افراد مختلف اپوزیسیون به پخش مستند 'الماسی برای فریب'علیرضا نوری زاده از یک سو مدعی شد که تمام حرف های مدحی دروغ بوده و از سوی دیگر گفت که فرد شرکت کننده در مصاحبه مدحی نبوده است[!].

alt

alt

 علیرضا نوری زاده درواکنش به انتشار مصاحبه تلویزیون جمهوری اسلامی با محمدرضا مدحی که مهره نفوذی ایران در اپوزیسیون خارج از کشور محسوب میگردد به رادیو زمانه گفت: «من این فیلم را دیدم و خیلی هم برایم جالب بود. چون در عمرم این‌همه حرف‌های نادرست و دروغ نشنیده بودم. یعنی واقعاً از نظر من یک چیز غیر قابل تصوری بود.»
این کارشناس شبکه دولتی صدای آمریکا در عین ناباوری از اینکه مدحی نیروی وزارت اطلاعات ایران بوده افزود: «من در فیلمی که نشان داده شد احساس می‌کردم آقای مدحی خودش نبود. برای این که من آقای مدحی را از نزدیک دیده‌ام. حتی شاهد مشکلات و مصائب بیماری ایشان بودم؛ مصائبی که ایشان به علت شیمیایی شدن متحمل شده است. آن لحظه‌ای که ایشان دچار رعشه می‌شد و می‌بایست آمپول کورتون به خودش می‌زد. یا روزی 90 قرص می‌خورد و این چیزهای پنهانی نیست. در برنامه‌های من به دفعات ایشان راجع به این موضوع صحبت کرد که ناچارم روزی 90 قرص بخورم و من می‌دیدم که ایشان در برابر من چه تعداد قرص را یکجا می‌بلعید.»
نوری زاده که بارها و بارها از وی در برنامه هایش به عنوان سردار یاد کرده و از او به عنوان منبع اطلاعاتی خود نام می برد، گفت: «قبلاً به ما هشدارهایی از داخل داده شده بود. یکی دو نوبت مطالبی عنوان کرده بود که نادرست بود یا به معنای دیگر قطره پرمنگناتی بود که در یک دریا ریخته بودند. ایشان از یک نکته که احتمالاً می‌توانست درست باشد، استفاده می‌کرد و آن را به صورت مبالغه‌‌آمیز در ابعاد وسیع پخش می‌کرد.»
وی در رابطه با خط قرمزهای مدحی یادآور شد: «چیزی که من دقت کردم، این بود که خط قرمزهایی داشت و از آن‌ها عبور نمی‌کرد که بعد در جریان جنبش سبز ایشان یک موضع بسیار منفی نسبت به آقایان موسوی و کروبی گرفت که من با او برخورد کردم و از همانجا دیگر صحبت‌های ما قطع شد.»
نوری زاد علیرغم فیلم موجود از کنفرانس پاریس و حضور مدحی در آن فیلم مدعی می شود: «این کنفرانسی که نشان می‌دهند، کنفرانسی بود که آقای «هنری‌له‌وی» در پاریس برگزار کرد و من به اتفاق آقایان مخملباف، حسن شرفی، حاج عبداله مهتدی، حسین بر و دوستان دیگر به دعوت آقای«له وی» در آن کنفرانس شرکت کردیم. در آن کنفرانس ما راجع به آزادی و جنبش سبز و مبارزات ملت ایران صحبت کردیم. بسیار کنفرانس خوبی بود و اصلاً آقای مدحی‌ نامی در آنجا وجود نداشت که این قدر وزارت اطلاعات روی این کنفرانس مانور داده.»
وی که بارها و بارها در مصاحبه هایش با مدحی در برنامه های خود از وی به عنوان سردار و فردی آگاه از داخل ایران یاد میکرد گفت: «هیچ وقت نتوانست از نظر دانش اطلاعاتی‌اش من را جذب کند. ولی طبعاً آدم بدی نبود.»
نوری زاده با بیان مطلبی مخالف ادعای خود مبنی بر مطرح نبودن مدحی در اپوزیسیون خارج افزود: «روزی که من به دعوت خانم فرنگیس حبیبی به پاریس آمده بودم و در آنجا سخنرانی داشتم، به من اطلاع دادند که آقای مدحی مصاحبه مطبوعاتی دارد. وقتی رفتم، ایشان در میان دو محافظ آمد بیرون، با من سلام و علیکی کرد و به سرعت هم رفت. فقط پرسیدم موضوع چیست؟ آنجا به من گفته شد ایشان به موج سبزپیوسته‌اند و مسئول امور سپاه پاسداران شدند یا یک چنین چیزی. از آن به بعد من دیگر با آقای مدحی تماسی نداشتم. چون ظاهراً به خاطر کار حزبی که آنجا می‌کرد، نباید دیگر با ما در تماس می‌بود.»
وی در پایان با تاکید بر ناباوری خود از اینکه مدحی را داخل ایران ببیند آورد: « با این همه من هنوز اطمینان ندارم که ایشان با پای خودش رفته باشد، یا مأمور رژیم باشد که بخواهد در اپوزیسیون خرابکاری کند.»



 

اشک تمساح شیرین عبادی برای نسرین ستوده
امثال عبادی می دانند که کسی دراروپاوآمریکا به آنها اجازه نخواهد داد که علیه دخالت ها ونقض آشکار حقوق بشر آمریکا واسرائیل و غیره فعالیت کنند و فعالیت امثال او http://www.bultannews.com/files/fa/news/1390/3/21/51746_201.jpegکه القاب نوبل صلح را با خود همراه دارد محدود به این است که از امثال ستوده دفاع کنند و به جای این که یک جریان بزرگ علیه ظلم و بی عدالتی و . . .
از شهریور 1389 که نسرین ستوده  به خاطر فعالیت های غیر قانونی در بازداشت به سر می برد ، جریان فتنه و ضد انقلاب داخل و خارج تلاش کرده اند تا به بهانه های مختلف، جریان خبری علیه نظام  وملت ایران ایجاد کنند . از جمله شیرین عبادی که سوابق او علیه نظام کاملا روشن است فعالیت های  مختلفی به بهانه نسرین ستوده در این مدت داشته است و با نامه پراکنی و تحصن و ... تلاش کرده که از نسرین ستوده به عنوان یک هدف سیاسی در تبلیغ علیه نظام استفاده کند.

نسرین ستوده، به عنوان وکیل دادگستری  به جای دفاع از حقوق  مردم و دادخواهی آنان، به شدت سرگرم فعالیت های ضد انقلابی و جریان فتنه  دردو سال اخیر بوده، و بارها خوراک تبلیغاتی علیه نظام در داخل و خارج نظام ایجاد کرده است. وی به جای این که به فکر ایجاد آرامش و امنیت در جامعه باشد به خاطر فعالیت های ضد انقلابی خود در داخل کشور و ارتباط با رسانه ها ومحافل خارج کشور، به تبلیغ علیه نظام و جنجال آفرینی مشغول بوده  و از طریق پرونده عناصر ضد انقلاب و عوامل جریان فتنه، دائم به دنبال جریان سازی خبری علیه نظام بوده است.

http://www.bultannews.com/files/fa/news/1390/3/21/51749_340.jpg


نسرین ستوده چه از طریق پرونده فعالیت های جریان فتنه، چه از طریق به اصطلاح مسائل حقوق زن و فعالیت های خلاف کانون مدافعان حقوق بشر که افرادی مانند شیرین عبادی دنبال می کرده اند و چه از طریق دهن کجی به حجاب اسلامی و... بارها تلاش کرده که علیه نظام تبلیغ کند و خوراک رسانه های خارجی و عوامل ضد انقلاب داخلی وخارجی را فراهم کند.

ستوده بعد از بازداشت به علت فعالیت های گسترده خود در دو سال اخیر، در زندان نیز سه بار به صورت مصنوعی اعتصاب غذا کرده است به طوری که عوامل جریان فتنه و مخالفان نظام مانند شیرین عبادی بارها این موضوع را به جریانی برای اعتراض به نظام تبدیل کرده اند و طوری وانمود کردند که نسرین ستوده به خاطر اعتصاب غذا در حال مرگ است و به شکلی مضحک اعلام می کردند که نسرین جان! اعتصاب غذا را پایان داده و خودت را نکش! ما و عوامل فتنه به تو نیاز داریم!

ظاهرا نسرین ستوده به خاطر طیف وسیعی از فعالیت های غیر قانونی خود در داخل کشور، در دادگاه محکوم شده و  روز یکشنبه (۱۹ دی) به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر به ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.

شیرین عبادی که ابزار جدیدی برای اقدام علیه ایران به دست آورده است مدتی است که سرگرم  جریان سازی حول پرونده نسرین ستوده است و به هر شکل  ممکن ، چه تحصن در مقابل نهادهای سازمان ملل و چه با نامه ومصاحبه و... تلاش می کند که از هم پیمان خود حمایت کند.شیرین عبادی به خاطر فعالیت هایی که برعلیه نظام جمهوری اسلامی داشته و مورد پسند دولت های غربی و مخالفان نظام جمهوری اسلامی بوده جایزه نوبل صلح را در یافت کرده، به جای این که از حقوق مردم ایران و کشورهای اسلامی و مردم فلسطین، یمن، مصر، افغانستان وعراق و... درمقابل دخالت های آمریکا وکشورهای غربی حمایت کند با اقامت در آمریکا و آتلانتا و گردش در سایر کشورهای اروپایی،  به دنبال اهداف سیاسی خاص و مورد پسند مخالفان ملت ایران ونظام جمهوری اسلامی است و پرسش اساسی این است که برای یک وکیل بین المللی و صاحب نوبل صلح،  آیا مسائل  متعدد و نقض آشکار حقوق بشر در کشورهای فقیر و مسلمان واجب تر است یا تحصن کردن و نگرانی از اعتصاب غذای دروغین نسرین ستوده در ایران؟

عبادی فراموش کرده که ملت ایران بسیاری از منافقان وافراد ضد انقلاب را از صحنه سیاسی کشور حذف کرده اند و امثال عبادی و ستوده که مدعی حقوق بشر هستند و برعلیه تعالیم اسلامی و مورد قبول ملت ایران تبلیغ می کنند را نمی بخشند.براین اساس، فعالیت امثال عبادی که کاری درخارج کشور از دستشان بر نمی آید وکسی برای حرف آنها تره خرد نمیکند، به این موضوع محدود شده که از عوامل و هواداران جریان فتنه و ضد انقلاب حمایت کنند.

امثال عبادی می دانند که کسی دراروپاوآمریکا به آنها اجازه نخواهد داد که علیه دخالت ها ونقض آشکار حقوق بشر آمریکا واسرائیل و... فعالیت کنند و فعالیت امثال او که القاب نوبل صلح را با خود همراه دارد محدود به این است که از امثال ستوده دفاع کنند و به جای این که یک جریان بزرگ علیه ظلم و بی عدالتی و گرسنگی میلیون ها بشر، مسائل محیط زیستی، حقوق زن وکودک در غرب و... به راه اندازند، چاره ای ندارند جز این که علیه ملت خود و نظام ایران تبلیغ کنند و دائم به دنبال تحقیر و ایجاد خوراک خبری برای رسانه های غربی باشند و میلیون ها نقض حقوق بشر در جهان را کنار بگذارندوبا کمک رسانه های غربی، از پرونده ساده ای مانند نسرین ستوده یک جریان خبری بسازند و بارها به آن اشاره کنند.

برای عبادی که جایزه نوبل صلح دارد، باید مسائل مهمتر و ریشه ای دنیای امروز مهم باشد اما عقده امثال عبادی باعث شده که دنیا را رها کنند وتنها به فکر دوستان خود باشند و یک جریان سیاسی خاص  را محور کارهای خود قرار دهند و تمام مسائل حقوق بشری و حقوق زن،  زندانیان و... را به گونه ای دنبال می کنند که بهانه ای باشد برای جریان سازی خبری  برعلیه ایران ونظام جمهوری اسلامی.برای افرای مانند خانم ناوی پیلای کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نیز احتمالا این سوال بزرگ مطرح است که چرا عبادی به جای پرداختن به مسائل مهم حقوق بشر امروز جهان، خود را سرگرم یک نفر مانند نسرین ستوده  کرده است.

http://www.bultannews.com/files/fa/news/1390/3/21/51749_340.jpg

http://www.bultannews.com/files/fa/news/1390/3/21/51748_284.jpg

شاید خانم پیلای از اقدامات عبادی تعجب کرده وهمین باعث شده که به عبادی بگوید شما تحصن را تعطیل کنید من خودم پیگیری می کنم!شیرین عبادی، در اواخر دی ماه 1389 با نوشتن نامه ای به ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواهان پیگیری پرونده نسرین ستوده وکیل عناصر جریان فتنه شد. زمانی که عبادی و عده ای از همفکران او با عنوان فعالان حقوق زنان در برابر مقر سازمان ملل در ژنو به خاطر نسرین ستوده تحصن کردند، از طرف خانم پیلای، نامه ای به عبادی داده شد که در آن خواهان پایان تحصن شدو قول دادکه این مسئله را شخصا پی گیری کند.و جالب این است که چرا عبادی که خود را اولین زن مسلمان دارای نوبل صلح می داند،در موارد مهمتر برای مردم مسلمان جهان چنین فعالیت هایی را ساماندهی نمی کند؟

عبادی در نامه به ناوی پیلای نوشت: "در روزهائی که نمایندگان شما با آقای محمد جواد لاریجانی درباره وضعیت حقوق بشر ایران مذاکره می کردند، یکی از سرشناسترین مدافعین حقوق بشر ایران در سلول انفرادی و محروم از کلیه حقوق قانونی خود بود.نتیجه مذاکرات با مقامات دولت ایران بر سر اجرای حقوق بشر، منجر به صدور حکم سنگینی برای خانم ستوده شد."

عبادی پاسخ دهد که این خانم سرشناس مدافع حقوق بشر چرا در دوسال گذشته و بعد از انتخابات فعال شده ا و چرا قبل از آن همراه با دار ودسته شما در زمینه حقوق بشر در سراسر جهان جریان سازی خبری نمی کردند. آیا این فعالیت های به اصطلاح حقوق بشر، بهانه ای برای مخالفت های سیاسی با جمهوری اسلامی نیست؟ آیا درست است که فضای حقوق بشر جهان را به کانون مبارزات سیاسی تبدیل کنید؟ آیا سایر فعالان حقوق بشر در جهان نیز مانند شما رفتار می کنند؟ و هر روز فضای رسانه ها را به شلوغ کاری و فعالیت های سیاسی برعلیه یک نظام تبدیل می کنند و آبروی خود و ملت مسلمان ایران را در معرض تحلیل دیگران قرار می دهند؟

آیا موضوع تخلف و تبلیغ علیه نظام یک شهروند، باید توسط امثال عبادی به تحصن و جنجال و ... تبدیل شود؟

به گفته عبادی، پس از صدور حکم محکومیت نسرین ستوده، خانم پیلای طبق وظایف قانونی خود باید پرونده خانم ستوده را پی گیری کند و از دولت ایران خواهان پاسخگوئی باشد.

شیرین عبادی در نامه خود به خانم پیلای، مدعی شده که نسرین ستوده  در اعتراض به وضعیت زندان و دادگاه سه بار اعتصاب غذا کرده که "تا حد مرگ" پیشرفته است و ماموران امنیتی و قضائی ایران هم "با خشم پرونده جدیدی برای وی تشکیل می دهند که اتهام آن عدم رعایت حجاب رسمی" در سخنرانی در در ایتالیا است.

این برنده جایزه صلح نوبل در پایان نامه خود  دادرسی نسرین ستوده  را با همکاریهای بین المللی خواستار شده و این موضوع نیز نشان می دهد که عبادی به دنبال آن است که یک موضوع داخلی در ایران را به یک موضوع بین المللی تبدیل کند و مداخله کشورهای غربی را موجب شود.

امثال عبادی تلاش می کنند که محکومیت نسرین ستوده را به  واکنش های زیادی از جمله سازمان عفو بین الملل و... تبدیل کنند. همین موضوع باعث شده که دولت آمریکا هم با ناعادلانه و سنگین توصیف کردن مجازات حبس و ممنوعیت فعالیت حرفه ای برای او، خواهان آزادی فوری وی شود.

وزارت امور خارجه آمریکا  (۲۰ دی) با صدور بیانیه ای اعلام کرد: "ایالات متحده حکم صادره علیه فعال حقوق بشر و وکیل برجسته، نسرین ستوده، را قویا محکوم می کند و خواهان آزادی فوری اوست."

شیرین عبادی در نامه سرگشاده خود به نسرین ستوده نوشته است:

«به تو نیازمندیم، اعتصاب غذای خود را بشکن، زیرا بی پناهان هنوز به پناهی مطمئن و کوهی استوار چون تو نیاز دارند!

در حالی که عبادی و ستوده و دوستان آنها که از هر وسیله ای در داخل و خارج کشور استفاده می کنند تامقاصدخود را به نتیجه برسانند خوب می دانند که بسیاری از مردم ایران ازاقشار کم درآمد گرفته تا فعالان اجتماعی و اقتصادی نیاز دارند که به پرونده های معمولی آنها رسیدگی شود و این وکلا اگر واقعا به حقوق مردم می اندیشیدند باید وقت  وکارخود را صرف این مردم در داخل کشور می کردند  نه این که با طرح پرونده عوامل جریان فتنه که مردم آنها را ترد کرده اندبه دنبال تبلیغ علیه نظام باشند یا در خارج کشور، به دنبال برنامه هایی باشند که با سروصدا و جریان سازی، اهداف سیاسی خود را دنبال کنند.



 
 

نوری زاده : این مدحی آن مدحی نبود!
با نزدیک شدن به سالروز حماسه انتخابات پر شکوه فتنه 22 خرداد سال 88 رخ داد، رادیو فردا نظرات خوانندگان درمورد موجودیت فتنه سبز را جویا شد.http://www.jamnews.ir/Images/News/Smal_Pic/20-3-1390/IMAGE634434057002812500.jpg

همزمان با نزدیک شدن به سالروز فتنه سبز در ایران که در 22 خردادماه 1388 رخ داد و البته چند صباحی نیز بیشتر دوام نیاورد و موجب آشکار شدن ماهیت غربی و رسوایی رهبران آن شد، سایت رادیو فردا وابسته به دولت آمریکا از خوانندگان خود خواست تا نظر خود را درباره این فتنه بنویسند.
رادیو فردا درباره عمده نظرات ارائه شده ازسوی اپوزیسیون در خصوص فعال بودن فتنه سبز نوشت: «اکنون بعضی می‌گویند که جنبش سبز ایران مرده است و پایان‌یافته، بعضی آن را زنده و پویاتر از گذشته می‌دانند، و بعضی بر این عقیده‌اند که سرکوب خشونت‌بار از سوی حکومت تنها به زیرزمینی شدن جنبش سبز انجامیده است و ایران در عین سکوت بشکه باروتی است در انتظار یک جرقه.»
این رادیو در ادامه افزود: «شما در این باره چه فکر می‌کنید؟ نظر شما درباره جنبش سبز چیست؟ رادیوفردا در انتظار خاطرات شما از سال پرغوغای 88 و نظرات و امیدهای شما برای سال‌های آینده است.»



 
 

از كمیته جلوگیری از حفظ نظام تا بهترین بودن سردار مدحی

از كمیته جلوگیری از حفظ نظام تا بهترین بودن سردار مدحی

 

اپوزسیون و گروه ضد انقلاب در پروژه الماس فریب نشان داد كه دشمنان ایران از چه حماقت‌های بزرگی رنج می‌برند. مدحی در یكی از مصاحبه‌هایش به صورتی هوشمندانه خطاب به نوری‌زاده (از عوامل ضد انقلاب) می‌گوید: ما كمیته "تقویت و جلوگیری از حفظ نظام! " داریم و نوری‌زاده هم او را تأیید می‌كند.

alt
نهضت سبزنبوی به نقل از فارس، طی روزهای اخیر، ضد انقلاب و اپوزسیون خارج نشین، غافلگیر از شكست در پروژه امنیتی ـ اطلاعاتی الماس فریب و ماجرای دولت در تبعید مشغول اوهام گویی و ایراد حرف‌های مضحك شده‌اند.

دروغ‌های اوهام‌گونه‌ای مثل اینكه ما از قبل می‌دانستیم مدحی نفوذی است و یا ما ساده دل بودیم كه حرف‌هایش را قبول كردیم و ...

این در حالی است كه نگاهی به گفت‌وگوها و مصاحبه‌هایی كه قبل از پخش مستند الماس فریب در سیمای جمهوری اسلامی ایران توسط افرادی مثل نوریزاده با این عنصر نفوذی وزارت اطلاعات انجام شده و یا تعریف و تمجیدهایی كه این قبیل افراد از "تیمسار " یا همان "سردار مدحی " داشته‌اند، نشانگر دروغ بودن تمام این ادعاها و در عین حال توانمندی عمیق وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در پیشبرد اهداف امنیتی كشور و بی اعتبار كردن اعضای اپوزسیون ایران در نزد یكدیگر است.

به طور مثال، علیرضا نوریزاده در یكی از برنامه‌های خود با عنوان "پنجره‌ای رو به خانه پدری " در مورد مدحی اینچنین می‌گوید:

"_او با اقتدار صحبت ‌می‌كند... حرف‌هایش بسیار تأثیرگذار است... این برای من خیلی تأثیرگذار بود. انسانی كه توی جبهه سلامتی‌اش را از دست داده و تمام تنش پر از درد است و شیمیایی است. و پر از درد و خاطره است (این حرف‌ها را می‌زند...!) "

و پس از برقراری ارتباط تلفنی با مدحی اینگونه با او صحبت می‌كند:

"_ بهت سلام می‌كنم سردار... می‌دونم كه با كار سنگینی كه الآن داری می‌كنی خسته‌ای. ولی آدم وقتی عاشق باشه كار می‌كنه... "

نوری‌زاده به عنوان بخشی از ویترین ضد انقلاب و اپوزسیون در نحوه تعامل با الماس فریب! وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، همچنین در مقابل صحبت‌ها و عبارت‌های كنایه‌دار مدحی كه هر مخاطب معمولی نیز می‌تواند به غلط یا مطایبه آمیز بودن آنها پی ببرد، هیچ عكس‌العملی كه حاكی از فهم و شعور وی نسبت به این عبارات غلط باشد، از خود نشان نمی‌دهد و حتی در جاهایی آنها را تأیید هم می‌كند.

مدحی در یكی از صحبت‌های خود با نوری‌زاده كه فیلم آن بر روی سایت یوتیوب نیز قرار دارد، می‌گوید: "ما در ایران كمیته تقویت و جلوگیری از حفظ نظام داریم " و نوری‌زاده كه خود را یك روزنامه نگار بین‌المللی و كاركشته در سیاست می‌داند به هیچ وجه متوجه خطای فاحش این جمله مدحی نمی‌شود و از وی نمی‌پرسد كه كمیته جلوگیری از حفظ نظام دیگر چیست...؟!

نوری‌زاده در صحبت‌های خود پس از بخش مستند الماس فریب و بر ملا شدن عملیات هوشمندانه وزارت اطلاعات در عمق جبهه ضد انقلاب پس از اخذ نتیجه، به فرافكنی روی آورده و حتی مدعی‌ است كه از قبل متوجه نقشه‌های طرح‌ الماس فریب بوده است.

او كه در گفت‌وگوهای خود با مدحی قبل از این ماجرا، همواره از وی به عنوان "سردار " و یا "سردار عزیز " نام می‌برد؛ در یكی از مصاحبه‌‌های تلفنی با مدحی هنگامی كه او در مورد بیت رهبری و پاكدستی آن در مسائل اقتصادی سخن می‌گوید نوری‌زاده بر خلاف سیاق همیشگی خود، نه تنها هیچ عكس‌العملی نشان نمی‌دهد بلكه همچنان مشتاقانه به شنیدن حرف‌های مدحی ادامه داده و در ادامه با بیان اینكه "اگر آدم با سردار! بنشیند و حرف بزند، تا صبح ادامه می‌دهد "، می‌گوید: "ما در این صحبت‌ها سردار را ول نمی‌كردیم. "

نوری‌زاده كه پس از پخش الماس فریب مدعی است كه ساده دل بوده؛ رفتارهایی تا قبل از بر ملا شدن این پرونده دارد كه بهتر است آنها را كودن بودن نوریزاده و امثال او بدانیم تا ساده دلی آنها.

مثلاً مدحی در صحبت‌های خود با نور‌ی‌زاده از دو شخص پیرامون مسائل فساد اقتصادی نام می‌برد كه نام فامیل اولی فامیل یك بازیگر مشهور است و دومی نام فامیل یك فوتبالیست شهیر ایرانی و البته نوری‌زاده به هیچ وجه متوجه این شوخی‌ها نمی‌شود.

در بحث كودن بودن مصاحبه‌گران شیفته سردار مدحی همین بس كه وقتی او می‌گوید "در ایران 11 میلیون نفر به موسوی رای داده‌اند "، كسی به او اعتراض نمی‌كند كه رقم صحیح 13 میلیون است نه 11 میلیون. البته نوری‌زاده كه در ماجرای شرور ریگی هم كوس رسوایی خود را بیش از پیش به عالم نواخت، گاف‌های خنده‌دار و متناقض دیگری هم در ارتباط با پروژه‌ الماس فریب و شخص سردار مدحی دارد.

او در یكی دیگر از گفت‌وگوهای متعددش با مدحی خطاب به او می‌گوید:

"من به شما درود می‌فرستم و در ادامه این مدحی است كه در صحبت‌هایش، زیركانه جمله‌ای را می‌گوید كه نه نوری‌زاده و نه سایر مغزهای كرم خورده اپوزیسیون خارج نشین متوجه آن نمی‌شوند. "

مدحی می‌گوید: "رهبران جنبش سبز تا آخر با مردم نخواهند ماند. " او تاكید می‌كند: "جنبش سبز معنی ندارد " و نیز پیرامون رابطه خود با ایران به كنایه می‌گوید: "هم صداها ركورد شد هم صحبت‌ من هم صحبت‌ آنها " و جالب است كه نوری‌زاده و سایر عوامل پر مدعای سلطنت‌طلب، به همین سادگی در ید با اقتدار سربازان گمنام امام زمان(عج) اسیر می‌شوند و خود نمی‌فهمند.

تمام این موارد در حالی مطرح شد كه ضد انقلاب پس از غافلگیری در پروژه الماس فریب چهره‌ای به مراتب مضحك‌تر از قبل از افشاگری مدحی به خود می‌گیرد.

حالا دیگر آنها كه سردار و تیمسار را قبل از بردن نام از مدحی به هیچ عنوان از یاد نمی‌بردند از او به عنوان مدحی خالی نام می‌برند.

خنده‌دارتر آنكه علیرضا نوری‌زاده كه در ماجرای الماس فریب، هم آبروی نداشته اپوزیسیون را پیش از پیش برد و هم آبروی سرویس اطلاعاتی انگلستان را، در برنامه‌ای مدعی می‌شود كه صحبت‌های مدحی در مستند الماس فریب اساساً در ایران نبود و مبلمانی كه در فیلم وجود دارد نشانگر آن است كه مصاحبه در بانكوك پایتخت تایلند ضبط شده است!!!

او همچنین ماجرای نیمه‌كاره ماندن سفر مدحی به اسرائیل و حضور ناگهانی او را در ایران غیر ممكن اعلام می‌كند و این در حالی است كه انگار ماجرای دستگیری شرور تروریست ریگی را در آسمان ایران و توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) از یاد برده است.

در این میان اما كودن‌های ضد انقلاب دیگری هم بودند كه با حضور در پروژه الماس فریب و شكست در آن برگی دیگر از احمق‌ بودن دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران را رقم زدند.

گروه مبارزان راه آزادی، خود نویس، روزنامه گاردین و ... نیز دیگرانی بودند كه طی این مدت در تور امنیتی ـ اطلاعاتی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران اسیر شده اما خود بی‌خبر از ماجرا، به تعریف و تمجید‌های آنچنانی General madhi !!! مشغول بودند.

در ماجرای پرونده الماس فریب، فضاحت ضد انقلاب و عناصر خود فروخته سرویس‌های امنیتی انگلیس و آمریكا البته بسیار دامنه‌دارتر نیز هست.

در روزهایی كه هنوز مدحی یا همان سردار مدحی عناصر سلطنت‌طلب، در جبهه ضد انقلاب حضور داشت، نوری‌زاده به عنوان مهره فعلی ضد انقلاب در رسانه‌های اپوزیسیون در پاسخ به عده‌ای كه بحث خطرناك بودن مدحی را با توجه به سوابقش مطرح می‌كنند؛ در یكی از برنامه‌هایش می‌گوید كه در انتخاب افراد بسیار دقت دارد و حتی برای تحقیق از مدحی آدم فرستاده و از او مطمئن است!

وی با بیان اینكه "هر كس به حرف من گوش كند در دام نمی‌افتد " تصریح می‌كند كه اطلاعات مدحی موثق است.

او می‌افزاید: "من می‌دانم با زدن بعضی حرف‌های دیگر تهمت‌ها علیه من و مدحی آغاز می‌شود. " و این در حالیستكه باید گفت امثال نوریزاده هم‌اكنون باید برای پاك كردن این فضاحت به خودتهمتی روی بیاورند.

او در همین برنامه تلویزیونی تاكید می‌كند كه تمام اطلاعات خود را با مدحی چك می‌كند صنفی آنكه می‌دانسته مدحی یك مقام بلند پایه است و تا وقتی از ایران خارج نشده و حركتش را شروع نكرده نیازی به معرفی او نبود.

علیرضا نوری‌زاده تصریح می‌كند كه "مدحی از بهترین‌ها است. "

مدحی در پروژه‌ امنیتی ـ‌ اطلاعاتی الماس فریب حتی بر جا گذاشتن رد پای ذكر شده نیز بسنده نمی‌كند و نشانه‌های دیگری را نیز بر جا می گذارد تا پس از بر ملا شدن حد حماقت اپوزیسیون ضد انقلاب و حتی سرویس‌های امنیتی انگلس و آمریكا كسی را یاری كتمان این كودنی نباشد.

او برای دولت در تبعید اساسنامه و مرامنامه‌ای تنظیم كرده است كه نكات بسیار جالبی در آن وجود دارد. برای مثال در یكی از بندهای این اساسنامه آمده است:

"چنانچه برنامه‌های دولت نتواند آرای نصف + 1 را كسب نماید، مجلس و دولت منحل!!! و انتخابات بعدی ظرف مدت یك ماه برگزار می‌شود. "

 

پروژه تازه جریان انحرافی خنثی شد
پروژه تازه جریان انحرافی خنثی شد
بهارستانی ها از پروژه جدید جریان انحرافی برای تأثیرگذاری در انتخابات پیش رو از طریق تغییر چینش در وزارت كشور و شایعه استیضاح نجار پرده برداشته و تاكید كردند: ایجاد شایعات برای تخریب وجهه وزیر کشور بین نمایندگان با هدف کشاندن وی به مجلس برای استیضاح، دسیسه ای از سوی جریان انحرافی است.

دسیسه های برکناری وزیر کشور با هوشیاری نمایندگان خنثی می‌شود

در همین ارتباط عضو کمیسیون امنیت ملی با اشاره به وجود شایعات فراوان در خصوص استیضاح وزیر كشور از طرف جریان نوظهور انحرافی برای تأثیرگذاری در انتخابات پیش رو و در دست گرفتن وزارت كشور،اظهار داشت: با توجه به عملکرد موفق وزیر کشور و جایگاه مناسب وی در مجلس دسیسه ها برای برکناری وی با هوشیاری نمایندگان خنثی خواهد شد.

سیدعلی آقازاده نماینده رشت در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با تأکید بر عملکرد موفق وزیر کشور و جایگاه مناسب وی در مجلس اظهار داشت: ایجاد شایعات برای تخریب وجهه وزیر کشور در بین نمایندگان با هدف کشاندن وی به مجلس برای استیضاح دسیسه ای از سوی جریان انحرافی است.

وی عملکرد وزیر کشور را موفق دانست و اذعان داشت: توطئه جدید جریان انحرافی برای تأثیرگذاری در انتخابات آتی مجلس بی ثمر خواهد بود و لذا جریان نوظهور انحرافی با ایجاد شایعات توان زیر سوال بردن وجهه وزیر کشور را ندارد و انتخابات آتی مجلس موفق و در کمال سلامت برگزار خواهد شد.

بهره برداری جریان انحرافی از وزارت کشور ناکام خواهد ماند

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در ادامه با اعلام خبر پروژه جدید جریان انحرافی برای بهره برداری از وزارت کشور، گفت: بهره برداری جریان انحرافی از وزارت کشور در زمان انتخابات ناکام خواهد ماند.

عبدالرضا ترابی نماینده مردم گرمسار نیز در این باره افزود: وزارت کشور یکی از مهمترین وزارتخانه های کشور است که همیشه در زمان های نزدیک به انتخابات مورد تهاجم گروهک های انحرافی قرار می گیرد لذا این بار نیز با تدابیر عاقلانه نمایندگان مجلس طرح استیضاح مطرح نخواهد شد و جریان انحرافی نمی تواند از استیضاح وزیر کشور به نفع خود بهره برداری کند.

وی با بیان اینکه تعامل وزیر کشور با نمایندگان مجلس شورای اسلامی تا امروز بسیار خوب بوده است گفت: اگر نماینده ای در حوزه انتخاباتی خود با مشکل مواجه باشد از طریق طرح سوال از وزیر آن را طرح خواهد نمود.

ترابی خاطرنشان نمود: وزارت کشور به عنوان یک نهاد اجرایی در زمان انتخابات نقش مهمی را ایفا می کند و از آنجایی که نمایندگان از این حساسیت آگاه هستند تحت هیچ شرایطی طرح استیضاح وزیر کشور را در زمان انتخابات مطرح نخواهند کرد.

جریان انحرافی به دنبال به چالش کشیدن وزیر کشور

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: عملکرد وزیر کشور همواره مورد حمایت مجلس بوده و انتخابات مجلس نهم با سلامت كامل برگزار خواهد شد.

محمد کریم عابدی نماینده مردم طبس بشرویه سرایان و فردوس در خانه ملت در حمایت از وزیر کشور گفت: وزیر کشور در طول دوران وزارت خود کارنامه مثبتی داشته و در بعد امنیتی و مقابله با جنگ نرم دشمن عملکرد قابل قبولی داشته است و مورد حمایت نمایندگان مجلس است.

وی در ادامه اظهار داشت: مجلس با رأی قاطع حمایت خود را از وزیر کشور اعلام کرده و همچنان وزیر کشور از حمایت بی دریق مجلس برخوردار بوده و انتخابان مجلس نهم نیز به کوشش وی برگزار خواهد شد.

عابدی با بیان اینكه افرادی در جمهوری اسلامی هستند که عملکرد نظام را مغایر با منافع خود می دانند افزود: جریان انحرافی با به چالش کشاندن وزارت کشور قصد دخالت در امور انتخابات را دارد لذا نمایندگان با آگاهی و اشرافیت کامل بر اوضاع این دسیسه ها را خنثی خواهند ساخت.

وزیر کشور تحت هیچ شرایطی در زمان انتخابات استیضاح نخواهد شد

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی نیز در همین ارتباط  گفت: تحت هیچ شرایطی وزیر کشور در زمان انتخابان استیضاح نمی شود چراکه در این صورت زمینه مناسب برای سوء استفاده جریان انحرافی فراهم خواهد شد.

علی اکبر اولیا نماینده مردم یزد و صدوق در واکنش به برخی اخبار منتشر شده مبنی بر استیضاح وزیر کشور در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: از آنجایی که وزارت کشور نقش مهمی را به عنوان یک نهاد نظارتی در زمان انتخابات ایفا می کند و در صورت کج روی می تواند یک ارگان مهمی برای سوء استفاده جریان های انحرافی داخلی و خارجی باشد لذا تحت هیچ شرایطی در زمان انتخابات وزیر کشور از سوی نمایندگان استیضاح نخواهد شد.

وی تصریح کرد: وزیر کشور در مجلس شورای اسلامی به دلیل تعاملات گسترده از پایگاه ویژه ای برخوردار است و در این شرایط طرح استیضاح وی مطرح نخواهد بود.