قتل دل‌خراش دختر و پسر خردسال احتمالا توسط والدین

 

 وطن امروز نوشت: هوا تاریك بود، عقربه‌ها نشان می‌داد ۲۰ دقیقه‌ای تا ساعت ۲۳ شامگاه هشتم اسفند مانده است، كارآگاهان فضای سبز پارك بوستان لابه‌لای درختان و شمشادها در حال كار بودند كه ۲ كودك تنها را دیدند. از دور به نظر می‌رسید، ۲ بچه روی چمن‌ها دراز كشیده و در حال استراحت هستند، شاید پدر و مادرشان در نزدیكی آنها بودند، در روزهایی كه خانواده برای خرید لباس كودكانشان به خیابان‌ها ریخته‌ بودند ابتدا تصور می‌شد این خانواده نیز پس از خستگی برای استراحت و تفریح آخر شب به پارك آمده‌اند.

نگاه‌های جست‌وجوگرانه كارگران نشان می‌داد هیچ‌كس در اطراف ۲ كودك نیست و مراقبتی نیز از آنان نمی‌شود. وقتی یكی از كارگران بالای سر ۲ بچه رفت نمی‌خواست صحنه‌ای را كه دیده، باور كند همان لحظه بغض به گلویش نشست، پاهایش سست شد و روی ۲ زانو افتاد، دوستانش كه از دور وی را می‌دیدند به تكاپو افتادند.

 

صدای بغض‌آلودی از پشت گوشی به اپراتور پلیس ۱۱۰ خبر داد جنایتی دردناك رخ داده است، هنوز دقایقی نگذشته بود كه ماموران كلانتری ۱۵۰ بی‌سیم خود را به محل پیدا شدن اجساد ۲ كودك رساندند. چهره همه ماموران غمگین بود، به چه گناهی ۲ كودك باید كشته می‌شدند؟!

وقتی ماجرای ۲ جنایت به اداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران و بازپرس عموزاد از دادسرای امور جنایی مخابره شد آنان تا سر صحنه نرفته بودند باور نداشتند عمق جنایت تا چه اندازه‌ای باشد. قربانیان یك پسر ۵ ساله و نوزادی ۷ ماهه بودند كه در كنار هم قرار داشتند و خونریزی ناشی از ضربات چاقو آنان را به كام مرگ فرو برده بود. كارآگاهان، همزمان با معاینه اجساد توسط متخصصان پزشكی قانونی به جست‌وجوی لباس‌های ۲ كودك اطراف آنان پرداختند تا با به دست آوردن مداركی از مشخصات‌شان و شناسایی خانواده آنها به سرنخی از عاملان این جنایت فجیع برسند.

در حالی كه پلیس با گره كوری مواجه شده بود مشخصات لباس‌های ۲ كودك را مورد توجه قرار داد، پسر ۵ ساله شلوار و كاپشن آبی‌رنگ لی – جین –پیراهن سفیدرنگ و كلاه قهوه‌ای به تن داشت و دختر ۷ ماهه لباس زردرنگ و شلوار آبی آسمانی بافتنی پوشیده بود.

با توجه به نوع لباس‌ها، كارآگاهان احتمالی قوی را پیش روی خود دیدند و اینكه ۲ كودك توسط قاتلی آشنا و بدون ترس از كسی یا اطلاع از توطئه دردناكش، شاید به بهانه بازی در پارك به آنجا كشانده شده‌اند و به خاطر همین لباس گرم به تن داشته‌اند و عامل قتل در خلوتی و تاریكی بین شمشادها آن دو را به طرز هولناكی از پای درآورده است.

همین تصورات بود كه اشك را به چهره همه اعضای تیم‌های تحقیق نشاند تا اینكه با دستور بازپرس عموزاد و پس از عكسبرداری از اجساد خواهر و برادر خردسال، به پزشكی قانونی انتقال داده شدند.

كارآگاهان جنایی كه هیچ سرنخی از خانواده ۲ كودك نداشتند در نخستین اقدام به بررسی پرونده‌های كودكان گمشده‌ای پرداختند كه احتمال می‌رفت پدر یا مادرشان با نگرانی به كلانتری‌ها یا مقرهای پلیسی مراجعه كرده و خواستار ردیابی آنان بودند.

هیچ پرونده‌ای وجود نداشت و همین كافی بود كه فرضیه‌ای قوی مبنی بر قتل خانوادگی مطرح شود كه در آن مادر یا پدر ۲ بچه خود را به قتل رسانده بودند.

در این مرحله، كارآگاهان فرضیه‌ای دیگر نیز پیش روی خود می‌دیدند كه در آن می‌شد حدس زد كه پدر خانواده به تنهایی در قتل بچه‌هایش دست داشته و مادرش یا از سرنوشت آنها اطلاع ندارد و به خاطر طلاق و جدایی از همسرش در جریان چگونگی زندگی آنان نیست یا اینكه مادر خانواده نیز به قتل رسیده كه باید به جست‌و‌جوی جسد وی نیز پرداخته شود.

با توجه به اینكه عكس‌های جنازه‌های این ۲ كودك تنها سرنخی بود كه می‌توانست پلیس را به روزنه‌ امیدی برای افشای راز قتل آنان برساند، با دستور بازپرس ویژه قتل این عكس‌ها برای حذف آثار جراحت به فتوشاپ سپرده شدند و برای انتشار در اختیار روزنامه‌ها قرار گرفتند. این اقدام با این انگیزه صورت گرفت تا آشنایان و همسایگان خانواده این ۲كودك با دیدن عكس‌ها، آنان را شناخته و پلیس را با خبر كنند و كارآگاهان بتوانند به ردیابی خانواده قربانیان خردسال و شناسایی قاتل دست بزنند.

كسانی كه با دیدن عكس این ۲ كودك بی‌گناه آنان را شناسایی كردند می‌توانند با تماس به فوریت های پلیس . پلیس را در یافتن قاتل یا قاتلین این دو كودك یاری رسانند.

 

شکنجه کودک خردسال

شکنجه‌های ناپدری باعث عقب‌ماندگی جسمی و روحی یک کودک شده است. یک کودک ۴ ساله آزار دیده - عکس آرشیوی

کودک 5 ساله‌ای به نام ابوالفضل احکامی، که هم اکنون در بیمارستان بهرامی بستری است، توسط ناپدریش به شدت مورد شکنجه واقع شده است. 

اگر چه ناپدری وی با شکایت مادر این کودک بازداشت شد ولی مدت زیادی در زندان نماند و با وثیقه 50 میلیون تومانی،هم‌اکنون آزاد است.

این کودک که به زودی از بیمارستان مرخص می‌شود، ظاهرا چاره‌ای جز برگشت به همان خانه، با وجود ناپدری ندارد.

طاهره محمود سلطانی، مشاور حقوقی اورژانس اجتماعی بخش كودك آزاری در این خصوص به خبرگزاری فارس گفت: معتقدیم ناپدری و مادر این كودك صلاحیت نگهداری این كودک را ندارند و نمی‌دانیم با توجه به حكم منع تعقیب ناپدری، چه بر سر این كودک خواهد آمد.

وی از مسئولان خواست گواهی عدم صلاحیت پدر و مادر ابوالفضل صادر شود تا او بتواند تحت نظر بهزیستی قرار بگیرد.

 

کودک آزاری در خانواده‌ها

مورد ابوالفضل اولین مورد کودک آزاری کودکان در کشور نیست که خبرش به رسانه‌ها رسیده و به طور یقین آخرین مورد هم نخواهد بود. نگاهی به صفحه کودک آزاری انجمن حمایت از کودکان نشان از موارد زیادی از اذیت و آزار کودکان در خانواده‌ها دارد که برخی از آنها شامل آزار جنسی نیز می‌شود.

برای اولین بار زمانی کودک آزاری کودکان به طور وسیع راه روزنامه‌ها و مجلات پیدا کرد که خبر مرگ آرین گلشنی در سال 1376 منتشر شد.

آرین به دلیل شکنجه‌های پدرش و برادرش در بیمارستان بستری شد و پس از آن درگذشت. او در زمان مرگ 9 ساله بود.

آرین که پس از جدایی پدر و مادرش، حضانتش توسط دادگاه به پدر سپرده شد به دلیل سوختگی‌های ناشی از سیگار و شکستن‌های متعدد استخوان‌هایش جان باخت.

در آن زمان شیرین عبادی، وکالت پرونده او را به دست گرفت و در آن زمان بود که توجه‌ها به سوی قوانین رایج در کشور جلب شد که در زمینه کودک آزاری در درون خانواده تا چه میزان ناکارامد هستند.

یکی دیگر از تکان‌دهنده ترین کودک آزاری‌ها که باعث شد محمود شاهرودی، رییس قوه قضاییه شخصا در آن مورد نظر دهد، مرگ دختر 7 ساله اهوازی بود که پدرش به شک آنکه، دایی دختر به او تجاوز کرده، سر او را برید. البته معاینات پزشکی ثابت کرد که دختر سالم بوده است.

اگر چه شاهرودی عمل وی را فساد فی‌ الارض نامید ولی او پس از چند سال تحمل زندان، آزاد شد. چون بنا به قانون، پدر و یا جد پدری، اولیای دم محسوب می‌شوند، و به دلیل قتل فرزند، قصاص نمی‌شوند.

این دو، نمونه‌های معروفی بودند که به قتل فرزندان منجر شدند. ولی هر روزه خبرها از شکنجه‌های جسمی کودکان توسط والدین در روزنامه‌ها منتشر می‌شود که به بستری شدن آن ها در بیمارستان‌ها منتهی می‌شود.

در اردیبهشت ماه، روزنامه ایران خبرداد، پسر 3 ساله‌ای توسط پدرش با فندک سوزانده شد، چون نتوانست شعر بخواندو یا اعداد را بشمارد.

به گفته یک حقوقدان «طبق قانون مدنی ایران ، تنبیه کودکان توسط والدین باید متعارف باشد اما مرز بین متعارف و غیرمتعارف مشخص نشده است»

افزایش کودک آزاری

بر اساس گزارش «انجمن حمایت از حقوق کودکان»، کودک آزاری جنسی در سال گذشته 3.5 برابر افزایش داشته است.

براساس همین گزارش ها 14.5 درصد از ۲۰۰ مورد کودک آزاری گزارش شده به این واحد، کودک آزاری جنسی بوده که ۷۰ درصد از کودکان آزار دیده دختر بوده اند.

در بهمن سال گذشته نیزمدیر عامل انجمن حمایت از کودک، از افزایش کودک آزاری‌های جنسی سخن گفت.

فرشید یزدانی، طی مصاحبه‌ای با ایسنا، آماری از تعداد کودک آزاری‌های ارایه شده، به این سازمان ارائه داد و گفت: 60 درصد از كودكان آزاردیده، پسر و مابقی دختر بودند.

وی خاطر نشان کرد که 50 درصد یعنی نیمی از این آزارها توسط پدران اطفال، صورت گرفته است.

به گفته وی 40 درصد از آزارها جسمی و 20 درصد از آزارها، آزارهای جنسی بوده است.

کودکانی که مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند بیشتر دختر بوده‌اند که بیشتر آزارها از سوی نزدیکان ‌آن‌ها صورت گرفته است.

در اردیبهشت خبر رسید که مرکزی حمایتی برای کودکان آزار دیده و برای پیشگیری از آزار جنسی کودکان ایجاد شده است.

دکتر شهین علیایی زند از موسسان این مرکز که بعد از ماه‌ها تلاش توانسته است مجوز ایجاد جنین سازمانی را از وزارت کشور به دست بیاورد، معتقد است که «آزار جنسى کودکان و نوجوانان مانند مواد مخدر در کل دنیا در حال سازمان یافتن است و نوع سازمان نیافته آن نیز در داخل خانه ها وجود دارد.»

کودک آزاری چیست؟

کودک آزاری عبارت است از هر گونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک طفل شود، برخی از این آثار می‌تواند مخفی باشد.

ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس در حمام یا زیر زمین اشکال مخفی از کودک آزاری است.

تنبیه بدنی و تجاوز جنسی به کودک هم از انواع کودک آزاری فیزیکی است که علائم آن قادر به ردیابی است.

بر اساس ماده 19، کنوانسیون حقوق کودک که ایران نیز آن را امضا کرده است. کشورهای عضو برای حمایت از کودکان در برابر خشونتهای جسمی و روانی هر گونه آزار، بی توجهی و سهل‌انگاری باید اقدامات قانونی، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل آورند.

دولتهای امضا کننده پیمان نامه جهانی حقوق کودک موظف شده‌اند که اقدامات لازم برای محافظت از کودکان در برابر استفاده غیر مجاز از مواد مخدر، داروهای روانگردان و قاچاق این مواد را انجام دهند.

 

مادری با گرسنگی دادن، ‌دختر هفت ساله‌اش را كشت!

یك مادر انگلیسی آنقدر دختر هفت ساله‌اش را گرسنه نگهداشت تا مرد.
به گزارش ایسنا، «آنجلا گوردون» 36 ساله كه به اتهام ارتكاب عمل غیرانسانی علیه دختر هفت ساله‌اش به 15 سال حبس محكوم شده است، به دلیل عذاب وجدان دچار اضافه وزن 114 كیلوگرمی شده و از مرگ دخترش به شدت ناراحت است.

بر اساس گزارش رسانه‌های انگلیس، دختر هفت ساله این زن كه «خیرا اسحاق» نام داشت، به دلیل بی‌توجهی مادر و ناپدری‌اش و گرسنگی عمدی دچار سوء تغذیه شده و در زمان مرگ تنها 15 كیلوگرم وزن داشت، در حالی كه در منزلشان انواع غذاها یافت می‌شد.

مادری با گرسنگی دادن، ‌دختر هفت ساله‌اش را كشت!

منابع آگاه از قول این زن یادآور شدند كه این دختر بچه به شدت به غذا خوردن علاقه داشته و حتی بیش از حد معمول موادغذایی مصرف می‌كرده است، به طوری كه دوستان و اطرافیانش او را ترك كرده و علاقه‌ای به رفت و آمد با او نداشتند. مادر این كودك هم برای تنبیه وی او را از خوردن محروم كرده بود.

بر اساس گزارش روزنامه دیلی میل، «خیرا اسحاق» دختر بچه هفت ساله پیش از مرگش زیر دست این مادر و ناپدری‌اش «جنید ابوحمزه» بود و به شدت با چوب بامبو مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفت. علاوه بر این، این زوج دختر بچه هفت ساله را مجبور می كردند كه ساعت‌ها با لباس خواب خارج از خانه بماند، بطوری كه این كودك در زمان مرگ 40 درصد از وزن بدنش را از دست داده بود.
بر اساس اعلام رسانه‌های انگلیس، ناپدری این دختر بچه از شیزوفرنی رنج می‌برد، به طوری كه این دختر به همراه پنج كودك دیگر غذای خود را در ظرف مخصوص سگ‌ها و در طبقه بالای منزلشان در منطقه «هندز وورث» در «بیرمنگهام» صرف می‌كردند. هنگامی كه از این مرد علت و انگیزه این كار پرسیده شد، وی تنها جواب داد كه برای ادب كردن و تربیت درست به این كودكان گرسنگی می‌داده است،‌به طوری كه وضعیت كودكان دیگر كه هویتشان مشخص نشده است، نیز به شدت وخیم است و آنان بسیار لاغر هستند.

 

چشمان فاطمه كوچولو در انتظار یاری نوع‌دوستان

چشمان فاطمه كوچولو در انتظار یاری نوع‌دوستان

 

زمان برای بازگشت بینایی به چشمان «فاطمه» كوچولو به سرعت می گذرد و آخرین فرصت «فاطمه» كوچولو در گروی اعزام این دخترك همدانی به كشور روسیه است، سفری كه هزینه تامین آن از توان خانواده این كودك پنج ساله خارج است.

به گزارش خبرنگار «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، «فاطمه» كوچولو كه در تیرماه سال گذشته شوهرعمه‌اش در یك انتقام‌جویی خانوادگی اقدام به ریختن آهك در چشمانش كرده بود، برای ادامه درمان چندی پیش به همراه پدرش به شیراز رفت.

دكتر غفاریه، پزشك معالج چشمان «فاطمه ـ ك» درباره آخرین وضعیت پزشكی این دختربچه به خبرنگار ایسنا، گفت: متاسفانه چشم راست «فاطمه» به آب سیاه پیشرفته مبتلا شده است و امكان بازگشت بینایی آن وجود ندارد.

 

آخرین شانس «فاطمه» اعزام به مسكو است

چشمان فاطمه كوچولو در انتظار یاری نوع‌دوستان

وی افزود: چشم چپ او نیز در حال سوراخ شدن است و آخرین شانس «فاطمه» اعزام آن به منظور گرفتن قرنیه مصنوعی به مسكو است.

غفاریه ادامه داد: هماهنگی‌های لازم با یك مركز پزشكی در روسیه انجام شده است و «فاطمه» برای ادامه درمان باید به این مركز فرستاده شود.

وی درباره هزینه‌های این سفر اظهار كرد: برآورد اولیه ما این است كه «فاطمه » به منظور گذراندن دوره درمان در مرحله اول احتیاج به 10 تا 12 هزار دلار پول دارد.

 

 «ایمان مبعلی» بخشی از هزینه مورد نیاز برای اعزام این كودك به روسیه را تقبل كرده است

 

اعزام «فاطمه» باید پیش از پایان سال جدید صورت گیرد

نوید نامور، فیلمسازی كه اقدام به ساخت فیلم مستند از حادثه دلخراش ریختن آهك در چشمان این دختربچه كرده است نیز درباره تامین هزینه درمان «فاطمه» به ایسنا گفت: تاكنون «ایمان مبعلی» فوتبالیست، بخشی از هزینه مورد نیاز برای اعزام این كودك به روسیه را تقبل كرده است، اما هنوز برای ادامه مسیر درمان این خانواده‌ با مشكل مالی روبرو هستند.

وی با بیان اینكه اعزام این دختر به كشور روسیه آخرین فرصت باقی‌مانده برای درمان است، افزود: مراحل اعزام فاطمه باید پیش از پایان سال صورت گیرد كه امیدواریم در یكی دو هفته باقی‌مانده مبلغ مورد نیاز از سوی افراد خیر برای «فاطمه» تامین شود.

 

 تاریخ رسیدگی به پرونده «فاطمه» كوچولو تجدید شد

هاله سادات‌سری، وكیل «فاطمه» هم درباره روند رسیدگی به پرونده این دختر5ساله به خبرنگار ایسنا اظهار كرد: بنا بود كه جلسه رسیدگی به این پرونده در سوم اسفندماه امسال تشكیل شود اما به علت مسائل مربوط به شعبه مورد نظر، تاریخ رسیدگی تجدید شد.

وی با بیان اینكه طول دوره درمان «فاطمه» كه شش‌ماه تعیین شده است، در اردیبهشت‌ماه سال آینده به پایان می‌رسد، افزود: در حال حاضر متهم این پرونده در بازداشت بسر می‌برد.

چشمان «فاطمه» كوچولو در انتظار یاری نوع‌دوستانی است تا هزینه‌های عمل در روسیه را تامین كنند در عین حال پیشنهاد می‌شود یك سازمان و نهاد درمانی یا حمایتی به صورت داوطلبانه با مدیریت كمك‌های اهدایی روند درمان این كودك را پیگیری كند.

به گزارش ایسنا، حادثه دلخراش ریختن آهك در چشمان «فاطمه» كوچولو در تیرماه سال گذشته در روستایی در شهرستان قروه سنندج رخ داد كه براثر آن دو چشم این دختر 5/4 ساله دچار عارضه شد به طوری كه تاكنون چندین عمل جراحی از جمله پیوند قرنیه انجام شده است و بنابراعلام پزشك معالج فاطمه آخرین فرصت بازگشت بینایی چشمان «فاطمه» كوچولو در گروی فرستادن این دختر پنج ساله به كشور روسیه است كه البته بدون تامین هزینه‌های مالی امكان پذیر نخواهد بود.

گفتگو با كودك 10 ساله آزار دیده(دلم به حال خواهرم می‌سوزد )

altایران اکونومیست: به دنبال آزارهای جسمی پسربچه 10 ساله‌ای از سوی پدر و نامادری‌اش، آنها با دستور قضایی بازپرس شعبه نهم دادسرای ناحیه 2 تهران بازداشت و تحقیقات ویژه از آنان آغاز شده است.

به گزارش «جام‌جم»، 4 مهرماه امسال، مردی همراه پسر 10 ساله‌اش به بازپرسی شعبه نهم دادسرای ناحیه 2 تهران مراجعه و از همسرش به‌خاطر كتك‌ زدن پسر خردسالش شكایت كرد.
مرد شاكی در اظهاراتش به پلیس گفت: من پزشك هستم و یك ساعت قبل، هنگامی كه به محل سكونت خود در یكی از محله‌های شمال غرب تهران بازگشتم، متوجه شدم فرزندم رامتین، از سوی همسرم بشدت كتك خورده و در یكی از اتاق‌های خانه حبس شده است و فقط گریه می‌كند.
پس از این شكایت، بازپرس پرونده از این مرد خواست پسرش را برای ادامه تحقیقات به اتاق بازپرسی انتقال دهد كه مشخص شد آثار جراحت و خراشیدگی روی بدن وی وجود دارد و او با ترس و وحشت به پدرش نگاه می‌كند.
بازپرس پرونده با مشكوك شدن به این موضوع، دوباره به تحقیق از مرد شاكی پرداخت كه وی همسرش نامادری رامتین را مقصر معرفی كرد. به دنبال اظهارات متناقض این مرد، دستور قضایی مبنی بر احضار نامادری صادر شد.
با حضور زن در دادسرا، وی مورد بازجویی قرار گرفت و هرگونه كودك‌آزاری را انكار كرده و شوهرش را در جریان آسیب‌های واردشده به پسر خردسال، گناهكار دانست.
بازپرس پرونده، زمانی كه با اظهارات متناقض این زن و شوهر كه یكدیگر را در مظان اتهام قرار داده بودند، روبه‌رو شد، از پسر خردسال خواست به شرح ماجرا بپردازد.
پسر خردسال راز كودك‌آزاری را برملا كرد
رامتین 10 ساله كه بشدت وحشت كرده بود، به بازپرس رنگ‌آمیز گفت: هر دو نفر آنها دروغ می‌گویند. 3 سال قبل بعد از این‌كه مادرم فوت كرد و پدرم با نامادری‌ام نیلوفر ازدواج كرد آنها اوایل رفتار خوبی با من داشتند، اما از 6 ماه قبل، شروع به كتك زدن من كردند و تهدیدم می‌كردند نباید ماجرای این كتك‌ها را به كسی بگویم، در غیر این صورت، بیشتر مرا كتك خواهند زد. آنها را دوست ندارم و هر روز كابوس‌ می‌بینم. اگر به خانه بازگردم، مرا دوباره كتك خواهند زد. بازپرس پرونده پس از شنیدن اظهارات تكان‌دهنده رامتین، به تحقیق دوباره از نامادری و پدر وی پرداخت كه آنها عاقبت اعتراف كردند كه كودك را مورد آزار قرار داده‌اند.
اعتراف پدر و نامادری
نیلوفر نامادری رامتین در اظهاراتش به بازپرس پرونده گفت: چند سال قبل، پس از جدایی از شوهرم با پدر رامتین كه پزشك است، آشنا شدم و ازدواج كردم و ثمره آن، یك فرزند 18 ماهه دختر است.
من رامتین را بسیار دوست داشتم و به او عشق می‌ورزیدم، اما او هر از گاهی به حرف‌هایم گوش نمی‌داد و بازیگوشی می‌كرد و هر بار كه به شوهرم درخصوص فرزندش اعتراض می‌كردم، با من مشاجره می‌كرد. بنابر این من هم عصبانی می‌شدم و بشدت رامتین را كتك می‌زدم و تهدید می‌كردم كه نباید ماجرای آزار و اذیت‌ها را به پدرش بگوید یا در مدرسه موضوع را برای معلم و دوستانش بازگو كند.
نامادری متهم ادامه داد: بدرفتاری‌های شوهرم بیشتر شده بود؛ به حدی كه تصمیم به جدایی از وی گرفتم. او وقتی از این موضوع آگاه شد، گمان برد كه مانع اصلی ادامه زندگی‌مان، رامتین است. به این ترتیب، فرزندش را كتك می‌زد و من هم كه دل خوشی از این كودك نداشتم، توجهی به اوضاع نمی‌كردم.
به دنبال اظهارات این زن، شوهرش مورد بازجویی قرار گرفت و به آزار و اذیت و كتك زدن پسر 10 ساله‌اش اعتراف كرد.
با اعتراف این زوج به آزار و اذیت كودك خردسال از 7 ماه قبل، آنها با قرار قانونی بازداشت شدند و برای بررسی سلامت روانی به پزشكی‌قانونی انتقال یافتند.

گفتگو با كودك 10 ساله
خبرنگار ما گفتگویی با رامتین كودك آسیب‌دیده داشته است كه در پی می‌آید.
در خانه چه كسانی تو را آزار می‌دادند؟
نامادری و پدرم. انگار در زندگی آنها اضافی هستم. آنها هر دفعه به دلیلی مرا كتك می‌زدند. مامان نیلوفر هر مرتبه كه شیطنت می‌كردم، مرا بشدت با مشت و لگد كتك می‌زد و با دندان كمر و پهلویم را گاز می‌گرفت و تهدید می‌كرد اگر ماجرا را با دوستان و حتی با مادربزرگم در میان بگذارم، مرا بشدت كتك می‌زند و به منزل راه نمی‌دهد. اوایل بابا از من حمایت می‌كرد، اما بعد خودش هم مثل نیلوفر مرا كتك می‌زد.آنها هر مرتبه با هم دعوا می‌كردند، من بیشتر كتك می‌خوردم، حتی یك روز نیلوفر نامادری به خاطر این‌كه آشغال بستنی را در بالكن آپارتمان انداخته بودم، بشدت كتكم زد و پایم لیز خورد و سرم محكم به زمین خورد و گوشم هم بشدت آسیب دید.
نامادری روزی 2 بار مرا كتك می‌زد، اما من به خاطر این‌كه خواهركوچولویم را دوست داشتم، از آزار و اذیت‌های او و پدرم با هیچ‌كس حرف نمی‌زدم. آخرین مرتبه هم پس از این‌كه از سفر به تهران بازمی‌گشتیم، داخل خودرو با پدرم دعوا كرد و پس از آن‌كه بابا خودرو را متوقف كرد، نیلوفر به جان من افتاد و بشدت كتكم زد تا این‌كه به كمك چند زن و مرد رهگذر نجات یافتم. آنها از 7 ماه قبل، به من اجازه نمی‌دادند خانواده‌ مادرم و حتی اقوام پدرم را ببینم. بیشتر اوقات در اتاق خود زندانی بودم و اجازه نداشتم با بچه‌های كوچه بازی كنم و به دیدن مادربزرگم بروم.
چه آرزویی داری؟
دوست دارم زودتر خوب شوم تا دوباره مدرسه بروم و بتوانم باز هم دوستانم را ببینم. از بابا و مامان نیلوفر می‌ترسم و نمی‌خواهم كنار آنها باشم، اما دلم به حال خواهر كوچولویم می‌سوزد. نمی‌خواهم آنها زندان بروند. می‌ترسم سرنوشت خواهرم بدتر از من شود.
این گزارش حاكی است، پس از تحقیقات مقدماتی، پدر و نامادری كودك 10‌ساله با قرار قانونی بازداشت شدند و تحقیقات تكمیلی از آنها ادامه دارد.

 

4 كودك خردسال زیر ضربات والدین

 



دختر 4 ساله به دفعات كتك‌خورده بود



تیم پزشكی هنگام بررسی وضعیت این كودك، متوجه شدند روی دست و پا و صورتش آثار كبودی و سوختگی و روی دندان‌های او آثار شكستگی وجود دارد و این كودك بارها شكنجه شده است.

با مشخص شدن این موضوع، ماموران به تحقیق از والدین كودك آسیب‌دیده پرداختند كه آنها اظهارات متناقضی را بیان كرده و هرگونه شكنجه سكینه 4 ساله را انكار كردند.

در حالی كه این زوج معتاد همچنان كودك‌آزاری را انكار می‌كردند، ماموران به تحقیق از 3 فرزند دیگر آنها پرداختند كه معلوم شد، آنها هم از سوی والدین معتاد خود مورد كودك‌آزاری قرار گرفته‌اند.

4 كودك در دام والدین سنگدل

یكی از این كودكان در اظهاراتش به پلیس گفت: پدر و مادرم معتاد هستند. آنها هر وقت موفق به تهیه مواد مخدر نمی‌شدند، من و سه خواهر و برادر دیگرم را بشدت كتك می‌زدند و با سیخ دست و پاهایمان را می‌سوزاندند و تهدید می‌كردند، اگر ماجرا را به همسایه‌ها یا اقوام اطلاع دهیم، دوباره ما را شكنجه خواهند كرد و بناچار از ترس جانمان و كتك نخوردن سكوت می‌كردیم. والدینمان برای ترساندن ما، خواهر كوچكمان (سكینه)‌ را بارها شكنجه می‌دادند.

وی ادامه داد: پدر و مادرمان ما را مجبور می‌كردند هرازگاهی از قاچاقچیان موادمخدر برای آنها تریاك بخریم و اگر به خواسته آنها عمل نمی‌كردیم، خواهر كوچكمان سكینه را كتك می‌زدند و بناچار برای نجات جان او از قاچاقچیان برای آنها موادمخدر می‌خریدیم.

شكنجه خواهر در مقابل دیدگان بچه‌ها

این كودك در ادامه اظهاراتش به پلیس گفت: والدین معتادمان به التماس‌های ما توجه نمی‌كردند و بارها ما را كتك می‌زدند. خواهر كوچك‌ترم علاقه بسیاری به مادرمان داشت؛ ولی او حاضر به پذیرش او نبود و وی را كتك می‌زد و هرازگاهی هم موادمخدر به او می‌داد تا خواهرم آرام بگیرد و صدای ناله و گریه‌هایش را همسایه‌ها نشنوند.

وی تاكید كرد: دیگر نمی‌خواهیم نزد آنها بازگردیم، دیدن دوباره آنها یعنی دوباره كتك خوردن و شكنجه شدن.

ماموران به تحقیق از خواهر و برادر دیگر وی پرداختند كه آنها هم گفته‌های برادر خود را تایید كردند. بنابراین گزارش، با ثبت اظهارات این كودكان، تحقیقات ویژه‌ای از زوج معتاد آغاز شده است تا ابعاد مختلف این پرونده مشخص شود.

 

 

 

افزایش کودک‌آزاری و کار کودکان در ایران

كودك آزاری . آزار جسمیبسیاری از نهادهای غیردولتی حامی حقوق کودکان اعتقاد دارند کودک‌آزاری در سال‌های اخیر افزایش چشمگیر و نگران‌کننده‌ای داشته است. کارشناسان تشدید فقر و بحران‌های خانوادگی را از عوامل اصلی این روند صعودی عنوان می‌کنند. بنابر آماری که انجمن حمایت از حقوق کودکان منتشر کرده کودک‌آزاری در سال ۸۶ به نسبت سال پیش از آن ۳ و نیم درصد افزایش داشته است. این آمار با توجه به مراجعه به این انجمن تهیه شده و نمایانگر واقعیت و وضعیت کلی جامعه نیست. به گفته‌ی سعید مدنی یکی از کارشناسان آسیب‌های اجتماعی «در مطالعه‌‌ای که در سال ۸۰ در تهران انجام شده ۳۱ درصد دانش ‌آموزان راهنمایی به نوعی دچار آ‍زار جنسی شده بودند.» مطالعات مشابهی در شهرستان‌های دیگر از درصد بالاتری از انواع آزارها خبر می‌دهند. با این همه صاحب‌نظران معتقدند در کنار ملاحظات فرهنگی و سنتی، که مانع از گزارش همه‌ی موارد کودک‌آزاری می‌شود، در ایران برنامه‌ای منظم و روشمند برای گزارش‌دهی و جمع‌آوری اطلاعات در این زمینه وجود ندارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد آزار در میان کودکان خیابانی و کار بسیار بیشتر است، و آمار رو به رشد این کودکان در ایران می‌تواند تاییدی بر افزایش کودک‌آزاری باشد. مدیر عامل انجمن حمایت از کودکان سی و یکم تیر ماه اعلام می‌کند در سال ۷۵، ده درصد از کودکان بین ۱۰ تا ۱۸ سال مشغول کار بوده‌اند اما مطابق آمار سال ۸۵ این تعداد به ۱۲ و ۷ دهم درصد رسیده که یک میلیون و ۶۶۰ هزار کودک را شامل می‌شود. فرشید یزدانی به ایسنا می‌گوید با توجه به آمار جمعیت و تعداد دانش آموزان هم اکنون بیش از سه میلیون و۶۰۰ هزار کودک خارج از چرخه‌ی تحصل قرار دارند. تعداد کودکان کار و خیابانی دقیقا مشخص نیست و نهادهای مسئول نه تنها آمار تشکل‌های غیر دولتی را قبول ندارند که در مورد آمار یکدیگر نیز تردید نشان می‌دهند. سازمان بهزیستی گزارش می‌دهد در سال جاری تعداد کودکان خیابانی شناسایی شده در تهران به نسبت سال پیش دو برابر شده است. 

 

پذیرش رسمی نامگذاری روزی برای کودکان به سال ۱۹۵۴ باز می‌گردد. سازمان ملل در نهمین مجمع عمومی خود پیشنهاد ایالات متحده را که دو سال پیش ارائه شده بود به تصویب رساند و به کشورهای عضو توصیه کرد روزی را مطابق با سنت‌ها و اعتقادات خود به نام کودک بنامند. بسیاری از کشورها روزی در میانه‌ی تابستان را برای این منظور برگزیده‌اند، و آلمان امروز، بیستم سپتامبر را. به این مناسب نگاهی می‌کنیم به وضعیت ایران، که کودک‌آزاری و کار کودکان در سال‌های اخیر در آن افزایش داشته است. روز کودک در ایران هفدهم مهرماه جشن گرفته می‌شود.

یونیسف از سال ۲۰۰۲ میلادی برنامه‌ای پنج ساله را آغاز کرد که شعار آن «جهانی شایسته‌ی کودکان» بود. سال گذشته عبارت «جهان بدون خشونت» به این شعار افزوده شد تا توجه به آزار کودکان و خشونت‌های جسمی و جنسی علیه آنان بیشتر جلب شود. یونیسف حدود نیم قرن پیش کنوانسیون حقوق کودک را تدوین و به کشورهای عضو سازمان ملل ارائه کرد. جمهوری اسلامی اسفند ماه ۱۳۷۲ به این این پیمان پیوست و شورای نگهبان و مجلس، آن را به‌صورت مشروط تصویب کردند. ایران این حق را برای خود محفوظ نگه داشته که مفادی از این پیمان را که با قوانین جاری کشور همخوان نیست رعایت نکند. از این مفاد یکی به آزادی بیان و انتخاب مذهب مربوط است و دیگری به ممنوعیت اعدام کودکان زیر ۱۸ سال.

قوانین، سد راه حقوق

شواهد و آمار نشان می‌دهد در ۱۴ سالی که از پیوستن جمهوری اسلامی به کنوانسیون یونیسف می‌گذرد وضعیت کودکان در ایران چندان بهتر نشده است. کارشناسان معتقدند، در کنار مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، یکی از موانع رعایت حقوق کودکان عدم تغییر و به‌روز نشدن قوانین جاری کشور در این زمینه است. مطابق قانونی که همچنان در جمهوری اسلامی اعتبار دارد پدریا جد پدری ولی کودک به شمار می‌روند و تعقیب قضایی آنها در صورت صدمه زدن به فرزندانشان تقریبا ناممکن است. پدر مجاز است فرزندان خود را به منظور تربیت تنبیه کند. قوانین جاری می‌گویند این تنبیه نباید از آنچه «حدود تادیب» خوانده می‌شود فراتر رود، اما تعریف دقیق این حدود ارائه نشده است.

رشد کودک‌آزاری

بسیاری از نهادهای غیردولتی حامی حقوق کودکان اعتقاد دارند کودک‌آزاری در سال‌های اخیر افزایش چشمگیر و نگران‌کننده‌ای داشته است. کارشناسان تشدید فقر و بحران‌های خانوادگی را از عوامل اصلی این روند صعودی عنوان می‌کنند. بنابر آماری که انجمن حمایت از حقوق کودکان منتشر کرده کودک‌آزاری در سال ۸۶ به نسبت سال پیش از آن ۳ و نیم درصد افزایش داشته است.

این آمار با توجه به مراجعه به این انجمن تهیه شده و نمایانگر واقعیت و وضعیت کلی جامعه نیست. به گفته‌ی سعید مدنی یکی از کارشناسان آسیب‌های اجتماعی «در مطالعه‌‌ای که در سال ۸۰ در تهران انجام شده ۳۱ درصد دانش ‌آموزان راهنمایی به نوعی دچار آ‍زار جنسی شده بودند.» مطالعات مشابهی در شهرستان‌های دیگر از درصد بالاتری از انواع آزارها خبر می‌دهند. با این همه صاحب‌نظران معتقدند در کنار ملاحظات فرهنگی و سنتی، که مانع از گزارش همه‌ی موارد کودک‌آزاری می‌شود، در ایران برنامه‌ای منظم و روشمند برای گزارش‌دهی و جمع‌آوری اطلاعات در این زمینه وجود ندارد.

کودکان خیابانی

بررسی‌ها نشان می‌دهد آزار در میان کودکان خیابانی و کار بسیار بیشتر است، و آمار رو به رشد این کودکان در ایران می‌تواند تاییدی بر افزایش کودک‌آزاری باشد. مدیر عامل انجمن حمایت از کودکان سی و یکم تیر ماه اعلام می‌کند در سال ۷۵، ده درصد از کودکان بین ۱۰ تا ۱۸ سال مشغول کار بوده‌اند اما مطابق آمار سال ۸۵ این تعداد به ۱۲ و ۷ دهم درصد رسیده که یک میلیون و ۶۶۰ هزار کودک را شامل می‌شود. فرشید یزدانی به ایسنا می‌گوید با توجه به آمار جمعیت و تعداد دانش آموزان هم اکنون بیش از سه میلیون و۶۰۰ هزار کودک خارج از چرخه‌ی تحصل قرار دارند. تعداد کودکان کار و خیابانی دقیقا مشخص نیست و نهادهای مسئول نه تنها آمار تشکل‌های غیر دولتی را قبول ندارند که در مورد آمار یکدیگر نیز تردید نشان می‌دهند.

سازمان بهزیستی گزارش می‌دهد در سال جاری تعداد کودکان خیابانی شناسایی شده در تهران به نسبت سال پیش دو برابر شده. حسن عماری، معاون اداره‌ی کل آسیب‌های اجتماعی شهرداری تهران، با اشاره به این که تا کنون حدود ۷ هزار کودک کار خیابانی شناسایی شده‌اند، ۲۷ شهریور ماه، به برنانیوز می‌گوید، «آماری که سازمان بهزیستی ارائه داده ۲۰ هزار کودک کار خیابانی در تهران است که ما نمی‌دانیم این آمار را برچه اساسی به دست آورده‌اند.»

کودکان کار

یونیسف فروردین امسال تعداد کودکان خیابانی در ایران را بین ۴۰۰ هزار تا یک میلیون نفر برآورد کرده است. مطابق آمار رسمی این تعداد در کل کشور از ۲۰۰ هزار نفر تجاوز نمی‌کند. گذشته از تمایل مسئولان به کوچک نشان دادن ابعاد کار کودکان، یکی از مشکلات مهم در این زمینه به ابهام در تعریف کودک و کار مربوط است. به گفته‌ی مدیر عامل انجمن حمایت از حقوق کودکان، در ایران بیش از ۹۰۰ هزار دختر خانه‌دار وجود دارند که با تعریف یونیسف کودک محسوب می‌شوند. یزدانی می‌گوید با افزودن این تعداد به کودکان کار، تعداد آنها از  دو و نیم میلیون فراتر می‌رود.