اداره این دولت انتخاب شد.

وی كه پیش از اشتغال به تجارت در خارج از كشور، با دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی و نهادهای انقلابی همكاری داشته، با نفوذ در اپوزیسیون خارج كشور و تشكیل گروهی موسوم به "جنبش جمع یاران " با جریانات ضد انقلاب ارتباط گسترده برقرار كرد.

مدحی همچنین با برخی مقامات آمریكایی و همچنین نمایندگان سرویس‌های جاسوسی انگلیس و فرانسه دیدارهای متعدد داشت و آنها از وی خواسته بودند كه با ایجاد ارتباط گسترده با سران فتنه در داخل كشور و جذب نیرو از بدنه دستگاه‌ها و نهادهای مختلف نظام و ایجاد یك شبكه منسجم پروژه دولت در تبعید و براندازی نظام اسلامی را عملیاتی كند.

هنگامی كه قرار شد در راستای این پروژه مدحی و شورای رهبری دولت در تبعید در پادگانی در تل‌آویو مستقر شوند عملیات نجات وی توسط سربازان گمنام امام زمان انجام شد و مدحی به كشور بازگشت.

امشب مستندی تحت عنوان "الماس فریب " از رسانه ملی پخش می‌شود كه روایتی كوتاه از پورژه نفوذ و اشراف دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی در اپوزیسیون خارج نشین است.



 

بنیاد طراحی لباسهای مناسب هم می‌آید
 
بنیاد طراحی لباسهای مناسب هم می‌آید

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت :‌ بنیادی برای طراحی ،‌تولید و توزیع لباس های مناسب تاسیس می شود که تمام این کارها را انجام دهد. 
 
به گزارش واحد مرکزی خبر سید محمد حسینی افزود: برای ساماندهی پوشش ‌علاوه بر طراحی لباس باید در تولید و توزیع آن نیز وارد شویم.
 
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که چه اقدامی برای گسترش فرهنگ حجاب و عفاف انجام داده اید گفت:‌ ما باید کار فرهنگی کنیم.
 
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: به همه معاونت هایم تاکید کرده ام که در اثار تولیدی سینمایی، تئاتر،کتاب وهنرهای تجسمی مراقبت کنند بدحجابی ترویج نشود.
 
حسینی افزود : ‌در اقدامی دیگر نیز خواسته ایم مولفان و هنرمندانی که به رواج فرهنگ حجاب و عفاف توجه دارند تشویق شوند تا فرهنگ اصیل اسلامی ایرانی گسترش یابد.
 
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت :‌ فعالیت های سلبی و ایجابی در زمینه حجاب و عفاف باید توامان انجام شود.



 

جزئیات بازداشت دو عضو باقیمانده تیم ترور کومله
جزئیات بازداشت دو عضو باقیمانده تیم ترور کومله

نیروهای سپاه بیت‌المقدس و سربازان گمنام امام زمان (عج) در اقدامی موثر دو عضو باقیمانده تیم تروریستی وابسته به گروهك منحله كومله را در یكی از روستاهای شهرستان سروآباد دستگیر و این گروه را به طور كامل متلاشی كردند.

به گزارش روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اعضای این تیم تروریستی شب سیزدهم خردادماه جاری یك بسیجی ساكن روستای اندیمن (هنی‌من) كامیاران را در مقابل چشمان همسر و فرزندش به شهادت رسانند.

بر اساس این گزارش اعضای این تیم تروریستی وابسته به گروهك منحله كومله دو روز پس از این جنایت از سوی نیروهای سپاه كامیاران شناسایی شدند. بر اساس این گزارش در هنگام تلاش برای دستگیری این تروریستها در یك درگیری، سه تن از تروریستها زخمی شدند و یكی از آنان نیز به هلاكت رسید.

نیروهای سپاه و سربازان گمنام امام زمان(عج) همچنین با اشراف كامل اطلاعاتی دو نفر دیگر از اعضای این گروه را پس از گذشت دو روز، دستگیر كردند.

دو عضو دیگر این گروهك تروریستی هم كه در سیزدهم خرداد ماه جاری بسیجی شهید شیرزاد میدانی را در روستای 'هنی‌من' كامیاران به شهادت رسانده بودند، دیروز با هوشیاری و اقتدار نیروهای سپاه بیت‌المقدس كردستان و با همكاری اداره كل اطلاعات استان و مردم منطقه، دستگیر شدند.

سپاه بیت‌المقدس كردستان اعلام كرد كه عملیات تعقیب و دستگیری این دو تروریست ساعت 12 و 30 دقیقه ظهر دیروز (سه شنبه) در حوالی روستاهای بریدر و هرسین از توابع شهرستان سروآباد انجام شد.

در این عملیات كه باهمكاری خوب اهالی منطقه صورت گرفت، تعداد چهار قبضه سلاح انفرادی و سایر تجهیزات مربوطه نیز از اعضای این تیم تروریستی وابسته به استكبار جهانی كشف و ضبط شد.


آستان خمینی كبیر خاستگاه عاشقان شد

شنبه 14 خرداد 1390 12:33 ب.ظ

آستان خمینی كبیر خاستگاه عاشقان شد
همزمان با بیست و دومین سالگرد ارتحال ملكوتی امام (ره) میلیون‌ها نفر از عاشقان و شیفتگان امامت و ولایت از جای جای ایران اسلامی به مرقد امام خمینی آمدند تا بارقه امید را به جهانیان نشان دهند  



  از صبح امروز و در بیست و دومین سالگرد عروج ملكوتی امام خمینی (ره) میلیون‌ها نفر از عاشقان و شیفتگان امامت و ولایت از جای جای ایران اسلامی به مرقد بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آمدند تا در روز خدا حماسه دیگری بیافرینند.

عاشقان آن عزیز سفر كرده، از جای جای ایران اسلامی در قالب كاروان های زیارتی راهی حرم مطهر آن امام عظیم‌الشان شده‌اند.
خیابان‌ها و مسیرهای منتهی به حرم مطهر امام خمینی (ه) مملو از جمعیتی است كه به عشق ولایت و امامت آمده‌اند.
شركت‌كنندگان یكپارچه با برافراشتن پرچم‌های سیاه و عكس‌های رهبر كبیر انقلاب اسلامی ایران و نوحه‌سرایی از صبح امروز حرم مطهر را همچون نگین انگشتری در بر گرفته و با دل و جان اشك ماتم می‌ریزند.
كاروان‌های مختلف همچون روز گذشته از بامداد امروز با حجم بیشتری وارد حرم مطهر امام خمینی می‌شوند.
دقایقی پیش 50 هزار زائر اصفهانی با یك هزار و 200 اتوبوس به حرم امام خمینی (ره) برای شركت در مراسم به تهران رسیدند.
دوچرخه‌سواران اصفهانی نیز كه حركت خود را از چند روز پیش آغاز كرده‌ و مسیر اصفهان تا تهران را ركاب زدند وارد حرم مطهر امام خمینی (ره) شدند.
بر پایه این گزارش، پایگاه‌های امدادرسانی، اورژانس و آتش‌نشانی با استقرار در محل‌های تعیین شده از صبح امروز آماده خدمت‌رسانی به عاشقان شركت‌كننده در مراسم بزرگداشت ارتحال حضرت امام خمینی (ره) هستند.



 

و سلام بر تو تا همیشه تاریخ
اماما ! ای سود سخنت سرمای جمود از اندیشه هایمان زدود و گرمای نفست، روحی دوباره در جان هستی مان دمید اینك این ماییم و این چشم امید به دعای خیر شما آسمانیان تا پرچم افراشته شما را تا آخرین قطره خون و تا واپسین دم حیات، بردوش گیریم و پاسبان آرمان بلند تو باشیم.

بیست و دو سال بی تو گذشت و امروز خاطرات جانسوز روزی را در ذهن مرور می كنم كه همه یكپارچه گوش بودیم برای شنیدن نامت و پیامی كه پیام آور دیدار ما با تو باشد.

همه یكپارچه قلب بودیم و در خون خود می تپیدیم و چشم به راه نگاه مهربانت بودیم تا باردیگر برصندلی سفید پوش جماران بنشینیم و با یك كلام، دلهای غبارگرفته و سردمان را صیقلی داده و گرم كنیم.

امروز بیست و دو، چهارده خرداد بی تو گذشت. همچنان دوری تو در باورمان نمی گنجد هنوز عطر نفس هایت همچون گل خوشبوی محمدی فضای جماران را معطر كرده و هر عاشقی كه بهانه دیدار معشوق را در سر دارد، عطر وجود تو را حس می كند.

عزیزا! ای كه پرتوی اسمت شب چراغ كورراه های یاس و ناامیدیمان گشت و پرتو ذكرت، مهتاب آسمان شب افروز سینه ی دودآلود شب زده مان گردید! در فراغت سرشك شوق و نیاز از دیدگانمان جاریست و چشمه چشمانمان مشتاق انعكاس سیمای دل انگیز تو در سراچه خویش است و به شوق رویت روی تو می جوشند.

اماما ! ای سود سخنت سرمای جمود از اندیشه هایمان زدود و گرمای نفست، روحی دوباره در جان هستی مان دمید اینك این ماییم و این چشم امید به دعای خیر شما آسمانیان تا پرچم افراشته شما را تا آخرین قطره خون و تا واپسین دم حیات، بردوش گیریم و پاسبان آرمان بلند توباشیم.
درود ما تا ابد برنگاه بلندت ای آسمانی، سلام ما بر قامت افراشته و نستوه تویی كه مهرورزی را دوباره به یادمان آوردی و ما را با ایثار و جهاد و شهادت آشنا ساختگی.

و سلام بر تو تا همیشه تاریخ.



 

حاشیه های سخنرانی رئیس جمهور
حاشیه های سخنرانی رئیس جمهور در مرقد مطهر امام راحل
سخنرانی رئیس جمهور در شب سالگرد ارتحال رهبر فقید انقلاب اسلامی حاشیه‌های جالب و خواندنی داشت.

 مراسم بیست و دومین سالگرد ارتحال امام و سخنرانی رئیس جمهور در این برنامه که شامگاه امشب در حرم مطهر ایشان برگزار شد حاشیه هایی به دنبال داشت که به آنها اشاره می شود.

- مردم دسته دسته از اقصی نقاط کشور اسلامی ایران به مرقد پیر جماران می آمدند تا با آرمانهای بلند امامشان تجدید میثاق کنند.

- قبل از سخنرانی رئیس جمهور آیاتی از کلام الله مجید تلاوت شد، ضمن اینکه ذاکر اهل بیت نیز به مداحی پرداخت و از فراغ بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران سخن گفت.

- قبل از سخنرانی رئیس جمهور مردم با شعارهای "صلی علی محمد یاور رهبر آمد"، "احمدی احمدی خدانگهدار تو"، از وی استقبال کردند.

- جمعیت فشرده مردم در داخل حرم امام در میان سخنان احمدی نژاد بارها تکبیر سر دادند و به این وسیله ارادت خود را به آرمانهای امام راحل نشان دادند.

- رئیس جمهور نیز در پاسخ به اظهار لطف مردم نسبت به خود در جای جای سخنرانی خود عنوان می کرد "من مخلص همه شما هستم"، "من خاک پای همه شما" هستم.

- رئیس جمهور در پایان سخنان خود عنوان کرد: "ای امام عزیز بدان همه ملت ایران متحد و یکدل پشت رهبری عزیز ایستاده اند و آرزوی مستکبران و دنباله های آنان را برای سیطره مجدد بر این سرزمین الهی به همراه خودشان به گور خواهند برد. اندیشه پاکی ساده زیستی خدمتگزاری اخلاص در عمل عشق به انسانها چون ودیعه ای به جای مانده از تو پاس خواهیم داشت و برای ساختن ایران بر پایه جامعه الگو و پیشرفته از پای نخواهیم نشست ای امام مردان ملت تو و یاران تو از همه جای جهان با برافراشتن پرچم عدالت و توحید بر فراز کاخ های مستکبران و استعمارگران راهت را ادامه خواهند داد و لحظه از پای نخواهند نشست."

- مردم در پایان با شعارهای "این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده"، "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند"، "مرگ بر ضد ولایت فقیه" و "خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست" احمدی نژاد را بدرقه کردند.

- در این مراسم جمعی از مسئولان نظام از جمله نمایندگان مجلس، وزرا و همچنین معاونین رئیس جمهور از جمله حجت الاسلام میرتاج الدینی معاون پارلمانی وی حضور داشتند.

- علی‌رغم تاکید قبلی مسئولان ستاد برگزاری بیست و دومین سالگرد ارتحال حضرت امام مبنی بر انسجام و برقراری نظم در حمل و نقل و ارائه خدمات به زائران و انتقال آنها به مقاصدشان اما توقف‌های طولانی قطارهای مترو حامل زائران به ویژه در ایستگاه شهر ری موجب سرگردانی آنها در این ایستگاه شده بود.


 

خاطرات خواندنی نزدیك‏ترین محافظ امام(ره) از تشییع امام (ره)

بعد از اتمام مراسم تكفین، جنازه به سردخانه‏ای كه در آن محیط وجود داشت، منتقل شد و تا صبح روز بعد در آنجا باقی ماند . گاهی اوقات اعضای دفتر و برادران سپاه، پشت در بسته‏ی سردخانه می‏رفتند و قرآن می‏خواندند. 

اشاره:

«حاج حسین سلیمانی» از جمله محافظان بیت حضرت امام خمینی (ره) بود. خاطرات وی كه در سال 1387 از سوی مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است حاوی نكات جالبی از زندگی آن بزرگ‏مرد تاریخ معاصر جهان است. گوشه‏ای از این خاطرات كه مربوط به روزهای آخر است در چند قسمت به شما تقدیم می‏شود:

* اقدامات بعد از فوت امام (ره)
ساعت 1:30 نیمه‏شب، قسمت بیرونی منزل محقر حضرت امام را كه ملاقات داخلی ، خارجی و خصوصی امام در خلال سالیان متمادی پس از پیروزی انقلاب در آن صورت می گرفت و مبدا تمام تصمیم‏گیری‏ها و هدایتگری‏های انقلاب بود، برای تغسیل امام مهیا كردند. این منزل بی‏آلایش ،همواره، موجب شگفتی مهمانان به خصوص مهمان های خارجی را فراهم می ساخت . وزیر امور خارجی شوروی كه به ایران آمده بود متحیر شده بود، متحیر شده و مدام به در و دیوار منزل نگاه می كرد كه آیا امام در اینجا ساكن است و تمام بر نامه ریزی های كلان نظام را در اینجا می‏دهد!

برای غسل دادن امام، دو تخت آوردند ؛ یكی برای شست‏وشو و یكی برای كفن كردن. پیكر امام را از بیمارستان اختصاصی امام به روی تخت مخصوص تغسیل انتقال دادیم. حدود بیست نفر آنجا جمع بودند حاج احمد آقا بالای پله ی ورودی ایستادند و گفتند: «همه بروند بیرون تا ما بتوانیم كارمان را انجام دهیم». بعد به من گفتند: «فلانی شما پشت در بایست تا كسی داخل نشود».

تنها آقایان توسلی، صانعی، انصاری كرمانی، امام جمارانی، سید حسن آقا (فرزند حاج احمد آقا)، مسیح بروجردی(نوه‏ی حضرت امام) و یكی ، دو تای دیگر كه در حال حاضر اسم آنان را به خاطرندارم باقی ماندند.

خانواده حضرت امام ونیز آقایان هاشمی و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در این مرحله حضور نداشتند. ظاهراً در حدود ساعت دوازده و یك بعد از نیمه شب آن دو بزرگوار برای برنامه ریزی كارهای كه عهده‏دار آن بودند ،رفتند . حتی آقایان:میر حسین موسوی و اردبیلی هم آنجا نبودند.تنها برخی از نمایندگان مجلس و اعضای دفتر امام همچون آقای میریان،بهاءالدینی ،سید محمد هاشمی و فراهانی حضور داشتند.

مسؤولیت شست‏وشوی امام با «حاج عیسی» خدمتگزار معروف و زحمتكش امام بود. آقای توسلی مسئول نیت كردن غسل و مراسم تشریفات مربوط به آن بود . غسل دادن شروع شد و تمام مراحل شرعی و دینی را یك به یك انجام دادند .

در ابتدا قرار نبود از مراحل شست‏وشو فیلم برداری صورت گیرد. ولی در ادامه ی كار آقای انصاری كرمانی صحبتی را با مرحوم حاج سید احمد آقا انجام دادند و ایشان قبول كردند كه فیلمبرداری صورت گیرد؛ ولی دستگاه فیلمبرداری وقتی آماده شد كه شست‏وشو انجام شده و زمان كفن كردن فرا رسیده بود. دوربین، تنها چند دقیقه از مراسم تكفین را ثبت كرد.

بدن امام را از روی تخت اول به تخت دوم انتقال دادند و كفن‏پیچ كردند. تمام آقایان بالای سر امام ایستاده بودند و مراسم بستن كفن ها انجام شد .

در لحظات آخر حاج احمد آقا گفتند: «صبر كنید كه من می خواهم آخرین دیدارم را با آقا داشته باشم».

بالای سر امام آمدند و سرشان را به پیشانی امام گذاشتند، و زمزمه‏هایی كردند كه شنیده نمی‏شد و چند ثانیه به همان حال باقی ماندند. طبعا این صحنه با آنچه كه تلویزیون پخش كرد كه حاج احمد آقا بعد از فوت امام بالای پیكر امام بودند، فرق دارد . چون ترسیم آن لحظه كار مشكلی است و تن انسان را می‏لرزاند.

بعد از اتمام مراسم تكفین، افراد كنار بدن امام ایستادند و این صحنه هم فیلمبرداری شد. بعد از آن جنازه به سردخانه‏ای كه در آن محیط وجود داشت، منتقل شد و تا صبح روز بعد در آنجا باقی ماند . گاهی اوقات اعضای دفتر و برادران سپاه، پشت در بسته‏ی سردخانه می‏رفتند و قرآن می‏خواندند. بدن امام حدود 4 ساعت در یخچال بود.

قبل از اینكه اخبار هفت صبح رادیو خبر ارتحال امام را اعلام كند، آقای انصاری جایگاه شیشه‏ای مخصوص قرار دادن بدن را در مصلای تهران مهیا كرده بود. این طرح كه بدن امام در محفظه‏ی شیشه‏ای قرار گیرد تا مردم تا مردم با آن وداع كنند، از حاج احمد آقا و اجرایش با آقای انصاری بود. به خاطر دارم كه مرحوم حاج احمد آقا ابراز كرد كه ما مایل نیستیم كه پیكر امام، فورا دفن شود و خوب است طوری برنامه بریزیم كه جسم ایشان حدود 24 ساعت در جایی قرار گیرد كه مردم بتوانند بیایند و با ایشان وداع كنند.

ساعت شش صبح به اتفاق آقایان توسلی، صانعی، رسولی ،انصاری، مسیح بروجردی و آقا سید حسن، جنازه‏ی امام را داخل یك دستگاه ماشین "هایس استیشن " قرار دادیم. بنده اسلحه به دست در كنار پیكر امام در ماشین بودم. در این حال به سمت مصلا حركت كردیم.

آقای انصاری به عنوان هماهنگ‏كننده در ماشینی در جلو حركت می كرد و ما هم در پی ایشان می رفتیم . اعلام شده بود كه پیكر امام چند ساعت قبل از دفن، در مصلا قرار می گیرد تا مردم با آن تودیع كنند . در بین راه مردم عزا دار و سیاه پوش را می دیدم كه دسته دسته به سمت مصلا در حركت اند . هرچه به مصلا نزدیك تر می شدیم، به حجم جمعیت افزوده می شد و ما كند تر می توانستیم پیش برویم. در نزدیكی مصلا راه ها را بسته بودند و ماشین ها را جلو تر راه نمی دادند . داخل محوطه ی مصلا شدیم پرده های ماشین هایس را پایین كشیده بودیم و داخل ماشین پیدا نبود . از لا به لای جمعیت می گذشتیم . ماشین شانه به شانه ی جمعیت حركت می كرد . مردم شعار می دادند و به سرو سینه می زدند و عزاداری می كردند و خبر نداشتند كه ماشینی كه از كنار آنها می گذرد، حامل پیكر امام است !

آقای توسلی و آقای رسولی در جلوی ماشین نشسته بودند و بنده و آقای مسیح بروجردی و آقای سید حسن درعقب ماشین و كنار جنازه‏ی امام بودیم . راننده ی ماشین «آقای سید محمد هاشمی» از برادران سپاهی بود .

مدت زیادی طول كشید تا مسیر را طی كردیم. در داخل مصلا وضعیت بدتر و حجم جمعیت بسیار زیاد بود. به جایگاهی كه برای امام تدارك شده بود نزدیك شدیم . محوطه را به وسیله ی كانتینر حصاركشی كرده بودند و داخل محوطه خلوت بود. به طرف جایگاه مخصوصی كه برای امام در نظر گرفته بودند رفتیم . یخچال و سرد خانه ای با محفظه ی شیشه ای ساخته بودند كه قرار بود پیكر امام را در آن قرار گیرد . یك وسیله ی بالا بر هم قرار بود جنازه ی امام را بالا ببرد و بعد روی دست به داخل محفظه ی شیشه ای برده شود. ساخت یخچال مزبور را ظاهرا به شركت مزبور سفارش داده بودند .ظرف 24 ساعت طرح یخچال را داده بودند و عملی شده بود .

به هر تقدیری جنازه را به داخل آن محفظه انتقال دادیم و بعد به سمت جماران برگشتیم .

مجددا با حاج سید احمد خمینی از جماران با هلی‏كوپتر به مصلا رفتیم. گفتنی است در جماران محوطه‏ی بازی متعلق به نیروی هوایی بود كه برای نشست و برخاست هلی كوپتر در نظر گرفته شده بود. حدود بیست دقیقه با هلی كوپتر از مصلا و مكان استقرار جنازه‏ی امام بازدید كردیم و دوباره به جماران برگشتیم.

* آیت الله گلپایگانی و نماز بر پیكر امام (ره)

برای خواندن نماز بر پیكر امام، مرحوم آیت الله گلپایگانی در گرفته شدند. حاج احمد آقا با آقای جواد گلپایگانی فرزند آیت الله گلپایگانی هماهنگی های لازم را به عمل آوردند. آقا جواد در تلفن ابراز كرده بود: «به چه كیفیت و با چه وسیله ای می خواهید آقا (یعنی آیت‏الله گلپایگانی) را به تهران ببرید؟ یك وقت خدای نكرده مبادا مشكلی پیش بیاید»! ظاهراً منظورشان مشكل مسائل امنیتی بود و نیز نقص فنی وسیله و مانند آن بود. حاج احمد آقا گفته بود: «من ماشین خود امام و محافظ‏ های ایشان را برای این منظور می‏فرستم. تمام امكانات مهیاست و از این بابت مشكلی نیست».

قرار شد بعد از ظهر روز قبل از اقامه‏ی نماز، بنده به قم بروم و به اتفاق دیگر برادران همراه با محافظ ، آیت الله گلپایگانی را به تهران بیاورم. ماشین ضد گلوله‏ای برای این منظور در نظر گرفته شد كه مخصوص حضرت امام بود و وزارت خارجه در اختیار امام گذاشته بود تا اگر قرار شد مرحوم امام روزی به جایی بروند، از این وسیله استفاده كنند . هیچگاه هم امام سوار این ماشین نشدند و معمولا حاج احمد آقا از آن ماشین استفاده می كردند.

به هر تقدیر به قم رفتیم . از پیش بیت آیت الله گلپایگانی خبردار بودند و ایشان در ساعتی از پیش تعیین شده سوار ماشین شدند. در داخل ماشین مرحوم آیت الله گلپایگانی، آیت الله صافی و آقا جواد فرزند آیت الله گلپایگانی بودند در ماشین دیگر هم كه برای اسكورت در نظر گرفته شده بود . نزدیكان بیت و اعضای دفتر آقای گلپایگانی سوار شدند و به سمت تهران حركت كردیم. در مسیر هم مدام با تهران ارتباط مستقیم داشتیم. من رانندگی ماشین را به عهده داشتم و از داخل آینه‏ی جلوی ماشین دیدم كه آقای گلپایگانی عمامه‏شان را از سر برداشتند و روی صندلی كنار دستشان گذاشتند. در مسیر كه می‏رفتیم، به بیان خاطراتی از حضرت امام پرداختند . یك جا قریب به این مضموم فرمودند: «ایشان اسلام را احیا كرد. اسلام را در ایران زنده كرد و زحمات زیادی كشید». در خلال گفتن این جملات، صدایشان می لرزید و می‏گریستند. معلوم بود كه خیلی به امام ارادت و علاقه دارند.

وقتی كه به جماران رسیدیم، منزل آقای رسولی محلاتی در كنار دفتر و بیت امام برای استراحت آقای گلپایگانی تدارك دیده بودند. شب را هم در همان جا اقامت كردند.

روز بعد 7 صبح، به اتفاق حاج احمد آقا و مرحوم آیت الله گلپایگانی سوار ماشین شدیم و به طرف مصلا حركت كردیم . در ماشین نفر سومی هم نشسته بود كه آیت الله صافی بود. بقیه ـ حتی آقا جواد گلپایگانی - در ماشین‏های دیگر در ستون اسكورت بودند .

مسیر خاصی را برای حركت ماشین ما آماده كرده بودند كه از همان مسیر عبور كردیم تا جایی كه قرار بود نماز در آنجا اقامه شود، پیش رفتیم. جنازه‏ی امام را از قبل از داخل محفظه‏ی شیشه‏ای مخصوص خارج كرده و درون ماشین یخچال‏دار مخصوص قرار داده بودند .

ماشین حامل پیكر امام به نقطه ای از مصلا كه بنا بود در آنجا بر بدن امام نماز خوانده شود، آمد و دقایقی بعد نماز به امامت مرحوم آیت الله گلپایگانی برگزار شد كه صحنه‏ی مربوط به آن را در تلویزیون به نمایش گذاشتند. تمام شخصیت‏ها در این نماز حاضر بودند. سران برخی از ممالك اسلامی هم به عنوان میهمان در این مراسم شركت داشتند. حضرت آیت الله خامنه‏ای رییس جمهور وقت و آقای هاشمی رییس مجلس شورای اسلامی نیز در صف اول حاضر بودند .

جمعیت چه در حین نماز و چه بعد از آن هجوم آورد و افراد مایل بودند جلو بیایند و بدن امام را از نزدیك ببینند. فشار عجیبی از سوی جمعیت به قسمت‏های جلو وارد می شد . از قبل چند ردیف مانع برای كنترل جمعیت تعبیه كرده بودند . از افراد خاصی هم برای حفظ امنیت و حفاظت مراسم دعوت به عمل آورده بودند؛برای مثال از انجمن های اسلامی تهران و ستاد ائمه ی جمعه و ستاد بر گزاری مراسم نماز جمعه . هر كدام از این گروه ها برای حفظ مراسم و كمك به حفاظت سپاه بر نامه هایی داشتند؛ ولی شوق اشتیاق مردم به حدی بود كه هیچ كس در بند آداب و ترتیب نبود . به یاد دارم كه اتوبوس ها و كانتكس های دو طبقه به عنوان حصار، دور تا دور آن محوطه شانه به شانه ی هم پارك كرده بودند تا هجوم جمعیت را كنترل كند؛ ولی سیل جمعیت را می دیدیم كه از بالای ماشین ها پایین می پرند و اصلا هم به فكر ارتفاع سه چهار متری ماشین ها و كانتكس ها نبودند . نمی دانم از آن سو چگونه از این ارتفاع بالا می رفتند و از این سو با كدام جرات پایین می پریدند ! تنها چیزی كه مسئله را حل می كرد عشق مردم به امام بود.

در نزدیكی جای كه پیكر امام روی زمین بود هجوم جمعیت بیداد می كرد. حتی شخصیت های درجه یك هم درآن حال در پی آن بودند كه جلو بروند و دستی به پیكر امام بزنند و خود را با آن تبرك كنند . قدری بعد پیكر امام را به ماشین منتقل و از آنجا دور كردند تا در مسیرهای تعیین شده به سمت بهشت زهرا تشییع كنند. ظاهرا اكثر مردم متوجه ی انتقال پیكر امام نشده و فكر می كردند كه بدن هنوز همان مكانی است كه برای نماز بر زمین گذاشته اند. لذا هجوم بی وقفه ادامه داشت .

ماشین حامل پیكر امام دور می شد . از این دست ماشین ها چند نوع شبیه هم مهیا كرده بودند و قرا ر بود یكی از آنها حامل پیكر امام و بقیه برای رد گم كردن باشد. با این وصف آن روز موفق به تشییع پیكر امام نشدند .

در آن حال بنده در پی آن بودم كه حاج احمد آقا و آیت الله گلپایگانی را از شلوغی دور كنم. آن دو بزرگوار را به كنار دیواری بردم و نشستیم تا قدری استراحت كنیم. هوا بسیار گرم بود و آقایان از صبح تا آن‏موقع درگیر سرو صدا و شلوغی و هجوم جمعیت بودند و حسابی كلافه شده بودند. آقای محسن رضایی هم در آن شرایط در كنار ما بودند.

قدری آنجا ماندیم و دیدیم نتیجه‏بخش نیست و هجوم كمتر نمی شود و راه گریز نیست. بنده و برادران سپاه و نیروی حفاظت، دست در دست یكدیگر دیوار گوشتی درست كرده و از آقای گلپایگانی و حاج احمد آقا مراقبت می كردیم. در این حال حاج احمد آقا رو كردند به آیت الله گلپایگانی و گفتند: «بهتر است من از یك سمت بروم و شما از سمت دیگر تا از این مخمصه خلاص شویم». بعد رو كردند به من كه: «حسین آقا! شما كنار آقای گلپایگانی باشید و ایشان را از اینجا خارج كنید و هر جا خواستند ببرید». آقای محسن رضایی به حاج احمد آقا گفتند: «من هم شما را می‏برم».

تعدادی از برادران حفاظت، آقای محسن رضایی و حاج احمد آقا را در بر گرفتند و از یك سو رفتند و طبعاً بخشی از جمعیت كه به سمت احمد آقا هجوم می آوردند، به سمت حركت ایشان متمایل شدند و فشار روی آیت الله گلپایگانی كاهش یافت . من هم به كمك تنی چند از بچه ها حفاظت ،دست ها را به هم حلقه كردیم و آقای گلپایگانی را در میان گرفتیم.

در آن گیرو داد معلوم نبود كه آیت الله صافی در كدام سمت و سو است و سیل جمعیت ایشان را به كدام سمت برده است آیت الله گلپایگانی نگران آقای صافی بودند و گفتند: «اگر ممكن است خبری از ایشان بیاورید كه كجا هستند؟» ما از طریق بی‏سیمی كه در اختیارمان بود كسب خبر كردیم . خبر رسید كه ایشان به یكی از پاسگاه‏های نیروی انتظامی منتقل شده‏اند و آنجا هستند.

در آن حال به آیت الله گلپایگانی عرض كردم بلكه بتوانیم سوار ماشین شویم. فشار جمعیت طبعاً اجازه نمی‏داد كه به ماشین مورد نظر سوار شویم. حتی حاج آقا جواد و حاج آقا باقر ـ فرزندان آیت الله گلپایگانی ـ را لابه‏لای جمعیت می‏دیدیم و نزدیك ما بودند؛ ولی جمعیت انبوهی كه بین ما حایل بود نمی‏گذاشت، با هم تلاقی كنیم . فشار و هجوم جمعیت باعث شد كه چند بار عصای آیت الله گلپایگانی از دستشان افتاد و كفش‏هایشان از پایشان در آمد و حتی عمامه از سرشان افتاد .

از كنار دیواری كه در جوار آن پناه گرفته بودیم ، چند متر دور شدیم و وارد یك محوطه‏ی باز در مصلا شدیم . وضع بدتر شد و جمعیت بیشتر به ما و آیت الله گلپایگانی فشار می آورد .

قدری آن سوتر یك وسیله‏ی نقلیه متعلق به كمیته‏ی انقلاب اسلامی پارك كرده بود. من به نظرم رسید كه بهترین كار این است كه آیت الله گلپایگانی را به آن وسیله برسانیم و سوار كنیم. با هر مكافات و سختی كه بود پیش رفتیم و به ماشین رسیدیم. راننده‏ی ماشین معلوم نبود كجاست؟ او را صدا كردیم. قدری بعد راننده پیدا شد و در ماشین را باز كرد. آقای گلپایگانی را سوار كردیم. ظاهرا آقا جواد هم خود را به ما رساند و سوار شدند.

به راننده ی ماشین گفتیم حركت كند. خودرو كمیته با هزار زحمت از جا كنده و از لابه لای جمعیت خارج شد و خودش را به خیابان رساند. بر خلاف مسیر جمعیت، بی‏هدف در عباس آباد تهران و خیابان شهید بهشتی می‏راندیم. در آن منطقه دنبال خانه ا ی بودم كه درش باز باشد و آیت الله گلپایگانی در آن نفسی تازه و استراحت كنند. ما هم بلكه برویم ماشین خودمان را بیاوریم و آقا را سوار كنیم .

در هیچ خانه‏ی باز نبود به نظر می‏رسید كه همه‏ی مردم در خیابان هستند. قدری پیش رفتیم و در نهایت دیدیم مقابل خانه‏ای، پیرمردی كه ظاهرا دستش شكسته بود روی صندلی نشسته است و پیرزنی هم در كنار اوست. ماشین را در كناری پارك كردیم. آیت الله گلپایگانی را به آن دو كهنسال، معرفی كردیم. با اشتیاق و روی گشاده ما را به درون خانه شان راهنمایی كردند. با آنكه برایشان سخت بود، فرشی در حیاط پهن كردند. آقای گلپایگانی روی آن نشستند بعد برای ما شیر و هندوانه و آب خنك آوردند و پذیرایی مفصلی كردند. خودشان هم خیلی خوشحال بودند. فرزندان آیت الله گلپایگانی (آقا باقر و آقا جواد) به همراه تنی چند از نیروهای حفاظت كه با ما بودند، نزد آقای گلپایگانی در آنجا ماندند و بنده دوباره به مصلا بازگشتم تا ماشین ضد گلوله‏ی امام را با خود بیاورم. دیگر از ستون اسكورت خبری نبود و همه متفرق شده بودند.

با زحمت بسیار ماشین امام را به منزل محل استقرار آیت الله گلپایگانی آوردم. خدمت شان عرض كردم كه كجا تشریف می برید ؟ فرمودند: «قم»!

آقا و همراهانشان را سوار كردیم و حركت كردیم . مسیری را از بیرون تهران انتخاب كردیم. می‏دانستم كه از تهران و بهشت زهرا بخواهیم عبور كنیم، باز به راه‏بندان و فشار جمعیت می‏خوردیم. چند بار خواستیم از مسیر منتهی به میدان آزادی حركت كنیم ، ولی مشاهده كردیم كه راه بسته است و جمعیت با پای پیاده به سمت بهشت زهرا روان است .

به هر كیفیتی كه بود بعد از ظهر آن روز ـ حدود چهار و پنج ـ به قم رسیدیم و آیت الله گلپایگانی را به بیتشان رساندیم .

بعد از آن بنده خودم را سریعاً به تهران برگشتم تا خودم را به مراسم تدفین امام برسانم. نزدیكی‏های مغرب بود كه به بهشت زهرا رسیدم. یكسره با همان ماشین امام جلو رفتم و تا نزدیك‏ترین جایی كه با ماشین می‏شد رفت ، پیش رفتم. از قبل می‏دانستم كه چه جایی را برای پارك ماشین ها در نظر گرفته‏اند. پاسداران بیت امام هم در نقاط مختلف حضور داشتند و بنده را می‏شناختند و راه را برایم باز می‏كردند. با این حال متاسفانه وقتی كه به بهشت زهرا رسیده بودم كه مراسم تدفین امام تمام شده بود .
بعد از آن بنده به بیت امام در جماران بازگشتم.

* با احمد آقا بر مزار امام

بعد از تدفین امام، شب‏ها به طور مرتب همراه حاج احمد آقا - كه لباس شخصی به تن می‏كردند- به بهشت زهرا می‏آمدیم. هنوز محل دفن امام در یك محوطه‏ی باز و بیابان و پر گرد و خاك قرا ر داشت و هیچ آبادانی در آن صورت نگرفته بود. با این حال، مردم در قالب هیئت ها و دسته ها، تا صبح مشغول عزاداری و سینه‏زنی بودند.

هر بار كه با حاج احمد آقا به آنجا می رفتیم ،پنج شش ساعت و تا پاسی از شب بودیم . گاهی اوقات ایشان به محل دفن امام نزدیك می شدند.در این حال به محافظانشان می گفتند: «كسی دنبال من نیاید! فقط شما حسین آقا! دورادور مراقب من باشید».

بعد همراه با مردم كه ایشان را در آن لباس نمی‏شناختند، تا آنجای كه می‏توانستند، جلو می‏رفتند. (گاه تا پنج شش متری مزار امام) گاه از جمعیت فاصله می‏گرفتند و حدود صد تا دویست متر دورتر از مدفن امام می‏نشستند و خیره به موقعیت دفن می نگریستند. این برنامه تا چهلم حضرت امام ادامه داشت .

بعد از تدفین امام، همسر، دختران و عروسشان روزی یك بار برای زیارت مضجع شریف آن رهبر سفر كرده به صورت ناشناس به بهشت زهرا می آمدند .

روز رحلت امام تلخ ترین روز عمرمان بود. آن روز و وقتی كه خبر ارتحال امام اعلام شد پیش از آنكه در هجران آن سفركرده بسوزیم كه جانمان بود و همه چیزمان بود؛ همه‏ی ما سخت نگران آینده‏ی انقلاب بودیم. در همین حال هر وقت یاد آن لحظه‏ها می‏افتیم، تن ما می لرزد و در آن لحظه در فهم و باور ما برای امام خمینی جانشینی وجود نداشت و در آن لحظه در حالی می بایست مرگ آن روح بلند و مرد الهی و معنوی و روحانی را می پذیرفتیم كه در اطرافمان دشمنان خارجی انقلاب صف آرایی كرده بودند تا اینكه شب آن روز خبر انتخاب مقام عظمای ولایت مرجعیت مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه‏ای به رهبری جمهوری اسلامی ایران از سوی مجلس خبر گان رهبری آرامشی در دل ها ایجاد كرد و ما را به آینده ی كشور اسلامی مان امیدوارتر كرد.

خوشحالیم كه بعد از رحلت ایشان، رهبری كشور به دست با كفایت مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) سپرده شده. بنده یكی دو سال نیز افتخار خدمتگزاری نزد ایشان را پیدا كردم و بعد به قم انتقال پیدا كردم و این توفیق از من سلب شد.



 

 


ناگفته هایی از 15 خرداد 1342

جمعه 13 خرداد 1390 05:17 ب.ظ

قیام 15 خرداد 1342 سرشار از ناگفته هاست ، از همین رو بود حضرت امام خمینی (ره)  در همان روزهای تبعیدشان در مصرعی از شعری که سروده بودند ، گفتند که " انتظار فرج از نیمه خرداد کشم " ، از همین رو بود که برای همیشه تاریخ، این روز را عزای عمومی اعلام کردند و شاید از همین رو بود که شبی پیش از بیست و پنجمین سالگرد آن، به دیدار حق شتافتند.

 بهاییان نیز مانند اربابان صهیونیست خود همواره در خواب و رویای سرزمین موعود به سربرده اند و همچنان که صهیونیست ها، فلسطین را وعده گاه خویش دانسته اند، بهاییان هم از سرزمین ایران به عنوان ارض موعودشان نام برده اند و در آرزوی تصرف این سرزمین  و نابودی اسلام و شیعه در آن ، تاریخ های بسیار پیش بینی و نوشتند که به فضل الهی هیچکدام محقق نشد.

طبق اسناد موجود و براساس نوشته های سران بهایی ، پیش بینی شده بود که با پایان قرن اول بهاییان ، پیروزی آنان آغاز خواهد شد. لذا در سال 1322 شمسی مطابق با سده اول بهاییت ،محافل بهاییان فعالیت و تبلیغات خود را به سرحد امکان رساندند. در یکی از دستورات شوقی افندی ، رهبر بهاییان ، آمده بود :

"...قبل از انقضای قرن اول تکثیر مراکز و محافل در مدن و قرای در هریک از ایالات ، مهد امرالله است. مساعی فوری و مستمر ، منظم و دلیرانه ضروری . ملاء علی برای تضمین فتح و ظفر مهیا. احیاء فتوحات باهره را به کمال اشتیاق منتظرم..."

به دنبال این دستور از رهبری بهاییان در عکای اسراییل ، محفل بهاییان در ایران در بخشنامه ای به تاریخ چهاردهم تیر 1322 مطابق با سیزدهم شهرالرحمه سال صدم بهاییان به اعضای این فرقه اعلام کرد که :

"...برای وصول به سرمنزل مقصود باید در این چند ماه محدود که از آخرین سال قرن اول دوره بهایی باقی مانده ، به همتی بی نظیر و فعالیتی بی مثیل مراحل باقیه را بپیمایند و در این سبیل،  بی نهایت جدیت و مداومت نمایند تا دستور مطاع مقدس به نحو اکمل و اتم اجرا و تنفیذ گردد..."

چارتر و نقشه گرافیکی که از سوی محفل بهاییان برای تسخیر ایران طراحی و ابلاغ شده بود ، مبتنی بر 19 دستور قرار داشت که در بالای این دستورات ، جمله ای از شوقی افندی به این شرح نقش بسته بود:

"...قیام و خروج و هجوم و جوش و خروش و کفاح و تسخیر مدن و فتح اقطار و غلبه بر جهان و جهانیان است..."

براساس چنین اسنادی و مجموعه متنابهی از مدارک  تاریخی کتبی و شفاهی موجود و منتشر شده در داخل و خارج ، که اغلب از جانب خود محافل بهایی و صهیونیستی انتشار یافته ، تردیدی در عزم این کانون ها برای تصرف سرزمین ایران و تبدیل آن به اسراییل دوم باقی نمی ماند

براساس اسناد و شواهد موجود ، برای تحقق رویای سرزمین موعود ، فرقه بهاییت به جنایات و خباثت های بسیاری دست زد و از جمله به کمک ایادی خود ، به سرکوب و کشتار مردم مسلمان اقدام کرد. از همین رو دست جنایتکار عوامل این فرقه شیطانی را در بسیاری از وقایع تکان دهنده تاریخ معاصر ایران می توان یافت. از جمله این وقایع قتل عام مردم مسلمان در جریان قیام 15 خرداد 1342 است که توسط یکی از عناصر سرسپرده بهایی یعنی پرویز خسروانی انجام شد. از جمله اسناد یاد شده، نامه ای است که محفل بهاییت پس از کشتار فاجعه بار 15 خرداد 1342 به سرتیپ خسروانی (یکی از عوامل این کشتار) نوشته و از وی به خاطر جنایاتش در حق مردم مسلمان ایران تشکر می کند! در بخشی از سند یاد شده آمده است:

"...زحمات و خدمات و سرعت عمل تیمسار در جلوگیری از تجاوز اراذل و اوباش و رجاله کرارا در سنین اخیر در این محفل مذکور شده... یقین است ، عموم دوستداران مدنیت و علم و اخلاق و دیانت ، زحمات تیمسار را با دیده احترام و تقدیر نگریسته و تاریخ امر بهایی ، آن جناب را در ردیف همان چهره های درخشان ، حافظ و نگهبان مدنیت عالم انسانی ضبط خواهد نمود. "

پس از فاجعه 15 خرداد هم نقش تشکیلات بهاییت در قلع و قمع مسلمانان از طریق ساواک و عواملی همچون پرویز ثابتی و یا با اعدام های غافلگیرانه کاملا در اسناد و مدارک مستند به اثبات رسیده است. از آن جمله اعدام بسیار غیر منتظره طیب حاج رضایی و حاج اسماعیل رضایی بود. این در حالی بود که هیچ یک از عوامل اصلی آن قیام به چنین مجازاتی محکوم نشدند. اما اسناد افشاء شده حکایت از نقش تعیین کننده فرقه بهاییت در اعدام های فوق دارد. اظهارات قابل تامل برخی شاهدان عینی  درمورد علل اعدام  طیب حاج رضایی و حاج اسماعیل رضایی بیش از هر موضوعی اشاره به خدمات اجتماعی درخشان حاج اسماعیل در برپایی جشن های نیمه شعبان در مقابل مراکز بهاییان داشت که بعضا با همکاری مرحوم طیب صورت می گرفت. از اقدامات مهم حاج اسماعیل رضایی می توان به برگزاری جشن باشکوه نیمه شعبان در اواسط دهه 1330 در خیابان آزادی (آیزنهاور قدیم) و روبروی کارخانه پپسی کولا متعلق به بهاییان (به مالکیت ثابت پاسال بهایی) اشاره که تاثیر بسیاری بر عزلت و محدودیت فرقه بهاییت داشت . در همان زمان برخی از انقلابیون و مبارزان مسلمان براین گمان بودند که اقدامات فوق در صدور حکم اعدام برای طیب و حاج اسماعیل رضایی موثر بوده ، خصوصا که در احکام اولیه آن دو به حبس های کوتاه مدت محکوم شده بودند.

سندی تکان دهنده از ساواک این گمان از ماجرای اعدام طیب حاج رضایی و حاج اسماعیل رضایی را به طور مستند تایید می کند ضمن اینکه به ماجرایی دهشتناک تر از اصل قضیه یعنی اعدام و قتل آن دو پاکباز اشاره داشته و تاکید دیگری برعمق نفوذ عوامل صهیونیسم جهانی و فرقه بهاییت در ارکان امنیتی و نظامی رژیم پهلوی دارد. در این سند  که در تاریخ 5 بهمن 1344 صادر شده ، ضمن انتساب عامل اصلی اعدام طیب حاج رضایی و حاج اسماعیل رضایی به محفل بهاییان و اشخاص متنفذ آنها از جمله ثابت پاسال ،  قتل این دو نفر را نتیجه انتقام بهاییان از مسلمانان به خاطر مخالفت ها و ضدیت های مداومشان  با این فرقه دانسته است و افزون بر آن برای نخستین بار به طور مکتوب و مستند ، روایتی از  نفوذ جریان بهاییت در اساسی ترین اقدامات ضداسلامی شاه  همچون  تصویبنامه انجمن های ایالتی و ولایتی و قضیه اصلاحات ارضی را عرضه می دارد. در بخشی از سند یاد شده آمده است:

"...یکی از بهاییان می گفت که ثابت پاسال سرمایه دار معروف ، مجرم واقعی اعدام طیب بوده و این طور شرح می داد که ثابت پاسال به حضور اعلیحضرت همایون ، شرفیاب ، به عرض رسانیده که طیب مسبب خراب کردن گورستان بهاییان و گلستان جاوید شده . برای تکمیل این اطلاع از سوابق ذهنی که در تابستان گذشته از سروستانی ، کارمند فرهنگ داشتیم که می گفت بهاییان ، انتقام حظیره القدس که چند سال قبل ، مسلمان ها خراب کردند ، از مدرسه فیضیه قم گرفتند و از چند ماه قبل ...از بهاییان شیراز شنیدم که می گفتند ما نه فقط انتقام گذشته را گرفتیم ، بلکه موضع بهایی را تا مرحله اصلاحات ارضی ادامه دادیم. می خواست موضوع اصلاحات ارضی را یک موضوع امری و پیش گویی شده تلقی کرده و آن را از بهاییان بداند..."
اگرچه در مورد اصلاحات ارضی و طراحی لوایح ششگانه یا همان انقلاب به اصطلاح سفید شاه و ملت ، اسناد انکار ناپذیری از نشریات خود صهیونیست ها و کتبی مانند "یادنامه" (خاطرات مئیر عزری ، نخستین سفیر اسراییل در ایران)موجود است که به طراحی و اجرای آنها توسط کانون های صهیونیستی اشاره دارد، اما پوشیده نیست که سیاست "تقسیم اراضی" حکومت پهلوی در نهایت، در دوران طولانی دولت امیرعباس هویدا، بسیاری از اعضای فرقه بهائی و دیگر صهیونیست ها را به بزرگ مالکان ایران بدل ساخت. کار به جایی رسید که محسن پزشکپور، نماینده آخرین دوره مجلس شورای ملّی حکومت پهلوی، در جلسه طرح و بررسی لایحه بودجه سال 1357 به این واقعیت اعتراف نمود و به هژبر یزدانی به عنوان یکی از بزرگ مالکان بهایی اشاره کرد.

آیا در واقع  طرح اصلاحات ارضی ، ادامه همان طرح 8 ماده ای نبود که عزیزالله نعیم (رییس سازمان صهیونیست ایران در زمان رضاخان) برای تصرف زمین های کشاورزی ایران توسط یهودیان مهاجر به دربار شاه داده بود؟ آیا این همان زمینه سازی طرح تسخیر سرزمین ایران به عنوان ارض موعود توسط بهاییان صهیونیست نبود؟


 

خاطرات خواندنی از دختر گرامی امام خمینی(ره)/آقای خامنه‌ای بهترین جانشین برای حضرت امام(ره) هستند

وقتی شنیدم كه آقای خامنه‌ای انتخاب شده‌اند، قلباً خوشحال و آرام شدم و گویی مرگ پدر را فراموش كردم. معتقدم بهترین فرد، ایشان بودند و هستند. ان‌شاءالله كه عمر طولانی داشته باشند.

 ماهنامه پاسدار اسلام در شماره جدید خود ویژه‌نامه‌ای درباره حضرت امام(ره) منتشر كرد.


در یكی از مطالب، خاطراتی خواندنی از خانم زهرا مصطفوی دختر بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی منتشر شده است كه متن آن در ذیل می‌آید:

اشاره: آنچه در پی می‌آید بخشی از خاطراتی است كه در طول سالهای گذشته از خانم دكتر زهرا مصطفوی یادگار گرامی حضرت امام سلام‌الله علیه شنیده‌ام؛ خاطراتی كه از ساده‌ترین آنها مانند بازی با كودكان در خانه تا بزرگترین آنها همچون مسئله رهبری آینده، آموزنده و برای رهروان روح‌الله بسی ارزشمند است. اكنون به مناسبت سالگرد عروج آن عزیز سفركرده - كه همچنان اندیشه و راهش زنده و پویاست - تقدیم امت امام می‌شود.
محمدحسن رحیمیان


گردش به‎سمت گل‌ها
- امام نسبت به مسئله محرم و نامحرم و برخورد با نامحرم، بسیار مقید بودند. من حدوداً 11 سال داشتم و هنوز چادر چیت سر می‌كردم. آقای اشراقی (داماد اول امام) ما را دعوت كرده بودند و من همراه ایشان به مهمانی رفتم. آقای اشراقی باغچه‌ای داشتند كه وسط آن معبری بود و آنجا دو سه تا صندلی گذاشته بودند كه در آنها امام و آقای اشراقی روی صندلی نشسته‌اند. آن روز كسی در را باز كرد و خود آقای اشراقی به استقبال آمدند. ما به خاطر قضیه نامحرم بودن، جلوی شوهر خواهرها نمی‌آمدیم. من یكه خوردم و از امام پرسیدیم: «سلام بكنم؟» امام گفتند: «واجب نیست». من چون خجالت می‌كشیدم با آقای اشراقی روبه‌رو بشوم و سلام نكنم، از مسیر خارج شدم و رفتم میان علف‌ها و گیاهان باغچه و از آن معبر نرفتم تا با ایشان روبه‌رو نشوم.
الآن هم منزل ما این‌طوری است كه مردها و زن‌ها به خاطر مهمانی دور هم نمی‌نشینند، مگر به خاطر مراسم و مسائل جدی شرعی. بعد از انقلاب خود من در تلویزیون، سمینارها، سخنرانی‌ها و جلساتی كه آقایان و خانم‌ها حضور داشتند، حضور فعال داشتم و امام هرگز نگفتند نروید و این كار را انجام ندهید، ولی در همان دوران اگر شوهر خواهرم می‌آمدند، این طور نبود كه سفره زن‌ها و مردها یكی باشد. رفت‌وآمد بود اما مردها جدای از زنان در اتاق‌های مختلف پذیرایی می‌شدند.

* سفره محرم و نامحرم جدا بود

- تا آخرین لحظه زندگی امام،‌ همواره سفره محرم و نامحرم جدا بود. یك بار مادرم به امام گفته بودند: «ما امشب منزل نفیسه خانم - دختر بزرگ آقای اشراقی - دعوت داریم». امام فكر كرده بودند كه در منزل نفیسه خانم، همسرش و شوهر خواهرهایشان هستند و مرد و زن با هم هستند و به مادرم گفته بودند: «این مجلس، مجلس حرام است. شما می‌خواهید به مجلس حرام بروید؟» مادرم گفته بودند: «همه به من محرم هستند.» امام گفته بودند: «به دخترها كه محرم نیستند». مادر گفته بودند: من می‌روم كه به همه مردها محرم هستم (دامادها و احمد). امام در این مورد بسیار دقت می‌كردند.

* امام به خواهرم دیه دادند!

آنچه از دوران بچگی یادم هست، این است كه من حدود 8ساله بودم، خواهرم ده سال و خواهر بزرگترم (همسر آقای اشراقی) 12 سال داشت. ما با بچه‌های منزل همسایه سمت چپ‌ خانه كه منزل آقای كمالوند بود، عروسك‌‌بازی می‌كردیم . . . گاهی هم گرگم به هوا بازی می‌كردیم. امام به ما گفته بودند منزل آقای كمالوند نرویم.

ایشان از علما و از دوستان امام بودند. این دوستی هم قصه جالبی دارد. به ما گفته بودند به: آنجا نروید. هروقت می‌خواهید بازی كنید، دخترشان - كه اسمش طاهره‌خانم بود - بیاید پیش شما. پشت‌ بام‌های منزل ما به یكدیگر راه داشت. ما همگی بچه بودیم، ولی آنها نوكر 14- 15ساله‌ای داشتند كه به تازگی صدایش دورگه شده بود. به همین جهت آقا دستور داده بود: شما نباید به منزل آنها بروید. وقتی آقا از مسجد سلماسی برمی‌گشتند و به طرف منزل می‌آمدند، از پشت كوچه صدای گرگم به هوای ما بچه‌ها را شنیدند. وقتی به منزل آمدند، از كارگرمان - زیور - پرسیدند: «بچه‌ها كجا هستند؟» او جواب داد: «منزل آقای كمالوند.» گفتند: «برو بگو بیایند.» ما خیلی ترسیدیم. برگشتیم به منزل و سه‌تایی توی زیر زمین رفتیم، خطاب امام، بیشتر به خواهر بزرگترم بود كه مكلف شده بود. امام یك چوب نازك خشك را برداشتند و محكم به لبه دیوار زیرزمین زدند و گفتند: «من نگفتم نروید؟ چرا رفتید؟» بسیار هم عصبانی بودند. چوب شكست و یك تكه‌اش به پای خواهرم خورد. بلند شدیم و به اتاق رفتیم و من دیدم پای خواهرم كمی كبود شده است.

شب به آقا گفتم: «خرده چوبی كه به دیوار زدید و شكست، به پای صدیقه خورده پایش كبود شده.» امام پرسیدند: «واقعاً؟» گفتم: «بله». گفتند: «برو بگو بیاید». صدیقه خانم آمد و امام پایش را دیدند و به او دیه دادند! من به خودم گفتم: ای كاش پای من كبود شده بود! امام تا این حد روی مسائل شرعی دقت داشتند، در حالی كه بچه‌شان بود و عمداً هم نزده بودند. با همه انس و توجه و محبتی كه امام داشتند، ما از ایشان خیلی حساب می‌بردیم. البته حق با ایشان بود من خیلی شلوغ بودم.

آغوش مهربان آقا
- شاید اولین خاطره‌ای كه از دوران كودكی به یادم مانده، به خاطر لذتی كه از حضور امام می‌بردم، این است كه امام شب‌ها زیر كرسی می‌نشستند و من كه یك دختر چهار پنج ساله بودم، می‌رفتم زیر كرسی و سرم را از زیر بغل ایشان بیرون می‌آوردم و چون بچه شیطانی هم بودم، خیلی وول می‌خوردم، ولی ایشان دلشان نمی‌آمد به من بگویند برو؛ فقط نگهم می‌داشتند كه خیلی شلوغ نكنم. گاهی هم دستی به سر و صورتم می‌كشیدند. من چون خیلی از این كار لذت می‌بردم كه در آغوش پدر باشم، نمی‌رفتم. ایشان هم نمی‌گفتند برو، ولی دست و پایم را می‌گرفتند كه خیلی شلوغ نكنم. خیلی با خوشرویی و محبت با من رفتار می‌‌كردند و من از این كارشان خیلی لذت می‌بردم؛ لذا اولین خاطره‌ای كه از دوران بچگی یادم می‌آید این است كه شب‌ها دور كرسی می‌نشستیم و بسیاری از اوقات من شام خودم را هم همان‌جا و همراه امام می‌خوردم.

* برنامه ثابت امام برای بازی با كودكان

- بیش از آنكه تصور كنید حضرت امام اهل محبت بودند. بچه بودم و یك روز در حیاط نشسته بودیم، به من گفتند: «اگر توانستی این مداد را با دست راستت به دیوار بزنی، من به تو جایزه می‌دهم». من گفتم: «اینكه كاری ندارد». گفتند: «بینداز!». من هم مداد را دادم به دست راستم و پرت كردم به طرف دیوار و بعد گفتم: «جایزه‌ام را بدهید!». امام گفتند: «با دستت پرت نكردی». گفتم: «چرا! با دستم پرت كردم». گفتند: «نخیر! دستت هنوز به بدنت هست!» من تازه متوجه شدم كه دارند با من شوخی می‌كنند.

امام برای بازی با ما وقت خاصی داشتند. صبح‌ها در منزل تدریس می‌كردند و طلاب می‌آمدند. نیم‌ساعت به اذان ظهر مانده، طلاب می‌رفتند و امام می‌آمدند به حیاط و یك ربع با ما بازی می‌كردند. ما هم می‌دانستیم و از قبل جمع می‌شدیم. ما معمولاً از گِل باغچه تیله درست می‌كردیم و می‌گذاشتیم خشك می‌شدند، بعد با آنها تیله‌بازی می‌كردیم و هركس می‌توانست تیله بیشتری را بزند، برنده بود. البته بازی‌های گوناگونی از جمله گرگم‌ به هوا بازی می‌كردیم. ایشان می‌نشستند و یك نفرمان سرش را در دامن ایشان می‌گذاشت و بعد همه می‌رفتند و قایم می‌شدند، بعد آن فرد بلند می‌شد و دنبالمان می‌گشت. امام به ضعیفترها كمك هم می‌كردند. من از همه شلوغ‌تر بودم و یكی از خواهرهایم (خانم آقای اشراقی) با اینكه چهار سال از من بزرگتر بود، آرامتر و مظلومتر بود و زبر و زرنگی مرا نداشت. گاهی اوقات می‌رفتم بالای درخت كاجی كه در منزلمان بود و آنجا قایم می‌شدم. كسی سرش را بلند نمی‌كرد به آنجا نگاه كند. امام می‌دانستند كه بچه‌ها نمی‌‌توانند مرا پیدا كنند و با سرشان اشاره می‌كردند، یعنی آنجا را نگاه كن و جای مرا لو می‌دادند. گاهی اوقات هم زیر عبایشان قایم می‌شدیم.

امام عصرها هم برای تدریس به مسجد سلماسی قم در كوچه آقازاده می‌رفتند و تقریباً نیم‌ساعت به اذان مغرب كه آفتاب هنوز بالای دیوار بود، به منزل برمی‌گشتند و ما منتظرشان بودیم. می‌آمدند و یك ربع با ما بازی می‌كردند و بعد سراغ كارهای خودشان می‌رفتند.

امام سر شب شام می‌خوردند، به‎قولی سه از غروب رفته، گاهی قبل و گاهی بعد از شام می‌آمدند و با ما بازی می‌كردند. اوایل كودكی بازی بود و بعد به تدریج تبدیل به كتاب خواندن شد. من در 13-14 سالگی خیلی اهل مطالعه بودم و كتاب‌های رمان و تاریخی را غالباً بلند می‌خواندم و بقیه گوش می‌دادند. بزرگتر كه شدیم، امام معما و چیستان یا مسئله‌ای مطرح می‌كردند و ما سعی می‌كردیم پاسخ آنها را پیدا كنیم. گاهی اوقات هم نمی‌توانستیم جواب بدهیم.

* دفاع امام از كوچك‌ترها

- یادم هست 10 -11 ساله بودم و حاج‌آقا مصطفی شاید 21-22 ساله بود. به من گفت: «یك لیوان آب به من بده!» امام نشسته بودند. من شانه‌هایم را بالا انداختم و گفتم: «نمی‌خواهم». حاج‌آقا مصطفی ناراحت شد و آمد طرف من كه مرا دعوا كند. امام به من اشاره كردند كه فرار كن. داداش دید و گفت: شما این جور می‌كنید كه گوش به حرف نمی‌دهد». آقا گفتند: «اگر گوش به حرفت بدهد، امروز می‌گویی یك لیوان آب بده، پس‎فردا می‌‌گویی كفش‌هایم را جلوی پایم جفت كن!».

* مصطفی بر فراز گلدسته!

- همراه خانم (مادرشان) در صحن حضرت معصومه سلام ‌الله علیها بودم. حدود 8 - 9 سال داشتم و داداش 18- 19 ساله بودند. خانم سرشان را بلند كردند و توجه كردند كه یك نفر روی مناره كله معلق ایستاده است. اولین حرفی كه خانم زدند این بود كه گفتند: «خوش به حالش!» خانم خیلی شاداب و دلشاد بودند. همه نگران شدند، ولی خانم گفتند: «فكر می‌كنم مصطفی باشد. غیر از مصطفی كسی جرأت نمی‌كند آن بالا برود و معلق بزند!» جالب این است كه خانم‌ نگران نشدند و اصلاً اهل این‌جور نگرانی‌ها نبودند. بقیه خیلی نگران شدند، ولی ایشان ابداً.

* امام به من گفتند: كودتاچی!

ما اغلب برای ناهار آبگوشت داشتیم، چون امام آبگوشت دوست داشتند، ولی من اصلاً آبگوشت دوست ندارم و در منزل همسرم هم جز چندباری كه نوه‌هایم آمدند و خواستند برایشان درست كنم، آبگوشت درست نكرده‌ام. یك بار كه حدوداً 9 - 8 ساله بودم در فصل تابستان بود و امام وضو گرفته بودند و داشتند از پله بالا می‌آمدند و من ظرف گوشت‏كوبیده دستم بود. چشمم كه به آقا افتاد، بشقاب را به طرف دیوار پرت كردم و گفتم: «كی گفته هر كس بزرگتر است،‌ باید حرف، حرف او باشد؟ شما چون بزرگترید و آبگوشت دوست دارید، من هم باید آبگوشت بخورم؟» ایشان آمدند بالا و به خانم گفتند: «بچه‌ها را بنشانید و از آنها بپرسید چه غذایی دوست دارند و هرروز مطابق میل یكی از آنها غذا بپزید!». البته به من لقب «كودتاچی» دادند و گفتند: تو كودتا كردی!

* خواهش امام از من: به چین نرو!

- چند سال قبل از فوت امام مرا به چین دعوت كردند كه بروم آنجا و صحبت كنم. سر سفره بودیم و ایشان به خاطر قلبشان به دستور دكتر پشت میز كوچكی می‌نشستند و غذا می‌خوردند. من خیلی عادی و معمولی گفتم: «من هفته دیگر به چین می‌روم. مرا دعوت كرده‌اند.» حرف‌های دیگری زده شد و گذشت. چند دقیقه بعد، امام به من گفتند: «فهیمه (مرا در منزل فهیمه صدا می‌زنند) بیا!» بعد گفتند: «سرت را بیاور پایین!» من كنار ایشان ایستاده بودم. گوشم را نزدیك دهانشان بردم. امام گفتند: «می‌خواهم از تو خواهش كنم به چین نروی». من مكثی كردم و گفتم: «چشم»، ولی حقیقتش این است كه كمی به من برخورد كه چرا ایشان همان وقت به طور عادی این مطالب را نگفتند. مثلاً نگفتند مصحلت نیست و نرو و چرا این‌جور گفتند. وقتی غذا خوردن تمام شد و ایشان خواستند به اطاقشان بروند، من همراهشان رفتم و گفتم: «می‌خواهم از شما گله كنم». پرسیدند: «چرا؟» جواب دادم: «شما فكر می‌كنید اگر مرا منع كنید گوش نمی‌كنم؟ همان‌جا به من می‌گفتید نرو، مصحلت نیست. من هم قبول می‌كردم. لازم نبود مرا صدا بزنید و درِ گوشم بگویید». گفتند: «آدم وقتی می‌خواهد چیزی را به كسی بگوید، باید به كف پای او بگوید؟ باید درِ گوشش بگوید!» فهمیدم می‌خواهند از در شوخی درآیند. گفتم: «هم من می‌دانم منظورم چیست، هم شما می‌دانید!».

* دقت و مراعات ظریف
- نكته دیگری كه یادم آمد از دوره‌ای است كه امام كسالت داشتند. حدود ده روز قبل از رحلتشان بود. امام بیمار بودند و باید در بیمارستان بستری می‌شدند. امتحان جامع دكترا هم داشتم. امام هم قرار بود فردای آن روز به بیمارستان بروند. من وقتی وارد منزل شدم، ایشان داشتند با مادرم شام می‌خوردند. شنیدم كه گفتند: «به فهیم نگویید.» من همان‌جا متوجه شدم كه ایشان می‌خواهند به بیمارستان بروند، منتها ایشان به دیگران توصیه می‌كردند به من نگویند كه حواسم برای امتحان پرت نشود. من به روی خودم نیاوردم كه می‌دانم. آمدم و نشستم و صحبت كردیم و شب به منزل برگشتم.

صبح فردا دلم نیامد كه نروم و امام(ره) را نبینم. از آن طرف هم از بیمارستان گفته بودند جواب آزمایش حاضر نیست و باید فردا برای عمل بیایید. من این را نمی‌دانستم. وقتی آمدم و وارد اتاق شدم، فكر كردم امام را می‌خواهند به بیمارستان ببرند. به روی خودم هم نمی‌آوردم كه می‌دانم. به محض اینكه وارد شدم، امام دستشان را باز كردند و گفتند: «خیالت راحت‌! قرار نیست به بیمارستان بروم». پرسیدم: «جدی می‌گویید؟» یادم نیست عین جمله‌شان چه بود، اما آن را جوری ادا كردند كه من باور كردم كه قرار نیست اصلاً به بیمارستان بروند و با كمال آرامش رفتم و امتحانم را دادم و برگشتم و تازه فهمیدم كه قرار است فردای آن روز بروند. این‌قدر دقیق بودند كه من از نظر روحی لطمه نخورم و امتحانم خراب نشود.

* بیشترین ناراحتی امام از آقای منتظری و ماجرای قطعنامه بود

- من اصلاً در مورد قضیه آقای منتظری ناراحت نشدم و فكر می‌كردم حق همین است كه امام ایشان را كنار بگذارند، چون دیده بودم كه امام چقدر از دست ایشان اذیت شدند. رنج امام حد و اندازه نداشت. باورشان نمی‌شد كسی كه آن‌قدر مبارز و متدین بوده، این‌طور تحت تأثیر قرار بگیرد. فوق‌العاده زیاد هم تلاش كردند تا ایشان را از بعضی ارتباطات و كارها منع كنند. امام كمتر مسائل بیرون را در اندرون نقل می‌كردند، ولی در ارتباط با ایشان از بس منقلب و ناراحت بودند، می‌آمدند و می‌گفتند.

من در طول زندگی امام، دو بار ناراحتی فوق‌العاده زیاد ایشان را دیدم. یك بار همین قضیه آقای منتظری بود كه امام خیلی اذیت شدند، یكی هم قبول قطعنامه. من تهران نبودم و از تلویزیون خبر بركناری آقای منتظری را شنیدم. خوشحال شدم و فكر می‌كردم حق همین بود و ایشان نباید جانشین امام باشند. خدا شاهد است همان روز اول بعد از رحلت امام با آن همه ناراحتی از آن مصیبت بزرگ، وقتی شنیدم كه آقای خامنه‌ای انتخاب شده‌اند، قلباً خوشحال و آرام شدم و گویی مرگ پدر را فراموش كردم. حتی كسی به من گفت: «خوشحالی می‌كنی كه جای پدرت جانشین انتخاب شد؟» گفتم: «این حرف چیست؟ بالاخره هركسی رفتنی است، ولی شخص بسیار خوبی جای ایشان آمد». تا الآن هم معتقدم بهترین فرد، ایشان بودند و هستند. ان‌شاءالله كه عمر طولانی داشته باشند.

* نظر امام درباره رهبری آیت‌الله خامنه‌ای
- به خاطرم هست، 3-4 روز بعد از جریان آقای منتظری كه ایشان از قائم‏مقامی كنار رفتند، پیش امام نشستم و گفتم: «اگرچه زشت است كه من این حرف را بزنم، اما بالاخره آدمیزاد از این دنیا می‌رود و من به نظرم می‌رسد فردی را نداریم كه جانشین شما باشد. آیا بهتر نیست كه شورایی باشد؟» تا این حرف را زدم، گفتند: «چرا نداریم؟» گفتم: «به نظر می‌آید چنین فردی نیست.» گفتند: «چرا، آقای خامنه‌ای».

صرف‌نظر از سخن امام، من واقعاً و قلباً به رهبر معظم انقلاب اعتقاد دارم. خدا شاهد است كه این اعتقاد قلبی من است كه الآن بهترین فرد را داریم و چه انتخاب خوبی بود. هیچ‌كس نمی‌توانست این طور محكم در برابر آمریكا و دشمنان بایستد و از ملت دفاع كند. گاهی اوقات وقتی ایشان مطلبی را می‌گویند، خیلی یاد امام می‌كنم و می‌بینم گویا همان گفته‌هاست. من بسیار به ایشان اعتقاد دارم و لذا هرچه بگویند اطاعت می‌كنم.

من معتقدم كه در رأس یك كشور اسلامی قطعاً باید ولی فقیه باشد و فقط ولی فقیه است كه می‌تواند به معنای حقیقی، كشور را حفظ كند؛ انتخابی هم كه مردم به صورت مستقیم یا غیرمستقیم می‌كنند، انتخاب درستی است. مردم تشخیص درستی دارند.




منبع : ندای انقلاب

 

فتنه وهابی در مصر با پول سعودی

برخی رهبران مسلمانان با تدوین دادخواستی برخی از شخصیت‌ها و رهبران جریان سلفی تكفیری و وهابی را عامل برانگیختن فتنه‌های طایفه‌ای در مصر دانستند.

  شماری از رهبران مسلمانان و طریقت صوفی مصر با ارائه این دادخواست، برخی از شخصیت‌ها و رهبران جریان سلفی تكفیری و وهابی را به برانگیختن فتنه های طایفه ای ، اهانت به شخصیت های دینی و تحریك به تخریب كلیساها و آرامگاه ها در مصر متهم كردند.

این رهبران مسلمانان و طریقت صوفی در مصر یك سی دی با عنوان "كاملیا و خواهرانش " ضمیمه یادداشت كردند كه شامل مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها و خطبه‌های مبلغان وهابیت است.

در این یادداشت آمده است: این سی دی به خارج از مصر ارسال می‌شود و درمیان عمره‌گزاران در فرودگاه‌های عربستان سعودی برای ایجاد فتنه‌های طایفه‌ای میان مردم مصر توزیع می‌شود.

"این سی دی ارتباط جریان سلفی تكفیری وهابی مصری را با سعودی‌ها ثابت می‌كند و همچنین نشان می‌دهد كه سعودی‌ها براساس فتواهای تكفیری مشوق تخریب كلیساها و آرامگاه‌ها هستند ".

رهبران مسلمانان و طریقت صوفی مصر خواستار بازجویی از افرادی مانند "محمد حسان " ، "یاسر برهامی " ، "ابو اسحاق الحوینی " ، "محمد الزغبی " و "محمد عبدالمقصود " كه سخنرانی آنان در این سی دی موجود است و همچنین اتخاذ تدابیر لازم علیه آنها به منظور حفظ امنیت ، ثبات و آرامش اجتماعی در مصر شده‌اند.

نویسندگان این یادداشت تهدید كرده‌اند كه درصورت عدم بازجویی از متهمان و اعلام نتایج بازجویی، تحصن و اعتصاب غذا می‌كنند و به دادگاه‌های بین المللی متوسل می شوند.

"محمد الدرینی " دبیركل شورای عالی حمایت از اهل بیت (ع) در مصر گفت : اگر دادستان كل مصر به این یادداشت واكنش مثبت نشان ندهد ، چند روز دیگر اقدامات داخلی و بین المللی آغاز خواهد شد.

وی افزود: در این سی دی به "احمد الطیب " شیخ الازهر ، "علی جمعه "مفتی مصر و پاپ اشنوده اهانت شده و اگر سران سلفی تكفیری و وهابی محاكمه نشوند از مردم درخواست خواهیم كرد در تظاهراتی میلیونی شركت كنند.

الدرینی اظهار داشت : دلایل و اسنادی به دادستان كل مصر ارائه خواهد شد كه از حمایت مالی عربستان از سلفی تكفیری و وهابی در مصر با هدف گسترش تفكر وهابی كه به برانگیختن فتنه در میان مصری های مسلمان ، مسیحی، صوفی و سلفی می انجامد، پرده برمی دارد.

از سوی دیگر "طاهر الهاشمی "رئیس گروه نمایندگی شیعیان مصر و صوفی ها و حقوقدانان این كشور گفت : متهمان بخشی از توطئه‌ای هستند كه ثبات ، امنیت و وحدت ملی مصر را هدف قرار می‌دهد.


قتل دل‌خراش دختر و پسر خردسال احتمالا توسط والدین

 

 وطن امروز نوشت: هوا تاریك بود، عقربه‌ها نشان می‌داد ۲۰ دقیقه‌ای تا ساعت ۲۳ شامگاه هشتم اسفند مانده است، كارآگاهان فضای سبز پارك بوستان لابه‌لای درختان و شمشادها در حال كار بودند كه ۲ كودك تنها را دیدند. از دور به نظر می‌رسید، ۲ بچه روی چمن‌ها دراز كشیده و در حال استراحت هستند، شاید پدر و مادرشان در نزدیكی آنها بودند، در روزهایی كه خانواده برای خرید لباس كودكانشان به خیابان‌ها ریخته‌ بودند ابتدا تصور می‌شد این خانواده نیز پس از خستگی برای استراحت و تفریح آخر شب به پارك آمده‌اند.

نگاه‌های جست‌وجوگرانه كارگران نشان می‌داد هیچ‌كس در اطراف ۲ كودك نیست و مراقبتی نیز از آنان نمی‌شود. وقتی یكی از كارگران بالای سر ۲ بچه رفت نمی‌خواست صحنه‌ای را كه دیده، باور كند همان لحظه بغض به گلویش نشست، پاهایش سست شد و روی ۲ زانو افتاد، دوستانش كه از دور وی را می‌دیدند به تكاپو افتادند.

 

صدای بغض‌آلودی از پشت گوشی به اپراتور پلیس ۱۱۰ خبر داد جنایتی دردناك رخ داده است، هنوز دقایقی نگذشته بود كه ماموران كلانتری ۱۵۰ بی‌سیم خود را به محل پیدا شدن اجساد ۲ كودك رساندند. چهره همه ماموران غمگین بود، به چه گناهی ۲ كودك باید كشته می‌شدند؟!

وقتی ماجرای ۲ جنایت به اداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران و بازپرس عموزاد از دادسرای امور جنایی مخابره شد آنان تا سر صحنه نرفته بودند باور نداشتند عمق جنایت تا چه اندازه‌ای باشد. قربانیان یك پسر ۵ ساله و نوزادی ۷ ماهه بودند كه در كنار هم قرار داشتند و خونریزی ناشی از ضربات چاقو آنان را به كام مرگ فرو برده بود. كارآگاهان، همزمان با معاینه اجساد توسط متخصصان پزشكی قانونی به جست‌وجوی لباس‌های ۲ كودك اطراف آنان پرداختند تا با به دست آوردن مداركی از مشخصات‌شان و شناسایی خانواده آنها به سرنخی از عاملان این جنایت فجیع برسند.

در حالی كه پلیس با گره كوری مواجه شده بود مشخصات لباس‌های ۲ كودك را مورد توجه قرار داد، پسر ۵ ساله شلوار و كاپشن آبی‌رنگ لی – جین –پیراهن سفیدرنگ و كلاه قهوه‌ای به تن داشت و دختر ۷ ماهه لباس زردرنگ و شلوار آبی آسمانی بافتنی پوشیده بود.

با توجه به نوع لباس‌ها، كارآگاهان احتمالی قوی را پیش روی خود دیدند و اینكه ۲ كودك توسط قاتلی آشنا و بدون ترس از كسی یا اطلاع از توطئه دردناكش، شاید به بهانه بازی در پارك به آنجا كشانده شده‌اند و به خاطر همین لباس گرم به تن داشته‌اند و عامل قتل در خلوتی و تاریكی بین شمشادها آن دو را به طرز هولناكی از پای درآورده است.

همین تصورات بود كه اشك را به چهره همه اعضای تیم‌های تحقیق نشاند تا اینكه با دستور بازپرس عموزاد و پس از عكسبرداری از اجساد خواهر و برادر خردسال، به پزشكی قانونی انتقال داده شدند.

كارآگاهان جنایی كه هیچ سرنخی از خانواده ۲ كودك نداشتند در نخستین اقدام به بررسی پرونده‌های كودكان گمشده‌ای پرداختند كه احتمال می‌رفت پدر یا مادرشان با نگرانی به كلانتری‌ها یا مقرهای پلیسی مراجعه كرده و خواستار ردیابی آنان بودند.

هیچ پرونده‌ای وجود نداشت و همین كافی بود كه فرضیه‌ای قوی مبنی بر قتل خانوادگی مطرح شود كه در آن مادر یا پدر ۲ بچه خود را به قتل رسانده بودند.

در این مرحله، كارآگاهان فرضیه‌ای دیگر نیز پیش روی خود می‌دیدند كه در آن می‌شد حدس زد كه پدر خانواده به تنهایی در قتل بچه‌هایش دست داشته و مادرش یا از سرنوشت آنها اطلاع ندارد و به خاطر طلاق و جدایی از همسرش در جریان چگونگی زندگی آنان نیست یا اینكه مادر خانواده نیز به قتل رسیده كه باید به جست‌و‌جوی جسد وی نیز پرداخته شود.

با توجه به اینكه عكس‌های جنازه‌های این ۲ كودك تنها سرنخی بود كه می‌توانست پلیس را به روزنه‌ امیدی برای افشای راز قتل آنان برساند، با دستور بازپرس ویژه قتل این عكس‌ها برای حذف آثار جراحت به فتوشاپ سپرده شدند و برای انتشار در اختیار روزنامه‌ها قرار گرفتند. این اقدام با این انگیزه صورت گرفت تا آشنایان و همسایگان خانواده این ۲كودك با دیدن عكس‌ها، آنان را شناخته و پلیس را با خبر كنند و كارآگاهان بتوانند به ردیابی خانواده قربانیان خردسال و شناسایی قاتل دست بزنند.

كسانی كه با دیدن عكس این ۲ كودك بی‌گناه آنان را شناسایی كردند می‌توانند با تماس به فوریت های پلیس . پلیس را در یافتن قاتل یا قاتلین این دو كودك یاری رسانند.

 

شکنجه کودک خردسال

شکنجه‌های ناپدری باعث عقب‌ماندگی جسمی و روحی یک کودک شده است. یک کودک ۴ ساله آزار دیده - عکس آرشیوی

کودک 5 ساله‌ای به نام ابوالفضل احکامی، که هم اکنون در بیمارستان بهرامی بستری است، توسط ناپدریش به شدت مورد شکنجه واقع شده است. 

اگر چه ناپدری وی با شکایت مادر این کودک بازداشت شد ولی مدت زیادی در زندان نماند و با وثیقه 50 میلیون تومانی،هم‌اکنون آزاد است.

این کودک که به زودی از بیمارستان مرخص می‌شود، ظاهرا چاره‌ای جز برگشت به همان خانه، با وجود ناپدری ندارد.

طاهره محمود سلطانی، مشاور حقوقی اورژانس اجتماعی بخش كودك آزاری در این خصوص به خبرگزاری فارس گفت: معتقدیم ناپدری و مادر این كودك صلاحیت نگهداری این كودک را ندارند و نمی‌دانیم با توجه به حكم منع تعقیب ناپدری، چه بر سر این كودک خواهد آمد.

وی از مسئولان خواست گواهی عدم صلاحیت پدر و مادر ابوالفضل صادر شود تا او بتواند تحت نظر بهزیستی قرار بگیرد.

 

کودک آزاری در خانواده‌ها

مورد ابوالفضل اولین مورد کودک آزاری کودکان در کشور نیست که خبرش به رسانه‌ها رسیده و به طور یقین آخرین مورد هم نخواهد بود. نگاهی به صفحه کودک آزاری انجمن حمایت از کودکان نشان از موارد زیادی از اذیت و آزار کودکان در خانواده‌ها دارد که برخی از آنها شامل آزار جنسی نیز می‌شود.

برای اولین بار زمانی کودک آزاری کودکان به طور وسیع راه روزنامه‌ها و مجلات پیدا کرد که خبر مرگ آرین گلشنی در سال 1376 منتشر شد.

آرین به دلیل شکنجه‌های پدرش و برادرش در بیمارستان بستری شد و پس از آن درگذشت. او در زمان مرگ 9 ساله بود.

آرین که پس از جدایی پدر و مادرش، حضانتش توسط دادگاه به پدر سپرده شد به دلیل سوختگی‌های ناشی از سیگار و شکستن‌های متعدد استخوان‌هایش جان باخت.

در آن زمان شیرین عبادی، وکالت پرونده او را به دست گرفت و در آن زمان بود که توجه‌ها به سوی قوانین رایج در کشور جلب شد که در زمینه کودک آزاری در درون خانواده تا چه میزان ناکارامد هستند.

یکی دیگر از تکان‌دهنده ترین کودک آزاری‌ها که باعث شد محمود شاهرودی، رییس قوه قضاییه شخصا در آن مورد نظر دهد، مرگ دختر 7 ساله اهوازی بود که پدرش به شک آنکه، دایی دختر به او تجاوز کرده، سر او را برید. البته معاینات پزشکی ثابت کرد که دختر سالم بوده است.

اگر چه شاهرودی عمل وی را فساد فی‌ الارض نامید ولی او پس از چند سال تحمل زندان، آزاد شد. چون بنا به قانون، پدر و یا جد پدری، اولیای دم محسوب می‌شوند، و به دلیل قتل فرزند، قصاص نمی‌شوند.

این دو، نمونه‌های معروفی بودند که به قتل فرزندان منجر شدند. ولی هر روزه خبرها از شکنجه‌های جسمی کودکان توسط والدین در روزنامه‌ها منتشر می‌شود که به بستری شدن آن ها در بیمارستان‌ها منتهی می‌شود.

در اردیبهشت ماه، روزنامه ایران خبرداد، پسر 3 ساله‌ای توسط پدرش با فندک سوزانده شد، چون نتوانست شعر بخواندو یا اعداد را بشمارد.

به گفته یک حقوقدان «طبق قانون مدنی ایران ، تنبیه کودکان توسط والدین باید متعارف باشد اما مرز بین متعارف و غیرمتعارف مشخص نشده است»

افزایش کودک آزاری

بر اساس گزارش «انجمن حمایت از حقوق کودکان»، کودک آزاری جنسی در سال گذشته 3.5 برابر افزایش داشته است.

براساس همین گزارش ها 14.5 درصد از ۲۰۰ مورد کودک آزاری گزارش شده به این واحد، کودک آزاری جنسی بوده که ۷۰ درصد از کودکان آزار دیده دختر بوده اند.

در بهمن سال گذشته نیزمدیر عامل انجمن حمایت از کودک، از افزایش کودک آزاری‌های جنسی سخن گفت.

فرشید یزدانی، طی مصاحبه‌ای با ایسنا، آماری از تعداد کودک آزاری‌های ارایه شده، به این سازمان ارائه داد و گفت: 60 درصد از كودكان آزاردیده، پسر و مابقی دختر بودند.

وی خاطر نشان کرد که 50 درصد یعنی نیمی از این آزارها توسط پدران اطفال، صورت گرفته است.

به گفته وی 40 درصد از آزارها جسمی و 20 درصد از آزارها، آزارهای جنسی بوده است.

کودکانی که مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند بیشتر دختر بوده‌اند که بیشتر آزارها از سوی نزدیکان ‌آن‌ها صورت گرفته است.

در اردیبهشت خبر رسید که مرکزی حمایتی برای کودکان آزار دیده و برای پیشگیری از آزار جنسی کودکان ایجاد شده است.

دکتر شهین علیایی زند از موسسان این مرکز که بعد از ماه‌ها تلاش توانسته است مجوز ایجاد جنین سازمانی را از وزارت کشور به دست بیاورد، معتقد است که «آزار جنسى کودکان و نوجوانان مانند مواد مخدر در کل دنیا در حال سازمان یافتن است و نوع سازمان نیافته آن نیز در داخل خانه ها وجود دارد.»

کودک آزاری چیست؟

کودک آزاری عبارت است از هر گونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک طفل شود، برخی از این آثار می‌تواند مخفی باشد.

ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس در حمام یا زیر زمین اشکال مخفی از کودک آزاری است.

تنبیه بدنی و تجاوز جنسی به کودک هم از انواع کودک آزاری فیزیکی است که علائم آن قادر به ردیابی است.

بر اساس ماده 19، کنوانسیون حقوق کودک که ایران نیز آن را امضا کرده است. کشورهای عضو برای حمایت از کودکان در برابر خشونتهای جسمی و روانی هر گونه آزار، بی توجهی و سهل‌انگاری باید اقدامات قانونی، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل آورند.

دولتهای امضا کننده پیمان نامه جهانی حقوق کودک موظف شده‌اند که اقدامات لازم برای محافظت از کودکان در برابر استفاده غیر مجاز از مواد مخدر، داروهای روانگردان و قاچاق این مواد را انجام دهند.

 

مادری با گرسنگی دادن، ‌دختر هفت ساله‌اش را كشت!

یك مادر انگلیسی آنقدر دختر هفت ساله‌اش را گرسنه نگهداشت تا مرد.
به گزارش ایسنا، «آنجلا گوردون» 36 ساله كه به اتهام ارتكاب عمل غیرانسانی علیه دختر هفت ساله‌اش به 15 سال حبس محكوم شده است، به دلیل عذاب وجدان دچار اضافه وزن 114 كیلوگرمی شده و از مرگ دخترش به شدت ناراحت است.

بر اساس گزارش رسانه‌های انگلیس، دختر هفت ساله این زن كه «خیرا اسحاق» نام داشت، به دلیل بی‌توجهی مادر و ناپدری‌اش و گرسنگی عمدی دچار سوء تغذیه شده و در زمان مرگ تنها 15 كیلوگرم وزن داشت، در حالی كه در منزلشان انواع غذاها یافت می‌شد.

مادری با گرسنگی دادن، ‌دختر هفت ساله‌اش را كشت!

منابع آگاه از قول این زن یادآور شدند كه این دختر بچه به شدت به غذا خوردن علاقه داشته و حتی بیش از حد معمول موادغذایی مصرف می‌كرده است، به طوری كه دوستان و اطرافیانش او را ترك كرده و علاقه‌ای به رفت و آمد با او نداشتند. مادر این كودك هم برای تنبیه وی او را از خوردن محروم كرده بود.

بر اساس گزارش روزنامه دیلی میل، «خیرا اسحاق» دختر بچه هفت ساله پیش از مرگش زیر دست این مادر و ناپدری‌اش «جنید ابوحمزه» بود و به شدت با چوب بامبو مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفت. علاوه بر این، این زوج دختر بچه هفت ساله را مجبور می كردند كه ساعت‌ها با لباس خواب خارج از خانه بماند، بطوری كه این كودك در زمان مرگ 40 درصد از وزن بدنش را از دست داده بود.
بر اساس اعلام رسانه‌های انگلیس، ناپدری این دختر بچه از شیزوفرنی رنج می‌برد، به طوری كه این دختر به همراه پنج كودك دیگر غذای خود را در ظرف مخصوص سگ‌ها و در طبقه بالای منزلشان در منطقه «هندز وورث» در «بیرمنگهام» صرف می‌كردند. هنگامی كه از این مرد علت و انگیزه این كار پرسیده شد، وی تنها جواب داد كه برای ادب كردن و تربیت درست به این كودكان گرسنگی می‌داده است،‌به طوری كه وضعیت كودكان دیگر كه هویتشان مشخص نشده است، نیز به شدت وخیم است و آنان بسیار لاغر هستند.

 

چشمان فاطمه كوچولو در انتظار یاری نوع‌دوستان

چشمان فاطمه كوچولو در انتظار یاری نوع‌دوستان

 

زمان برای بازگشت بینایی به چشمان «فاطمه» كوچولو به سرعت می گذرد و آخرین فرصت «فاطمه» كوچولو در گروی اعزام این دخترك همدانی به كشور روسیه است، سفری كه هزینه تامین آن از توان خانواده این كودك پنج ساله خارج است.

به گزارش خبرنگار «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، «فاطمه» كوچولو كه در تیرماه سال گذشته شوهرعمه‌اش در یك انتقام‌جویی خانوادگی اقدام به ریختن آهك در چشمانش كرده بود، برای ادامه درمان چندی پیش به همراه پدرش به شیراز رفت.

دكتر غفاریه، پزشك معالج چشمان «فاطمه ـ ك» درباره آخرین وضعیت پزشكی این دختربچه به خبرنگار ایسنا، گفت: متاسفانه چشم راست «فاطمه» به آب سیاه پیشرفته مبتلا شده است و امكان بازگشت بینایی آن وجود ندارد.

 

آخرین شانس «فاطمه» اعزام به مسكو است

چشمان فاطمه كوچولو در انتظار یاری نوع‌دوستان

وی افزود: چشم چپ او نیز در حال سوراخ شدن است و آخرین شانس «فاطمه» اعزام آن به منظور گرفتن قرنیه مصنوعی به مسكو است.

غفاریه ادامه داد: هماهنگی‌های لازم با یك مركز پزشكی در روسیه انجام شده است و «فاطمه» برای ادامه درمان باید به این مركز فرستاده شود.

وی درباره هزینه‌های این سفر اظهار كرد: برآورد اولیه ما این است كه «فاطمه » به منظور گذراندن دوره درمان در مرحله اول احتیاج به 10 تا 12 هزار دلار پول دارد.

 

 «ایمان مبعلی» بخشی از هزینه مورد نیاز برای اعزام این كودك به روسیه را تقبل كرده است

 

اعزام «فاطمه» باید پیش از پایان سال جدید صورت گیرد

نوید نامور، فیلمسازی كه اقدام به ساخت فیلم مستند از حادثه دلخراش ریختن آهك در چشمان این دختربچه كرده است نیز درباره تامین هزینه درمان «فاطمه» به ایسنا گفت: تاكنون «ایمان مبعلی» فوتبالیست، بخشی از هزینه مورد نیاز برای اعزام این كودك به روسیه را تقبل كرده است، اما هنوز برای ادامه مسیر درمان این خانواده‌ با مشكل مالی روبرو هستند.

وی با بیان اینكه اعزام این دختر به كشور روسیه آخرین فرصت باقی‌مانده برای درمان است، افزود: مراحل اعزام فاطمه باید پیش از پایان سال صورت گیرد كه امیدواریم در یكی دو هفته باقی‌مانده مبلغ مورد نیاز از سوی افراد خیر برای «فاطمه» تامین شود.

 

 تاریخ رسیدگی به پرونده «فاطمه» كوچولو تجدید شد

هاله سادات‌سری، وكیل «فاطمه» هم درباره روند رسیدگی به پرونده این دختر5ساله به خبرنگار ایسنا اظهار كرد: بنا بود كه جلسه رسیدگی به این پرونده در سوم اسفندماه امسال تشكیل شود اما به علت مسائل مربوط به شعبه مورد نظر، تاریخ رسیدگی تجدید شد.

وی با بیان اینكه طول دوره درمان «فاطمه» كه شش‌ماه تعیین شده است، در اردیبهشت‌ماه سال آینده به پایان می‌رسد، افزود: در حال حاضر متهم این پرونده در بازداشت بسر می‌برد.

چشمان «فاطمه» كوچولو در انتظار یاری نوع‌دوستانی است تا هزینه‌های عمل در روسیه را تامین كنند در عین حال پیشنهاد می‌شود یك سازمان و نهاد درمانی یا حمایتی به صورت داوطلبانه با مدیریت كمك‌های اهدایی روند درمان این كودك را پیگیری كند.

به گزارش ایسنا، حادثه دلخراش ریختن آهك در چشمان «فاطمه» كوچولو در تیرماه سال گذشته در روستایی در شهرستان قروه سنندج رخ داد كه براثر آن دو چشم این دختر 5/4 ساله دچار عارضه شد به طوری كه تاكنون چندین عمل جراحی از جمله پیوند قرنیه انجام شده است و بنابراعلام پزشك معالج فاطمه آخرین فرصت بازگشت بینایی چشمان «فاطمه» كوچولو در گروی فرستادن این دختر پنج ساله به كشور روسیه است كه البته بدون تامین هزینه‌های مالی امكان پذیر نخواهد بود.

گفتگو با كودك 10 ساله آزار دیده(دلم به حال خواهرم می‌سوزد )

altایران اکونومیست: به دنبال آزارهای جسمی پسربچه 10 ساله‌ای از سوی پدر و نامادری‌اش، آنها با دستور قضایی بازپرس شعبه نهم دادسرای ناحیه 2 تهران بازداشت و تحقیقات ویژه از آنان آغاز شده است.

به گزارش «جام‌جم»، 4 مهرماه امسال، مردی همراه پسر 10 ساله‌اش به بازپرسی شعبه نهم دادسرای ناحیه 2 تهران مراجعه و از همسرش به‌خاطر كتك‌ زدن پسر خردسالش شكایت كرد.
مرد شاكی در اظهاراتش به پلیس گفت: من پزشك هستم و یك ساعت قبل، هنگامی كه به محل سكونت خود در یكی از محله‌های شمال غرب تهران بازگشتم، متوجه شدم فرزندم رامتین، از سوی همسرم بشدت كتك خورده و در یكی از اتاق‌های خانه حبس شده است و فقط گریه می‌كند.
پس از این شكایت، بازپرس پرونده از این مرد خواست پسرش را برای ادامه تحقیقات به اتاق بازپرسی انتقال دهد كه مشخص شد آثار جراحت و خراشیدگی روی بدن وی وجود دارد و او با ترس و وحشت به پدرش نگاه می‌كند.
بازپرس پرونده با مشكوك شدن به این موضوع، دوباره به تحقیق از مرد شاكی پرداخت كه وی همسرش نامادری رامتین را مقصر معرفی كرد. به دنبال اظهارات متناقض این مرد، دستور قضایی مبنی بر احضار نامادری صادر شد.
با حضور زن در دادسرا، وی مورد بازجویی قرار گرفت و هرگونه كودك‌آزاری را انكار كرده و شوهرش را در جریان آسیب‌های واردشده به پسر خردسال، گناهكار دانست.
بازپرس پرونده، زمانی كه با اظهارات متناقض این زن و شوهر كه یكدیگر را در مظان اتهام قرار داده بودند، روبه‌رو شد، از پسر خردسال خواست به شرح ماجرا بپردازد.
پسر خردسال راز كودك‌آزاری را برملا كرد
رامتین 10 ساله كه بشدت وحشت كرده بود، به بازپرس رنگ‌آمیز گفت: هر دو نفر آنها دروغ می‌گویند. 3 سال قبل بعد از این‌كه مادرم فوت كرد و پدرم با نامادری‌ام نیلوفر ازدواج كرد آنها اوایل رفتار خوبی با من داشتند، اما از 6 ماه قبل، شروع به كتك زدن من كردند و تهدیدم می‌كردند نباید ماجرای این كتك‌ها را به كسی بگویم، در غیر این صورت، بیشتر مرا كتك خواهند زد. آنها را دوست ندارم و هر روز كابوس‌ می‌بینم. اگر به خانه بازگردم، مرا دوباره كتك خواهند زد. بازپرس پرونده پس از شنیدن اظهارات تكان‌دهنده رامتین، به تحقیق دوباره از نامادری و پدر وی پرداخت كه آنها عاقبت اعتراف كردند كه كودك را مورد آزار قرار داده‌اند.
اعتراف پدر و نامادری
نیلوفر نامادری رامتین در اظهاراتش به بازپرس پرونده گفت: چند سال قبل، پس از جدایی از شوهرم با پدر رامتین كه پزشك است، آشنا شدم و ازدواج كردم و ثمره آن، یك فرزند 18 ماهه دختر است.
من رامتین را بسیار دوست داشتم و به او عشق می‌ورزیدم، اما او هر از گاهی به حرف‌هایم گوش نمی‌داد و بازیگوشی می‌كرد و هر بار كه به شوهرم درخصوص فرزندش اعتراض می‌كردم، با من مشاجره می‌كرد. بنابر این من هم عصبانی می‌شدم و بشدت رامتین را كتك می‌زدم و تهدید می‌كردم كه نباید ماجرای آزار و اذیت‌ها را به پدرش بگوید یا در مدرسه موضوع را برای معلم و دوستانش بازگو كند.
نامادری متهم ادامه داد: بدرفتاری‌های شوهرم بیشتر شده بود؛ به حدی كه تصمیم به جدایی از وی گرفتم. او وقتی از این موضوع آگاه شد، گمان برد كه مانع اصلی ادامه زندگی‌مان، رامتین است. به این ترتیب، فرزندش را كتك می‌زد و من هم كه دل خوشی از این كودك نداشتم، توجهی به اوضاع نمی‌كردم.
به دنبال اظهارات این زن، شوهرش مورد بازجویی قرار گرفت و به آزار و اذیت و كتك زدن پسر 10 ساله‌اش اعتراف كرد.
با اعتراف این زوج به آزار و اذیت كودك خردسال از 7 ماه قبل، آنها با قرار قانونی بازداشت شدند و برای بررسی سلامت روانی به پزشكی‌قانونی انتقال یافتند.

گفتگو با كودك 10 ساله
خبرنگار ما گفتگویی با رامتین كودك آسیب‌دیده داشته است كه در پی می‌آید.
در خانه چه كسانی تو را آزار می‌دادند؟
نامادری و پدرم. انگار در زندگی آنها اضافی هستم. آنها هر دفعه به دلیلی مرا كتك می‌زدند. مامان نیلوفر هر مرتبه كه شیطنت می‌كردم، مرا بشدت با مشت و لگد كتك می‌زد و با دندان كمر و پهلویم را گاز می‌گرفت و تهدید می‌كرد اگر ماجرا را با دوستان و حتی با مادربزرگم در میان بگذارم، مرا بشدت كتك می‌زند و به منزل راه نمی‌دهد. اوایل بابا از من حمایت می‌كرد، اما بعد خودش هم مثل نیلوفر مرا كتك می‌زد.آنها هر مرتبه با هم دعوا می‌كردند، من بیشتر كتك می‌خوردم، حتی یك روز نیلوفر نامادری به خاطر این‌كه آشغال بستنی را در بالكن آپارتمان انداخته بودم، بشدت كتكم زد و پایم لیز خورد و سرم محكم به زمین خورد و گوشم هم بشدت آسیب دید.
نامادری روزی 2 بار مرا كتك می‌زد، اما من به خاطر این‌كه خواهركوچولویم را دوست داشتم، از آزار و اذیت‌های او و پدرم با هیچ‌كس حرف نمی‌زدم. آخرین مرتبه هم پس از این‌كه از سفر به تهران بازمی‌گشتیم، داخل خودرو با پدرم دعوا كرد و پس از آن‌كه بابا خودرو را متوقف كرد، نیلوفر به جان من افتاد و بشدت كتكم زد تا این‌كه به كمك چند زن و مرد رهگذر نجات یافتم. آنها از 7 ماه قبل، به من اجازه نمی‌دادند خانواده‌ مادرم و حتی اقوام پدرم را ببینم. بیشتر اوقات در اتاق خود زندانی بودم و اجازه نداشتم با بچه‌های كوچه بازی كنم و به دیدن مادربزرگم بروم.
چه آرزویی داری؟
دوست دارم زودتر خوب شوم تا دوباره مدرسه بروم و بتوانم باز هم دوستانم را ببینم. از بابا و مامان نیلوفر می‌ترسم و نمی‌خواهم كنار آنها باشم، اما دلم به حال خواهر كوچولویم می‌سوزد. نمی‌خواهم آنها زندان بروند. می‌ترسم سرنوشت خواهرم بدتر از من شود.
این گزارش حاكی است، پس از تحقیقات مقدماتی، پدر و نامادری كودك 10‌ساله با قرار قانونی بازداشت شدند و تحقیقات تكمیلی از آنها ادامه دارد.

 

4 كودك خردسال زیر ضربات والدین

 



دختر 4 ساله به دفعات كتك‌خورده بود



تیم پزشكی هنگام بررسی وضعیت این كودك، متوجه شدند روی دست و پا و صورتش آثار كبودی و سوختگی و روی دندان‌های او آثار شكستگی وجود دارد و این كودك بارها شكنجه شده است.

با مشخص شدن این موضوع، ماموران به تحقیق از والدین كودك آسیب‌دیده پرداختند كه آنها اظهارات متناقضی را بیان كرده و هرگونه شكنجه سكینه 4 ساله را انكار كردند.

در حالی كه این زوج معتاد همچنان كودك‌آزاری را انكار می‌كردند، ماموران به تحقیق از 3 فرزند دیگر آنها پرداختند كه معلوم شد، آنها هم از سوی والدین معتاد خود مورد كودك‌آزاری قرار گرفته‌اند.

4 كودك در دام والدین سنگدل

یكی از این كودكان در اظهاراتش به پلیس گفت: پدر و مادرم معتاد هستند. آنها هر وقت موفق به تهیه مواد مخدر نمی‌شدند، من و سه خواهر و برادر دیگرم را بشدت كتك می‌زدند و با سیخ دست و پاهایمان را می‌سوزاندند و تهدید می‌كردند، اگر ماجرا را به همسایه‌ها یا اقوام اطلاع دهیم، دوباره ما را شكنجه خواهند كرد و بناچار از ترس جانمان و كتك نخوردن سكوت می‌كردیم. والدینمان برای ترساندن ما، خواهر كوچكمان (سكینه)‌ را بارها شكنجه می‌دادند.

وی ادامه داد: پدر و مادرمان ما را مجبور می‌كردند هرازگاهی از قاچاقچیان موادمخدر برای آنها تریاك بخریم و اگر به خواسته آنها عمل نمی‌كردیم، خواهر كوچكمان سكینه را كتك می‌زدند و بناچار برای نجات جان او از قاچاقچیان برای آنها موادمخدر می‌خریدیم.

شكنجه خواهر در مقابل دیدگان بچه‌ها

این كودك در ادامه اظهاراتش به پلیس گفت: والدین معتادمان به التماس‌های ما توجه نمی‌كردند و بارها ما را كتك می‌زدند. خواهر كوچك‌ترم علاقه بسیاری به مادرمان داشت؛ ولی او حاضر به پذیرش او نبود و وی را كتك می‌زد و هرازگاهی هم موادمخدر به او می‌داد تا خواهرم آرام بگیرد و صدای ناله و گریه‌هایش را همسایه‌ها نشنوند.

وی تاكید كرد: دیگر نمی‌خواهیم نزد آنها بازگردیم، دیدن دوباره آنها یعنی دوباره كتك خوردن و شكنجه شدن.

ماموران به تحقیق از خواهر و برادر دیگر وی پرداختند كه آنها هم گفته‌های برادر خود را تایید كردند. بنابراین گزارش، با ثبت اظهارات این كودكان، تحقیقات ویژه‌ای از زوج معتاد آغاز شده است تا ابعاد مختلف این پرونده مشخص شود.

 

 

 

افزایش کودک‌آزاری و کار کودکان در ایران

كودك آزاری . آزار جسمیبسیاری از نهادهای غیردولتی حامی حقوق کودکان اعتقاد دارند کودک‌آزاری در سال‌های اخیر افزایش چشمگیر و نگران‌کننده‌ای داشته است. کارشناسان تشدید فقر و بحران‌های خانوادگی را از عوامل اصلی این روند صعودی عنوان می‌کنند. بنابر آماری که انجمن حمایت از حقوق کودکان منتشر کرده کودک‌آزاری در سال ۸۶ به نسبت سال پیش از آن ۳ و نیم درصد افزایش داشته است. این آمار با توجه به مراجعه به این انجمن تهیه شده و نمایانگر واقعیت و وضعیت کلی جامعه نیست. به گفته‌ی سعید مدنی یکی از کارشناسان آسیب‌های اجتماعی «در مطالعه‌‌ای که در سال ۸۰ در تهران انجام شده ۳۱ درصد دانش ‌آموزان راهنمایی به نوعی دچار آ‍زار جنسی شده بودند.» مطالعات مشابهی در شهرستان‌های دیگر از درصد بالاتری از انواع آزارها خبر می‌دهند. با این همه صاحب‌نظران معتقدند در کنار ملاحظات فرهنگی و سنتی، که مانع از گزارش همه‌ی موارد کودک‌آزاری می‌شود، در ایران برنامه‌ای منظم و روشمند برای گزارش‌دهی و جمع‌آوری اطلاعات در این زمینه وجود ندارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد آزار در میان کودکان خیابانی و کار بسیار بیشتر است، و آمار رو به رشد این کودکان در ایران می‌تواند تاییدی بر افزایش کودک‌آزاری باشد. مدیر عامل انجمن حمایت از کودکان سی و یکم تیر ماه اعلام می‌کند در سال ۷۵، ده درصد از کودکان بین ۱۰ تا ۱۸ سال مشغول کار بوده‌اند اما مطابق آمار سال ۸۵ این تعداد به ۱۲ و ۷ دهم درصد رسیده که یک میلیون و ۶۶۰ هزار کودک را شامل می‌شود. فرشید یزدانی به ایسنا می‌گوید با توجه به آمار جمعیت و تعداد دانش آموزان هم اکنون بیش از سه میلیون و۶۰۰ هزار کودک خارج از چرخه‌ی تحصل قرار دارند. تعداد کودکان کار و خیابانی دقیقا مشخص نیست و نهادهای مسئول نه تنها آمار تشکل‌های غیر دولتی را قبول ندارند که در مورد آمار یکدیگر نیز تردید نشان می‌دهند. سازمان بهزیستی گزارش می‌دهد در سال جاری تعداد کودکان خیابانی شناسایی شده در تهران به نسبت سال پیش دو برابر شده است. 

 

پذیرش رسمی نامگذاری روزی برای کودکان به سال ۱۹۵۴ باز می‌گردد. سازمان ملل در نهمین مجمع عمومی خود پیشنهاد ایالات متحده را که دو سال پیش ارائه شده بود به تصویب رساند و به کشورهای عضو توصیه کرد روزی را مطابق با سنت‌ها و اعتقادات خود به نام کودک بنامند. بسیاری از کشورها روزی در میانه‌ی تابستان را برای این منظور برگزیده‌اند، و آلمان امروز، بیستم سپتامبر را. به این مناسب نگاهی می‌کنیم به وضعیت ایران، که کودک‌آزاری و کار کودکان در سال‌های اخیر در آن افزایش داشته است. روز کودک در ایران هفدهم مهرماه جشن گرفته می‌شود.

یونیسف از سال ۲۰۰۲ میلادی برنامه‌ای پنج ساله را آغاز کرد که شعار آن «جهانی شایسته‌ی کودکان» بود. سال گذشته عبارت «جهان بدون خشونت» به این شعار افزوده شد تا توجه به آزار کودکان و خشونت‌های جسمی و جنسی علیه آنان بیشتر جلب شود. یونیسف حدود نیم قرن پیش کنوانسیون حقوق کودک را تدوین و به کشورهای عضو سازمان ملل ارائه کرد. جمهوری اسلامی اسفند ماه ۱۳۷۲ به این این پیمان پیوست و شورای نگهبان و مجلس، آن را به‌صورت مشروط تصویب کردند. ایران این حق را برای خود محفوظ نگه داشته که مفادی از این پیمان را که با قوانین جاری کشور همخوان نیست رعایت نکند. از این مفاد یکی به آزادی بیان و انتخاب مذهب مربوط است و دیگری به ممنوعیت اعدام کودکان زیر ۱۸ سال.

قوانین، سد راه حقوق

شواهد و آمار نشان می‌دهد در ۱۴ سالی که از پیوستن جمهوری اسلامی به کنوانسیون یونیسف می‌گذرد وضعیت کودکان در ایران چندان بهتر نشده است. کارشناسان معتقدند، در کنار مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، یکی از موانع رعایت حقوق کودکان عدم تغییر و به‌روز نشدن قوانین جاری کشور در این زمینه است. مطابق قانونی که همچنان در جمهوری اسلامی اعتبار دارد پدریا جد پدری ولی کودک به شمار می‌روند و تعقیب قضایی آنها در صورت صدمه زدن به فرزندانشان تقریبا ناممکن است. پدر مجاز است فرزندان خود را به منظور تربیت تنبیه کند. قوانین جاری می‌گویند این تنبیه نباید از آنچه «حدود تادیب» خوانده می‌شود فراتر رود، اما تعریف دقیق این حدود ارائه نشده است.

رشد کودک‌آزاری

بسیاری از نهادهای غیردولتی حامی حقوق کودکان اعتقاد دارند کودک‌آزاری در سال‌های اخیر افزایش چشمگیر و نگران‌کننده‌ای داشته است. کارشناسان تشدید فقر و بحران‌های خانوادگی را از عوامل اصلی این روند صعودی عنوان می‌کنند. بنابر آماری که انجمن حمایت از حقوق کودکان منتشر کرده کودک‌آزاری در سال ۸۶ به نسبت سال پیش از آن ۳ و نیم درصد افزایش داشته است.

این آمار با توجه به مراجعه به این انجمن تهیه شده و نمایانگر واقعیت و وضعیت کلی جامعه نیست. به گفته‌ی سعید مدنی یکی از کارشناسان آسیب‌های اجتماعی «در مطالعه‌‌ای که در سال ۸۰ در تهران انجام شده ۳۱ درصد دانش ‌آموزان راهنمایی به نوعی دچار آ‍زار جنسی شده بودند.» مطالعات مشابهی در شهرستان‌های دیگر از درصد بالاتری از انواع آزارها خبر می‌دهند. با این همه صاحب‌نظران معتقدند در کنار ملاحظات فرهنگی و سنتی، که مانع از گزارش همه‌ی موارد کودک‌آزاری می‌شود، در ایران برنامه‌ای منظم و روشمند برای گزارش‌دهی و جمع‌آوری اطلاعات در این زمینه وجود ندارد.

کودکان خیابانی

بررسی‌ها نشان می‌دهد آزار در میان کودکان خیابانی و کار بسیار بیشتر است، و آمار رو به رشد این کودکان در ایران می‌تواند تاییدی بر افزایش کودک‌آزاری باشد. مدیر عامل انجمن حمایت از کودکان سی و یکم تیر ماه اعلام می‌کند در سال ۷۵، ده درصد از کودکان بین ۱۰ تا ۱۸ سال مشغول کار بوده‌اند اما مطابق آمار سال ۸۵ این تعداد به ۱۲ و ۷ دهم درصد رسیده که یک میلیون و ۶۶۰ هزار کودک را شامل می‌شود. فرشید یزدانی به ایسنا می‌گوید با توجه به آمار جمعیت و تعداد دانش آموزان هم اکنون بیش از سه میلیون و۶۰۰ هزار کودک خارج از چرخه‌ی تحصل قرار دارند. تعداد کودکان کار و خیابانی دقیقا مشخص نیست و نهادهای مسئول نه تنها آمار تشکل‌های غیر دولتی را قبول ندارند که در مورد آمار یکدیگر نیز تردید نشان می‌دهند.

سازمان بهزیستی گزارش می‌دهد در سال جاری تعداد کودکان خیابانی شناسایی شده در تهران به نسبت سال پیش دو برابر شده. حسن عماری، معاون اداره‌ی کل آسیب‌های اجتماعی شهرداری تهران، با اشاره به این که تا کنون حدود ۷ هزار کودک کار خیابانی شناسایی شده‌اند، ۲۷ شهریور ماه، به برنانیوز می‌گوید، «آماری که سازمان بهزیستی ارائه داده ۲۰ هزار کودک کار خیابانی در تهران است که ما نمی‌دانیم این آمار را برچه اساسی به دست آورده‌اند.»

کودکان کار

یونیسف فروردین امسال تعداد کودکان خیابانی در ایران را بین ۴۰۰ هزار تا یک میلیون نفر برآورد کرده است. مطابق آمار رسمی این تعداد در کل کشور از ۲۰۰ هزار نفر تجاوز نمی‌کند. گذشته از تمایل مسئولان به کوچک نشان دادن ابعاد کار کودکان، یکی از مشکلات مهم در این زمینه به ابهام در تعریف کودک و کار مربوط است. به گفته‌ی مدیر عامل انجمن حمایت از حقوق کودکان، در ایران بیش از ۹۰۰ هزار دختر خانه‌دار وجود دارند که با تعریف یونیسف کودک محسوب می‌شوند. یزدانی می‌گوید با افزودن این تعداد به کودکان کار، تعداد آنها از  دو و نیم میلیون فراتر می‌رود.

 


قتل فجیع دختربچه 7 ساله پس از آزار جنسی

دوشنبه 2 خرداد 1390 08:03 ب.ظ

قتل فجیع دختربچه 7 ساله پس از آزار جنسی

 

جوان 22ساله‌ای كه پس از شكنجه دختری 7ساله در مشهد او را به طرز فجیعی كشته بود، بزودی محاكمه می‌شود.

این جوان 22ساله چند روز قبل از ارتكاب جنایت از یكی از استان‌های جنوبی كشور برای كار به مشهد آمده بود و در یك كارگاه تولیدی واقع در حاشیه شهر مشهد كار می‌كرد. قاتل در چند روز نخست كاری‌اش متوجه دختر دانش‌آموزی شد كه از مقابل كارگاه عبور می‌كرد و به مدرسه می‌رفت. جوان 22ساله كه افكار پلیدی را در سر می‌پروراند با دیدن دختربچه، نقشه سوءاستفاده از وی را در ذهن خودش طراحی كرد و ظهر روز بیست و سوم آذرماه با نیت شیطانی خود، دخترك را به بهانه‌ای به داخل ساختمانی مخروبه كشاند و جلوی دهان او را محكم گرفت.

در این لحظه جوان شیطان‌صفت با توسل به زور دختربچه را شكنجه كرد و بخاطر ترس از اینكه دختر هفت ساله وی را شناخته است، طعمه خود را به طرز فجیعی به قتل رساند.

قاتل بی‌رحم سپس جسد غرق به خون دخترك را داخل زمین‌های كشاورزی جاده مشهد- كلات رها كرد و به سركار خود برگشت. خانواده این دختر معصوم كه از ناپدید شدن او نگران شده بودند، مفقود‌شدن فرزندشان را به پلیس اطلاع دادند.



24 ساعت بعد

یكی از اهالی مشهد در تماس با فوریت‌های پلیسی110 گفت كه جسد غرق به خون دختربچه‌یی را در كنار جاده مشاهده كرده است. در پی این گزارش، ماموران كلانتری خلق‌آباد مشهد برای بررسی موضوع به محل اعزام شدند و جسد خون‌آلود دخترك را داخل گودالی در پشت پمپ‌ بنزین جاده مشهد- كلات كشف كردند. با كشف این جسد، به دستور علی‌اكبر صفاییان، بازپرس ویژه قتل تلاش برای احراز هویت مقتول آغاز شد و باتوجه به اینكه مفقودی، دختربچه‌یی در همان منطقه اعلام شده بود، موضوع به اطلاع این خانواده رسید و جسد مورد شناسایی والدین كودك قرار گرفت. این درحالی است كه معاینات لازم در پزشكی قانونی حاكی از آن بود كه كودك هفت ساله قبل از مرگ، مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته است.

دستگیری 8 مظنون به قتل

رییس پلیس‌ آگاهی خراسان رضوی گفت: با معاینه دقیق نشانه‌ها و اثراتی كه از رد كفش قاتل و خون‌های ریخته شده روی زمین در محل جنایت به جا مانده بود، كارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی هشت نفر را به عنوان مظنون دستگیر كردند اما این افراد كه قاتل نیز یكی از آنان بود منكر ارتكاب هرگونه عمل خلاف و جرمی شده و بنابه حكم قضایی تمامی آنها آزاد شدند. اگرچه بطور كاملا نامحسوس تحت كنترل قرار گرفتند و از آنان خواسته شد تا روشن شدن نتایج آزمایشات پزشكی قانونی، از مشهد خارج نشوند.

سرهنگ حسین بیدمشكی افزود: مظنون اصلی پرونده با وحشت از اینكه پلیس حقیقت را دریابد مشهد را به مقصد شهرستان فردوس ترك كرد، اما تیم‌های كنترل نامحسوس پلیس همچنان او را تحت نظر داشتند. این مقام انتظامی گفت: متهم پس از گذشت 21روز درحالی كه نمی‌توانست خود را از چنگ عذاب وجدان نجات دهد با مراجعه به پاسگاه انتظامی باغستان پلیس فردوس در اظهاراتی متناقض بیان داشت كه دختربچه‌یی را در حوالی مشهد به قتل رسانده است.

وی خاطرنشان كرد: در پی این اعترافات، موضوع به پلیس آگاهی استان اعلام و كارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی با اخذ نیابت قضایی به شهرستان فردوس اعزام شده و متهم را به مشهد انتقال دادند.

سرهنگ بیدمشكی افزود: جوان 22ساله‌ پس از مشخص شدن نتیجه كالبدشكافی مبنی بر تایید تجاوز به دختر بچه و قتل او به وسیله ضربه ای سخت، در مقابل مقام قضایی، صراحتا به قتل اعتراف كرد. هم‌اكنون متهم برای انجام آزمایشات تشخیص سلامت روانی به پزشكی قانونی انتقال یافته است.

اعترافات هولناك عامل جنایت

جوان 22ساله در بازجویی‌های به عمل آمده گفت: اهل یكی از شهرهای جنوبی هستم و تا كلاس دوم دبیرستان درس خوانده‌ام. من برای كار به مشهد آمدم و در كارگاهی مشغول كار شدم. چند روزی بود كه دخترك را می‌دیدم تا اینكه روز قبل از حادثه به بهانه گرفتن شیلنگ آب به در خانه آنها رفتم و او را از نزدیك دیدم. با دیدن این دختربچه وسوسه شدم تا نیاز جنسی‌ام را با سوءاستفاده از او برطرف كنم به همین خاطر ظهر روز بعد، زمانی كه دخترك از مدرسه به خانه برمی‌گشت، صدایش كردم و به بهانه اینكه بیا شیلنگ را بگیر او را به داخل ساختمانی مخروبه كشاندم.

قاتل 22ساله افزود: من جلوی دهان دختربچه را گرفتم و با زور او را مورد آزار و اذیت قرار دادم. بعد از آنكه به نیت پلید خود رسیدم دختربچه درحالی كه حالش بد بود و گریه می‌كرد چند ثانیه به چشمانم خیره شد. با این تصور كه او مرا شناخته است او را كشتم. من كه اصلا نمی‌فهمیدم چه كار می‌كنم جسد دخترك را به كنار جاده كشاندم و داخل گودالی انداختم و فرار كردم.

عامل جنایت درحالی كه بشدت دچار عذاب وجدان و احساس پشیمانی و ندامت شده بود و دستانش می‌لرزید با صدایی لرزان گفت: در این مدت از خواب و خوراك افتاده بودم و به هر كجا نگاه می‌كردم چهره دختر بی‌گناه یادم می‌آمد. من خیلی عذاب كشیدم و وجدانم ناراحت بود بالاخره خودم را از كابوس و وحشت نجات دادم و حقیقت را گفتم اگرچه دیگر راهی برای بازگشت نمانده است. به گزارش «ملت ما»، ‌بازپرس پروند كیفرخواست متهم را به اتهام قتل عمد و آزار و اذیت دختربچه صادر كرد و بزودی این متهم در دادگاه كیفری استان خراسان رضوی محاكمه خواهد شد.

 

انواع و اقسام كودك آزاری

 

تصاویری غم انگیز از كودك آزاری

 

 

نگاهی به دلایل شیوع کودک آزاری در جامعه...

در طرح غربالگری و جمع آوری معتادان از سوی سازمان بهزیستی، گزارشی مبنی بر وقوع یک کودک آزاری در منطقه ای از مشهد به پلیس اعلام شد.

ماجرا از این قرار است که پدری کودک 8 ساله اش را بشدت مورد ضرب و شتم قرار داده و بر اثر کتک های شدید، چندین نقطه از اعضای بدن کودک و همچنین جمجمه او دچار شکستگی شده بود. به هر طرف بدن کودک که نگاه می کردی، جز آثار کبودی، خونمردگی، سوختگی، گازگرفتگی و زخم های شدید نمی دیدی. متاسفانه بر اثر این کتک ها و اذیت ها، نه تنها عوارض ظاهری و جسمی فراوان در این کودک ایجاد شده، بلکه از نظر روحی و روانی نیز دچار اختلالات فراوان شده است، حتی مادربزرگ، عمه و سایر اقوام پدری کودک نیز که با او مرتبط بوده اند نه تنها از پسربچه 8 ساله حمایت نکرده اند، بلکه وی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. 

این پسر، فرزند طلاق بود که پس از طلاق به پدر سپرده شد. پدر از ابتدای پذیرش سرپرستی کودک، در خانه را به روی او می بسته و او را به فروش مواد مخدر از زیر در خانه مجبور می کرده و هر زمان که تعللی در کارش به وجود می آمده، تا سرحد مرگ او را کتک می زده است.

کودک آزاری عبارتست از هر نوع ضرب و شتم یا جراحت فیزیکی، روانی یا تحقیر کودک تا 18 سال که تاثیر ماندگاری بر وضعیت بدن یا روان او برجای بگذارد. برخی از این آثار می تواند مخفی باشد؛ مانند ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن از غذا، حبس در حمام یا زیرزمین.

● کودک آزاری را می توان به 4 نوع تقسیم کرد:

1) کودک آزاری جسمی، شامل آزار و کتک زدن به کودکان به گونه ای که اثر آن بر بدن کودک بر جا بماند و در مواردی هم به مرگ و نقص عضو منجر شود.

2) کودک آزاری جنسی شامل استفاده از بچه ها به قصد لذت جنسی به هر شکل ممکن

3) کودک آزاری عاطفی یا روانی شامل تحقیر کودک، طوری که به عزت نفس او خلل وارد کند یا اعتماد به نفس او را پایین آورد؛ مثل مقایسه با دیگران و سرکوفت زدن، ایجاد احساس خجالت، تحقیر نزد دیگران بخصوص سایر کودکان، مطرح کردن نقاط ضعف و دادن لقب های ناراحت کننده مانند دست و پا چلفتی و ... 4) غفلت عبارت است از ناتوانی یا برآورده نکردن ارادی نیازهای کودک اعم از نیازهای جسمی و بدنی مثل تهیه خوراک و پوشاک مناسب یا نیازهای روانی کودک مثل اجازه بازی ندادن به وی.

● آزار یا تنبیه

کودک آزاری مربوط به طبقه خاصی نمی شود و فقر فرهنگی به اندازه فقر اقتصادی می تواند در ایجاد آن خطرآفرین باشد، به نحوی که مساله کودک آزاری در بین افراد تحصیلکرده و با بضاعت مالی خوب هم دیده می شود.

در این میان باید توجه داشت که کودک آزاری با تنبیه بدنی متفاوت است. والدین با تنبیه به کودک می فهمانند که رفتار خود را اصلاح کند، اما به علت ناآگاهی و همچنین نقص قانون بسیاری از پدر و مادران به بهانه تنبیه، کودکان خود را در معرض آسیب های جدی روحی و روانی قرار می دهند.

● علل بروز کودک آزاری

عدم آگاهی والدین از حقوق کودک و احترام به شخصیت این انسان های کوچک در شکل گیری حوادث کودک آزاری دخیل هستند، عدم ارایه آموزش های لازم قبل و بعد از ازدواج، نبودن فیلترهایی به منظور تعیین صلاحیت والدین در به وجود آوردن و نگهداری فرزند نیز از جمله مواردی است که در برنامه های فرهنگی، آموزشی و تربیتی دستگاه ها نادیده گرفته شده و موجبات کودک آزاری را فراهم کرده است. همچنین ناهنجاری های اجتماعی از قبیل فقر، کمبود امکانات زندگی، اعتیاد، محیط خانوادگی، بیکاری و طلاق خانواده را به انواع آسیب های اجتماعی مبتلا کرده است تا آنجا که نه تنها از زندگی احساس لذت و رضایت نکرده بلکه در حالت درماندگی، نوک پیکان سرخوردگی و وحشت را به سوی کودک نشانه می روند که در اشکال کتک زدن، پرت کردن، به کارهای سخت گرفتن، لگد زدن، داغ کردن و ... بروز پیدا می کند به طوری 15 درصد کودکان هنگام تنبیه بدنی از سوی والدین دچار جراحت و مصدومیت می شوند. از طرف دیگر کودک تک والد، فرزند خوانده، دارای ناپدری و نامادری، کودکان نارس که تغذیه و پرستاری از آنها دشوارتر بوده و مراقبت از آنها زمان بیشتری می طلبد، کودکان دچار ناهنجاری بخصوص عقب ماندگی ذهنی و دارای نقایص جسمی که به دلایل غیرطبیعی بودن آنها مهر و محبت در والدین ایجاد نکرده و مادر از داشتن کودک ناراضی است در کنار کودکانی که زیاد گریه می کنند یا آنهایی که بیش از سایر همسالانشان در معرض آسیب دیدگی هستند همچنین کودکانی که ناآرام و پر زحمتند و به سختی تربیت می شوند همگی در معرض تهدیدات کودک آزاری از سوی والدینشان قرار دارند.

برخی از والدین نیز به دلیل وجود مشکلات اقتصادی و گاه ضعف شخصیت دچار ناتوانی در حل مسایل خویش شده و کانون خانواده را به جهنمی برای کودک تبدیل می کنند، آنان خواسته یا ناخواسته ناکامی ها، خشونت ها و زورگویی هایی را که از دوران طفولیت و جوانی تجربه کرده اند، عینا به کودکان که کوچک ترین قدرت دفاعی ندارند، منتقل می کنند.

بنابراین می توان گفت: به همان نسبت که والدین سالم از لحاظ روانی و آگاهی، موجب شکوفایی و نمو هر چه بهتر کودک می شوند به همان نسبت والدین ناآگاه و دارای فقر فرهنگی و مادی به منزله سمی برای کودک به شمار می روند. در این میان کودکان طلاق در صدر خطرپذیری این آزارها هستند.

● عواقب کودک آزاری

کودکان در تاریخ 3000 ساله بشر همیشه به نوعی از انحا مورد آزار قرار می گرفته اند، آزاری که بخش عمده آن از سوی والدین متعصب و خرافی در گذشته با زنده به گور کردن دختران تجلی می یافت و امروز به بهانه تادیب، اصلاح و تنبیه.

در کودک آزاری تنها صدمات فیزیکی مطرح نیست، بلکه آسیب های روانی آن، آثاری به مراتب طولانی تر و عمیق تر دارد و از این رو تمامی کودکانی که تحت آزار شدید والدین بوده اند، باید تحت درمان قرار بگیرند تا فشارها و آسیب های عاطفی و روانی که در شرایط مختلف تحمل کرده اند جبران و برطرف شود و چنانچه قربانی کودک آزاری شناسایی یا جنبه های آسیب روانی جدی گرفته نشود کودک آزار دیده در آینده به فردی ضد اجتماعی تبدیل شده و در صدد انتقامجویی برمی آید. همچنین یکی از نکات برجسته در خانواده های کودکان آزار دیده انتقال خشونت از نسلی به نسل دیگر است. به این ترتیب کودکی که تحت آزار و اذیت والدین قرار می گیرد به وسیله سازوکارهای روانی، بویژه همانند سازی یا مشابهت با مهاجم بتدریج خود نیز رفتارهای خشونت آمیز بروز می دهد و به همین شکل این رویه را به فرزندان و نسل های بعدی منتقل می کند. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که کودک آزار دیده یا فردی ترسو و منفعل خواهد شد یا دست به انتقام از جامعه خواهد زد، اگر راه دوم را پیش گیرد، دامنه جنایات در آینده در جامعه افزایش چشمگیری پیدا خواهد کرد و کم توجهی جامعه به این موضوع خسارات زیاد و جبران ناپذیری را به وجود خواهد آورد.

● نقش قوانین در دفاع از قربانیان کودک آزاری

سال 72 مجلس شورای اسلامی طی ماده واحده ای، متن کنوانسیون حقوق کودک را مبنی بر حمایت از حق حیات، حق کسب هویت، حق زیستن با والدین، منع انتقال غیرقانونی کودکان، حق شرکت در اجتماع و ایفای نقش های اجتماعی، منع رفتارهای خشن، آموزش و تحصیل، تفریح و بازی، منع استثمار، حمایت در برابر مواد مخدر، حمایت در برابر زیان های ناشی از کار، تقویت روحیه صلح طلبی و حمایت از کودکان آسیب دیده روحی و جسمی را پذیرفت.

از سوی دیگر، 9 سال پس از قبول این کنوانسیون یعنی سال 81 فشارهای حاصل از سوی کارشناسان قانون و نهادهای زیر مجموعه موجب شد تا قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در قالب 8 ماده به تصویب برسد که طبق آن، کودک آزاری جزو جرایم عمومی بوده (احتیاج به شکایت شاکی خصوصی ندارد) به طوری که طبق ماده 2 این قانون، مصوب شد هرگونه صدمه، اذیت، آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده گرفتن سلامت و بهداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل کودکان آنها ممنوع و مرتکب این جرم، محکوم است.

تصویب قوانین حمایت از حقوق کودک درحالی است که موانع قانونی درکشور درصد قابل توجهی از والدین کودک آزار را از پیگیری قانونی مصون کرده است و این جرایم اغلب زمانی فاش می شودکه فاجعه بزرگی رخ داده و جرم از حالت ابتدایی و اولیه اش خارج شده باشد.

پدر 17 ساله در کرج، کودک 5/1 ساله اش را کشت، وقتی علی 8 ساله در بیمارستان مرد، همه فهمیدند که ناپدری اش او را آزار می داده است وقتی نیلوفر، جان خود را از دست داد پزشکی قانونی اولین نهادی بود که از وقوع یک کودک آزاری در حالی خبر دادکه چیزی برای دفاع نبود و تنها آثار ضرب و جرح جسد دخترک 9 ساله روی میز تشریح پزشکی قانونی حکایت از آن می کرد که کودکی با بدترین شکنجه ها کشته شده است.

حال سوالی که مطرح می شود، این است که آیا قانون توانسته راهی برای پیشگیری از وقوع این جرم پیدا کند؟ آیا راهی پیدا شده که قبل از مرگ کودک یا دعواهای خانوادگی، طلاق یا محکومیت طرفین به کودک آزاری جلوی حادثه گرفته شود؟

واقعیت این است که خلاهای قانونی در برخورد با کودک آزاران، بخصوص والدینی است که در ارتباط با فرزندان خود مرتکب خشونت می شوند.

براساس قوانین فعلی و اقدامات والدین و اولیای قانونی و سرپرستان صغار و محجورین که به منظور تادیب یا حفاظت آنها انجام می گیرد، مشروط بر این که اقدامات مذکور در حد متعارف ، تادیب و محافظت باشد، جرم نیست همچنین هر چند ماده 1179 قانون مدنی به والدین حق تنبیه کودک خود را می دهد، ولی تاکید می کند که به استناد این حق نمی توانند فرزند خود را خارج ازحدود تادیب تنبیه کنند.

به نظر می رسد مشخص نبودن محدوده تادیب و تنبیه و نامشخص بودن حد متعارف در موارد قانونی مذکور، از ابهامات قانونی است. ضمن اینکه با این ابهامات دست قاضی در زمان لازم برای صدور حکم بسته و دست والدین غیر مسوول و خشن برای اعمال خشونت را باز گذاشته است.

● دیدگاهی متفاوت

از میان مراجع تقلید، آیت الله صانعی تنها مرجعی بوده که با قاطعیت و بدون هرگونه شرطی، آزار کودکان را حرام اعلام کرد. به گفته ایشان، آزار کودکان از طرف والدین جایز نبوده و نیست و کودک آزاری از طرف آنها در شرع مقدس حرام و معصیت است.

● پیشنهادها

در غیاب قانون مدون برای جلوگیری از کودک آزاری، پیشنهادیی ارایه می شود تا شاید با به کار گیری آنها، اندکی از رشد چشمگیر آن جلوگیری شود.

ابتدا باید آموزش های لازم به کودکان برای دفاع از حقوق خود و خانواده های آنان برای تعدی نکردن به حقوق کودکانشان داده شود و آنگاه موارد قانونی برای دفاع از حقوق کودک و ایجاد پلیس در این زمینه مطرح شود. همچنین بجاست با انجام آزمایش های روان شناختی در کنار دیگر آزمایش های معمول پیش و بعد از ازدواج، صلاحیت والدین مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد تا از وقوع مشکلات دیگری جلوگیری شود. همچنین آموزش مهارت های نگهداری و پرورش کودک با تکیه بر مبانی علمی و دینی از سوی دستگاه های متولی و رسانه ها ضروری به نظر می رسد.

در انتها گفتنی است که آحاد مردم نه تنها در مقابل فرزندان خویش بلکه در برابر فرزندان دیگران هم مسوولیت شرعی، اخلاقی، انسانی و ملی دارند و بیش از همه دولتمردان مکلف هستند تا شرایط زیست سالم و پرورش مادی و معنوی فرزندان ایران را تامین کنند.


میترا پازکی زاده روزنامه جام جم
 

پدیده تجاوز به کودکان در آفریقای جنوبی

مادر جوانی برای دیدار از خانواده اش، نوزاد یکماهه خود را در خانه نز د برادر همسرش تنها می گذارد تا در غیابش او از نوزاد مراقبت نماید. وقتی به خانه باز می گردد نوزاد را گریان می یابد. زن به گمان اینکه نوزاد از خیس بودن ناراحت است شروع به تعویض کودک می نماید.

 

اما آلت تناسلی فرزند یکماهه اش را خونی می بیند. فورا نوزاد را به کلینک می رساند و دکتر اعلام می کند که به نوزاد تجاوز شده است.

پرونده دیگر مربوط به دختر بچه ۴ ساله ای است که توسط پدرش مورد تجاوز قرار گرفت و بر اثر شدت جراحت درگذشت. دختر بچه ۸ ماهه ای نیز توسط دو مرد مورد تجاوز قرار گرفت.

موارد بالا تنها نمونه هایی انگشت شمار ازخیل پرونده های تجاوز در آفریقای جنوبیست. تنها در سال ۱۹۸۸، ۱۹ هزار پرونده تجاوز گزارش شده است .در سال ۱۹۹۴ این رقم به حدود ۴۲ هزار و در سال ۱۹۹۶، به ۵۰ هزار پرونده رسید.در حال حاضر روزانه ۱۵۰ نفر در این کشور مورد تجاوز قرار می گیرند. این بالاترین رقم تجاوز در دنیاست.

 

این نکته را نباید ناگفته گذاشت که از هر ۲۰ مورد تجاوز تنها یک مورد به پلیس گزارش می شود . رقم ارائه شده تنها تجاوزاتی را شامل می شود که پلیس آن را به ثبت رسانده است .

در این کشور، ۴۱ درصد موارد تجاوز، تجاوز به کودکان است که ۱۵ درصد آنان کودکان زیر ۱۱ سال و ۲۶ درصد را نوجوانان بین ۱۲ تا ۱۷ سال تشکیل می دهند.

متاسفانه باوری در بین برخی مردان سیاه پوست آفریقای جنوبی –عموما سنتی – وجود دارد که اگر با باکره ای – حتی بچه یا نوزاد – رابطه جنسی داشته باشند ویروس اچ آی وی –ایدز، از تن بیمار آنها خارج خواهد شد و این باور باعث شده که آفریقای جنوبی بالاترین رقم تجاوز را در بین کشورهای جهان به خود اختصاص دهد.

در دیگر کشورهای آفریقایی نیز زنان و کودکان وضعیت بهتری ندارند . تحقیقاتی در زریای کشور نیجریه نشان داد که ۱۶درصد بیماران یک بیمارستان که به بیماریهای عفونت جنسی مبتلا بودند را کودکان زیر ۵ سال هستند.

در سال ۱۹۹۰ در زیمباوه دکتران دریافتند که بیشتر از ۹۰۰ کودک زیر ۱۲ سال مبتلا به بیماریهای مقاربتی اند. این آمار در حال حاضر بالاتر از سال ۹۰ می باشد.در لیبریا نیز زنان و کودکان از امنیت لازم برخوردار نیستند، اما با روی کار آمدن خانم سرلیف، ریس جمهور، که قول داده است: تجاوز کنندگان را مجازات خواهد کرد، بارقه امیدی در این سرزمین به وجود آمد ه است.

اما در کنگو ، کشوری که دو بار طعم تلخ جنگ داخلی را چشید- جنگی که زنان و کودکان بزرگترین قربانیان آن بودند- مردان مسلح، پدران را مجبور می کردند تا در جمع به دختران خود تجاوز نمایند و یا مادران به زور اسلحه توسط پسران خود مورد تجاوز قرار گرفتند.

گاه خشونت این دسته از گروهای مسلح علیه زنان و کودکان بسِار وحشیانه بود. مثلا، نوزادی را از مادر جدا می کردند سپس او را به سمت آسمان پرتاب می کردند و با قمه نوزاد را از زمین و آسمان می گرفتند، و یا مادران را مجبور می کردند نوزادان خود را در هاونهای بزرگی قرار داده و با دسته هاون نوزاد بینوا را چون دانه های گندم بکوبند. کسانی که از دستوراتشان سرپیچی می کردند بلافاصله به قتل می رسیدند.

بعد از جنایتهای که در کشورهای آفریقای چون کنگو، لیبریا و رواندا صورت گرفت، اینبار نوبت سودان است. اینک شبه نظامیان عرب تبار در دارفور جنایت می آفرینند.

امیلی وکس، در مقاله خود از ساولای ۲۲ ساله می گوید که مورد تجاوز گروهی از شبه نظامیان قرار گرفت. ساولا گفته بود: به محض آنکه مردان شبه نظامی مرا دیدند دنبالم کردند در حالیکه مرا "سیاه" و "برده" خطاب می کردند.

سپس به من تجاوز کردند. یکی از شبه نظامیان به من گفت: دختر سیاه ،تو خیلی سیاهی،تو مثل سگ می مونی. ما می خواهیم یک بچه با پوست روشن درست کنیم.

گاه این شبه نظامیان به زنان و دختران در مقابل دیدگان پدرانشان تجاوز می کنند. پدرانی که بعد از دیدن این صحنه به قتل می رسند.

در برخی فرهنگها خشونت موجود است و متاسفانه برخی زنان نیز به آن مهر تایید می زنند. برای مثال حدود ۸۰ درصد زنان روستایی در مصر باور دارند که کتک زدن زن توسط شوهرش "حق" مرد محسوب می شود بخصوص اگر زن نخواهد با همسرش آمیزش جنسی داشته باشد.

در کشور غنا، تقریبا نیمی از زنان به مرد این حق را می دهند که زنان خود را کتک زنند. علاوه بر خشونتهای فیزیکی می بایست از ختنه دختران در کشورهای آفریقای نیز یاد شود که متاسفانه توسط زنان علیه زنان انجام می شود.

در ۲۸ کشور آفریقایی ختنه دختران صورت می گیرد که در برخی کشورها چون کنگو ۵ درصد و در سومالی ۹۸ درصد دختران ختنه می شوند.

مادرانی که خود در کودکی درد بسیاری را برای ختنه تحمل کرده اند اینک دختر بچه های خود را نیز وادار می کنند که همان درد را تحمل کنند. در این گونه جوامع مردان حاضر نمی شوند با دخترانی که ختنه نکرده اند ازدواج کنند چون این دختران در نظر این مردان "تمیز" نیستند.

 

یك كودك آزاری به صورت وحشیانه

 


حدود 20 درصد قربانیان تجارت انسان را کودکان تشکیل می‌دهند

به تازگی  گزارشی از سوی سازمان ملل در مورد پدیده تجارت انسان منشر شده است که در آن ازاین تجارت به عنوان پدیده‌ای رو به رشد که به ویژه زنان اغلب در آن دخالت دارند، یاد شده است. 

سازمان ملل درباره تجارت انسان آمده است:نتایج بررسی‌های ما حاکی از افزایش تجارت انسان، به ویژه نقش پررنگ زنان در این پدیده شوم است.

به گزارش پایگاه اینترنتی مجله آلمانی اشپیگل و طبق این گزارش، به ویژه در شرق اروپا و آسیای مرکزی 60 درصد افراد دخیل در امرتجارت انسان، زنان هستند.

اداره مبارزه با جنایت و مواد مخدر سازمان ملل (UNODC) نیز با ارزیابی داده‌های آماری 155 کشور در سال‌های 2007 و 2008 اعلام کرد: ‌بررسی‌های انجام شده گسترده و پردامنه‌ترین تحقیقاتی است که تاکنون پیرامون تجارت انسان انجام شده است.

 

در گزارش 292 صفحه‌ای منتشر شده از سوی سازمان ملل آمده است: تجارت انسان نسبت به گذشته بسیار افزایش یافته و دستیابی به اطلاعات و داده‌های مربوط به کشورهای مختلف نیز بسیار سخت است.

«آنتونیوماریا کوستا» ـ مدیر اجرایی این اداره ـ‌ اظهار کرد: پاره‌ای از کشور‌ها اطلاعات درستی در مورد این مشکل به ما نمی‌دهند. برخی از این کشور‌ها به دلیل جنایت و برخی دیگر نیز به دلیل نبود سازماندهی مناسب در این زمینه اطلاعات کافی در اختیار ما نمی‌گذارند.

علاوه بر این طبق گزارش سازمان جهانی کار(ILO) نیز حدود دو میلیون تن سالانه به نوعی بردگی مدرن تن می‌دهند.

طبق این گزارش به نظر می‌رسد که استثمار جنسی با 79 درصد، شایع‌ترین دلیل تجارت انسان باشد. کار اجباری با اختصاص 18 درصد دومین دلیل رایج‌ تجارت انسان است.

با وجود آمار منتشره، UNODC اعلام کرد که بررسی این وضعیت در خیابان‌های کشورهای مورد بررسی راحت‌تر به چشم می‌خورد.

در ادامه این گزارش آمده است، حدود 20 درصد قربانیان تجارت انسان را کودکان تشکیل می‌دهند. در برخی مناطق غرب آفریقا این درصد حتی به 100 درصد نیز افزایش می‌یابد. در برخی مناطق جنگی نیز آن‌ها مجبور به استفاده از اسلحه و رفتن به جنگ هستند.

گزارش اشپیگل می‌افزاید: با آن که پروتکل سازمان ملل علیه تجارت انسان در سال 2003 اجرایی شد، اما طبق این گزارش هنوز در برخی از کشور‌ها و به ویژه در آفریقا خواسته‌های سیاسی یا ابزار حقوقی لازم برای مبارزه با تجارت انسان وجود ندارد.

UNODC در ادامه از دولت‌ها و بخش‌های خصوصی درخواست کرد که در مسیر مبارزه با تجارت انسان اقدامات جدی‌تری را اتخاذ کنند.

کوستا گفت: جای بسی تاسف است که در قرن 21 ما شاهد انتشار گزارشی در مورد بردگی هستیم.

در ادامه‌ گزارش UNODC آمده است: بحران اقتصادی مطمئنا باعث سخت‌تر شدن شرایط و حاد‌تر شدن مشکل تجارت انسان خواهد شد.

 

كودكان همیشه در معرض خطر بیگانگان و تجاوزگران هستند. مواظب آنها باشیم

 

تصاویری از كودكان آزار دیده و شكنجه شده

 

 

استفاده‌ پلیس‌فرانسه‌ از گاز اشک‌آور علیه‌ کودکان!

استفاده پلیس شهر "بوزانسون" فرانسه از گاز اشک‌آور علیه تجمع مسالمت آمیز والدین دانش‌آموزان یک مدرسه و فرزندانشان، کودکان حاضر در تجمع را دچار مصدومیت تنفسی کرده است.

شبکه ایران: به گزارش روزنامه فرانسوی لیبراسیون، نزدیک به 500 تن از والدین دانش آموزان که در مقابل یک مدرسه به تجمع اعتراض آمیز علیه نحوه آموزش در مدارس اقدام کرده بودند با مقابله شدید نیروهای پلس فرانسه مواجه شدند.

بنابر این گزارش، نیروهای پلیس شهر بوزانسون فرانسه از بیم گسترده شدن این تجمع و شورش مردمی علیه دولت نیکلا سارکوزی با استفاده از گاز اشک آور به متفرق کردن تجمع کنندگان پرداختند.

"ایزابل کویت"، یکی از مادران حاضر در این تجمع به خبرنگار روزنامه لیبراسیون گفت: نیروهای پلیس فرانسه برای مقابله با تجمع مسالمت آمیز والدین دانش آموزان که بیش از 15 تن از کودکان خردسال خود را نیز همراه داشتند، به پرتاب گاز اشک آور پرداختند که شماری از کودکان مصدوم شدند و مشکل تنفسی پیدا کردند.

این اقدام پلیس فرانسه در حالی است که نیروهای امنیتی و پلیس این کشور در جریان تظاهرات گسترده و اعتصاب عمومی یک ماهه در فرانسه از بدترین روش‌های ممکن برای مقابله با تظاهرات کنندگان استفاده کرده بودند.

نیروهای امنیتی فرانسه حتی با تصویر برداری و شناسایی تظاهرات کنندگان، به خانه‌های آنها هجوم برده و به بازداشت این افراد اقدام می‌کردند.


یک میلیارد گرسنه در جهان

دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 08:03 ب.ظ

یک میلیارد گرسنه در جهان

تشدید بحران اقتصادی در جهان به بدتر شدن شرایط تغذیه‌ی مردم جهان سوم منجر شده است. سازمان خواربار جهانی و نهاد‌های امدادرسانی هشدار می‌دهند که شمار گرسنگان در ماه‌های آینده به یک میلیارد نفر افزایش خواهد یافت.

 

گرسنگی و سوءتغذیه پیش از بروز بحران اقتصادی جهانی نیز در جهان سوم رو به رشد بود.  مواد خام ارزان‌تر شده‌اند، اما قیمت خوراک بالا رفته است.نماینده‌ی سازمان امدادی “اکسفام“ در آلمان می‌گوید، خطری در نیمه‌ی دوم سال جاری در کمین جمعیت کشورهای رو به توسعه است که  می‌توان نام "بحران گرسنگی" را به آن داد. به نقل از سازمان تغذیه‌ی جهانی، هر جهش شوک‌‌آور در قیمت ‌مواد خوراکی می‌تواند وضع گرسنگان را وخیم‌تر سازد.

 

بازگشت بحران تغذیه

یک کارشناس کشاورزی در بانک جهانی از بحران تغذیه یا سوءتغذیه در سطح جهان می‌گوید. به عقیده‌ی این کارشناس، افزایش بهای گندم، ذرت و سایر اقلامی که خوراک پایه‌ی جمعیت کشورهای فقیر را تشکیل می‌دهند، شرایط نگران کننده‌ای ترسیم می‌کند.

اطلاعات ارائه شده از سوی سازمان خواربار جهانی نشانگر این هستند که قیمت مواد خوراکی در کشورهای رو به توسعه از سال گذشته بالا رفته‌اند. طبق آمار، این افزایش بها در ماه‌های قبل ترمیم نشده و برخی اقلام ضروری، گران‌ترهم شده‌اند. این در حالی است که نرخ پاره‌ای فرآورده‌های کشاورزی در بازار آزاد طی ۱۲ ماه گذشته، کاهش قابل توجهی داشته است به‌طور نمونه، قیمت ذرت در پاناما به نسبت سال گذشته در ماه فوریه، ۲۲ درصد گران‌تر شده، در حالی‌که در همین فاصله‌ی زمانی، شاخص سهام خرید و فروش مواد خام بیش از ۳۰ درصد تنزل کرده است. نرخ برنج وارداتی به کنگو دو برابر شده، حال آن‌که شاخص داد و ستد برنج، به یک سوم کاهش یافته است. خریداران برنج در فیلیپین، ماده‌ی اصلی خوراک خویش را ۲۰ درصد گران‌تر از از ماه فوریه‌ی سال گذشته تهیه می‌کنند.

بحران انسانی

رشد قیمت‌ها، دلایل چندی دارد. به نظر کارشناسان سازمان خواربار جهانی، نقش محوری به  شکنندگی پول بسیاری کشورهای فقیر باز‌می‌گردد که  ارزش خود را در برابری با دلار، هرچه بیشتر از دست می‌دهند. نرخ واردات مواد خوراکی به دلار است، زیرا دلار شاخص ارز داد و ستد بین‌المللی است.

یک دلیل دیگر، افزایش بهای کود در سطح جهان است که این خود منجر به کم‌حاصلی زمین‌های کشاورزی می‌شود. بسیاری از کشورهای فقیر از پیامدهای گرم شدن زمین، آسیب‌های جدی دیده‌اند. خشکی بیش از حد خاک یا شستشوی املاح خاک در پی سیل، زمین‌های بسیاری کشورها را عقیم کرده و این در نهایت، وابستگی آنها به واردات را بیشتر می‌کند.

احتمال می‌رود که ذخیره‌ی ارزی بسیاری کشورهای فقیر برای خرید و واردات مواد خوراکی گران، به اندازه‌ی کافی نباشد. بر این اساس، رئیس بانک جهانی از کشورهای غنی درخواست کرده که صندوق ویژه‌ای برای کمک به کشورهای رو به توسعه دایر کنند تا به این وسیله جلوی دگردیسی بحران مالی به بحرانی انسانی و سیاسی را بگیرند.

مشکل گرسنگی، موضوع اصلی اجلاس سال گذشته سران کشورهای جهان بود. در این اجلاس مبلغ ۱۲،۳ میلیارد دلار بودجه برای صندوق ویژه‌ی تغذیه اختصاص داده شد. اما این مبلغ در قیاس با بسته‌های بیلیون دلاری اختصاص یافته برای نجات اقتصاد، بسیار نازل جلوه می‌کند. به نقل از مسئولان سازمان امدادی "اکسفام"،  تاکنون تنها مبالغ بسیار کمی از همین صندوق به حساب نهادهای امدادی واریز شده‌اند.

 

گلی زیبا درست شده توسط كودكان گرسنه

 


چه میتوان باید كرد .؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

تصویر بالا عکس کودک خردسالی که در جنگ های داخلی سومالی به شدت ضربه دیده، در آن جنگ ها حدود یک میلیون نفر همه با کتک و چاقو و تبر کشته شدند. به همه راهبه ها تجاوز شد، پدرهای مقدس کشته شدند، مادرها پاشیده شدند، کودکان سر بریده شدند. شاید باید با عاشورا مقایسه بکنیم که همه جسم ها تکه تکه شده بودند، هر کسی که رد می شد، با تبر بر جسم سرد یک ضربه ای وارد می کرد، جسم متلاشی می شد، فیلم های بسیاری از این حرکت ها گرفته شده، و من یکی دارم، دوست ندارم هیچ کس حتی خودم دوباره، آن فیلم را ببینم. آخرین عکس یکی از صحنه های همین درگیری ها می باشد، اگر کمی دقت کنید می بینید اطراف پر از جسم مُرده است..
چه باید کرد ؟
آیا میتوان انسان بود ،
آیا میتوان احساس داشت ،
آیا میتوان به زلالی کودکان عشق ورزید ،
آنگاه با دیدن تصویرهایی اینچنین تلخ ،
با دیدن اشکهای این کودک معصوم ،
از ژرفای وجود فرباد سر نکرد که :
مرگ بر جنگ ، مرگ بر جنگ ،
و بازهم مرگ بر جنگ …

 

http://blog.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/06/200687195747484.jpg

خدایا چه رنجی است انسان بودن؟ زنده بودن و دیدن ؟

http://blog.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/06/q.jpg

گرسنگی باعث وقوع اتفاق های غیر منتظره می شود

http://blog.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/06/biafra.jpg

اگر من جای او بودم چه ؟

 

هم پایش، هم شکمش..

http://blog.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/06/KoreanWarRefugeeWithBaby.jpg

تایوان

http://blog.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/06/pic.jpg
چه وصفی می توان کرد ؟ وقتی بچه ها گروگان باشند
http://blog.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/06/soldier_girl.jpg
چه قدر دردناکِ که انسان از بودنش شرم داشته باشه

 

http://blog.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/06/_44400490_chad_getty_416b.jpg

http://blog.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/06/bnw-carlisle-umunna-nigeria-biafra-war-child-casualty-3.jpg
می برم جسم سرد برادر خردسالم را

http://blog.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/06/sh5.jpg

می کشم جسم سرد مادرم را – کیست که با من هم دردی کند

http://blog.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/06/1586_1227692257_21641.jpg

http://blog.tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/06/945-20050706-29.jpg

چرا؟

 

 

کودکان فقیر و خندان

چهره های خندان پسربچه ها در یك روستای ماهیگیری در جنوب لواندا پایتخت آنگولا..
 
 

یونیسف (صندوق کودکان ملل متحد) - UNICEF

جنگ جهانی دوم قربانیان زیادی داشت كه از جمله آنان، كودكان و زنان بودند. وضعیت فاجعه‌بار كودكان و فكر حمایت از آن‌ها و جلوگیری از تكرار چنین وضعیتی، منجر به این شد كه مجمع عمومی در دسامبر 1946 به توصیه شورای اقتصادی و اجتماعی، صندوق بین‌المللی سازمان ملل متحد را جهت حمایت از كودكان در اروپا و چین و كشورهایی كه درگیر جنگ شده بودند تأسیس نماید. با گذشت چند سال، در دسامبر 1950 بنا به تصمیم مجمع عمومی، مأموریت صندوق به سوی ارائه كمك‌های لازم، برای كودكان كشورهای در حال توسعه تغییر جهت داد. در نهایت در اكتبر 1953 مجمع عمومی برآن شد تا این سازمان را به عنوان «ركن دائمی» نظام ملل متحد قرار دهد. در همین راستا، نام آن را به «صندوق كودكان ملل متحد» تغییر داد.
صندوق كودكان ملل متحد با توجه به مسئولیت ها و فعالیت‌های آن از بابت بقا، حمایت و ارتقای جایگاه اجتماعی و آموزشی كودكان و زنان در سطح جهان، به ویژه كشورهای كم توسعه و عقب‌مانده، در میان اركان فرعی سازمان ملل متحد، از حیث فعالیت درحوزه توسعه انسانی و پایدار جایگاه خاصی دارد.



ساختار سازمانی یونیسف

یونیسف یكی از اركان دائمی سازمان ملل متحد است. لازم به یادآوری است كه سازمان ملل متحد علاوه بر شش ركن اصلی، دارای اركان فرعی متعددی است كه هریك از آن‌ها وابسته به یكی از اركان اصلی هستند. این اركان فرعی كه عموماً شرایط لازم برای تبدیل شدن به سازمان‌های تخصصی را دارند به دلایل سیاسی كه ناشی از سیاست و منافع قدرت‌های بزرگ است، تغییر وضعیت نیافته‌اند، علت مخالفت كشورهای بزرگ، آزادی عمل و قدرت مستقلی خواهد بود كه این سازمان‌ها به دست خواهند آورد و مشكلاتی كه این آزادی می‌تواند برای كشورهای مذكور پدید آورد.
اركان فرعی به موجب قطع‌نامه‌های صادره از سوی مجمع عمومی تأسیس می‌شوند، این اركان تنها در صورتی ایجاد می‌شوند كه اختیارات آن‌ها در چارچوب اختیارات صریح یا ضمنی مجمع قرار گیرد. یونیسف به عنوان یك «آژانس عملیاتی» از ساختاری برخوردار است كه می‌تواند به صورت مستقل سیاست‌های لازم را جهت اجرا تصویب نماید. این ساختار به دلیل حضور كشورهای كوچك و ضعیف و قدرت رأی آن‌ها، مورد رضایت كشورهای قدرتمند نیست و مشكلاتی را در راستای فعالیت‌های سازمان ایجاد می‌كند.

                                                                       

 

یونیسف در ساختار سازمانی خود دارای سه ركن است:
1) هیئت اجرایی؛ 2) دبیرخانه؛ 3) دفاتر منطقه‌ای.
هیأت اجرایی: این ركن از نمایندگان 41 دولت عضو و با توجه به توزیع جغرافیایی و نمایندگی دولت‌های اصلی اهداكننده و دریافت‌كننده كمك تشكیل می‌شود. انتخاب آن‌ها بر عهده شورای اقتصادی و اجتماعی است و توزیع جغرافیایی اعضا تقریباً ثابت است.
دبیرخانه: یك مدیر اجرایی به عنوان رییس دبیرخانه از سوی دبیر كل سازمان ملل متحد و با مشورت هیئت اجرایی انتخاب می‌شود. مدیر اجرایی مسئول اداره و اجرای برنامه‌های هیئت اجرایی یونیسف است.
دفاتر منطقه‌ای: این دفاتر به نهادهای مختلف دولت‌های عضو در تدارك، اجرا و ارزیابی برنامه‌هایی كه یونیسف در اجرای آن همكاری دارد، یاری می‌دهند. دفاتر منطقه‌ای یونیسف در مناطق زیرمستقر می‌باشند: آسیای شرقی و پاكستان (بانكوك ـ تایلند)، آفریقای شمالی و آسیای غربی (امان ـ اردن)، جنوب و آسیای مركزی (دهلی‌نو ـ هندوستان)، آفریقای شرقی و جنوبی (نایروبی ـ كنیا)، آفریقای مركزی و غربی (ابیجان ـ ساحل عاج)، كشورهای آمریكایی و حوزه كارائیب (بوگوتا – كلمبیا).

جایگاه و اهمیت یونیسف
برای درك اهمیت یونیسف، فقط لازم است نگاهی به وضعیت كودكان در مناطق و كشورهای مختلف، به ویژه كشورهای جنگ‌زده بیندازیم. فقر، گرسنگی، بی‌سوادی، جنگ و ناامنی، و بیماری‌های مختلف از جمله ایدز، در كشورهای فقیر آفریقا، آمریكای لاتین و ناامنی شدید در كشورهای جنگ‌زده‌ای چون، بوسنی، كوزوو، افغانستان، عراق، سودان، رواندا و اخیراً لبنان، به خوبی نشان می‌دهد كه كودكان و زنان اولین قربانیان هستند.


از جنگ جهانی دوم تاكنون، به ویژه پس از پایان یافتن جنگ سرد، میلیون‌ها كودك و زن براثر مناقشه‌های قومی، مذهبی و داخلی و جنگ‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، دچار رنج و محنت شده‌اند. وضعیت اسف‌باری كه در روندا، سودان، افغانستان، عراق و لبنان حاكم است و در بوسنی و كوزوو حاكم بوده است، شرایطی را در جامعه جهانی به وجود آورده است كه برنامه و بودجه‌های بین‌المللی را خواستار است. اگر حمایت‌ها و اطلاع‌رسانی سازمان‌هایی مانند یونیسف نباشد شرایط بدتر هم می‌شود، اهمیت و جایگاه یونیسف و دیگر سازمان‌های بین‌المللی فعال در این حوزه، علاوه بر كمك‌های مستقیم، بررسی وضعیت و آگاه ساختن جامعة بین‌المللی از مناطق بحرانی و خطرزا برای كودكان و زنان است.


كودكان به دلیل آسیب‌پذیری بالا و عدم توانایی حفظ حیات خویش به تنهایی، در حوادث و جنگ‌ها اولین كسانی هستند كه قربانی می‌شوند. گذشته از این، اگر كودكان، از شرایط آموزشی و بهداشتی مناسب دور بمانند و با وضعیت ناسالمی رشد كنند، در آینده می‌توانند یكی از عوامل عقب‌ماندگی جوامع باشند. كودكانی كه با فقر، بی‌سوادی و سطح فرهنگی نامناسب رشد می‌كنند، در آینده جامعه‌ای را تشكیل می‌دهند كه پتانسیل و فاكتورهای انسانی توسعه را ندارند. امروزه، توسعه صرفاً با منابع مالی و سرمایه‌ای یا علم و تكنولوژی پیشرفته به دست نمی‌آید، بلكه نیروی انسانی تحصیل‌كرده، سالم، متوازن و سازگار با توسعه هم نیاز است. پیشرفت به افراد و انسان‌هایی نیاز دارد كه فرهنگ و خصیصه‌های فرهنگی رشدیافته و مدرنی داشته باشند. مطمئناً با كودكانی كه در فقر، گرسنگی و جنگ بزرگ شده‌اند نمی‌توان چنین جوامعی را ساخت.

به عنوان مثال افغانستان، كشوری است كه علاوه بر فقر مالی و علمی، دچار فقر فرهنگی نیز هست، یعنی این كه بی‌سوادی و سطح پایین فرهنگی در افغانستان، جامعه‌ای را شكل داده است كه بنیادی‌ترین عامل توسعه، یعنی نیروی انسانی مناسب را ندارد. این شرایط افغانستان، به دو سه دهه اخیر بر می‌گردد كه هیچ گاه شرایط خوبی برای آموزش و پرورش كودكان در افغانستان فراهم نشده است و فضای مناسب برای توسعه و ارتقای فرهنگی به دلیل ناامنی و جنگ از دست رفته است. یونیسف از طریق شبكه وسیع میدانی خود در كشورهای در حال توسعه و عقب‌مانده، در قالب هدف‌های ملی توسعه، در زمینه بهداشت، تغذیه، آموزش و پرورش، محیط زیست، بهداشت محیط و آب، ارتقای جایگاه اجتماعی و فرهنگی كودكان و زمان، رسیدگی به كودكان بی‌پناه و در معرض خطر ناامنی جنسی، جلوگیری از گسترش بیماری‌های خاص مانند ایدز و حمایت از مبتلایان به این گونه بیماری‌ها و آسیب‌ها و دیگر زمینه‌های واجد اهمیت برای كودكان، برنامه‌هایی را با همكاری دولت‌ها، گروه‌های محلی و فعالان اجتماعی به اجرا در می‌آورد.

یونیسف سعی می‌كند برنامه‌های خود را از طریق مشاركت محلی و همكاری جویانه به پیش برد و به تفاوت‌های فرهنگی و زمینه‌های اجتماعی امور اهمیت دهد. تشویق و حمایت از برنامه‌های ملی، منطقه‌ای و محلی از جمله راهبردهایی است كه یونیسف در پیش می‌گیرد. تأكید فعالیت‌ها بر برنامه‌های كم هزینه، مبتنی بر جامعه محلی است كه در آن مردم و گروه‌های كوچك محلی، مشاركت دارند تا از آن طریق، توانایی‌ها و مهارت‌هایی را در حوزه‌های بهداشت، آموزش و فرهنگ كسب نمایند.


در حالی كه كمك به ایجاد امكانات ارائه خدمات مداوم به كودكان و مادران در كشورهای كم‌توسعه، مسئولیت اصلی یونیسف را تشكیل می‌دهد، اما این سازمان به اقدام سریع در جهت برآوردن نیازهای آنان در وضعیت‌های اضطراری نیز همت می‌گمارد. فعالیت‌های یونیسف، كه با اداره امور انسان‌دوستانه، كارگزاری‌های دیگر سازمان ملل متحد و سازمان‌های غیردولتی متعهد همكاری نزدیك دارد، بر تدارك مراقبت‌های بهداشتی، تغذیه، تأمین آب سالم و بهداشت محیط، آموزش و پرورش پایه‌ای و بازتوانی روانی كودكان رنجور از آسیب‌های روحی معطوف است. یونیسف در مواقع اضطراری با «صندوق برنامه اضطراری» و تخصیص منابع تا رسیدن كمك‌های تأمین‌شده از سوی كمك‌دهندگان، اقدام می‌كند.

گستره اقدامات یونیسف
یونیسف به نوعی یك سازمان تخصصی است، یعنی این كه صرفاً در حوزة نیازهای كودكان و مادران كه مرتبط با كودكان است فعالیت می‌كند و سخنگو و حامی كودكان است و اجرای عهدنامه حقوق كودك (Convention on the Rights of the Child) را ترویج می‌كند.
یونیسف در راستای حفظ حقوق اساسی و منزلت و ارزش كودكان بدون درنظر گرفتن رنگ، جنس، زبان، مذهب و نژاد به وجود آمده است. كودكان به دلیل عدم رشد كامل بدنی و فكری، نیازمند حمایت می‌باشند. بدین خاطر، یونیسف بر اساس حقوق كودكان كه در اعلامیة ژنو 1924 آمده، اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر، كنوانسیون حقوق كودك (1989) و منشور سازمانی خود، از همه سازمان‌ها و نهادهای فعال در سطح جهان و مقامات ملی و محلی كمك می‌گیرد تا از تضیع حق كودكان جلوگیری نماید.


یونیسف با عنایت به مسئولیت‌هایش بر اساس اساس‌نامه‌اش، در اولین اقدام به دنبال بررسی وضع كودكان و مادران در جامعة جهانی، در حوزه‌هایی چون تغذیه، مسكن، بهداشت و خدمات پزشكی می‌باشد. این كه كودكان در نیازهای اساسی چه شرایطی دارند؟ آیا امكان زیست و حیات دارند؟ متأسفانه بررسی‌ها و آمار یونیسف در این موارد، حاكی از آن است كه شرایط زیستی كودكان، در برخی مناطق جهان فاجعه‌بار است و خیلی از كودكان به دلیل عدم دسترسی به آب و غذای مناسب و بیماری جهان خود را از دست می‌‌دهند. البته لازم به یادآوری است كه آمارهای یونیسف در این حوزه، از اختلاف عمیق و نابرابری‌های وحشتناك خبر می‌دهد، به طوری كه كودكان در اروپا با چاقی و عوارض ناشی از مصرف بالای مواد غذایی مواجه هستند؛ در صورتی كه در آفریقا، به ویژه كشورهایی چون كنگو و سودان، كودكان از حداقل نیازهای غذایی محروم هستند و در شرایطی زندگی می‌كنند كه هیچ گونه شباهتی به حیات انسانی ندارد.


حوزة بعدی یونیسف به پرورش كودكان بر می‌گردد: این كه آن‌ها نیازمند محبت، سرپرستی والدین و فضای خانواده سالم و امنیت اجتماعی هستند تا این كه بتوانند در شرایط فرهنگی و اجتماعی مناسب پرورش یابند و انسان‌های مفید و مؤثر باشند، این كه كودكان با نهاد خانواده می‌توانند پرورش بهتری بیابند، یكی از شعارهای یونیسف است. البته یونیسف در این مورد با فرهنگ‌های مختلف رو به رو است و سعی می‌كند در فرآیندی كلی، برنامه‌های تشویقی و آگاه‌سازی جهانی را در باب اهمیت نهاد خانواده در پرورش كودكان سالم پیش ببرد.


سازمان ملل متحد، سواد را آشنایی با اینترنت و حداقل یك زبان خارجی دانسته است. اگر كسی این توانایی را نداشته باشد بی‌سواد است. فلذا یونیسف در مورد وضعیت آموزشی كودكان، به ویژه در كشورهای فقیر و جنگ‌زده، آمارهایی را ارائه می‌دهد، این كه جنگ، فقر و ناامنی باعث می‌گردد كودكان از تحصیل و آموزش دور بمانند. بررسی سطح سواد در كشورهای مختلف در میان كودكان كه باید حداقل مدارج ابتدایی را طی كنند یكی از فعالیت‌های یونیسف است و همكاری با سازمان‌های دیگر از جمله یونسكو و سازمان‌های ملی و محلی در این مورد از دیگر فعالیت‌های یونیسف است.
یكی دیگر از حوزه‌های فعالیت یونیسف بررسی وضعیت كودكان از حیث ظلم، تجاوز، شقاوت و مبادله است.

هر سال تعداد زیادی از كودكان در معرض خطرهای مذكور قرار می‌گیرند و مورد سوءاستفاده‌های جنسی، خرید و فروش و اذیت و آزار قرار می‌گیرند. آسیب‌پذیری كودكان در این موارد بسیار بالا است. سوءاستفاده جنسی و خرید و فروش كودكان به ویژه در اروپا و آمریكا افزایش یافته است، كودكان كشورهای فقیر دزدیده یا خریده شده و برای سوءاستفاده جنسی یا خرید و فروش اعضای بدن آن‌ها به كشورهای ثروتمند منتقل می‌شوند. این مسئله ناشی از تنزل فرهنگی در جوامع و گسترش بی‌مسئولیتی در خانواده‌ها است. خطراتی كه كودكان قربانیان اصلی آن هستند. یونیسف گرچه در این راستا نمی‌تواند كاری اساسی انجام دهد، اما هشدارها و آمارهایی ارائه می‌دهد كه خطرات را گوشزد می‌كند و دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی را به مبارزه با این گونه آسیب‌ها فرا می‌خواند و به نوعی به عنوان سخنگوی كودكان در معرض خطر عمل می‌كند.


یونیسف اولویت‌های خود را برای كودكان را مطابق با آسیب‌پذیری آن‌ها تعیین می‌كند. از این رو، تقریباً تمام منابع آن در فقیر‌ترین كشورهای در حال توسعه هزینه می‌شود و بیش‌ترین سهم به كودكان واقع در سال‌های قرین خطر ابتدای زندگی، یعنی تا پنج سالگی، تعلق می‌گیرد. هر سال نزدیك به 14 میلیون كودك واقع در این رده سنی، به ویژه آسیب‌پذیر بر اثر بیماری‌های عفونی و سوء تغذیه و شرایط غیربهداشتی از بین می‌روند و میلیون‌ها كودك دیگر نیز به دلیل فقر شدید، بیماری و فقدان آموزش و پرورش مناسب از رشد باز می‌مانند.
یونیسف، با همكاری سازمان بهداشت جهانی، از برنامه ایمن‌سازی گسترش یافته‌ای كه هر سال به تخمین از مرگ بیش از 3 میلیون كودك و رنج غیرقابل وصف ناشی از ابتلای به شش بیماری سرخك، فلج‌اطفال، سل، دیفتری، سیاه سرفه و كزاز جلوگیری می‌كند، پشتیبانی به عمل می‌آورد.

كودك كار-child poor

 

تصاویر تاثیر گذار از کودکان فقیر جهان

بدون شرح!

 

بهای این صورتحساب قبلاً با یك لیوان شیر پرداخت شده است

روزی روزگاری پسرك فقیری زندگی می كرد كه برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می كرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد كه تنها یك سكه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود كه شدیداً احساس گرسنگی می كرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا كند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز كرد.پسرك با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یك لیوان آب درخواست كرد. دختر كه متوجه گرسنگی شدید پسرك شده بود بجای آب برایش یك لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر كشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته كه نیكی ما به ازائی ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می كنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشكان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیكه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حركت كرد.لباس پزشكی اش را بر تن كرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یك تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دكتر كلی گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دكتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاكتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه باید تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاكت را باز كرد.چیزی توجه اش را جلب كرد.چند كلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:

 «بهای این صورتحساب قبلاً با یك لیوان شیر پرداخت شده است

لیوان شیر

عشق طرح ساده ی لبخند ماست معنی لبخند ما پیوند ماست

عشق را با دست های مهربان
هر که قسمت می کند مانند ماست

عشق یعنی اینکه ما باور کنیم
یک دل دیگر ارادتمند ماست

دوستی همسایه ی نزدیک ما
مهربانی نیز خویشاوند ماست

شرح مبسوط زیان و سود عشق
چشم غمگین و دل خرسند ماست

گرچه ما خود را نصیحت می کنیم
عشق اما بی خیال پند ماست

دست خوبت را به دست من بده
دست های ما پل پیوند ماست

در همه قاموس های معتبر
عشق تنها واژه ی پسوند ماست

کیست عریان تر ز ما در متن عشق؟
ارتفاعات غـــــزل الونــــــــد ماست


سهیل محمودی

 
 

فقر و گرسنگی در افریقا

فقر و گرسنگی

در این تصویر دردناک فقر و گرسنگی مردم فقر آفریقایی به خوبی دیده می شود

 

۴۰۰ میلیون کودک در جهان با گرسنگی دست و پنجه نرم می کنند.

تنگدستی را از کودکان جهان دور کنیم آمارها نشان می دهند که دست کم ۴۰۰ میلیون کودک در جهان با گرسنگی دست و پنجه نرم می کنند.

بنابر آمار سازمان ملل، شمار انسان هایی که از گرسنگی رنج می برند هم اکنون به بیشتر از یک میلیارد نفر رسیده است و دست کم ۴۰۰ میلیون نفر از آن ها کودکان هستند. این برای نخستین بار در تاریخ است که سوء تغذیه تا این میزان گریبانگیر مردم جهان شده است.
"آن ونمن"، مدیر اجرایی یونیسف به مناسبت روز جهانی ریشه کنی فقر بیانیه ای منتشر کرده است و به رنج گرسنگی برای کودکان و راه بیرون رفتن از چرخه فقر اشاره می کند:
"کودکانی که در قفر سر می کنند، با مانع های بسیاری بر سر راه شکوفایی و پویایی توانایی های شان روبرو می شوند. در کودکی، پایه های یک عمر زندگی سالم بنیان گذاشته می شود. کودکانی که پیش از سپری شدن دومین سال تولدشان با فقر شدید و سوء تغذیه روبرو می شوند، تا پایان زندگی، از رشد روانی و فیزیکی مناسبی برخوردار نخواهند بود." 

 

به گفته ونمن، سوء تغذیه، قدرت آموختن را از کودکان می گیرد و به این ترتیب آن ها نمی توانند مهارتی بیاموزند و در آینده درآمدی به دست آورند. دسترسی نداشتن به مواد غذایی لازم برای بدن، کودکان را خسته و  بی رمق می کند و بر هوش آن ها اثر می گذارد و سبب می شود که در مدرسه خوب نیاموزند. کودکی که در چنگ هیولای فقر گرفتار می شود، بزرگ سالی خواهد شد با مهارت و درآمد کم و این چرخه تنگدستی و ناتوانی از نسلی به نسل دیگر به ارث می رسد و قربانی می گیرد.
آن ونمن، در بیانیه خود پس از اشاره به رنج هایی که فقر برای کودکان در بردارد سرمایه گذاری برای تغذیه بهتر کودکان را برای بهتر شدن زندگی آن ها و همکاری شان در ساختن جامعه، مهم دانسته و به پژوهش هایی اشاره می کند که نشان می دهند هر دلار سرمایه گذاری برای رساندن ویتامین A  و D به بدن کودکان، بیشتر از ۱۷ سنت بازگشت سرمایه دارد.
سرمایه گذاری بر روی آموزش کودکان، به ویژه آموزش دختران هم، ده برابر سرمایه گذاری، سود برای جامعه در بر خواهد داشت. به این ترتیب، نوجوانان آموزش دیده، دیرتر به تشکیل خانواده روی می آورند و کودکان سالم تری خواهند داشت و کودکانی که از مادران باسواد به دنیا می آیند تا ۵۰ درصد بیشتر از کودکان مادران بی سواد، فرصت تجربه زندگی پس از رسیدن به پنج سالگی را پیدا می کنند.
در بیانیه مدیر اجرایی یونیسف به میلیون ها کودکی اشاره شده که از آموزش با کیفیت برخوردار نیستند و به همین دلیل ممکن است تا پایان زندگی همچنان با فقر دست و پنجه نرم کنند.
ونمن در پایان بیانیه خود می گوید:
"چرخه فقر و گذر آن از نسلی به نسل دیگر باید پایان بپذیرد و سرمایه گذاری بر روی سلامت و آموزش کودکان آغاز خوبی است برای کوشش در این راه."

فقرا

 

179 میلیون کودک در جهان به علت سوء تغذیه به راشیتیسم مبتلا می شوند

 

 179 میلیون کودک در جهان به علت سوء تغذیه به راشیتیسم مبتلا می شوند و به رشد واقعی نمی رسند.

به گزارش شبکه خبر، مدیر برنامه اتحاد جهانی برای تغذیه بهتر، با اعلام این خبر گفت: بیش از یک میلیارد نفر در جهان از گرسنگی رنج می برند و بیش از دو میلیارد انسان نیز سوء تغذیه دارند.

ژان مارک آمرینگن در مصاحبه با روزنامه سوییسی لوتان همچنین با اشاره به اینکه سالانه حدود ده میلیون کودک در جهان می میرند که علت یک سوم از آنها سوء تغذیه است ، افزود: به زبان ساده ، امنیت غذایی در جهان اولویت جدی است.

وی درباره عوارض سوء تغذیه نیز توضیح داد: یک کودک دچار سوء تغذیه ، ممکن است پیش از دو سالگی از دنیا برود یا دچار راشیتسم یا نارسایی مغزی شود ، ضمن اینکه چنین کودکانی در سنین بالاتر هم در مقابل بیماری های مختلف آسیب پذیرتر هستند و بار زیادی بر نظام بهداشت و درمان کشورهای جهان تحمیل می کنند.

مدیر برنامه اتحاد جهانی برای تغذیه بهتر، که با حمایت های سازمان های مختلف به 200 میلیون نفر در جهان غذارسانی می کند، همچنین از ابتلای حدود 80 درصد مردم آفریقا و جنوب آسیا به مشکل سوء تغذیه خبر داد.


تعداد مردم فقیر سفید پوست

یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 08:03 ب.ظ

تعداد مردم فقیر سفید پوست

 

درحالی که اکثریت سفید پوستان آفریقای جنوبی هنوز در پی ثروت  و شرایط  زندگی برتر می باشند، تعداد مردم فقیر سفید پوست طی 15 سال گذشته به شدت افزایش یافته است. به گزارش بانکی دات آی آر ، از سال 1995 تا 2005 میزان بیکاری در میان آن ها به جهت مسایل امنیتی در تحصیل دو برابر شده است.

 دوران طاقت فرسا

 

  

به دنبال ده ها سال نابرابری های نژادی در جهان، نحوه قانون گذاری دولت  تغییر کرد و معرف نگاه مثبت در جهت گسترش استخدام و ایجاد شغل برای سیاه پوستان آفریقای جنوبی  شد و به موجب آن بخش بزرگی از اقتصاد این منطقه به سیاه پوستان تعلق گرفت. این تغییر در عملکرد استخدامی با شرایط بحران اقتصادی همراه شد و این بدین معنا بود که فقیران سفید پوست آفریقای جنوبی در شرایط بسیار سخت تر و طاقت فرسایی قرار گیرند.

 

 

 

 

حداقل 450000 سفید پوست آفریقای جنوبی از 10 در صد جمعیت کل سفید پوستان این منطقه در زیر خط فقر زندگی می کنند و 100000 نفر دیگر نیز با کمک نهادهای مدنی و همکاری با اتحادیه های تجاری سفید پوستان سخت در تلاشند تا خود را از این شرایط  حفظ کرده و در امان نگه دارند.جمعیت کل آفریقای جنوبی چیزی در حدود 50 میلیون است.

 

 

 

 

 

بسیاری از این فقیران هم اکنون در مکان هایی مانند پارک کورنیشن در روگرستارپ  در جنوب یوهانسبرگ اسکان داده شده اند. مکانی سرسبز که در گذشته محل اسکان کاروان های مسافرتی در کنار یکی از گذرگاه های آبی بوده است و مدام محل رفت و آمد و پیک نیک خانواده های طبقه متوسط در آخر هفته بوده است

.

 

 

تپه های یلو بروان ،پارکی که به عنوان کمپ برای مردم آفریقا در زمان جنگ آنگلو بوئر در قرن بیستم توسط انگلیسی ها ساخته شده بود، نام محلی دیگری است که هم اکنون این مردم فقیر در آن اسکان دارند. حدود 400 نفر آن ها در چادر های این منطقه به نحوی غیر قانونی اتراق کرده اند. منظره ای از رفت و امد سگ ها و گربه ها را در این منطقه می توان مشاهده کرد که به دنبال غذا در میان انبوهی از زباله های انباشته شده هستند و صدای زوزه  آن ها منطقه را پر کرده است.در مکانی باز در کمپ می توان از آتش استفاده کرد و به طبخ غذا و گرم کردن آب پرداخت.

 

 

 

 

 

شورای محلی، برق این منطقه را پس از آن که نتوانست آنان را از کمپ بیرون کند، قطع کرده استچرا که مسئولین در صدد گسترش مکان های ورزشی و فضای سبز برای جام جهانی فوتبالی هستند که آفریقای جنوبی در ژوئن و جولای سال جاری میزبان آن می باشد.

 

 

 

 

 

بسیاری از این ساکنان که حتی شامل سه خانواده سیاه پوست هم  می شدند تا به حال مجبور به ترک این محل شده اند اما برخی دیگر در هفته های گذشته به این جمع اضافه شده اند.

 

 

 

دنیس بوشاف 38 ساله می گوید، "وقتی که از کار اخراج شده باشی و درآمدی و پولی نداشته باشی کجا می توانی بری؟ هیچ کس حاضر به کمک به شما نیست و این تنها جایی است که می توانیم حداقل سرپناهی داشته باشیم."

 

 

 

 

حیرت رئیس جمهور " زوما"

رئیس جمهور آفریقای جنوبی ، جاکوب زوما ، زمانی که سال گذشته در اوج انتخابات از کمپ بی خانمانان سفید پوست در نزدیکی پایتخت بازدید کرد طی سخنانی گفته بود که بسیار شوکه و متعجب شده است.

 

 

 

 

زوما در آن زمان گفته بود ،" وجود جمعیت عظیمی از فقیران سیاه پوست نباید موجب شود تا ما سفید پوستان فقیر را نادیده بگیرم و این امری است بسیار تاسف بار و خجالت آور."

 

 

 

فقر مردمان سفید پوست در آفریقای جنوبی از لحاظ سیاسی امری حساس می باشد که کمترین توجه به آن شده ولی مسئله تازه ای محسوب نمی شود.

 

 

 

در پی اختلافاتی که بین سفید پوستان و سیاه پوستان آفریقای جنوبی در سال 1948 پدید آمد، سفید پوستان توانستند حمایت و جایگاه گسترده ای را در استخدام و سایر امور از آن خود کنند. حتی ضعیف ترین و کم سواد ترین آن ها تحت حمایت نهادهای مدنی بودند و ملاکان و فعالین صنایع زمینه های شغلی را برای آنان فراهم می کردند . حتی فقیر ترین آن ها از لحاظ مسکن و زندگی تامین بود.اما امروزه با به اجرا درآمدن شبکه امنیت اقتصادی ، سفید پوستان بدون تخصص و مهارت ،خود را در نقطه دیگری از تاریخ یافته اند. کسانی که کمترین همدردی  با آنان می شود. کسانی که ناعادلانه در زمان آپارتاید ( زمان اختلاف و نفاق میان سفید پوستان و سیاه پوستان) از امکانات بهره مند بودند.

 

 

 

اتحادیه شرکت ها ی همکاری تجاری می گوید  در حدود 430000 نفر از بی خانمان سفید پوست در  کمپ های غیر مجاز ساکن هستند . تنها  80 درصد این کمپ ها در حوالی پرتو یعنی پایتخت می باشد. این میزان برای سیاه پوستان چیزی در حدود 2000 کمپ بیشتر است.

 

 

 

آفریقایی های مرفه دیروز، امروزه مجبور به حاشیه نشینی شده اند و خود را قربانیان تحولات آپارتاید یافته اند و معتقدند که بسیار بیشتر از میلیون ها فقیر سیاه پوست در آفریقای جنوبی متضرر شده اند.

 

 

 

بوشاف می گوید،" هم اکنون سیاه پوستان بیش از ما  دریافتی دارند . آنان با ما مشکل دارند و این علت بودن ما در این جا است. این بسیار ناعادلانه است زیرا آنان وعده داده بودند که همه چیز مساوی خواهد بود ولیکن اینطور نیست."

 

 

 

این احساس قربانی شدن و رها شدن توسط دولت به نحوی بر اعتقادات مذهبی این مردم تاثیر منفی گذاشته است. بسیاری از دخترهای جوان ونوجوان با بحران هایی هم چون الکلی شدن  و مورد سوء استفاده واقع شدن مواجه هستند.

 

 

 

یکی از فعالان خیر با همه تلاش هایی که در زمینه دریافت کمک از دولت داشته اما چندان موفق نشده است می گوید، " ما نمی توانیم از دولت مسکنی دریافت کنیم. اگر سیاه پوست بودیم شاید، اما ما سفید پوست هستیم"

 

 

کودکان گرسنه، مادران گرسنه ‌تر

همه ساله میلیون‌ها کودک گرسنه در سراسر جهان به دنیا می‌آیند. این کودکان معمولا فرزندان مادرانی هستند که خود از سوءتغذیه رنج می‌برند. این کودکان قرار است روزی جایگاهی در جامعه داشته باشند. جایگاهی که در آن بخشی از اقتصاد، صنعت و تکنولوژی کشورشان را رو به جلو سوق دهند. اما گرسنگی امان این کودکان را بریده است. آیا تاکنون به این مساله اندیشیده‌اید که اگر روزی کودکتان از فرط گرسنگی نتواند تا مدرسه‌اش برود، چه خواهید کرد؟ 126 میلیون کودک در سراسر جهان تا این حد گرسنه‌اند.

 

براساس منابع تحقیقاتی آماری سازمان ملل متحد به طور تقریبی بیش از 126 میلیون کودک که از کم‌وزنی رنج می‌برند در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند. اگر این عدد بزرگ را با تعداد گرسنگان جهان که 820 میلیون نفر است مقایسه کنیم درمی‌یابیم که 25 درصد گرسنگان جهان را کودکان تشکیل می‌دهند. در اغلب موارد گرسنگی کودکان مادرزادی است به گونه‌ای که در حدود 17 میلیون کودک از بدو تولد دچار کم‌وزنی هستند که این خود نتیجه تغذیه نامناسب مادر پیش از حاملگی و در طول دوران حاملگی است. کودکانی که با سوءتغذیه مفرط به دنیا می‌آیند حس کنجکاوی و انگیزه خود را از دست می‌دهند. آنها حتی تمایلی به بازی کردن و جست و خیز نیز از خود نشان نمی‌دهند.
گرسنگی مزمن همچنین موجب می‌شود تا روند رشد ذهنی و جسمی کودک یا متوقف شود یا به تاخیر افتد. فقر تغذیه یا تغذیه نامناسب به این معنی است که در حدود 147 میلیون کودک در سراسر جهان از لحاظ رشدی در مقایسه با سن شان بسیار کوچک هستند. قسمت بد ماجرا اینجاست که این کودکان آسیب‌پذیری بسیار زیادی در رویارویی با بیماری‌هایی نظیر اسهال خونی و سرخک دارند و در صورت ابتلا به این بیماری‌ها به راحتی جان خود را از دست می‌دهند.
در متن زندگی، گرسنگی کودکان معمولا تحت‌الشعاع مساله‌ای دیگر به نام تولید ملی قرار می‌گیرد. اقتصاددانان معتقدند که گرسنگی می‌تواند تولید ناخالص ملی هر کشور در حال توسعه را دو تا چهار درصد کاهش دهد.
گرسنگی زنان
زنان نخستین تولیدکنندگان غذا در جهان هستند. این در حالی است که سنت‌های فرهنگی و ساختارهای اجتماعی معمولا این معنا را در ذهن متبادر می‌کند که زنان بیش از مردان از تبعات ناشی از فقر و گرسنگی رنج می‌برند. براساس گزارش‌های یونیسف در حدود پنجاه درصد از کل زنان باردار در کشورهای در حال توسعه دچار فقر آهن هستند. فقر آهن در این دسته از زنان به این معنا که همه‌ساله 315 میلیون مادرباردار هنگام زایمان جان خود را از دست می‌دهند. بنابراین زنان، به خصوص آن دسته از زنانی که کودکی شیرخوار دارند و یا دوران آبستنی را می‌گذارنند نیازمند رسیدگی‌های ویژه غذایی هستند. نارس بودن و کم‌وزنی مادرزادی نوزاد از جمله عوامل شایع به دنیا آمدن کودکان کم ‌وزن است.

 
 

 

ازدواج ؟ فروش كودك خرسال خود ؟ ازدواج كودكان در افغانستان

  


 

فقر و تنگدستی مردم شمال افغانستان باعث شده والدین دختران خردسال و نوجوان مجبور شوند آنها را به عقد مردانی كه وضعیت مالی بهتری دارند دربیاورند.
زنی كه نام مجازی فریده را برای خود انتخاب كرده تابستان گذشته در ازای دریافت 400 پوند دختر 13 ساله اش را به عقد پسر عموی 20 ساله همسرش در آورد. دختر او كه صورتش در پشت روسری آبی رنگی پوشانده شده بود در حالی كه از ته دل اشك می ریخت بیان داشت كه هیچ علاقه یی به زندگی با مردی كه به خاطر پول به عقدش درآمده ندارد.



او گفت؛ «من به این ازدواج راضی نبودم اما خانواده ام من را مجبور كردند در برابر این مساله سكوت كرده و به این وصلت رضایت دهم. من همیشه در رویاهایم روزی را می دیدم كه از مدرسه فارغ التحصیل شده و به دانشگاه پا بگذارم. متاسفانه تمام رویاهای من با این ازدواج اجباری نقش بر آب شد و اكنون من به جای حضور در پشت میزهای مدرسه باید نقش یك زن شوهردار را بازی كنم.»فریده در پاسخ به این سوال كه چرا اسباب ناراحتی دخترش را فراهم كرده گفت؛ «این سرنوشت دختران افغانی است و او چاره یی جز تن دادن به آن ندارد.»

فیاض كوفی نماینده مستقل بدخشان بیان داشت كه ظرف دو سال گذشته تعداد دختران خردسال و نوجوانی كه به رغم میل خود به عقد مردان در می آیند بسیار زیاد شده است. او گفت؛ «به هیچ عنوان نمی توان نام ازدواج را روی این عقدها و پیوندها گذاشت. در حقیقت این ازدواج ها نوعی سر پوش گذاشتن بر پدیده فروش كودكان در افغانستان است. من خانواده هایی را می شناسم كه دختر 10 ساله خود را در ازای دریافت دو گاو و چند كیسه گندم به عقد مردان میانسال در آورده اند.»فیاض كوفی دلیل این پدیده تلخ در كشورش را فقر بیش از حد مردم می داند. فریده و دخترش در روستایی در وندیان در كوه های مرتفع بدخشان زندگی می كنند. دكتر محمد ظریف استاندار بدخشان بیان داشت كه ظرف پنج ماه گذشته بیش از 60 نفر در اثر سرما و گرسنگی در این كوه ها جان باخته اند زیرا برف باعث شده بوده ارتباط این روستا با جهان خارج قطع شود. از طرفی قیمت مواد غذایی در بازار محلی نسبت به سال گذشته دو برابر شده كه دلیل آن بالا رفتن جهانی قیمت غذا و غیرقابل دسترس بودن بدخشان است.آكسفام نهاد خیریه انگلیسی برای كمك به مردم این روستاها هم اكنون تخم های سبزیجات و كود های تقویت شده را در اختیار مردم قرار داده است. این سازمان قصد دارد برای مردم روستا تراكتور و دستگاه شخم زن هم تهیه كند زیرا گاوهای این روستا در اثر سرمای زمستان جان باخته اند.

فیاض كوفی بر این باور است در صورتی كه دولت بودجه كافی را در اختیار مسوولان بدخشان قرار داده و آنها برای پایان دادن به فقر مردم سرمایه گذاری های درستی انجام دهند و مواد غذایی را با قیمت كمتر در اختیار مردم فقیر قرار دهند، خرید و فروش دختران نوجوان در این منطقه پایان خواهد گرفت.حنیفه ماه، قابله روستای خورداخان هم دلیل اصلی ازدواج های زود هنگام را فقر مردم می داند. او همواره در تلاش است به والدین دخترها آموزش دهد كه شوهر دادن آنها در سنین نوجوانی و خردسالی كار درستی نیست اما بسیاری از والدین به حرف های او توجهی ندارند زیرا شوهر دادن دخترهایشان تنها راه حل مشكلات آنها است. حنیفه بیان داشت كه چندی پیش برای كمك به زایمان دختری 10 ساله به یكی از روستاهای كوهستانی رفته بود. او گفت؛ «این دختر چنان كوچك بود كه من او را روی زانوان خود نشاندم تا راحت تر فرزندش را به دنیا بیاورد.»
آمار سازمان ملل نشان داده در هیچ جای جهان تعداد مرگ و میرهای حین زایمان زنان به اندازه استان بدخشان نیست. اكثر دختران این استان فرزندان اول خود را قبل از 15 سالگی به دنیا می آورند. به دنیا آوردن زود هنگام فرزند یكی از دلایل اصلی فوت مادران در سنین جوانی است. انوار الحق وزیر بودجه افغانستان بعید می داند استانی مانند بدخشان به این زودی ها از شر فقر راحت شود. او می گوید ؛ «فكر نمی كنم ریشه كن كردن فقر در استانی مانند بدخشان كار راحتی باشد. دولت اگر تمام تلاش خود را هم به كار گیرد تنها قادر خواهد بود كه نیازهای اصلی مردم این منطقه را تامین كند. به هر حال كشور ما در حال حاضر چهارمین یا پنجمین كشور فقیر جهان است و نمی توان انتظار داشت كه افغانستان مانند كشورهای پیشرفته یی چون امریكا و انگلیس عمل كند. ما امیدواریم در پنج سال آینده رتبه خود را تغییر دهیم ولی واقعیت این است كه جنگ های طولانی مدت در كشور همه چیز را نابود كرده و ما مجبوریم از اول شروع كنیم.»اگر قرار باشد كمبود جهانی مواد غذایی ادامه پیدا كند دختران روستایی افغانستان هر روزه بیشتر شاهد سیاه بختی خود خواهند بود. امید این دختران برای ادامه تحصیل تنها رویایی دست نیافتنی است كه هیچ گاه به واقعیت بدل نخواهد شد زیرا آنها باید از همان دوران كودكی و نوجوانی نقش زنان بزرگسال را با ازدواج های زودهنگام به عهده بگیرند.

 

جنون فوتبال بهانه ای برای حمایت از کودکان!

  
 

 

نزدیک به دو هفته از آغاز بازی های جام جهانی می گذرد. تخمین زده شده که بیشتر از یک میلیارد نفر در سراسر جهان، این بازی ها را از تلویزیون تماشا کنند. در کشور میزبان بازی ها، روزانه پانصد هزار نفر توریست و صدها هزار تن از مردم آفریقای جنوبی، بازی ها را از صفحه های نمایش بزرگ در فضاهای عمومی دنبال می کنند.

این صفحه ها را فیفا (فدراسیون بین المللی فوتبال) در مکان های عمومی قرار داده است. برخی از این مکان های ویژه تماشای بازی ها، نام ایستگاه دوست دار کودک را به خود گرفته اند، جایی که کودکان می توانند هم به تماشای فوتبال بنشینند و هم اگر با خشونت روبه رو شوند یا در شلوغی ها پدر و مادر خود را گم کنند، با آسودگی درخواست کمک کنند.
رونا استفنز، فعال اجتماعی که مدیر یکی از این ایستگاه های دوست دار کودک یونیسف در سوئتو، جایی در حومه ژوهانسبورگ است می گوید که به بهانه جنون فوتبال، در این مکان ها خدمات بسیاری به کودکان ارائه می شود.
برای نمونه در ورودی این مکان عمومی، ایستگاهی قرار داده شده و هنگامی که خانواده ای وارد می شود، به کودک و همراهش، یک مچ بند داده می شود. روی این مچ بند تلفن تماس پدر و مادر کودک نوشته می شود و اگر کودک در میان جمعیت از پدر و مادرش دورافتاد، به این ایستگاه می آید تا مسئولان با خانواده او تماس بگیرند.
نزدیک به ۲۰ فعال اجتماعی در این ایستگاه دوست دار کودک، مراقب اوضاع هستند و به کودکانی که نیاز به کمک دارند، رسیدگی می کنند. آن ها می کوشند تا از کودکان در برابر قاچاق، خشونت و تعدی جنسی در دوران بازی ها، حمایت کنند.

 

 

 پروژه "کارت قرمز" یونیسف و سازمان جهانی کار نیز که برای نخستین بار در سال ۲۰۰۲ آغاز شده بود، امسال در جریان بازی های جام جهانی، با تمرکز ویژه ای بر پدیده قاچاق کودکان، تجارت جنسی کودکان و بهره کشی از کودکان دوباره و به شکل جدی تر آغاز شده است.  در این پروژه، با استفاده از ایده کارت قرمز در جریمه بازیکنان خطاکار، به جامعه پیام داده می شود که خشونت، بهره کشی و تجاوز در رفتار با کودکان جایی در آفریقای جنوبی و جهان نباید داشته باشد.
اما، در برنامه ای دیگر از سوی یونیسف و با همکاری سازمان های آموزش و پرورش در آفریقای جنوبی، امسال ۲۱ جشنواره ورزشی برای کودکان در جریان بازی های جام جهانی فوتبال، برگزار می شود. هدف برنامه هم، تلاش برای رشد توانایی ها و مهارت های دختران و پسران  و آشنا کردن آن ها با شیوه های زندگی سالم است. در جریان این برنامه های ورزشی، کودکان و نوجوانان با مفهوم بهره کشی و تجاوز آشنا می شوند و می آموزند که در برابر آن ها هشیار باشند.افزون برهمه این ها، یونیسف، بیشتر از هزار فعال اجتماعی و فعال حقوق کودک را در سازمان های غیر دولتی و دولتی در ۹ استان آفریقای جنوبی آموزش داده و می کوشد تا نهادهای صنعت توریسم در این کشور را به امضای "قانون بین المللی علیه تجارت جنسی کودکان در توریسم و سفر" تشویق کند. مجموعه قوانینی که شرکت های توریستی را به حمایت از کودکان در برابر تجارت در بهره کشی جنسی تشویق می کند.

 

وقتی كه ما از كودكان فقیر و نیازمند فاصله میگیریم

  


 

عکس برگزیده یونیسف

وقتی كه ما از كودكان فقیر و نیازمند فاصله میگیریم - وقتی كه به تاوان كارهای خود فكر نمیكنیم

شاید روزی برسد كه متوجه اشتباهات خود شده ای و می خواهی حلالیت بطلبی - بدان اون موقع

خیلی دیر شده ؟! چون كودكانی كه در سرمای زمستان شب را به صبح میرسانند . شاید اكنون در

میان ما نباشد . تا تو از او طلب حلالیت كنی .

بیایید از این به بعد بهتر به اطرافمان توجه كنیم

 

 

كودكان زاغه‌نشین هند صاحب خانه شدند

 


 
پیش از این عموم مردم به شدت از اینكه، علی‌رغم فروش 70 میلیون پوندی «میلیونر زاغه‌نشین»، ستاره‌های بچه‌سال این فیلم در ویرانه‌های كثیف هند زندگی می‌كنند، ابراز خشم و انزجار كرده بودند.
سازندگان فیلم «میلیونر زاغه‌‌نشین»، در پی موفقیت این فیلم در رقابت‌های اسكار، برای هر كدام از كودكان فقیر هندی كه در این فیلم ایفای نقش كرده بودند، خانه خریدند.

به گزارش سایت خبری هافینگتون پست، سازندگان و تهیه‌كنندگان فیلم «میلیونر زاغه‌نشین»، در پی موفقیت چشم‌گیر این فیلم در هشتاد و یكمین رقابت‌های اسكار، اعلام كردند كه یك واحد آپارتمان شیك هدیه آنها به كودكانی فقیر هندی است كه در این فیلم‌ ایفای نقش كرده‌اند.

«دنی بویل»، كارگردان فیلم و «كریستین كولسون»، تهیه‌كننده فیلم، در مصاحبه‌ای با روزنامه «دیلی میل» گفتند: «آژارودین محمد اسماعیل» و «روبینا علی»، بازیگران نقش‌های «لاتیكا» و «سلیم»، به همراه خانواده‌ایشان از ماه آینده به خانه‌های 20 هزار پوندی خود خواهند رفت.

پیش از این عموم مردم به شدت از اینكه، علی‌رغم فروش 70 میلیون پوندی «میلیونر زاغه‌نشین»، ستاره‌های بچه‌سال این فیلم در ویرانه‌های كثیف هند زندگی می‌كنند، ابراز خشم و انزجار كرده بودند.

به گزارش هافینگتون پست، وضعیت زندگی حقیقی بازیگران این فیلم دل هر كسی را بدرد می‌آورد، آنچنان كه در دو عكسی كه پیش از شروع فیلمبرداری، از زندگی واقعی «محمد اسماعیل»، بازیگر كودكی نقش «سلیم» و خانواده‌اش گرفته شده است، این كودك هندی و خانواده‌اش روی كارتون شب خود را صبح می‌كنند و صبح‌ها برای شستن صورت خود حتی به آب تمیز هم دسترسی ندارند.

در عكس دیگری كه از زندیگ «روبینا»، بازیگر نقش «لاتیكا»، گرفته شده است، شاهد آن هستم كه محل زندگی «روبینا» تنها چند یارد با لوله فاضلاب فاصله دارد.

بنا براین گزارش، زندگی این كودكان حتی از آنچه كه در فیلم به تصویر كشیده شده به مراتب بدتر است، پدر «روبینا» كه در یك تصادف پایش به شدت مجروح شده، چند ماهی است كه حتی یك روپیه هم درآمد نداشته و «شمیم اسماعیل»، مادر «محمد اسماعیل» از یك چشم نابینا است، در حالیكه پدر خانواده هم كه به سل مبتلا بوده، آنها را بی سرپناه و بدون هیچ درآمدی، ترك كرده است.

كمپانی سازنده «میلیونر زاغه‌نشین» نیز هزینه حمل و نقل هر روزه این كودكان از خانه به مدرسه و از مدرسه به خانه، طی 8 سال آینده را به عهده گرفته است.
به گزارش هافینگتون پست، علی‌رغم آن كه ایده صاحب‌خانه كردن ستاره‌های فقیر این فیلم توسط برخی با استقبال روبرو شده ولی عده زیادی نیز انتقاد كرده‌اند كه این اقدام تنها یك تبلغات سیاسی برای انتخابات ماه آوریل و می در هندوستان است.

ولی پدر «روبینا» ضمن تشكر از عوامل چنین اقدامی، گفت: داشتن یك خانه مناسب برای ما، خیلی خیلی مهم است، ما طی سه نسل است كه در این زاغه زندگی می‌كنیم و به نظر می‌رسد كه سرانجام از اینجا نجات یافتیم.
بنا به گفته تهیه‌كنندگان «میلیونر زاغه‌نشین»، آنها در حال رایزنی و همكاری با یك سازمان غیردولتی هستند تا بتوانند برای سرپرست خانواده این كودكان، شغلی مناسب بیابند و از این طریق از آینده كودكان طی سال‌های آینده مطمئن شوند.
«دنی بویل» در این رابطه گفت: مشكل كشیدن یك چك و حل موقت مشكل این خانواده‌ها نیست، چون این مسئله در دراز مدت جوابگو نخواهد بود، مسئله اصلی این است كه ما اطمینان پیدا كنیم كه این بچه‌ها بتوانند طی سال‌های آینده به تحصیل خود ادامه دهند.

او افزود: خواسته‌ ما برای این بچه‌ها چیزی ورای ثروت است، ما می‌خواهیم كه آنها مهارت لازم برای ساختن یك زندگی خوب را به دست بیاورند.

این كارگردان انگلیسی برنده اسكار، در ادامه گفت: سرمایه‌گذاران و پخش‌كنندگان فیلم همچنین در حال تاسیس یك صندوق هستند تا بتوانند به دیگر كودكان خیابانی و زاغه‌نشین بمبئی نیز كمك كنند.

فیلم «میلیونر زاغه‌نشین» كه یكشنبه گذشته در هشتاد و یكمین دوره از رقابت‌های اسكار توانست در 8 بخش از جمله بخش‌های بهترین فیلم و بهترین كارگردانی، برنده شود، داستان یك نوجوان فقیر هندی است كه در یك مسابقه تلویزیونی شركت می‌كند و در برابر دیدگان تعجب زده همه، برنده جایزه چند میلیون روپیه‌ای آن می‌شود.منبع:فارس


    • تعداد صفحات :4
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  

    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :