علت غیبت امام زمان خود ما هستیم
اگر چه غیبت سلب نعمت ظهور و دیدار امام است كه در اثر بى توجهى ‏ها و غفلت‏هاى بشریت بوده است، امّا از بعد دیگر یك كمال است چرا كه باعث احساس نیاز مردم مى ‏شود كه نامش انتظار است كه فایده‏هاى زیادى بر آن مترتب است. مطلب پیش رو جُستاری در سخنان گهربار عالم ربانی مرحوم حضرت آیت الله بهجت با محوریت حضرت صاحب الزمان (عج) می باشد که در آستانه نیمه شعبان تقدیم خوانندگان گرامی می شود:

علت غیبت امام زمان(ع) خود ما هستیم

سبب غیبت امام زمان(ع) خود ما هستیم، زیرا دستمان به او نمی‌رسد، وگرنه اگر در میان ما بیاید و ظاهر و حاضر شود چه كسی او را می‌كشد؟! آیا جنّیان آن حضرت را می‌كشند، یا قاتل او انسان است؟! ما از پیش در طول تاریخ ائمه(ع) امتحان خود را پس داده‌ایم كه آیا از امام تحفّظ و اطاعت می‌كنیم یا اینكه او را به قتل می‌رسانیم؟! انحطاط و پستی انسان به حدّی است كه قوم حضرت صالح(ع) ناقة صالح را با اینكه وسیلة ارتزاق و نعمت آنها بود، پی كردند، چنان‌كه قرآن كریم دربارة آن می‌فرماید: «لها شربٌ و لكم شرب یوم معلوم، یعنی، یك روز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن، آن ناقه، یك روز آب چاه را می‌خورد و در عوض به آنها شیر می‌داد! بنابراین، همان‌گونه كه ممكن است عقلاً خزینه و انبار نعمت خود را نابود كنند، همچنان كه ناقة صالح را كشتند، امكان دارد كه ما انسان‌های عاقل(!) نیز امام زمان(ع) را كه تمام خیرات از او است و از ناقة صالح بالاتر و پرفیض‌تر است برای اغراض شخصیة خود به قتل برسانیم!

لزوم احتیاط در فتنه‌های آخرالزّمان

سؤال: از حضرت رسول(ص) دربارة آخرالزّمان و فتنه‌های آن نقل شد كه فرموده‌اند: تشخیص تكلیف در آن زمان مشكل است. پس چه باید كرد؟

جواب: اگر به دست آوردن تكلیف مشكل باشد، احتیاط كردن كه مشكل نیست، باید توقّف كرد و احتیاط نمود. ریختن خون مردم، هتك اَعراض [آبروهای] آنها و از بین بردن اموال و دین آنها شوخی نیست، برای ما اتمام حجّت شده است.

گویا به كلی از «عین الله الناظرة» غافل هستیم!

اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بندگانی هستند كه علم و صوابشان مطرد (فراگیر) است، یعنی با داشتن مقام عصمت نه خطا می‌كنند و نه خطیئه و امام زمان(ع) «عین الله النّاظرة و اُذنه السّامعة و لسانه النّاطق، و یده الباسطة؛ چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشادة خداوند است و از اقوال، افعال، افكار و نیّات ما اطلاع دارد؛ مع ذلك گویا ما، ائمه(ع) و به خصوص امام زمان(ع) را حاضر و ناظر نمی‌دانیم، بلكه گویا مانند عامّه، اصلاً زنده نمی‌دانیم و به كلّی از آن حضرت غافل هستیم!

اشراف امام(ع) بر اعمال بندگان

گویا بنا بر این است كه در عمل، خدا، نادیده گرفته شود، با اینكه در روایت «كافی» دارد كه: «در هر شهری عمودی از نور است كه امام(ع) اعمال بندگان را در آن می‌بیند یا ملَكی برای او خبر می‌آورد». همچنین «روح القدس» مؤیّد او با او است، غیر از آن روحی كه هر سال یك بار در شب قدر بر او نازل می‌شود. بنابراین، اگر مثلاً پرده‌ای هم دور عمل خود بكشیم، فایده ندارد و دید امام(ع) نافذتر است و در برابر چشمان واقع بین او مانع و حائل ایجاد نمی‌كند. همچنین در رؤیت امام(ع) مقابله و محاذات (هم‌سویی) شرط نیست، بلكه هر جا كه نشسته، بر أرضین سفلیٰ و سماوات سبع و ما فیهنّ و ما بینهنّ اشراف دارد. خداوند متعال می‌فرماید:

«و آتیناه الحكم صبیّاً؛ در حال كودكی، حكم را به او عطا كردیم» و نیز می‌فرماید: «قال إنّی عبدالله آتانی الكتاب و جعلنی نبیّاً؛ گفت: من بندة خدایم، خداوند به من كتاب عطا كرده و مرا پیامبر قرار داده است. اگر مسئلة امام شناسی بالا رود، خداشناسی هم بالا می‌رود؛ زیرا چه آیتی بالاتر از امام(ع)؟ امام آیینه‌ای است كه حقیقت تمام عالم را نشان می‌دهد.

حدیث ثقلین و اثبات غیبت امام زمان(ع)

«حدیث ثقلین» از ادلّة اثبات غیبت امام زمان(ع) است، زیرا در آن حدیث می‌فرماید: «إنّهما لن یفترقا، قرآن و عترت از هم جدا نمی‌شوند»، یعنی، چه حاضر باشند یا غایب، اگر كسی این حدیث را تحقیق و معنای آن را تحصیل كند، مسئلة غیبت خیلی برای او واضح خواهد بود؛ زیرا در غیر این صورت، «لزم الإنفكاك بین القرآن و العترة؛ لازمة آن جدایی بین قرآن و عترت خواهد بود».

کوتاه گفته های آیت الله بهجت در باره امام زمان (عج)

چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.

*
ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.

*
دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.

*
در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!

*
با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!

*
هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می‌دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی – هر چند ضعیف – خدمتش می‌فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!

*
علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.

*
انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!

*
چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!

*
خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.

*
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.

*
افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!

*
امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.

*
قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست!

*
اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!

*
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.

*
آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!

*
ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!

*
تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.

*
چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!

*
هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

*
خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!

*
آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!

*
اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!

*
با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها – اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی – می توان به آن واسطۀ فیض؛ حضرت حجّت (علیه السلام)، رجوع کرد.

*
حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!

*
راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان… بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.



 

عصبانیت شیخ وهابی از امام جمعه تهران

دیروز نیز "عبداللطیف محمود" شیخ وهابی بحرینی در خطبه های نماز جمعه یکی از مساجد این کشور نسبت به اظهارات آیت الله جنتی شدیدا اعتراض کرد و گفت: "مگر بحرین کشوری کافر است که باید توسط مسلمانان فتح شود؟"
  چندی پیش حضرت آیت الله جنتی، امام جمعه موقت تهران در خطبه های نماز جمعه با اشاره به سرکوبها و جنابات رژیم های آل خلیفه و آل سعود در بحرین از کشتار و زندانی کردن مردم در این کشور انتقاد کرد و گفت:‌ در نهایت نیروهای آمریکایی در لباس نیروهای عربستانی باید از این کشور اخراج شوند و این کشور به دست اسلام و مسلمین فتح و اسلامیت بر آن حاکم شود.

این اظهارات صریح دبیر شورای نگهبان کافی بود تا مقامات رژیم آل خلیفه و حامیانشان به جوش آیند و نسبت به این سخنان حضرت ایت الله جنتی واکنش نشان دهند.

در همان ایام وزارت امور خارجه بحرین با فراخواندن کاردار سفارت ایران در منامه، با تحویل یک نامه به اظهارات امام جمعه موقت تهران درباره این کشور اعتراض کرد و سخنان امام جمعه موقت تهران را استفاده از عبارات خصمانه علیه پادشاهی بحرین توصیف کرد. 

دیروز نیز "عبداللطیف محمود" شیخ وهابی بحرینی در خطبه های نماز جمعه یکی از مساجد این کشور نسبت به اظهارات آیت الله جنتی شدیدا اعتراض کرد و گفت: "مگر بحرین کشوری کافر است که باید توسط مسلمانان فتح شود؟"

به گزارش روزنامه الوسط بحرین، عبداللطیف محمود در واکنش به سخنان آیت الله جنتی گفت:  "مسلمانان طوایف مختلف در این کشور مناسک خود را به جای می آورند، و طبق مذاهب خود امور دینی را انجام می دهند."

ادعاهای این شیخ وهابی بحرینی در حالی مطرح می شود که کشته شدن ده ها شهروند در جریان تظاهرات مسالمت آمیز مردمی، ادامه سرکوب مردم به بهانه های مختلف طایفه ای و فرقه ای، اخراج افراد از کار تنها به اتهام شرکت آنها در اعتراضها، بازداشت و محاکمه شهروندان در دادگاه های نظامی، و شکنجه بازداشت شدگان در زندانهای آل خلیفه، اعتراض بیشتر سازمان های مدافع حقوق بشر و محافل بین المللی را برانگیخته است.

ادامه حضور نظامیان بیگانه که مردم بحرین آنان را به چشم اشغالگر می بینند، و استفاده از این نیروها در سرکوب تظاهرات و فعالیتهای مسالمت آمیز، از دیگر دلایل شدت یافتن فشارهای بین المللی علیه رژیم آل خلیفه است؛ این رژیم سرانجام مجبور شد از هفته گذشته گفت و گوهایی نمایشی را به هدف کاستن این فشارها آغاز کند.