تعداد مردم فقیر سفید پوست

 

درحالی که اکثریت سفید پوستان آفریقای جنوبی هنوز در پی ثروت  و شرایط  زندگی برتر می باشند، تعداد مردم فقیر سفید پوست طی 15 سال گذشته به شدت افزایش یافته است. به گزارش بانکی دات آی آر ، از سال 1995 تا 2005 میزان بیکاری در میان آن ها به جهت مسایل امنیتی در تحصیل دو برابر شده است.

 دوران طاقت فرسا

 

  

به دنبال ده ها سال نابرابری های نژادی در جهان، نحوه قانون گذاری دولت  تغییر کرد و معرف نگاه مثبت در جهت گسترش استخدام و ایجاد شغل برای سیاه پوستان آفریقای جنوبی  شد و به موجب آن بخش بزرگی از اقتصاد این منطقه به سیاه پوستان تعلق گرفت. این تغییر در عملکرد استخدامی با شرایط بحران اقتصادی همراه شد و این بدین معنا بود که فقیران سفید پوست آفریقای جنوبی در شرایط بسیار سخت تر و طاقت فرسایی قرار گیرند.

 

 

 

 

حداقل 450000 سفید پوست آفریقای جنوبی از 10 در صد جمعیت کل سفید پوستان این منطقه در زیر خط فقر زندگی می کنند و 100000 نفر دیگر نیز با کمک نهادهای مدنی و همکاری با اتحادیه های تجاری سفید پوستان سخت در تلاشند تا خود را از این شرایط  حفظ کرده و در امان نگه دارند.جمعیت کل آفریقای جنوبی چیزی در حدود 50 میلیون است.

 

 

 

 

 

بسیاری از این فقیران هم اکنون در مکان هایی مانند پارک کورنیشن در روگرستارپ  در جنوب یوهانسبرگ اسکان داده شده اند. مکانی سرسبز که در گذشته محل اسکان کاروان های مسافرتی در کنار یکی از گذرگاه های آبی بوده است و مدام محل رفت و آمد و پیک نیک خانواده های طبقه متوسط در آخر هفته بوده است

.

 

 

تپه های یلو بروان ،پارکی که به عنوان کمپ برای مردم آفریقا در زمان جنگ آنگلو بوئر در قرن بیستم توسط انگلیسی ها ساخته شده بود، نام محلی دیگری است که هم اکنون این مردم فقیر در آن اسکان دارند. حدود 400 نفر آن ها در چادر های این منطقه به نحوی غیر قانونی اتراق کرده اند. منظره ای از رفت و امد سگ ها و گربه ها را در این منطقه می توان مشاهده کرد که به دنبال غذا در میان انبوهی از زباله های انباشته شده هستند و صدای زوزه  آن ها منطقه را پر کرده است.در مکانی باز در کمپ می توان از آتش استفاده کرد و به طبخ غذا و گرم کردن آب پرداخت.

 

 

 

 

 

شورای محلی، برق این منطقه را پس از آن که نتوانست آنان را از کمپ بیرون کند، قطع کرده استچرا که مسئولین در صدد گسترش مکان های ورزشی و فضای سبز برای جام جهانی فوتبالی هستند که آفریقای جنوبی در ژوئن و جولای سال جاری میزبان آن می باشد.

 

 

 

 

 

بسیاری از این ساکنان که حتی شامل سه خانواده سیاه پوست هم  می شدند تا به حال مجبور به ترک این محل شده اند اما برخی دیگر در هفته های گذشته به این جمع اضافه شده اند.

 

 

 

دنیس بوشاف 38 ساله می گوید، "وقتی که از کار اخراج شده باشی و درآمدی و پولی نداشته باشی کجا می توانی بری؟ هیچ کس حاضر به کمک به شما نیست و این تنها جایی است که می توانیم حداقل سرپناهی داشته باشیم."

 

 

 

 

حیرت رئیس جمهور " زوما"

رئیس جمهور آفریقای جنوبی ، جاکوب زوما ، زمانی که سال گذشته در اوج انتخابات از کمپ بی خانمانان سفید پوست در نزدیکی پایتخت بازدید کرد طی سخنانی گفته بود که بسیار شوکه و متعجب شده است.

 

 

 

 

زوما در آن زمان گفته بود ،" وجود جمعیت عظیمی از فقیران سیاه پوست نباید موجب شود تا ما سفید پوستان فقیر را نادیده بگیرم و این امری است بسیار تاسف بار و خجالت آور."

 

 

 

فقر مردمان سفید پوست در آفریقای جنوبی از لحاظ سیاسی امری حساس می باشد که کمترین توجه به آن شده ولی مسئله تازه ای محسوب نمی شود.

 

 

 

در پی اختلافاتی که بین سفید پوستان و سیاه پوستان آفریقای جنوبی در سال 1948 پدید آمد، سفید پوستان توانستند حمایت و جایگاه گسترده ای را در استخدام و سایر امور از آن خود کنند. حتی ضعیف ترین و کم سواد ترین آن ها تحت حمایت نهادهای مدنی بودند و ملاکان و فعالین صنایع زمینه های شغلی را برای آنان فراهم می کردند . حتی فقیر ترین آن ها از لحاظ مسکن و زندگی تامین بود.اما امروزه با به اجرا درآمدن شبکه امنیت اقتصادی ، سفید پوستان بدون تخصص و مهارت ،خود را در نقطه دیگری از تاریخ یافته اند. کسانی که کمترین همدردی  با آنان می شود. کسانی که ناعادلانه در زمان آپارتاید ( زمان اختلاف و نفاق میان سفید پوستان و سیاه پوستان) از امکانات بهره مند بودند.

 

 

 

اتحادیه شرکت ها ی همکاری تجاری می گوید  در حدود 430000 نفر از بی خانمان سفید پوست در  کمپ های غیر مجاز ساکن هستند . تنها  80 درصد این کمپ ها در حوالی پرتو یعنی پایتخت می باشد. این میزان برای سیاه پوستان چیزی در حدود 2000 کمپ بیشتر است.

 

 

 

آفریقایی های مرفه دیروز، امروزه مجبور به حاشیه نشینی شده اند و خود را قربانیان تحولات آپارتاید یافته اند و معتقدند که بسیار بیشتر از میلیون ها فقیر سیاه پوست در آفریقای جنوبی متضرر شده اند.

 

 

 

بوشاف می گوید،" هم اکنون سیاه پوستان بیش از ما  دریافتی دارند . آنان با ما مشکل دارند و این علت بودن ما در این جا است. این بسیار ناعادلانه است زیرا آنان وعده داده بودند که همه چیز مساوی خواهد بود ولیکن اینطور نیست."

 

 

 

این احساس قربانی شدن و رها شدن توسط دولت به نحوی بر اعتقادات مذهبی این مردم تاثیر منفی گذاشته است. بسیاری از دخترهای جوان ونوجوان با بحران هایی هم چون الکلی شدن  و مورد سوء استفاده واقع شدن مواجه هستند.

 

 

 

یکی از فعالان خیر با همه تلاش هایی که در زمینه دریافت کمک از دولت داشته اما چندان موفق نشده است می گوید، " ما نمی توانیم از دولت مسکنی دریافت کنیم. اگر سیاه پوست بودیم شاید، اما ما سفید پوست هستیم"

 

 

کودکان گرسنه، مادران گرسنه ‌تر

همه ساله میلیون‌ها کودک گرسنه در سراسر جهان به دنیا می‌آیند. این کودکان معمولا فرزندان مادرانی هستند که خود از سوءتغذیه رنج می‌برند. این کودکان قرار است روزی جایگاهی در جامعه داشته باشند. جایگاهی که در آن بخشی از اقتصاد، صنعت و تکنولوژی کشورشان را رو به جلو سوق دهند. اما گرسنگی امان این کودکان را بریده است. آیا تاکنون به این مساله اندیشیده‌اید که اگر روزی کودکتان از فرط گرسنگی نتواند تا مدرسه‌اش برود، چه خواهید کرد؟ 126 میلیون کودک در سراسر جهان تا این حد گرسنه‌اند.

 

براساس منابع تحقیقاتی آماری سازمان ملل متحد به طور تقریبی بیش از 126 میلیون کودک که از کم‌وزنی رنج می‌برند در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند. اگر این عدد بزرگ را با تعداد گرسنگان جهان که 820 میلیون نفر است مقایسه کنیم درمی‌یابیم که 25 درصد گرسنگان جهان را کودکان تشکیل می‌دهند. در اغلب موارد گرسنگی کودکان مادرزادی است به گونه‌ای که در حدود 17 میلیون کودک از بدو تولد دچار کم‌وزنی هستند که این خود نتیجه تغذیه نامناسب مادر پیش از حاملگی و در طول دوران حاملگی است. کودکانی که با سوءتغذیه مفرط به دنیا می‌آیند حس کنجکاوی و انگیزه خود را از دست می‌دهند. آنها حتی تمایلی به بازی کردن و جست و خیز نیز از خود نشان نمی‌دهند.
گرسنگی مزمن همچنین موجب می‌شود تا روند رشد ذهنی و جسمی کودک یا متوقف شود یا به تاخیر افتد. فقر تغذیه یا تغذیه نامناسب به این معنی است که در حدود 147 میلیون کودک در سراسر جهان از لحاظ رشدی در مقایسه با سن شان بسیار کوچک هستند. قسمت بد ماجرا اینجاست که این کودکان آسیب‌پذیری بسیار زیادی در رویارویی با بیماری‌هایی نظیر اسهال خونی و سرخک دارند و در صورت ابتلا به این بیماری‌ها به راحتی جان خود را از دست می‌دهند.
در متن زندگی، گرسنگی کودکان معمولا تحت‌الشعاع مساله‌ای دیگر به نام تولید ملی قرار می‌گیرد. اقتصاددانان معتقدند که گرسنگی می‌تواند تولید ناخالص ملی هر کشور در حال توسعه را دو تا چهار درصد کاهش دهد.
گرسنگی زنان
زنان نخستین تولیدکنندگان غذا در جهان هستند. این در حالی است که سنت‌های فرهنگی و ساختارهای اجتماعی معمولا این معنا را در ذهن متبادر می‌کند که زنان بیش از مردان از تبعات ناشی از فقر و گرسنگی رنج می‌برند. براساس گزارش‌های یونیسف در حدود پنجاه درصد از کل زنان باردار در کشورهای در حال توسعه دچار فقر آهن هستند. فقر آهن در این دسته از زنان به این معنا که همه‌ساله 315 میلیون مادرباردار هنگام زایمان جان خود را از دست می‌دهند. بنابراین زنان، به خصوص آن دسته از زنانی که کودکی شیرخوار دارند و یا دوران آبستنی را می‌گذارنند نیازمند رسیدگی‌های ویژه غذایی هستند. نارس بودن و کم‌وزنی مادرزادی نوزاد از جمله عوامل شایع به دنیا آمدن کودکان کم ‌وزن است.

 
 

 

ازدواج ؟ فروش كودك خرسال خود ؟ ازدواج كودكان در افغانستان

  


 

فقر و تنگدستی مردم شمال افغانستان باعث شده والدین دختران خردسال و نوجوان مجبور شوند آنها را به عقد مردانی كه وضعیت مالی بهتری دارند دربیاورند.
زنی كه نام مجازی فریده را برای خود انتخاب كرده تابستان گذشته در ازای دریافت 400 پوند دختر 13 ساله اش را به عقد پسر عموی 20 ساله همسرش در آورد. دختر او كه صورتش در پشت روسری آبی رنگی پوشانده شده بود در حالی كه از ته دل اشك می ریخت بیان داشت كه هیچ علاقه یی به زندگی با مردی كه به خاطر پول به عقدش درآمده ندارد.



او گفت؛ «من به این ازدواج راضی نبودم اما خانواده ام من را مجبور كردند در برابر این مساله سكوت كرده و به این وصلت رضایت دهم. من همیشه در رویاهایم روزی را می دیدم كه از مدرسه فارغ التحصیل شده و به دانشگاه پا بگذارم. متاسفانه تمام رویاهای من با این ازدواج اجباری نقش بر آب شد و اكنون من به جای حضور در پشت میزهای مدرسه باید نقش یك زن شوهردار را بازی كنم.»فریده در پاسخ به این سوال كه چرا اسباب ناراحتی دخترش را فراهم كرده گفت؛ «این سرنوشت دختران افغانی است و او چاره یی جز تن دادن به آن ندارد.»

فیاض كوفی نماینده مستقل بدخشان بیان داشت كه ظرف دو سال گذشته تعداد دختران خردسال و نوجوانی كه به رغم میل خود به عقد مردان در می آیند بسیار زیاد شده است. او گفت؛ «به هیچ عنوان نمی توان نام ازدواج را روی این عقدها و پیوندها گذاشت. در حقیقت این ازدواج ها نوعی سر پوش گذاشتن بر پدیده فروش كودكان در افغانستان است. من خانواده هایی را می شناسم كه دختر 10 ساله خود را در ازای دریافت دو گاو و چند كیسه گندم به عقد مردان میانسال در آورده اند.»فیاض كوفی دلیل این پدیده تلخ در كشورش را فقر بیش از حد مردم می داند. فریده و دخترش در روستایی در وندیان در كوه های مرتفع بدخشان زندگی می كنند. دكتر محمد ظریف استاندار بدخشان بیان داشت كه ظرف پنج ماه گذشته بیش از 60 نفر در اثر سرما و گرسنگی در این كوه ها جان باخته اند زیرا برف باعث شده بوده ارتباط این روستا با جهان خارج قطع شود. از طرفی قیمت مواد غذایی در بازار محلی نسبت به سال گذشته دو برابر شده كه دلیل آن بالا رفتن جهانی قیمت غذا و غیرقابل دسترس بودن بدخشان است.آكسفام نهاد خیریه انگلیسی برای كمك به مردم این روستاها هم اكنون تخم های سبزیجات و كود های تقویت شده را در اختیار مردم قرار داده است. این سازمان قصد دارد برای مردم روستا تراكتور و دستگاه شخم زن هم تهیه كند زیرا گاوهای این روستا در اثر سرمای زمستان جان باخته اند.

فیاض كوفی بر این باور است در صورتی كه دولت بودجه كافی را در اختیار مسوولان بدخشان قرار داده و آنها برای پایان دادن به فقر مردم سرمایه گذاری های درستی انجام دهند و مواد غذایی را با قیمت كمتر در اختیار مردم فقیر قرار دهند، خرید و فروش دختران نوجوان در این منطقه پایان خواهد گرفت.حنیفه ماه، قابله روستای خورداخان هم دلیل اصلی ازدواج های زود هنگام را فقر مردم می داند. او همواره در تلاش است به والدین دخترها آموزش دهد كه شوهر دادن آنها در سنین نوجوانی و خردسالی كار درستی نیست اما بسیاری از والدین به حرف های او توجهی ندارند زیرا شوهر دادن دخترهایشان تنها راه حل مشكلات آنها است. حنیفه بیان داشت كه چندی پیش برای كمك به زایمان دختری 10 ساله به یكی از روستاهای كوهستانی رفته بود. او گفت؛ «این دختر چنان كوچك بود كه من او را روی زانوان خود نشاندم تا راحت تر فرزندش را به دنیا بیاورد.»
آمار سازمان ملل نشان داده در هیچ جای جهان تعداد مرگ و میرهای حین زایمان زنان به اندازه استان بدخشان نیست. اكثر دختران این استان فرزندان اول خود را قبل از 15 سالگی به دنیا می آورند. به دنیا آوردن زود هنگام فرزند یكی از دلایل اصلی فوت مادران در سنین جوانی است. انوار الحق وزیر بودجه افغانستان بعید می داند استانی مانند بدخشان به این زودی ها از شر فقر راحت شود. او می گوید ؛ «فكر نمی كنم ریشه كن كردن فقر در استانی مانند بدخشان كار راحتی باشد. دولت اگر تمام تلاش خود را هم به كار گیرد تنها قادر خواهد بود كه نیازهای اصلی مردم این منطقه را تامین كند. به هر حال كشور ما در حال حاضر چهارمین یا پنجمین كشور فقیر جهان است و نمی توان انتظار داشت كه افغانستان مانند كشورهای پیشرفته یی چون امریكا و انگلیس عمل كند. ما امیدواریم در پنج سال آینده رتبه خود را تغییر دهیم ولی واقعیت این است كه جنگ های طولانی مدت در كشور همه چیز را نابود كرده و ما مجبوریم از اول شروع كنیم.»اگر قرار باشد كمبود جهانی مواد غذایی ادامه پیدا كند دختران روستایی افغانستان هر روزه بیشتر شاهد سیاه بختی خود خواهند بود. امید این دختران برای ادامه تحصیل تنها رویایی دست نیافتنی است كه هیچ گاه به واقعیت بدل نخواهد شد زیرا آنها باید از همان دوران كودكی و نوجوانی نقش زنان بزرگسال را با ازدواج های زودهنگام به عهده بگیرند.

 

جنون فوتبال بهانه ای برای حمایت از کودکان!

  
 

 

نزدیک به دو هفته از آغاز بازی های جام جهانی می گذرد. تخمین زده شده که بیشتر از یک میلیارد نفر در سراسر جهان، این بازی ها را از تلویزیون تماشا کنند. در کشور میزبان بازی ها، روزانه پانصد هزار نفر توریست و صدها هزار تن از مردم آفریقای جنوبی، بازی ها را از صفحه های نمایش بزرگ در فضاهای عمومی دنبال می کنند.

این صفحه ها را فیفا (فدراسیون بین المللی فوتبال) در مکان های عمومی قرار داده است. برخی از این مکان های ویژه تماشای بازی ها، نام ایستگاه دوست دار کودک را به خود گرفته اند، جایی که کودکان می توانند هم به تماشای فوتبال بنشینند و هم اگر با خشونت روبه رو شوند یا در شلوغی ها پدر و مادر خود را گم کنند، با آسودگی درخواست کمک کنند.
رونا استفنز، فعال اجتماعی که مدیر یکی از این ایستگاه های دوست دار کودک یونیسف در سوئتو، جایی در حومه ژوهانسبورگ است می گوید که به بهانه جنون فوتبال، در این مکان ها خدمات بسیاری به کودکان ارائه می شود.
برای نمونه در ورودی این مکان عمومی، ایستگاهی قرار داده شده و هنگامی که خانواده ای وارد می شود، به کودک و همراهش، یک مچ بند داده می شود. روی این مچ بند تلفن تماس پدر و مادر کودک نوشته می شود و اگر کودک در میان جمعیت از پدر و مادرش دورافتاد، به این ایستگاه می آید تا مسئولان با خانواده او تماس بگیرند.
نزدیک به ۲۰ فعال اجتماعی در این ایستگاه دوست دار کودک، مراقب اوضاع هستند و به کودکانی که نیاز به کمک دارند، رسیدگی می کنند. آن ها می کوشند تا از کودکان در برابر قاچاق، خشونت و تعدی جنسی در دوران بازی ها، حمایت کنند.

 

 

 پروژه "کارت قرمز" یونیسف و سازمان جهانی کار نیز که برای نخستین بار در سال ۲۰۰۲ آغاز شده بود، امسال در جریان بازی های جام جهانی، با تمرکز ویژه ای بر پدیده قاچاق کودکان، تجارت جنسی کودکان و بهره کشی از کودکان دوباره و به شکل جدی تر آغاز شده است.  در این پروژه، با استفاده از ایده کارت قرمز در جریمه بازیکنان خطاکار، به جامعه پیام داده می شود که خشونت، بهره کشی و تجاوز در رفتار با کودکان جایی در آفریقای جنوبی و جهان نباید داشته باشد.
اما، در برنامه ای دیگر از سوی یونیسف و با همکاری سازمان های آموزش و پرورش در آفریقای جنوبی، امسال ۲۱ جشنواره ورزشی برای کودکان در جریان بازی های جام جهانی فوتبال، برگزار می شود. هدف برنامه هم، تلاش برای رشد توانایی ها و مهارت های دختران و پسران  و آشنا کردن آن ها با شیوه های زندگی سالم است. در جریان این برنامه های ورزشی، کودکان و نوجوانان با مفهوم بهره کشی و تجاوز آشنا می شوند و می آموزند که در برابر آن ها هشیار باشند.افزون برهمه این ها، یونیسف، بیشتر از هزار فعال اجتماعی و فعال حقوق کودک را در سازمان های غیر دولتی و دولتی در ۹ استان آفریقای جنوبی آموزش داده و می کوشد تا نهادهای صنعت توریسم در این کشور را به امضای "قانون بین المللی علیه تجارت جنسی کودکان در توریسم و سفر" تشویق کند. مجموعه قوانینی که شرکت های توریستی را به حمایت از کودکان در برابر تجارت در بهره کشی جنسی تشویق می کند.

 

وقتی كه ما از كودكان فقیر و نیازمند فاصله میگیریم

  


 

عکس برگزیده یونیسف

وقتی كه ما از كودكان فقیر و نیازمند فاصله میگیریم - وقتی كه به تاوان كارهای خود فكر نمیكنیم

شاید روزی برسد كه متوجه اشتباهات خود شده ای و می خواهی حلالیت بطلبی - بدان اون موقع

خیلی دیر شده ؟! چون كودكانی كه در سرمای زمستان شب را به صبح میرسانند . شاید اكنون در

میان ما نباشد . تا تو از او طلب حلالیت كنی .

بیایید از این به بعد بهتر به اطرافمان توجه كنیم

 

 

كودكان زاغه‌نشین هند صاحب خانه شدند

 


 
پیش از این عموم مردم به شدت از اینكه، علی‌رغم فروش 70 میلیون پوندی «میلیونر زاغه‌نشین»، ستاره‌های بچه‌سال این فیلم در ویرانه‌های كثیف هند زندگی می‌كنند، ابراز خشم و انزجار كرده بودند.
سازندگان فیلم «میلیونر زاغه‌‌نشین»، در پی موفقیت این فیلم در رقابت‌های اسكار، برای هر كدام از كودكان فقیر هندی كه در این فیلم ایفای نقش كرده بودند، خانه خریدند.

به گزارش سایت خبری هافینگتون پست، سازندگان و تهیه‌كنندگان فیلم «میلیونر زاغه‌نشین»، در پی موفقیت چشم‌گیر این فیلم در هشتاد و یكمین رقابت‌های اسكار، اعلام كردند كه یك واحد آپارتمان شیك هدیه آنها به كودكانی فقیر هندی است كه در این فیلم‌ ایفای نقش كرده‌اند.

«دنی بویل»، كارگردان فیلم و «كریستین كولسون»، تهیه‌كننده فیلم، در مصاحبه‌ای با روزنامه «دیلی میل» گفتند: «آژارودین محمد اسماعیل» و «روبینا علی»، بازیگران نقش‌های «لاتیكا» و «سلیم»، به همراه خانواده‌ایشان از ماه آینده به خانه‌های 20 هزار پوندی خود خواهند رفت.

پیش از این عموم مردم به شدت از اینكه، علی‌رغم فروش 70 میلیون پوندی «میلیونر زاغه‌نشین»، ستاره‌های بچه‌سال این فیلم در ویرانه‌های كثیف هند زندگی می‌كنند، ابراز خشم و انزجار كرده بودند.

به گزارش هافینگتون پست، وضعیت زندگی حقیقی بازیگران این فیلم دل هر كسی را بدرد می‌آورد، آنچنان كه در دو عكسی كه پیش از شروع فیلمبرداری، از زندگی واقعی «محمد اسماعیل»، بازیگر كودكی نقش «سلیم» و خانواده‌اش گرفته شده است، این كودك هندی و خانواده‌اش روی كارتون شب خود را صبح می‌كنند و صبح‌ها برای شستن صورت خود حتی به آب تمیز هم دسترسی ندارند.

در عكس دیگری كه از زندیگ «روبینا»، بازیگر نقش «لاتیكا»، گرفته شده است، شاهد آن هستم كه محل زندگی «روبینا» تنها چند یارد با لوله فاضلاب فاصله دارد.

بنا براین گزارش، زندگی این كودكان حتی از آنچه كه در فیلم به تصویر كشیده شده به مراتب بدتر است، پدر «روبینا» كه در یك تصادف پایش به شدت مجروح شده، چند ماهی است كه حتی یك روپیه هم درآمد نداشته و «شمیم اسماعیل»، مادر «محمد اسماعیل» از یك چشم نابینا است، در حالیكه پدر خانواده هم كه به سل مبتلا بوده، آنها را بی سرپناه و بدون هیچ درآمدی، ترك كرده است.

كمپانی سازنده «میلیونر زاغه‌نشین» نیز هزینه حمل و نقل هر روزه این كودكان از خانه به مدرسه و از مدرسه به خانه، طی 8 سال آینده را به عهده گرفته است.
به گزارش هافینگتون پست، علی‌رغم آن كه ایده صاحب‌خانه كردن ستاره‌های فقیر این فیلم توسط برخی با استقبال روبرو شده ولی عده زیادی نیز انتقاد كرده‌اند كه این اقدام تنها یك تبلغات سیاسی برای انتخابات ماه آوریل و می در هندوستان است.

ولی پدر «روبینا» ضمن تشكر از عوامل چنین اقدامی، گفت: داشتن یك خانه مناسب برای ما، خیلی خیلی مهم است، ما طی سه نسل است كه در این زاغه زندگی می‌كنیم و به نظر می‌رسد كه سرانجام از اینجا نجات یافتیم.
بنا به گفته تهیه‌كنندگان «میلیونر زاغه‌نشین»، آنها در حال رایزنی و همكاری با یك سازمان غیردولتی هستند تا بتوانند برای سرپرست خانواده این كودكان، شغلی مناسب بیابند و از این طریق از آینده كودكان طی سال‌های آینده مطمئن شوند.
«دنی بویل» در این رابطه گفت: مشكل كشیدن یك چك و حل موقت مشكل این خانواده‌ها نیست، چون این مسئله در دراز مدت جوابگو نخواهد بود، مسئله اصلی این است كه ما اطمینان پیدا كنیم كه این بچه‌ها بتوانند طی سال‌های آینده به تحصیل خود ادامه دهند.

او افزود: خواسته‌ ما برای این بچه‌ها چیزی ورای ثروت است، ما می‌خواهیم كه آنها مهارت لازم برای ساختن یك زندگی خوب را به دست بیاورند.

این كارگردان انگلیسی برنده اسكار، در ادامه گفت: سرمایه‌گذاران و پخش‌كنندگان فیلم همچنین در حال تاسیس یك صندوق هستند تا بتوانند به دیگر كودكان خیابانی و زاغه‌نشین بمبئی نیز كمك كنند.

فیلم «میلیونر زاغه‌نشین» كه یكشنبه گذشته در هشتاد و یكمین دوره از رقابت‌های اسكار توانست در 8 بخش از جمله بخش‌های بهترین فیلم و بهترین كارگردانی، برنده شود، داستان یك نوجوان فقیر هندی است كه در یك مسابقه تلویزیونی شركت می‌كند و در برابر دیدگان تعجب زده همه، برنده جایزه چند میلیون روپیه‌ای آن می‌شود.منبع:فارس